چشم به راه

فصل دوم (در رضا)
شهدالله انه لا اله الا هو

قال اللّه سبحانه و تعالی:
« لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم »  (تا بر آنچه از دست ‏شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است‏ شادمانى نكنید) (حدید/23)

رضا خشنودی است، و آن ثمره محبت است و مقتضای عدم انکار است، چه در ظاهر و چه در باطن و چه در دل، و چه در قول و چه در فعل. و اهل ظاهر را مطلوب آن باشد که خدای تعالی از ایشان راضی باشد تا از خشم و عقاب او ایمن شوند، و اهل حقیقت را مطلوب این باشد که از خدای تعالی راضی باشند، و آنچنان باشد که ایشان را هیچ حالی از احوال مختلف مانند مرگ و زندگانی، و بقا و فنا، و رنج و راحت، و سعادت و شقاوت، و غنی و فقر مخالف طبع او نباشد و یکی را بر دیگری ترجیح ننهند، چه دانسته باشند که صدور همه از باری تعالی است، و محبت باری تعالی در طبایع ایشان راسخ شده باشد، پس بر ارادت و بر مراد او هیچ مزیدی نطلبند و هر چه پیش ایشان آید بدان راضی باشند.

از یکی از بزرگان این مرتبه باز گفته ‏اند که هفتاد سال عمر یافت که در مدّت عمر لم یقل لشی‏ء کان لیته لم یکن، و لا لشی‏ء لم یکن لیته کان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل چهارم (در معرفت)

کل شئی هالک الا وجهه

قال اللّه سبحانه و تعالی:
شهد اللّه انّه لا اله الا هو و الملإئکة و أولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم (خدا كه همواره  به عدل قیام دارد گواهى مى‏ دهد كه جز او هیچ معبودى نیست و فرشتگان [او] و دانشوران [ نیز گواهى مى‏ دهند كه ] جز او كه توانا و حكیم است هیچ معبودى نیست) (آل عمران/18) معرفت، شناخت باشد، و اینجا مراد از معرفت مرتبه بلندترین از مراتب خداشناسی است، چه خداشناسی را مراتب بسیار است.

و مثل مراتب معرفت چنان است که آتش را بعضی چنان شناسند که شنیده باشند که موجودی هست که هر چه به او برسد ناچیز شود، و اثر او در آنچه محاذی او باشد ظاهر گردد، و چندانکه از او بردارند هیچ نقصانی در او نیاید و هر چه از او جدا شود بر ضد طبع او باشد و آن موجود را آتش خوانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باب چهارم در ذکر احوالی که مقارن سلوک حادث شود تا آنگاه وصول به مقصد باشد.

مومن محب خدا

و این مشتمل بر شش فصل است:

فصل اول - در ارادت
فصل دوم - در شــوق
فصل سوّم - در محبّـت
فصل چهارم - در معرفت
فصل پنجـــم - در یقیــــن
فصل ششـم - در سکــون‏


فصل اول (در ارادت)

قال اللّه تعالی سبحانه:
« وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ» (و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏ خوانند [و] خشنودى او را مى‏ خواهند شكیبایى پیشه كن) (کهف/28)

 ارادت، خواستن است، و آن مشروط به سه چیز باشد:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل پنجم (در صبر)
مکر خدا

قال اللّه سبحانه و تعالی : (وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ) ( و صبر كنید كه خدا با شكیبایان است) (انفال/46).

صبر در لغت حبس نفس است از جزع به وقت وقوع مکروه، و آن منع باطن باشد از اضطراب و باز داشتن زبان از شکایت و نگاهداشتن اعضا از حرکات غیر معتاد.

و صبر بر سه نوع باشد:
اوّل - صبر عوام، و آن حبس نفس است بر سبیل تجلّد و اظهار ثبات در تحمّل، تا ظاهر حال او به نزدیک عاقلان و عموم مردم مرضی باشد:

« یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ » (از زندگى دنیا ظاهرى را مى‏ شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند) (روم/7)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل سوم (در خوف و حزن)

دوستان خدا نمی ترسند

قال اللّه سبحانه و تعالی : « وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ » (اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید) (آل عمران / 175 )
علما گفته‏اند « الحزن علی ما فات و الخوف ممّا لم یأت ».

پس حزن عبارت باشد از تألّم باطن به سبب وقوع مکروهی که دفع آن متعذّر باشد، یا فوات فرصتی، یا امری مرغوب فیه که تلافی آن متعذّر باشد.

و خوف عبارت بود از تألّم باطن به سبب توقّع مکروهی که اسباب حصول آن ممکن الوقوع باشد، یا توقع فوات مطلوبی و مرغوبی که تلافی آن متعذّر بود.

پس اگر اسباب حصول معلوم الوقوع باشد یا مظنون به ظنّی غالب، آن را انتظار مکروه نیز خوانند و تألّم زیادت باشد، و اگر تعذّر وقوع اسباب معلوم باشد و تألّم حاصل آن را خوفی خوانند که سبب آن مالیخولیا باشد.

و خوف و حزن ارباب سلوک از فایدتی خالی نباشد، چه حزن اگر به سبب ارتکاب معاصی باشد، یا به سبب فوات مدّت‏ گذشته در عطلت از عبادت، یا در ترک سیر در طریق کمال مقتضی تصمیم عزم توبه باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باب سوّم در سیر و سلوک در طلب کمال و بیان احوال سالک.

هو

و آن مشتمل بر شش فصل است :

فصل  اول -       در خلوت
فصل دویم -      در تفکّر
فصل  سیّم -    در خوف
فصل چهارم -   در رجاء
فصل  پنجم -   در صبــر
فصل  ششم - در شکر


فصل اول (در خلوت)

قال اللّه تعالی : وَذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا ( و كسانى را كه دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها كن ) (انعام / 70 ).

در علوم حقیقی مقرر شده است که هر ذات که مستعد قبول فیض الهی باشد با وجود استعداد و عدم موانع از حصول آن فیض محروم نتواند بود،
و طلب فیض از کسی ممکن باشد که او را دو چیز معلوم بود:

یکــی آنکه وجود آن فیض به یقین و بی‏شک تجویز داند،
و دیگر آنکه داند که وجود آن فیض در هر ذات که باشد مقتضی کمال آن ذات بود،
و این هر دو علم مقارن استعداد قبول آن فیض باشد در همه احوال.

و چون این مقدمه معلوم شد و تقدیر داده آمد، گوئیم :
طالب کمال را بعد از حصول استعداد، رفع موانع واجب باشد، و معظم موانع مشاغل مجازی باشد که نفس را به التفات به ما سوی اللّه مشغول دارند و از اقبال کلّی بر وصول به مقصد حقیقی باز دارند و شواغل حواس ظاهره و باطنه باشند، یا دیگر قوای حیوانی یا افکار مجازی
.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل پنجم (در محاسبت و مراقبت)

آنچه را که در دل دارید خدا میداند !

قال اللّه تعالی: وَإِن تُبْدُواْ مَا فِی أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ « و اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشكار یا پنهان كنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏كند؛  » (بقره / 284).

محاسبت با کسی حساب و مراقبت نگاهداشتن بود. و مراد از محاسبت آن است که طاعات و معاصی را با خود حساب کند تا کدام بیشتر است، اگر طاعت بیشتر باشد باز بیند که در فضل طاعات بر معاصی با نعمتهائی که حقتعالی در حق او کرامت کرده است چه نسبت دارد، اوّل وجود او و چندین حکمتها در آفرینش اعضای او که علمای تشریح چندین کتب در شرح آنقدر که فهم ایشان به آن رسیده است ساخته ‏اند با آنکه از آنچه هست از دریائی قطره‏ای فهم نکرده‏ اند، و چندین فوائد که در قوتهای نباتی و حیوانی در او موجود است پیدا کرده است، و چندین دقایق صنع در نفس او که مدرک علوم و معقولات است بذات خود و مدرک محسوسات و مدبّر قوی و اعضا به آلات ایجاد کرده است و روزی او که از ابتدای خلقت تقدیر کرده است و اسباب پرورش او از علویّات و سفلیات ساخته.

پس اگر فضل طاعات او به این نعمتها و دیگر نعمتها که بر نتوان شمرد، چنانکه فرموده است:

« وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا» (و اگر نعمت[هاى] خدا را شماره كنید آن را نمى ‏توانید بشمارید) (نحل / 18 )موازنه کند بر تقصیر خود در همه احوال واقف شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل دوّم (در ثبات)
ثبات و استواری مومنین در قرآن

قال اللّه سبحانه و تعالی:

« یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ ... » (خدا كسانى را كه ایمان آورده‏ اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى ‏گرداند ... ابراهیم / 27 )

ثبات حالتی است که تا با ایمان مقارن نشود طمأنینه نفس که طلب کمال مشروط به آن است میسّر نگردد، چه هر کس که در معتقد خویش متزلزل باشد طالب کمال نتواند بود، و ثبات ایمان عبارت از حصول جزم است به آنکه کاملی و کمالی هست، و تا این جزم نباشد طلب کمال صورت نبندد، و عزم طلب کمال و ثبات در عزم تا حاصل نشود سلوک ممکن نباشد، و صاحب عزم بی‏ ثبات

« ... كَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیْرَانَ ... » (...مانند كسى كه شیطانها او را در بیابان از راه به در برده‏ اند و حیران [بر جاى مانده] است ... انعام / 71 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل اول (در ایمان)
ایمان در قرآن (ای کسانیکه ایمان آورده اید ایمان بیاورید ... )
قال اللّه تعالی :
« الذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن و هم مهتدون.» ( كسانى كه ایمان آورده و ایمان خود را به شرك نیالوده ‏اند آنان راست ایمنى و ایشان راه‏ یافتگانند. انعام / 82 )

ایمان در لغت تصدیق باشد، یعنی باور داشتن. و در عرف اهل تحقیق، تصدیقی خاص باشد، و آن تصدیق بود به آنچه علم قطعی به آن حاصل است و پیغمبر (علیه السلام) فرموده است، و معرفت پیغمبر منفک نباشد از معرفت پروردگار قادر عالم حیّ مدرک سمیع بصیر مرید متکلّم، که پیغمبران را فرستاده است، و قرآن به محمد مصطفی (صلّی اللّه علیه و آله) فرستاده، و احکام فرائض و سنن و حلال و حرام بر وجهی که همه امت را بر آن اجماع باشد بیان فرموده است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مقدمه خواجه در اوصاف الاشراف‏
بسم اللّه الرحمن الرحیم
لوازم سلوک از نظر خواجه نصیرالدین طوسی

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:
سپاس بی ‏قیاس بارخدائی را که به سبب آنکه هیچ عقل را قوّت اطلاع بر حقیقت او نیست، و هیچ فکر و دانش را وسع احاطت بکنه معرفت او نه ، هر عبارت که در نعت او ایراد کنند و هر بیان که در وصف او بر زبان رانند اگر ثبوتی باشد از شائبه تشبیه معرا در تصوّر نیاید، و اگر غیر ثبوتی بود از غائلة تعطیل مبرّا در توهّم نیفتد ، از این جهت پیشوای اصفیا و مقتدای اولیا و خاتم انبیاء محمّد مصطفی (صلّی اللّه علیه و اله و سلم) فرمود:

" لا احصی ثناء علیک، انت کما اثنیت علی نفسک، و أنت فوق ما یقول القائلون."

و هزاران درود و صلوات و آفرین و تحیّات بر روح مقدّس او و ارواح پاکان دودمان او، خصوصا ائمه معصومین و برگزیدگان یاران او باد، بحقّ الحق.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو