چشم به راه

النوبة الاولى / قوله تعالى:
صبر و اسلام

قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ سالاران قوم فرعون گفتند: إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ (109) اینست بدرستى جادویى دانا استاد.

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ میخواهد كه بیرون كند شما را از زمین شما فَما ذا تَأْمُرُونَ (110) چه چیز فرمائید؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:

خداوند بر هر چیزی نگهبان اسن

وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ و خداى را انبازان گفتند
الْجِنَّ فریشتگان
وَ خَلَقَهُمْ و فریشتگان را اللَّه آفرید
وَ خَرَقُوا لَهُ و بدروغ و افتعال برو بستند
بَنِینَ وَ بَناتٍ پسران و دختران
بِغَیْرِ عِلْمٍ بى‏هیچ دانش
سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ چون پاك است او و برتر
عَمَّا یَصِفُونَ (100) از آن صفت كه ایشان مى‏كنند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مقام طمأنینه چیست؟ آیا طمأنینه با ایمان فرق دارد؟
جواب :
 ایمان دارای درجاتی است كه ممكن است برخی از آنها با تزلزل همراه باشد.
مقام والای ایمان، همان طمأنینه است كه راه رسیدن به این درجه والا، گناه نكردن است.
اگر ما خود را با گناه مسموم نكنیم، مشكلی به وجود نمی ‏آید و اگر آسیبی به ما رسید، امتحانی بیش نیست.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

گندم تا زمانی كه در انبار است، ارزان قیمت است؛ ولی وقتی تحت فشار سنگ آسیاب آرد شد، قیمت آن افزایش می‏ یابد و هنگامی كه در تنور به نان تبدیل شد، قیمت آن از پیش گران‏تر می‏شود. این فشارها موجب كمال گندم است.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فَافْرُقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ اى باعد بیننا و بین القوم العاصین الّذین عصوا ان یقاتلوا عدوّهم، اى لا تجعلنى و أخى فى جملتهم.
پس وحى آمد بموسى كه یا موسى! اكنون كه عصیان نمودند، و تو ایشان را فاسقان نام كردى، ایشان را عذاب فرو گشایم، و همه را هلاك كنم، و دمار بر آرم مگر آن دو بنده فرمانبردار یوشع و كالب.

قرآن کریم

موسى بزارید در اللَه، و گفت:
خداوندا زینهار ایشان را هلاك مكن، و این یك بار دیگر ایشان را بمن بخش.
بار خدایا! در گذار و عفو كن از ایشان، باشد كه از صلب ایشان فرزندانى آیند كه از فرمانبردارى بنگردند.

رب العالمین گفت: یا موسى مرادت بدادم، اما پس ازین ایشان را نیست و نرسد كه در زمین قدس شوند، و این بیابان برایشان حرم ساختم، و حرام كردم برین زمین كه ایشان را از خود بیرون گذارد تا چهل سال برآید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (شرک)

سوره یوسف :
وَمَا یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ ﴿106﴾
و بیشترشان به خدا ایمان نمى ‏آورند جز اینكه [با او چیزى را] شریك مى‏ گیرند


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یا أَیُهَا النَاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِكُمْ
برهان اینجا مصطفى (ص) است. وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكُمْ نُوراً مُبِیناً و نور قرآن است درین آیت. هم چنان كه در سورة الاعراف گفت: وَ اتَبَعُوا النُورَالَذِی أُنْزِلَ مَعَهُ یعنى القرآن.

الهى

جاى دیگر گفت: فَآمِنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُورِ الَذِی أَنْزَلْنا یعنى القرآن.
و در قرآن نور است بمعنى دین اسلام، چنان كه گفت: یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَاللَهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَهُ إِلَا أَنْ یُتِمَ نُورَهُ یعنى: الّا ان یظهر دینه.
و در سورة نور گفت: یَهْدِی اللَهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ یعنى لدینه.

وجه سیوم نور است بمعنى ایمان، چنان كه در سورة الانعام گفت: وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَاسِ.
و در سورة الحدید گفت: وَ یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ یعنى ایمانا تهتدون به.
و در سورة البقرة گفت: یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُلُماتِ إِلَى النُورِ یعنى من الكفر الى الایمان.

چهارم نور است بمعنى هدى، كقوله: اللَهُ نُورُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ یعنى بنوره و هداه یهتدى من فى السّماوات و من فى الأرض " مثل نوره " یعنى: الّذى یقذفه فى قلب المؤمن حتّى یهتدى به.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مَّا یَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِیمًا ﴿147﴾
اگر سپاس بدارید و ایمان آورید خدا مى ‏خواهد با عذاب شما چه كند و خدا همواره سپاس‏ پذیر [=حق ‏شناس] داناست (147)
قرآن کریم
النوبة الاولى
قوله تعالى:
ما یَفْعَلُ اللَهُ بِعَذابِكُمْ چه كار دارد و چه كند خداى بعذاب كردن شما،
إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ اگر خداى را منعم دانید و او را استوار گیرید،
وَ كانَ اللَهُ شاكِراً عَلِیماً (147) و خداى سپاس دار است داناى همیشه اى.

لا یُحِبُ اللَهُ دوست ندارد خداى،
الْجَهْرَ بِالسُوءِ مِنَ الْقَوْلِ سخن گفتن ببدى،
إِلَا مَنْ ظُلِمَ مگر كسى كه بر وى ستم كنند،
وَ كانَ اللَهُ سَمِیعاً عَلِیماً (148) و خداى شنواست داناى همیشه اى اى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِیَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن یَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلًا بَعِیدًا ﴿136﴾
اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید به خدا و پیامبر او و كتابى كه بر پیامبرش فرو فرستاد و كتابهایى كه قبلا نازل كرده بگروید و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پیامبرانش و روز بازپسین كفر ورزد در حقیقت دچار گمراهى دور و درازى شده است (136)

قرآن کریم

النوبة الاولى
قوله تعالى:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
آمِنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ بگروید بخدا و برسول وى،
وَ الْكِتابِ الَذِی نَزَلَ عَلى رَسُولِهِ و بقرآن كه برسول خود فرو فرستاد،
وَالْكِتابِ الَذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ و بكتابها كه از پیش فرو فرستاد بر پیغمبران،
وَ مَنْ یَكْفُرْ بِاللَهِ و هر كه كافر شود بخدا،
وَ مَلائِكَتِهِ و فریشتگان وى،
وَ كُتُبِهِ و كتابهاى وى،
وَ رُسُلِهِ و رسولان وى،
وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ و بروز رستاخیز،
فَقَدْ ضَلَ ضَلالًا بَعِیداً (136) او بیراه گشت بیراهى دور.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً الآیة
ربّ العالمین، خداوند جهانیان، و دارنده همگان، بخشاینده مهربان، درین آیت بر رهیگان توبت عرضه میكند، و در عفو امید میدهد، و تشدیدها كه گفته است همه را درمان میسازد، هم بیگانه را از بیگانگى مى باز خواند، هم عاصى را از معصیت، و همه را بكرم خود امید میدهد:

قرآن کریم

بیگانه را میگوید: إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ اگر از كفر باز آیند، و اسلام بجان و دل درپذیرند، در گذشته با ایشان هیچ خطاب نكنم، فانّ الاسلام یهدم ما قبله، و

عاصى را میگوید: ثُمَ یَسْتَغْفِرِ اللَهَ یَجِدِ اللَهَ غَفُوراً
چندان دارد كه عذرى بر زبان آرد، و پشیمانى در دل آرد، پس بجاى هر بدى نیكى بنویسم: فَأُوْلئِكَ یُبَدِلُ اللَهُ سَیِئاتِهِمْ حَسَناتٍ. كریم است آن خداوندى كه پیوسته بندگان را با خود میخواند، و خود را بر ایشان عرضه میكند، و لطف مینماید، و عیب میپوشد،و عطا میباراند، و از بار میكاهد، و در برّ میفزاید. اینهمه بآن میكند تا مگر آزرم دارند، و اجابت كنند، و بهره ور شوند، و نیك خدایى وى دریابند، و از نیك خدایى وى آنست كه بنده را توفیق دهد، تا دریابد، و بنماید تا ببیند، و بر خواند تا بیاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا ﴿71﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید [در برابر دشمن] آماده باشید [=اسلحه خود را برگیرید] و گروه گروه [به جهاد] بیرون روید یا به طور جمعى روانه شوید (71)

قرآن کریم
النوبة الاولى
قوله تعالى:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
خُذُوا حِذْرَكُمْ پرهیز خود گیرید،
فَانْفِرُوا بیرون روید بنفیر،
ثُباتٍ جوك جوك،
أَوِ انْفِرُوا جَمِیعاً (71) یا بیرون روید بهم.

وَ إِنَ مِنْكُمْ و از شما كس است،
لَمَنْ لَیُبَطِئَنَ كه مى مردمان را گران كند در كار غزا، و ایشان را باز پس مینشاند،
فَإِنْ أَصابَتْكُمْ مُصِیبَةٌ ار چنان بود كه در غزا بشما مصیبتى رسد،
قالَ گوید
قَدْ أَنْعَمَ اللَهُ عَلَیَ خداى نیكویى كرد با من،
إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِیداً (72) كه با ایشان حاضر نبودم در روز مصیبت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خیر پنهان

بگذر ز ریا که طور ایمان نبود
تخم عمل آن به که نمایان نبود

دانی که نروید و نبخشد ثمری
تا دانه بزیر خاک پنهان نبود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

من دعاها کرده ام زین آرزو
واقعه ما را که داند غیر تو

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع
:...برای آنانکه دلی ظریف و روحی پاک دارند کاملا روشن است که هر صورت دعا را نمیتوان نیایش و راز و نیاز حقیقی تلقی کرد بلکه برای تحقق دعاهای واقعی دو زمینه مختلف داریم و بدون آن دو پدیده دعا یا تقلید کورکورانه است یا از عادتهای معمولی سرچشمه میگیرد یا سودجویی برای خود طبیعی یا حفظ خودخواهی است. دو زمینه دعا بقرار زیر است :

1- شکستن صخره های آهنین دل و جوشیدن آب حیات زلال روح که به منبع الهی پیوسته است باستثنای آمادگی های کلی بوسیله بینش و تقوا سایر شرائط و مقتضیات این زمینه نه ضابطه معینی دارد و نه موقع مشخص . گاهی این انفجار شگفت انگیز وسعت فوق العاده ای را در افق روح بوجود می آورد که دعاکننده بیاد بیچارگان دردمند افتاده , گویی تلخی درماندگی آنان را نیز در می یابد بهترین مجسم کننده این گشایش روانی اشعاریست که نظامی گنجوی سروده است. او در دعای مقدمه خسرو و شیرین چنین می سراید :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ یَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْرًا كَثِیرًا ﴿19﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید براى شما حلال نیست كه زنان را به اكراه ارث برید و آنان را زیر فشار مگذارید تا بخشى از آنچه را به آنان داده ‏اید [از چنگشان به در] برید مگر آنكه مرتكب زشتكارى آشكارى شوند و با آنها بشایستگى رفتار كنید و اگر از آنان خوشتان نیامد پس چه بسا چیزى را خوش نمى‏ دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى ‏دهد (19)
قرآن

النوبة الاولى
قوله تعالى:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
لا یَحِلُ لَكُمْ شما را حلال نیست،
أَنْ تَرِثُوا النِساءَ كه زنان یكدیگر بمیراث برید
كَرْهاً بر نبایست ایشان،
وَ لا تَعْضُلُوهُنَ و ایشان را از نكاح باز مدارید،
لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَ تا از آنچه فرا ایشان میباید داد چیزى برید،
إِلَا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مگر كه فاحشه اى كنند،
مُبَیِنَةٍ فاحشه اى به بیّنت روشن كرده و محكم،
وَ عاشِرُوهُنَ بِالْمَعْرُوفِ و با ایشان بنیكویى زندگانى گزارید،،
فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَ اگر ایشان را نخواهید و خوش نیاید شما را،
فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً مگر كه شما را ناخوش آید چیزى،
وَ یَجْعَلَ اللَهُ فِیهِ خَیْراً كَثِیراً (19) و خداى در آن شما را نیكویى فراوان دارد و سازد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هو الله الذی لا اله الا هو
او خدایی است که جز او معبودی نیست. *
ساری , گاهنوشته های محمود زارع (تفسیر کفر و ایمان)

کفر و ایمان قرین یکدیگرند

هر کرا کفر نیست ایمان نیست


ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... هر چند که اقرار بوجود واجب و صفات او و نبوت انبیاء الهی و امامت اوصیاء نبی ختمی مرتبت از حضرت مولی الموحدین و امیرالمومنین علی علیه السلام تا حضرت بقیه الله علیه السلام , موجب آن میشود که در شآن مقرّ باینها حکم به ایمان و بخصوص اسلام نمائیم و احکام مومنین را بر چنین فردی فرض بدانیم , که البته کثیری از مردم بتقلید از آباء و امهات چنین وضعی پیدا میکنند , ولی در حاق واقع ایمان واقعی نمیشود الا به ادله قطعیه و براهین عقلیه و یا در مرتبه ای دیگر با فطرت و ...

چنین وضعی به آدم حمل نمیشود الا بدان که در بادی امر خویش را از ایمان و اعتقاد آبایی و تقلیدی برهاند بنحوی که از عصبیّت بری شود و بخصوص متدین و مومن ؛ دین ( خدا و پیامبر و اوصیاء آنها ) را آنطور که دین است بپذیرد نه آنکه دین را مثلا در صورتی بپذیرد که فلان شخصیت ( که ماذون و منصوب از جانب خدا و رسولش هم نباشد ) در ضمن مثلا  آن نفی نشود!

... شخصیت تنها در صورت نصب الهی از دو طریق مشهور ( 1- کتاب خدا و 2- وصیت پیامبر خدا ) جزء دین محسوب و شایسته اطاعت گشته بنحوی که اطاعت از او عین اطاعت از رسول (ص) باشد؛ درست همانند آنکه اطاعت از رسول (ص) اطاعت از خدای تعالی بیان شده و میباشد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گر جلوه می نمائی و گر طعنه می زنی
مــا نیستیــم معتقـد شیـخ خــودپسـتد
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:
در علل الشرایع شیخ صدوق (ره) در جلد 1 و ص 63 روایتی عجیب و تامل برانگیز دیدم که بلادرنگ این بیت حافظ ما در ذهنم نقش بست که ؛
ما و می و زاهدان و تقوی
تا یــار ســـر کـــــدام دارد


......علت های عجیب در حکمت الهی... بگذریم بخشی از متن را با هم مرور میکنیم !
... ابوالحسن طاهرین محمدبن یونس بن حیات که مرد فقیهی است در اجازه ای که بمن در بلخ داد فرمود :
محمدبن عثمان هروی از ابومحمد حسن بن مهاجر از هشام بن خالد از حسن بن یحیی از صدقه بن عبدالله از هشام از انس از نبی اکرم صل الله علیه و آله نقل کرده که آنحضرت نیز از جبرئیل علیه السلام حکایت کردند که وی گفت :

خداوند تبارک تعالی فرمود :
کسی که به دوست و ولیّ من اهانت کند به محاربه با من برخاسته است


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مردی به حضرت امام حسین (ع) گفت : بنشینید تا با هم در موضوع دین مناظره و بحث كنیم، حضرت فرمود: من به دین خود بینا هستم و هدایت الهی بر من آشكار است، اگر شما از دین بی‌اطلاعید، خود در طلب آن بروید و بیاموزید. سپس فرمود: مرا با  مراء و خصومت چكار؟ این شیطان است كه در ضمیر آدمی وسوسه می‌كند و می‌گوید با مردم در امر دین مناظره كن و بحث نما تا درباره‌ات گمان ناتوانی و نادانی نبرند. الحدیث جلد 2  صفحه 52

امام حسین علیه السلام

 امام حسین (ع) روزى به ابن عباس فرمود: در باره چیزى كه به تو مربوط نیست سخن مگو زیرا میترسم به گناه دچار شوى. درباره چیزى كه مربوط بتو است نیز صحبت مكن مگر بدانى جاى صحبت كردن است بسا از گویندگان كه به حق سخن گفته ‏اند ولى سرزنش شده‏ اند با دو كس بحث و جدال مكن شخص حلیم و شخص سفیه. حلیم تو را عصبانى میكند و نادان اذیتت میكند، در پشت سر برادر مؤمن خود چیزى بگو كه دوست دارى او پشت سر تو بگوید. چنان عمل كن همانند مردى كه میداند از جرائمش بازخواست میكنند و پاداش كارهاى نیكش را میدهند و السلام.
سخن نافع بن جبیر به او رسید كه در باره معاویه گفته بود: معاویه به جهت حلم ساكت میماند و بواسطه داشتن علم سخن میگوید. امام علیه السلام فرمود بلكه خودخواهى موجب سخن گفتن او می ‏شود و فروماندن موجب سكوتش میگردد.     بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116  )  www.mzare.ir


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل سوم (در خوف و حزن)

دوستان خدا نمی ترسند

قال اللّه سبحانه و تعالی : « وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ » (اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید) (آل عمران / 175 )
علما گفته‏اند « الحزن علی ما فات و الخوف ممّا لم یأت ».

پس حزن عبارت باشد از تألّم باطن به سبب وقوع مکروهی که دفع آن متعذّر باشد، یا فوات فرصتی، یا امری مرغوب فیه که تلافی آن متعذّر باشد.

و خوف عبارت بود از تألّم باطن به سبب توقّع مکروهی که اسباب حصول آن ممکن الوقوع باشد، یا توقع فوات مطلوبی و مرغوبی که تلافی آن متعذّر بود.

پس اگر اسباب حصول معلوم الوقوع باشد یا مظنون به ظنّی غالب، آن را انتظار مکروه نیز خوانند و تألّم زیادت باشد، و اگر تعذّر وقوع اسباب معلوم باشد و تألّم حاصل آن را خوفی خوانند که سبب آن مالیخولیا باشد.

و خوف و حزن ارباب سلوک از فایدتی خالی نباشد، چه حزن اگر به سبب ارتکاب معاصی باشد، یا به سبب فوات مدّت‏ گذشته در عطلت از عبادت، یا در ترک سیر در طریق کمال مقتضی تصمیم عزم توبه باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل پنجم (در محاسبت و مراقبت)

آنچه را که در دل دارید خدا میداند !

قال اللّه تعالی: وَإِن تُبْدُواْ مَا فِی أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ « و اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشكار یا پنهان كنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏كند؛  » (بقره / 284).

محاسبت با کسی حساب و مراقبت نگاهداشتن بود. و مراد از محاسبت آن است که طاعات و معاصی را با خود حساب کند تا کدام بیشتر است، اگر طاعت بیشتر باشد باز بیند که در فضل طاعات بر معاصی با نعمتهائی که حقتعالی در حق او کرامت کرده است چه نسبت دارد، اوّل وجود او و چندین حکمتها در آفرینش اعضای او که علمای تشریح چندین کتب در شرح آنقدر که فهم ایشان به آن رسیده است ساخته ‏اند با آنکه از آنچه هست از دریائی قطره‏ای فهم نکرده‏ اند، و چندین فوائد که در قوتهای نباتی و حیوانی در او موجود است پیدا کرده است، و چندین دقایق صنع در نفس او که مدرک علوم و معقولات است بذات خود و مدرک محسوسات و مدبّر قوی و اعضا به آلات ایجاد کرده است و روزی او که از ابتدای خلقت تقدیر کرده است و اسباب پرورش او از علویّات و سفلیات ساخته.

پس اگر فضل طاعات او به این نعمتها و دیگر نعمتها که بر نتوان شمرد، چنانکه فرموده است:

« وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا» (و اگر نعمت[هاى] خدا را شماره كنید آن را نمى ‏توانید بشمارید) (نحل / 18 )موازنه کند بر تقصیر خود در همه احوال واقف شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل دوّم (در ثبات)
ثبات و استواری مومنین در قرآن

قال اللّه سبحانه و تعالی:

« یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ ... » (خدا كسانى را كه ایمان آورده‏ اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى ‏گرداند ... ابراهیم / 27 )

ثبات حالتی است که تا با ایمان مقارن نشود طمأنینه نفس که طلب کمال مشروط به آن است میسّر نگردد، چه هر کس که در معتقد خویش متزلزل باشد طالب کمال نتواند بود، و ثبات ایمان عبارت از حصول جزم است به آنکه کاملی و کمالی هست، و تا این جزم نباشد طلب کمال صورت نبندد، و عزم طلب کمال و ثبات در عزم تا حاصل نشود سلوک ممکن نباشد، و صاحب عزم بی‏ ثبات

« ... كَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیْرَانَ ... » (...مانند كسى كه شیطانها او را در بیابان از راه به در برده‏ اند و حیران [بر جاى مانده] است ... انعام / 71 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل اول (در ایمان)
ایمان در قرآن (ای کسانیکه ایمان آورده اید ایمان بیاورید ... )
قال اللّه تعالی :
« الذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون.» ( كسانى كه ایمان آورده و ایمان خود را به شرك نیالوده ‏اند آنان راست ایمنى و ایشان راه‏ یافتگانند. انعام / 82 )

ایمان در لغت تصدیق باشد، یعنی باور داشتن. و در عرف اهل تحقیق، تصدیقی خاص باشد، و آن تصدیق بود به آنچه علم قطعی به آن حاصل است و پیغمبر (علیه السلام) فرموده است، و معرفت پیغمبر منفک نباشد از معرفت پروردگار قادر عالم حیّ مدرک سمیع بصیر مرید متکلّم، که پیغمبران را فرستاده است، و قرآن به محمد مصطفی (صلّی اللّه علیه و آله) فرستاده، و احکام فرائض و سنن و حلال و حرام بر وجهی که همه امت را بر آن اجماع باشد بیان فرموده است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خورشید کمال است نبی , ماه , ولی
اسلام محمد است و ایمان علی
گر بیّنه بر امامتش میطلبی
بنگر که زبینات اسماست جلی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (مولا علی)

در بخش قبلی شعر فوق را ذکر کردیم و شاید بعضی از مخاطبین همینطوری ساده بعنوان یک رباعی بدان نظری سطحی کرده اند در صورتی که با توجه بشرحی که دادیم و مختصری هم که ذیلا خواهیم آورد باید متوجه شوید که این رباعی بسیار دقیق و عمیق بیان شده است. شما نباید حرف و سخن و نوشته همه را همانند هم تصور کنید و و فکر کنید که بقیه هم همینجوری سطحی مطلب مینگارند ...

 قبلا توضیح دادیم که در اصطلاح ارباب علم اعداد اسامی حروف را هر گاه تقطیع کنیم اول آنرا " زبر " مینامند و حرفهای بعدش را " بینه " میگویند.فی المثل در باب کلمه « علی » که دارای سه حرف است ( "ع" و "ل" و "ی" ) اسم حرف اول که (عین) است موقعی که تقطیع نمائیم اینگونه میشود که ( ع ی ن ) اولی آن (ع) زبر است و دوم و سومش که (ی) و (ن) است بینه میباشد و همچنین اسم حرف دوم آنرا که (لام) باشد وقتی تقطیع کنیم چنین میشود که ( ل ا م ) پس اولی آن که (ل) باشد زبر است و حرف دوم و سوم آن که ( الف و میم ) باشد بینه گفته میشود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حلواى مسموم زن یهودى
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)

یكى از اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) همواره این آیه را با خود تكرار مى كرد كه
( ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها )
یكى از زنان یهود را بر وى حسد آمده آتش در نهاد او افروخته شد و گفت :
این كذاب را رسوا و كذب این كلمه را بر خلق ظاهر مى گردانم .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
امام صادق علیه السلام فرمود :
« از مدیحه سرائی و ثناخوانی بپرهیزید که روزگاری امام شما از دیده ها پنهان خواهد بود و شما امتحان خواهید شد .
برخی گویند: وفات کرده!، برخی گویند: کشته شده!. برخی گویند: کجا رفته؟!
از دیدگان مؤمنان برای او سیل اشک جاری می شود.
و شما دچار امواج حوادث می شوید، آن سان که کشتی ها دستخوش امواج دریا می شوند.
کسی از این امواج سالم نمی ماند، به جز کسی که خداوند از او پیمان گرفته، و ایمان را در دل او جای داده، و با روحی از خود تأییدش نموده است.»

184) یاکم و التنویه!. اما والله لیغیبن امامکم شیئاً – سبتاً – من دهرکم!. ولتمحصن حتی یقال: مات اوهلک، بای واد سلک؟. ولئد معن علیه عیون المؤمنین! و لتکفان کما تکفا السفن فی امواج البحر، فلا ینجوالا من اخذ الله میثاقه و کتب فی قلبه الایمان و ایده بروح منه.
"یوم الخلاص.جلد یک"


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حکمت 1: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد که سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.

حکمت 2: آن که جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پست کرده ، و آن که راز سختى هاى خود را آشکار سازد خود را خوار کرده ، و آن که زبان را بر خود حاکم کند خود را بى ارزش کرده است.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
حکمت3 : بْخل ننگ و ترس نقصان است . و تهیدستى مرد زیرک را در برهان کُند مى سازد و انسان تهیدست در شهر خویش نیز بیگانه است.

حکمت4 : ناتوانى ، آفت و شکیبایى ، شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهیزکارى ، سپرِ نگه دارنده است : و چه همنشین خوبى است راضى بودن و خرسندى .


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها