تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر تسبیح

چشم به راه

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ الایة سدّت بصائرهم و كلّت ضمائرهم فاكتفوا بكلّ منقوص ان یعبدوه، و رضوا بكل مخذول ان یدعوه.
توحید و تنزیه و تعظیم

راندگان حضرت ‏اند و خستگان عدل و سوختگان قهر.
بتیغ هجران خسته، و بمیخ « ردّوا » بسته.

آرى!
كاریست ساخته، و قسمتى رفته، نفزوده و نكاسته.
چتوان كرد كه اللَّه چنین خواسته.
صفت آن بیگانگان است كه خداى را نشناختند، و به بیحرمتى و ناپاكى آواز شرك برآوردند، و دیگرى را با وى در خدایى انباز كردند، تا از راه هدى بیفتادند.
امروز درماتم بیگانگى و مصیبت جدایى، و فردا على رؤس الاشهاد فضیحت و رسوایى، و در سرانجام خشم الهى و عذاب جاودانى.

بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ توحید است.
أَنَّى یَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ تنزیه است
« وَ خَلَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ » تعظیم است.

امّا توحید آنست كه در هفت آسمان و هفت زمین خدا است، كه یگانه و یكتا است. در ذات بى ‏شبیه، و در قدر بى ‏نظیر، و در صفات بی همتا است.
تنزیه آنست كه از عیب پاك است، و از نقصان منزّه و مقدس، و از آفات برى، نه محل حوادث، نه حال گرد، نه نونعت، نه تغیّر پذیر.
پیش از كى قایم، و پیش از كرد جاعل،
پیش از خلق خالق، پیش از صنایع قدیر.
تعظیم آنست كه بقدر از همه بر است، و بذات و صفات زبر است. علوّ و برترى صفت و حق اوست، توان بر كمال و دانش تمام نعت عزت اوست. نه در نعت مشابه، نه در صفت مشارك.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الهی اذن فرما تا خانه ما بنور ذکر پاک تو رفعت یابد.
رخصت شرط رفعت است , در آن بالاست که یاد دوست بتمنا در هر صبح و مسایی از میان جان شیفته برخیزد !
رب
ساری , گاهنوشتهای محمود زارع: هر خانه ای را خداوند رفیع نفرموده.رفعت هر خانه ای تنها با اذن خدای تعالی است.
نمیشود که در خانه ای خداوند تعالی را نظری نیک نباشد اما در آن خانه نام و یاد آن حضرت ذکر شود حال بسبب اقامه صلوه و یا قیام به زکوه !
خلاصه آنکه شرافت میخواهد و قابلیت خداوندی که همو اجازه فرماید تا ذکرش در خانه ای برود. تا آن خانه رفعت یابد. مگر نشنیدی که فرمود :
فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ﴿36 / نور )
در خانه‏ هایى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت‏ یابد و نامش در آنها یاد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‏كنند.

یکی از بزرگترین افتخارات هر آدمی در زندگی آن است که خانه اش بوسیله اهل بیتش و یا بسببهای دیگری همواره ذکر خدای تعالی در آن گفته و شنیده شود. این افتخار را هم خداوند عنایت میفرماید.

گرمای هر خانه ای از عشق تنها با نور پاک احدی است که زیستنی میشود و خواستنی !

الهی در مصحف شریفت متذکر شدی که تنها به خانه هایی در دنیا اجازه فرمودی تا رفعت یابند و رفیع گردند و بلند بنام پاک تو و ذکر بامدادی و شامگاهی ات !

چه سرد و بیروح اند منازلی که گاهی در سالی کسی توفیق آنرا نخواهد یافت که رو بسمت دوست نماید و به صلاتی و دعایی خانه روشن نمایند و خوشبو و با طراوت .

برادر اگر دیدی که زن و بچه ها و دیگر ساکنین خانه ات میل به نماز و دعا و ذکر حق تعالی ندارند , بدان که ... ؟!!! باید از خدای تعالی بنوحه و ناله و لابه بخواهیم تا چنین اذنی را برای رفعت خانه هامان صادر فرماید ! 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سبحة تزویر شیخ شهر را كــــردم شمــــار
بــــاطن  او  دام  بــود و ظاهــر آن دانـه بود

حبیب خراسانی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(سبحه تزویر)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض و ما بینهما......
تمام ارزش انسان در داشتن کمری است که اگر سرش برود حاضر نیست در برابر هر کس و ناکسی خم گردد!


سنگ بر احمد سلامی می‌کند          
کوه  یحیی  را  پیامی   می‌کند
ما سمعیعیم و بصیریم و خوشیم        
با  شما  نامحرمان  ما  خامشیم

چون شما سوی جمادی می‌روید       
محرم  جان  جمادان  چون شوید
از   جمادی   عالم  جانها  روید                
غلغل   اجزای   عالم  بشنوید
فاش  تسبیح   جمادات  آیدت               
وسوسه‌ی    تاویلها    نربایدت
چون  ندارد   جان   تو  قندیلها                
بهر    بینش   کرده‌ای   تاویلها
که  غرض تسبیح ظاهر کی بود         
دعوی   دیدن  خیال   غی  بود
بلک  مر   بیننده   را   دیدار   آن                
وقت عبرت می‌کند تسبیح‌ خوان
پس چو از تسبیح یادت می‌دهد       
آن  دلالت  همچو  گفتن می‌بود
"مولانا"



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها