ساری

خداوند به یكى از پیامبران بنى اسرائیل وحى كرد كه مردى از امت او سه دعایش نزد من مستجاب است . پیامبر آن مرد را از این مطلب آگاه ساخت . مرد نیز پیش همسر خود رفت جریان را به وى نقل كرد زن اصرار كرد كه یكى از دعاها را درباره ایشان انجام دهد. مرد هم پذیرفت .
هر چه گفتیم جز حکایت دوست

آنگاه زن گفت از خدا بخواه من از زیباترین زنان باشم .
مرد دعا كرد زن زیباترین زمان خود گشت .
چندان نگذشت شدیدا مورد توجه پادشاهان هواپرست و جوانان ثروتمند و عیاش قرار گرفت .
به شوهر پیر و فقیر خود اعتنا نمى كرد و روش ناسازگارى و بدرفتارى را به همسرش در پیش گرفت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام محمد باقر(ع ) نقل مى فرماید:
در میان بنى اسرائیل ، عابدى به نام جریح بود. او همواره در صومعه اى به عبادت مى پرداخت .
حق پدر و مادر
روزى مادرش نزد وى آمد و او را صدا زد، او چون مشغول عبادت بود به مادرش پاسخ نداد، مادر به خانه اش بازگشت . بار دیگر پس از ساعتى به صومعه آمد و جریح را صدا زد، باز جریح به مادر اعتنا نكرد. براى بار سوم باز مادر آمد و او را صدا زد و جوابى نشنید.
از این رفتار فرزند دل مادر شكست و او را نفرین كرد.

فرداى همان روز، زن فاحشه اى كه حامله بود نزد او آمد و همان جا درد زایمانش گرفت و بچه اى را به دنیا آورده و نزد جریح گذاشت و ادعا كرد كه آن بچه فرزند نامشروع این عابد است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
ولیّهم و مولاهم و والیهم و متولیهم از روى معنى همه یكسان اند، میگوید اللَه خداوند مؤمنان است ، كار ساز و یارى دهنده ایشانست، و راهنماى و دلگشاى دوست ایشانست.
رزاق

در بعضى اخبار مى آید از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلم كه گفت كسى كه كعبه مشرف معظم خراب كند و سنگ از سنگ جدا كند و آتش در آن زند در معصیت چنان نباشد كه بدوستى از دوستان اللَه استخفاف كند،
اعرابیى حاضر بود، گفت یا رسول اللَه این دوستان اللَه كه اند؟
گفت مؤمنان همه دوستان خدااند و اولیاء وى، نخوانده اى این آیت كه اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
نظیرش آنست كه گفت جل جلاله ذلِكَ بِأَنَ اللَهَ مَوْلَى الَذِینَ آمَنُوا وَ أَنَ الْكافِرِینَ لا مَوْلى لَهُمْ میگوید اللَه یار و دوست مؤمنانست و كافران را نه.
و نه خود درین جهان دوست و كار ساز مؤمنانست كه در آن جهان همچنانست، چنانك گفت " نَحْنُ أَوْلِیاؤُكُمْ فِی الْحَیاةِ الدُنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ... الآیة... كار كار مخلصانست، و دولت دولت صادقان، و سیرت سیرت پاكان، و نقد آن نقد كه در دستارچه ایشان، امروز بر بساط خدمت با نور معرفت، فردا بر بساط صحبت با سرور وصلت، إِنَا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ میگوید پاكشان گردانیم و از كوره امتحان خالص بیرون آریم، تا حضرت را بشایند. كه حضرت پاك جز پاكان را بخود راه ندهد ان اللَه تعالى طیّب. لا یقبل الا الطیّب. بحضرت پاك جز عمل پاك و گفت پاك بكار نیاید، آن گه از آن عمل پاك چنان پاك باید شد كه نه در دنیا بازجویى آن را و نه در عقبى، تا بخداوند پاك رسى. وَ إِنَ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ.
خدای مهربان

سرّ این سخن آنست كه بو بكر زقاق گفت نقصان كلّ مخلص فى اخلاصه رؤیة اخلاصه، فاذا اراد اللَه ان یخلص اخلاصه اسقط عن اخلاصه رؤیة لاخلاصه، فیكون مخلصا لا مخلصا میگوید اخلاص تو آن گه خالص باشد كه از دیدن تو پاك باشد، و بدانى كه آن اخلاص نه در دست تست و نه بقوت و داشت تست، بل كه سریست ربانى و نهادى است سبحانى، كس را بر آن اطلاع نه و غیرى را بر آن راه نه. احدیت میگوید سر من سرّى استودعته قلب من احببت من عبادى گفت بنده را بر گزینم و بدوستى خود بپسندم، آن گه در سویداء دلش آن ودیعت خود بنهم، نه شیطان بدان راه برد تا تباه كند، نه هواء نفس آن را بیند تا بگرداند، نه فریشته بدان رسد تا بنویسد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بعضى علما گفته اند علم سحر شناخت شر نیست كه كردار شر است و شناخت دیگر است و كردار دیگر. همچنانك شناخت كفر دیگر است و كافر شدن دیگر و شناخت زنا دیگر است و زنا كردن دیگر، هیچكس بشناخت كفر كافر نگردد تا عمل نكنند همچنین بشناخت سحر كافر نشود تا عمل نكند. و آنچه فریشتگان گفتند فَلا تَكْفُرْ معنى آنست كه میاموز كه چون آموختى بر خود ایمن نباشى كه عمل كنى. و پس بعمل كافر شوى، و تعلیم فریشتگان بمعنى اعلام است.

یعرف مجرمون بسیماهم

فقهاء از اینجا گفتند اگر كسى اقرار دهد كه من سحر نیك دانم و شناسم اما میدانم كه حرام است و باباحت آن معتقد نیستم و كس را نیاموختم، گفتند بر وى هیچ چیز نیست. پس اگر گوید من آموخته ام و مباح است آموختن آن و اعتقاد داشتن باباحت آن رواست، اگر چنین گوید كافر شود یستتاب فان تاب و الّا قتل و همچنین اگر گوید من آموخته ام و تعلیم آن بى كفر صورت نبندد بكفر خود اقرار دارد، یستتاب فان تاب و الّا قتل.

فَیَتَعَلَمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَا بِإِذْنِ اللَهِ
چیزى مى آموزند كه بآن میان مرد و زن جدایى او كنند و این جادوان نتوانند كه كس را گزند نمایند مگر بخواست اللَه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:روزى حضرت عیسى (علیه السلام ) با سه نفر از اصحاب خود از شهر بیرون آمده به صحرا رفتند. چون قدرى از شهر دور شدند خشتى طلا دیدند كه در میان راه افتاده بود.

مکافات عمل

عیسى به اصحاب فرمود: این چیزى است كه هلاك كرده است
یکی از اصحاب عرض كرد: در مزاج خود بیمارى مى فهمم اگر مرخص مى فرمایید، برگردم .
حضرت او را رخصت داد. پس برگشت و آمد كه خشت را بر دارد. یكى دیگر از اصحاب نیز اذن طلبید و برگشت . رفیق سوم نیز رخصت طلبید و مراجعت نمود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

كیفر مامور ستمكار حكومت
در ( زینه المنابر) از محمد بن طلحه شافعى نقل كرده ، كه از واقعات زمان موسى علیه السلام و آثار بنى اسرائیل این قضیه را نوشته است كه :
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
مردى فقیر در آن زمان بود. كه از صید ماهى معاش مى كرد، و امرش به آن مى گذشت .
یك روز ماهى بزرگى صید كرد. خوشحال و مسرور آن را برداشته به سوى خانه روان گردید. در بین راه یكى از اعوان ظلمه (حکومت) با او تصادف كرد. خواست آن (صید) را از او بگیرد.
صیاد ممانعت كرد. آن ظالم چوبى كه در دست داشت به قوت بر سر صیاد زد و به جبر ماهى را از او گرفت و چیزى به آن فقیر نداد.

آن فقیر سر به سوى آسمان كرد. عرض كرد:
خدایا، مرا ضعیف خلق فرمودى و او را قوى . پس حق مرا به زودى از او بگیر؛ چه او به من ظلم نموده (است ) و من تاب صبر كردن تا دار آخرت و قیامت را ندارم .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (چون از او گشتی همه چیز از تو گشت)
.
وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا
 اگر بازگردید بازمى‏ گردیم

چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت
چون از او گشتی همه چیز از تو گشت !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حضرت بقیه الله (عج) می فرماید:
هنگامی که علی بن ابراهیم آزدی به محضر آن کعبه مقصود مشرف پیدا کرد، خطاب به او فرمود:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
320) ان الارض لاتخلومن حجه، ولایبقی الناس فی فتره اکثر من تیه بنی اسرائیل و قد ظهر ایام خروجی. فهذه امانه فی رقبتک، فحدث بها اخوانک من اهل الحق .

« زمین هرگز خالی از حجت نمی ماند و مردم بیش از دوران سرگردانی بنی اسرائیل در فترت نمی مانند این امانتی است در گردن تو، آن را به برادرانت از اهل حق بازگو کن[33]

( روی این پیام دقت و تامل شود )

این حدیث اگر ثابت شود، اشاره ای دارد به یک زمان فترت که در آن غضب خدا بر بندگان نازل شود و جنگها و فتنه ها برپا شود، همچون زمان ما آنگاه خدای تبارك و تعالی با نعمت ظهور بر آنها منت نهاده، آنها را از هر مکروهی برهاند.
شاید در این حدیث به کار بردن لفظ « تیه » رمزی به اعلان رژیم اسرائیل و ادامه این جنگها و تجاوزها تا مدت چهل سال باشد؟ که جز خدا کسی از آن آگاه نیست.
" یوم الخلاص ج یک "


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه هشتم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...در تفسیر سیوطی بنام درّالمنثور در توضیحی که برای آیه مشهور یعنی
« یا ایهاالرسول بلغ ما انزل علیک من ربک ... »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

میدهد روایتی را از ابن مسعود نقل میکند که ایشان گفتند ما این آیه را در زمانی که حضرت رسول (ص) در جامه این دنیایی ظاهر بودند ( بتعبیر من ) اینگونه میخواندیم که « یا ایهاالرسول بلغ ما انزل علیک من ربک ... ان علیا ... »
... همانجا در یکی دو حدیث بالاترش بنقل صحیح میگوید که این آیه در شان و درباره حضرت مولا امیرالمومنین علی (ع) نازل شده است.

... شما کمی تامل بفرمایید که معمولا انسانها مهمترین حرف ها و وصیت هایش را موقعی که میخواهد از این نشئه و از این دنیا برود و رخت خاکی از تن بیفکند , میگوید ! ... و مهمترین امر خداوند و مهمترین وصیت پیامبر در سال آخر عمرشان , همین ولایت و سرپرستی و جانشینی حضرت علی علیه السلام بود . اصلا نبوت و رسالت پیامبر آنهم پیامبر آخر تنها با این وصیت کامل میشود !... مع الوصف فقط برای دلهایی که منحرف و شیطانی اند باز چون و چرا باقی می ماند ...

... نقش ارث بردن را از گذشتگان دست کم نگیرید. خدا نکند از منافقان و دشمنان خط رسول ارث برده باشید! بخصوص منافقان که میتوانند تا آخر هم در چهره یک دوست و یک صحابی بسیار نزدیک و در نقش یک همراه و حتی غمخوار تا آخر بمانند و تنها در زمانی که تو نیستی و نومید از حضورت بشوند آن رگ ارث برده از نفاق می جهد و نقشی برای تو میزند و تو را نسبت به پذیرش راه راست اهل چون و چرای شیطانی میکند و پذیرش ولایت مولا را برایت سنگین و دشوار می نمایاند !

... این فرصت های باقیمانده از عمر برای بازگشت و بخصوص جبران بسیار اهمیت دارد ... نمیتوانید بگویید که خوب حالا دم مرگ توبه میکنم ؛ خیر اگر فعلا با این اعتقاد هستی و به آن امید , بهتره بروید فکری بحال خود بکنید... چون خدا را که نمیتوان فریب داد ! ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

web counter
web counter
 حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی ما * ( قسمت اول )
  تالیف و تنظیم:  محمود زارع
http://mzare.mihanblog.com
مقدمه :
در وبلاگ ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع ) آمده است :؛ یکی از تفاوتهای نسل فعلی با نسل قدیمی تر در تعاملات اجتماعی ( خانوادگی ) با کمال تاسف , کم توجهی به حق و حقوق اولیاء و پدر و مادر از سوی نسل نوجوان و جوان فعلی است . حالا علت یا علتهاش بماند گرچه ما این دلایل را در جای دیگری تا حدودی بررسی کردیم و در ادامه این سلسله نوشتار و گردآوری ها قول بررسی دلائل این معضل را میدهیم , اما در اینجا قصدمان این است که با مراجعه به متون بیشتر کلاسیک ( و نیز متون جدید حسب ضرورت ) نکته هایی را که در کلام و کتاب بزرگان ما موجود میباشد , جمع آوری و در این مجموعه تحت نام «  عطای بی تکرار و پر سفارش خداوند » در همین وبلاگ یعنی ( ساری [گاهنوشتهای محمود زارع ] ) ؛ منتشر نماییم!
ز فرزندان بی شرم زمانه غیر این ناید        که تا آیند از پشت پدر, استند بر رویش ! (واعظ قزوینی)
( پسر , دختر ! بی رضایت پدر و مادر ؛ حتی در دنیا هم راحت نیستی , چه برسد به آخرت ! چرا اینهمه با آبروی پدر و مادر مظلومت بازی میکنی ؟
اندر شکم مام , همان به که شود سقط        آن نطفه که بودش بجز از رنج پدر نیست !
چرا فکر نمیکنی که آنها هم آرزو داشته و دارند که تو همانند پسر و دختر همسایه یا فامیل موفق و آبرومند باشند ؟
فرزند که نااهل و خطاکار برآید    نخلیست که عاری بود از بار سعادت
 این چه بی شرافتی و بدبختی است که با موجوداتی که تمام خوشی ها و نشاطشان در توفیق شماست ؛ چنین رابطه ای را داری ؟
پدر خجلت کشد زاعمال ناشایست فرزند    خطایی چون ز تیر آید , کمان بر خویش می پیچد


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها