« بنام خدای متعال »
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:درخت همچو خویش استاده است به تمامت قامت استوارخویش ...
برهان سلامت و ستادگی ، همان استادگی اش است . چون ایستاده است ، پس حق و عدل همراه و قرین وی بوده است .
اگرکژی داشت نه درختی می شد در منظره گاه و نه عمری داشت که درختش نامند و نه رختی داشت که برگینه اش خوانند ... !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

روزگاری شنیده و پیشتر خوانده بودم که آفتاب آمد دلیل آفتاب !
تداعی ها که چه کارها نمی کنند ، آفتابی است که آفتاب شده اندش !
گرمی پاشید نا به هنگام بود ، وانگه اگر آفتابش نبود و تابش نبود ... !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.