چشم به راه

چرا سنّیان با دست بسته نماز میخوانند ؟!صد مورد بدعت در دین توسط خلفای ثلاثه
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:نخستین کسی که امر و اصرار کرد که مردم تحت سلطه او در نماز دست روی دست بگذارند و اینگونه به ادای فریضه واجب صلاه قیام کنند عمر بن خطّاب جانشین ابوبکر بن ابی قحافه بود.

علّامه در تذکره آورده است که هنگامی که اسرای عجم و مجوس و گبر را نزد عمر خطاب آوردند (بیچاره اسراء از ترس گردن زده شدن که پیشه اعراب جاهلی بود و ارث آن هم اینک به پیروان آنان نیز رسیده است ) آنها دست روی دست گذارده بودند.
عمر گفت چرا چنین کرده اید؟ ( از علت این نحوه خاص ایستادن توضیح خواست)
اسرا (ی گبر و مجوس) گفتند ما در مقام خضوع و تواضع از برای حاکمان خویش چنین می کنیم .
عمر ( طبق معمول بدون تامل و تفکر ) گفت خوبست مردم در مقابل خداوند هم در حال نماز چنین بایستند.

اما جناب عمر غافل بود که تشبیه به مجوس در احکام شرعیه قبیح است.( هر چند که آن فعل برای خود مجوسیان و یا در اصل خودش بی ایراد بوده باشد ) . بهمین سبب در شمع الیقین هم آورده که از بدعت های عمر خطّابست دست بستن در حال نماز که افعال یهود و نصارا است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... مهر زنان واجب است از چیزهایى باشد كه مرد مسلمان آن را در تملّك دارد؛ خواه موجود یا قرض یا منفعت باشد. مقدار آن هم مربوط به زن و شوهر است كه بر آن تراضى داشته باشند. زیاد باشد یا اندك ، در صورتى كه كمى آن ، آن را از مالیت ساقط نكند؛ مانند یك دانه گندم . بله مستحب است كه در كثرت ، از پانصد درهم تجاوز نكند.

     عمر بن خطاب تصمیم گرفت كه از زیاده روى در مهرها جلوگیرى به عمل آورد تا امر ازدواج - كه تكثیر نسل بر پایه آن استوار است - تسهیل شود و جوانان از ارتكاب حرام مصون گردند؛ چون پیغمبر اكرم - صلّى اللّه علیه وآله - فرموده بود: ((هر كس ازدواج كند، یك سوم دین خود را نگاه داشته است )).

زنان وهابی در عربستان

به همین منظور، عمر خطاب روزى در منبر ایستاد وگفت :
به من خبر نرسد كه مهر زنى از میزان مهر زنان پیغمبر بالاتر رفته باشد؛ چون در غیر این صورت ، زیادى را بر مى گردانم .

زنى برخاست و گفت : چنین حقى را خدا به تو نداده است . خداوند مى فرماید:
((اگر خواستید زنى را رها كرده و به جاى او زنى دیگر بگیرید و مال بسیارى را مهر او كرده اید، البته نباید چیزى از مهر او باز گیرید. آیا به وسیله تهمت زدن به زن ، مهر او را مى گیرید؟ و این گناهى بزرگ و زشتى این كار، آشكار است و چگونه مهر آنان را خواهید گرفت در صورتى كه هر كس به حقّ رسیده (مرد به لذت و آسایش و زن به نفقه و مهر خود) در همچنین زنان ، مهر را در مقابل عقد زوجیّت و عهد محكم حقّ از شما گرفته اند))([1]) .

با شنیدن این آیه و سخن آن زن ، عمر از حكم خود برگشت و گفت : آیا تعجّب نمى كنید از پیشوایى كه اشتباه كرد و زنى كه راه صواب پیمود، و مبارزه كرد با پیشواى شما و بر او پیروز شد؟!([2]) .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو