ساری

وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ،
سالكان راه حقیقت دو فرقه ‏اند: عالمان ‏اند و عارفان.
فالعالمون وجدوا قلوبهم لقوله تعالى: إِنَّ فِی ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
و العارفون فقدوا قلوبهم لقوله تعالى: وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ.
دل

رمزى غریب است و اشارتى عجیب، دل راه است و دوست وطن، چون بوطن رسید او را چه باید راه رفتن،
در بدایت از دل ناچار است و در نهایت دل حجاب است، تا با دل است مرید است و بى ‏دل مراد است.

از اول دل باید كه بى ‏دل راه شریعت بریدن نتوان، اینجا گفت: لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
و در نهایت با دل بماندن دوگانگى است و دوگانگى از حق دورى است.  ازینجا گفت: یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ،

و گفته ‏اند: صاحب دل چهار كس ‏اند،
زاهد است دل او بشوق خسته،
خائف است دل او با شك شسته،
مرید است دل او بخدمت كمر بسته،
محب است دل وى بحضرت پیوسته.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (62): (راه وصول و تقرب به حق تعالى ) ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! بدان كه انسان را در هر یك از عوالم اربعه صورتى است و وجهى .
عوالم اربعه عبارت است از:
عالم معانى كه عالم اسماء و صفات است ، و
عالم ارواح كه عالم حقایق نیز مى گویند، و
عالم مثال و
عالم شهادت ،
و این كه انسان گریه اش روز كمتر است . و شب گریه و زاریش بیشتر است وجهش آن است كه روز نظرش به محسوسات مى افتد مشغول از آن عوالم مى شود.

اى عزیز! صدور هر حقیقتى از حقایق كونیه از اسمى مخصوص است از اسماء الهیه ، چنان چه به تفصیل بیاید ان شاء الله تعالى . و چون آن حقیقت كه عبارت از سر وجودى است . در مراتب اربعه یعنى عوالم متقدمه معانى و روحانى و مثالى و عنصرى سارى شد از هر مرتبه اى كمالى دیگر او را حاصل است كه پیش از عبور او به این مراتب آن كمال نداشت ، چنان كه آب از چند مرتبه كه گذشت و در درخت گل ، گل شد و بعد از آن باز با آلت قرع و انبیق (وسیله اى كه با آن آب مقطر مى گیرند.) گلاب همان آب است كه بود به زیادتى خواص دیگر مثل عطر و تفریح و تقویت قلب و زیادتى عقل به استعمال آن . پس آن سر وجودى نیز به سبب اكتساب كمالات از مراتب مذكوره او را قوت اتصاف و تخلق به جمیع اوصاف و اخلاق ربانى ممكن است ، پس رجوع او نه بدان جا بود كه صدور آن بود. اگر مرجع عین مصدر باشد آمدن چه فایده دهد؟ و چون در آمدن چندین فواید دیگر چون كمالاتى كه او را از مراتب حاصل شده است زیاد شد و او را استعداد تخلقوا باخلاق الله دست بهم داد با آن كه منشا حقیقت او یك اسم بود، پس مرجع عین مصدر نباشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای بنده من؛ مرا فرمان بر تا تو را همانند خود سازم. من حی نامیرایی هستم و تو را نیز زنده نامیرا می سازم.
من به هرچیزی فرمان دهم خواهد شد، تو را نیز چنان می کنم که به هر چه فرمان دهی انجام پذیرد.

مطیع حق باش آنگاه بخدا هم فرمان ده

خداوند در حدیث قدسی فرموده است: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا حی لا اموت اجعلک حیا لاتموت و انا اقول للاشیاءکن فیکون و انت تقول للاشیاء کن فیکون


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ ﴿194﴾
پروردگارا و آنچه را كه به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده ‏اى به ما عطا كن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو وعده‏ ات را خلاف نمى‏كنى (194)
قرآن.صبر

خداوندا! وعده اى كه خود دادى بسر آر، و درختى كه خود نشاندى ببر آر، چراغى كه خود افروختى روشن دار، مهرى كه بفضل خود دادى آفت ما از آن باز دار،

خداوندا شاد بدانیم كه تو بودى و ما نبودیم، كار تو درگرفتى و ما نگرفتیم، قیمت خود نهادى، رسول خود فرستادى.

خداوندا! تومان برگرفتى و كس نگفت كه بردار، اكنون كه برگرفتى بمگذار! و در سایه لطف مان مى دار! جز بفضل خودمان مسپار!

گر آب دهى نهال خود كاشته
ور پست كنى بنا خود افراشته
من بنده همانم كه تو پنداشته
از دست میفكنم چو برداشته


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله ثُمَ تُوَفَى كُلُ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ
ظلم در قرآن بر چهار معنى است:

ظلم در قرآن

یكى معنى نقص است، كاستن چیزى، چنان كه در آن آیت گفت، یعنى از ثواب نیكوكاران هیچ چیز بنكاهند. همانست كه در سورة الكهف گفت: وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً، و در سورة الانبیاء گفت: وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً، و در سورة مریم: وَلا یُظْلَمُونَ شَیْئاً.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿135﴾
و آنان كه چون كار زشتى كنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏ آمرزد و بر آنچه مرتكب شده ‏اند با آنكه مى‏دانند [كه گناه است] پافشارى نمى‏كنند (135)
خدا رحیم است

لطیفه این آیت آنست كه: اللَه به موسى (ع) وحى فرستاد كه ظالمان را گوى تا ذكر من نكنند كه آن گه من ایشان را بلعنت یاد كنم و ظالمان این امّت را گفت: أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَهَ.

اینان را در ذكر بستود، آن گه گفت: وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُنُوبَ إِلَا اللَهُ؟ یعنى كه: شما ذكر من فرو مگذارید كه گناهان شما من خود آمرزم. فشتّان ما بین امّة و امّة.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ اللَهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَالِمِینَ همان است كه جاى دیگر گفت: إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ یَكُنِ اللَهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً.
هدایت فقط کار خداست

اگر كسى گوید چونست كه ربّ العالمین اینجا هدایت از كافر نفى كرد، و جاى دیگر گفت وَ أَمَا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ؟
جواب آنست كه هدایت بر سه ضرب است:
یكى عقل ممیّز است میان خیر و شرّ، و راست و دروغ، و راه بردن به بعضى مصالح كار خویش.
و عامّه اهل تكلیف از مؤمن و كافر و آشنا و بیگانه درین هدایت یكسانند. و هو المعنى
بقوله تعالى: أَمَا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ و مثله قوله: إِنَا هَدَیْناهُ السَبِیلَ. وَ هَدَیْناهُ النَجْدَیْنِ، أَعْطى كُلَ شَی ءٍ خَلْقَهُ ثُمَ هَدى این همه ازین هدایت است كه گفتیم. و هم ازین بابست آنچه بعضى جانوران را داد بر سبیل تسخیر، و ذلك فى قوله تعالى: وَ أَوْحى رَبُكَ إِلَى النَحْلِ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة...
...معنى حدیث آنست كه خداوند بزرگوار كردگار نامبردار بآدم صفى وحى فرستاد، كه اى آدم منم خداوند جهان و جهانیان، آفریدگار همگان، پادشاه كامران، منم خداوند بكة، نشینندگان در آن همسایگان منند، و زوّار آن وفد من اند، و مهمانان من اند، و در پناه من اند، باهل آسمان و زمین آبادان دارم و بزرگ گردانم این بقعه، تا از هر سویى و هر قطرى جوك جوك مى آیند مویهاشان از هم بر كرده، و رویها گرد گرفته از رنج راه، تكبیر گویان و لبیك زنان، روى بدان صحراى مبارك نهاده، و بخون قربان زمین آن رنگین كرده،
مناجات موسی

اى آدم! هر كه این خانه را زیارت كند، و در آن مخلص بود، وى مهمان منست، و از كسان منست، و از نزدیكان بمن است. سزاى جلال من آنست كه وى را گرامى كنم، و با تحفه رحمت و عطاء مغفرت باز گردانم،

اى آدم! در فرزندان تو پیغامبریست نام وى ابراهیم، خلیل من و گزیده من، بدست وى بنیاد این خانه بر آرم، و عمارت فرمایم، و شرف آن پیدا كنم، و سقایه آن پدید آرم، و حرم آن را نشان كنم، و پرستش خود در آن وى را بیاموزم. پس از وى جهانیان را فرا عمارت آن دارم، و توقیر و تعظیم آن در دلشان نهم، تا نوبت به محمد عربى رسد، خاتم پیغامبران، و چراغ زمین و آسمان، مولد و منشأ وى گردانم، مهبط وحى منزل كرامت وى كنم، سقایة و نقابة و ولایت آن بدست وى مقرر كنم، وانگه مؤمنانرا از اطراف عالم عشق آن در دل نهم، تا سر و پاى برهنه، ضیاع و اسباب بگذاشته، جان بر كف دست نهاده، مویها از هم بر كرده، رویها گرد گرفته، همى روند و گرد آن خانه طواف میكنند، و از ما آمرزش میخواهند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: الْحَجُ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ ... (*) حاء اشارتست بحلم خداوند با رهیكان خود، جیم اشارتست بجرم بندگان و آلودگى ایشان، چنانستى كه اللَه گفتى :
الله : بنده من عذر خواه

بنده من! اكنون كه جرم كردى بارى دست در حبل حلم من زن و مغفرت خواه تا بیامرزم، كه هر كس آن كند كه سزاى وى باشد، سزاى تو نابكارى و سزاى من آمرزگارى! قُلْ كُلٌ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ

بنده من! گر زانك عذرخواهى، عذر از تو و عفو از من، جرم از تو و ستر از من، ضعف از تو و برّ از من، عجز از تو و لطف از من، جهد از تو و عون از من، قصد از تو و حلم از من.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بخشش خدا

دوستان من ! آنانی که همچو محمود بند بند گی پاره کرده
و رشته دوستی با رفیق گسسته
و روزی خدا خوردیم و فر مان ابلیس بردیم ؛ مایوس نباشید
که اگر ما از بند گی افتادیم , او از خدایی نیافتاده .....
و و هو الرحم الراحمین
شنیدم که میگفت : صدای استغفار گناهکاران دلشکسته را دوستتر دارد !!!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بندگان را نبود جــز غـــم آزادی و مـــن
 پادشاهی کنم ار بنده خویشم خوانی

سعدی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(بنده پادشاه)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (54): (همت بلند و عزم بر سلوك )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! قدم در نه كه آدمى صنیع خداست و قوتى در او هست كه روى به هر چه آورد و سست نشود از پیش برد. از این جاست كه بزرگان گفته اند:
اگر گویى كه بتوانم قدم درنه كه بتوانى
و گر گویى كه نتوانم برو بنشین كه نتوانى

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى عزیز!
اسیر لذت تن گشته اى و گرنه ترا
چه عیشهاست كه در ملك تن مهیا نیست

و تا به بلا و مصایب او را امتحان ننمایند و خالص نگردانند به آن لذات روحانیه نمى رسد. ان الذهب لیجرب بالنار، و ان العبد الصالح لیجرب بالبلاء. و الحكمة فى امتحان الله تعالى عباده الصالحین اظهار ما فى ضمایرهم من صدق الدعوى و كذبه .
و فى مصباح الشریعة : و المدعى یطالب بالبینة لا محالة و هو مفلس ، فیفتضح . و الصادق لا یقال (له ): لم .( مصباح الشریعة باب 94: دعوى)

....طلا با آتش آزموده مى شود و بنده صالح با بلاء. حكمت آزمایش خداى متعال بندگان صالح خود را، اظهار صدق و كذاب ادعایى است كه در باطن دارند. و در مصباح الشریعة فرموده است : و مدعى ناگزیر از وى دلیل خواهند و چون از داشتن دلیل تهیدست است رسوا خواهد شد، ولى به راستگو نمى گویند دلیلت چیست ؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:ششم : تا تواند مرید در اول كار به عزیمت كار كند و گرد رخصت نگردد.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
قال فى شرح منهاج (منازل صح . شرح منازل السایرین ، ط بیدار، ص 350.) السایرین فى باب التعظیم : و الجفا ترك المامور، و هو معصیة ، فان اهل السلوك ارباب العزایم ، فان نزلوا الى الرخصة كان جفاء منهم و ذنب حالهم و معصیة ، فان ذلك تفریط منهم ، و التفریط فى حقهم جفاء. (منازل صح . شرح منازل السایرین ، ط بیدار، ص 350.)

....جفا ترك دستور است ، و آن نافرمانى است ، چه اهل سلوك صاحبان عزیمت اند، پس اگر به درجه رخصت سقوط كردند از آنان جفا و گناه حال و معصیت به شمار آید، چه این كار از آنان تفریط محسوب مى شود، و تفریط در حق آنان جفاست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و اعلم یا بنى ان احب ما انت اخذ به الى من وصیتى تقوى الله و الاقتصار على ما فرضه الله علیك ، یا بنى اجعل نفسك میزانا فیما بینك و بین غیرك ، فاحب لغیرك ما تحب لنفسك ، و اكره له ما تكره لها، و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم ، و احسن كما تحب ان یحسن الیك ، و استقبح من نفسك ما تستقبح من غیرك ، و ارض من الناس ما ترضاه لهم من نفسك ، و لا تقل ما لا تعلم و ان قل ، و لا تقل ما لا تحب ان یقال لك . و اعلم ان الاعجاب ضد الصواب و آفة الالباب .( (نهج البلاغة )، قسمتهایى از نامه 31.)

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

فرزندم ! بدان كه محبوبترین چیز از سفارش من كه بدان دست مى یازى تقواى الهى است و بسنده كردن به آنچه خداوند بر تو واجب نموده .
فرزندم ، خودت را از ترازوى انصاف میان خود و دیگران قرار ده ، پس هر چه را براى خود مى پسندى براى دیگران بپسند، و آن چه را براى خود نمى پسندى براى دیگران نیز نپسند، ستم مكن چنان كه دوست ندارى به تو ستم شود، نیكى كن چنان كه دوست دارى به تو نیكى شود، هرچه را ازدیگران زشت مى شمارى از خود نیز زشت شمار، آن چه را از خود براى دیگران مى پسندى از دیگران براى خود بپسند، آن چه را نمى دانى مگو هر چند اندك باشد، و آن چه را دوست ندارى به تو گویند تو نیز به دیگران نگو. و بدان كه خودبینى ، خلاف درستى و آفت خردهاست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنگاه که غرور کسی را له می کنی.سهراب سپهری
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی.
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی.
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری.
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی.
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری.
می خواهم بدانم،دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خودت دعا کنی؟
"سهراب سپهری"


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها