ساری,گاهنوشته های محمود زارع: در كتاب ( زینت المجالس ) حكایت مى كند از محمد مهلبى - كه عاقبت به درجه وزارت رسید - مى گوید كه :

مکافات عمل

نوبتى با جمعى در زورقى نشسته از بصره متوجه بغداد شدیم . شخصى در آن كشتى بود كه با مردم مزاحم بسیار مى كرد. اهل كشتى از روى ظرافت زنجیرى بر پاى او بستند. بعد از اینكه خواستند پیاده شوند هر چه تفحص نمودند، كلید قفلى كه به زنجیر بسته بودند پیدا نشد و قفل سازى هم كه بتواند قفل را باز كند حاضر نبود. بالاخره موقع پیاده شدن از زورق بعضى از سكنه كشتى رفتند به شهر آهنگرى را آوردند كه قفل را باز كند. آهنگر گفت : من این قید را بى حكم شحنه نگشایم .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.