تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر انسان کامل

چشم به راه

ترجمه ششم‏
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در ایضاح آن چه تعلق به عالم مثال دارد

آتش و آتش پرست

بدان که عالم مثال عالمی است روحانی، و از جوهر نورانی شبیه به جوهر جسمانی در این که محسوس و مقداری است و [شبیه‏] به جوهر مجرد عقلی در این که نورانی است، و جسمِ مرکبِ مادی نیست و جوهرِ مجرد عقلی نه، زیرا برزخ بین است و حد فاصل بحرین، که هر چه برزخ بین دو شی‏ء است غیر آن دو شی‏ء باید باشد، بل مر او را دو جهت باشد، هر جهتی شبیه است به یکی از آن دو شی‏ء، اَلّلهُمَّ مگر این که بگوییم که جسم نوری است در غایت لطافت، پس حد فاصل بین جوهر مجرد لطیف و بین جواهر جسمانیه کثیف است، اگر چه بعضی از آن اجسام نیز الطف از بعضی باشند؛ مانند سماویات نسبت به ارضیات مثلا.

پس عالم مثال عالم عرض نیست چنان چه بعضی زعم دارند؛ زیرا زعم آن بعض این است که صور مثالیه منفک از حقایق خود باشند چنان چه در صور عقلیه زعم بوده.
حق این است که جمیع حقایق جوهریه موجودند در کل عوالم روحانیه و عقلیه و خیالیه، و مر آن‏ها راست صوری به حسب عوالم، و بعد از تحقیق دانی که قوت خیالیه نفس کلیه محیطه به جمیع آن چه غیر آن بر آن احاطه داده از قوای خیالیه، محل و مظهر آن عالم مثال است؛ و عالم مثال از آن گویند که مشتمل است بر مثال و صورت آن چه در عالم جسمانی است، و نیز اول مثالِ صوری است برای آن چه در حضرت علمیه الهیه است از صور اعیان و حقایق، و ایضا آن را خیال منفصل نام نهاده ‏اند چون که غیر مادی و شبیه به خیال متصل است،
پس هیچ معنایی از معانی و هیچ روحی از ارواح نیست مگر [آنکه‏] برای او هست صورت مثالیه مطابقه مر کمالات آن را، زیرا برای هر یک نصیبی است از اسم الظاهر.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ظهور کل او باشد به خاتم
بدو یابد تمامی هر دو عالم ‏

سبکبار

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:یعنی ظهور تمامی ولایت و کمالش به خاتم اولیاء خواهد بود. چون کمال حقیقت دایره در نقطه اخیره  به ظهور می‏رسد و خاتم الاولیاء عبارت از امام مهدی (عج) است که موعود حضرت رسالت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم است، حیث قال: لو لم یبق مِن الدنیا الَّا یوم لطوّل الله ذلِکَ الیوم، حتّی یبعث فیه رجلاً منّی أَو مِن اهل بیتی، یواطی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم اَبی، یملاء الاَرضَ قِسطاً وَ عدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً.

وَ قالَ اَیضاً صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم: اَلمَهدی مِن عِترَتی مِن اَولادِ فاطمَة علیها السلام.
بدو یابد تمامی ‏دور عالم یعنی به خاتم الاولیاء که عبارت از [حضرت‏] مهدی (عج) دور عالم تمامی ‏و کمال تام یابد، و حقایق اسرار الهی در زمان آن حضرت (عج) تمام ظاهر می‏شود، زیرا که چنانچه در دور نبوت کمال احکام شرعیه و اوضاع ملیّه در زمان خاتم انبیاء صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم به ظهور پیوسته ختم نبوت شد، در دور ولایت نیز اسرار الهی و حقایق و معارف یقینی در دور خاتم اولیاء صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم به کمال رسیده و به آن حضرت مختتم می‏شود. فلهذا در صفت حضرت مهدی (عج)، حضرت رسالت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم فرموده که: یرضی عَنْهُ ساکن السّماءِ وَ ساکِن الأَرض، لا یدع السَّماء مِن قَطرها شیئاً الا صبته مِداراً، و لا تدع الْأَرْض مِن نباتها شیئاً الّا اخرَجتَه، حتّی یتمنِّی الأحیاء احیاء الأموات.

یعنی خشنود باشد از وی - امام مهدی علیه‏السلام - ساکنان آسمان و ساکنان زمین؛ و آسمان چیزی از آبهای خود را امساک نمی‏کند، بلکه همه را فرو می‏ریزد. و زمین نیز چیزی از روئیدنی‏های خود را نمی‏گذارد مگر این که آن‏ها را بیرون می‏دهد. و در آن هنگام زندگان می‏گویند:


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...و فى كتاب نور الانوار بمعرفة الابرار عن جابر قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله : اول ما خلق الله نورى ، ابتدعه من نوره ، و اشتقه من جلال عظمته ، فاقبل یطوف بالقدرة حتى وصل الى جلال العظمة فى ثمانین الف سنة ، ثم سجد لله تعظیما، ففتق منه نور على علیه السلام ، فكان نورى محیطا بالعظمة ، و نور على محیطا بالقدرة .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در كتاب نور الانوار بمعرفة الابرار از جابر روایت كرده كه : رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: نخستین چیزى را كه خدا آفرید نور من بود، آن را از نور خویش ابداع كرد و از جلال عظمت خود مشتق ساخت ، آن نور پیش رفته در اطراف قدرت به گردش پرداخت تا در طول هشتاد هزار سال به جلال عظمت رسید، سپس به جهت تعظیم پروردگار در برابر او به سجده افتاد، پس خداوند نور على را از آن بیرون كشید و جدا ساخت ، بنابراین نور من محیط به عظمت و نور على محیط به قدرت بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (85): ( انسان كامل مظهر اسماء و صفات الهى است )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! مجموع اسماء الله و صفات الله مركز و مقام ظهور آن ها وجود انسان كامل است ، همچنان كه روح تا در وجود خود به بدن تعلق نگیرد هیچ اعمال از او در وجود و ظهور نیاید، و بعد از تعلق ، همه خواص از او در وجود و ظهور آید، پس همچنین جمله اسماء و صفات الهى چون در عالم غیب الغیوب بالقوه اند هیچ اثرى از آن ها به وجود نیاید، پس چون تعلق به وجود انسانى یابند هر صفت به قدر توجه خاطر، خواص او به وجود آید.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
اى عزیز! هر چند كه همه ذرات موجودات به قبضه قدرت الله تعالى است اما هر ظهورى را مركزى مى باید، و مركز جمله ظهورات دل انسان كامل است كه جمله صفات حضرت (الهى ) را ظهور به واسطه دل انسان كامل است ، و لذا ورد فى الحدیث : قلب المومن مرآة الله ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن مراة المومن ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن اسم من اسماء الله . (در شمار اسماء حسنى) فالانسان الكامل مرآة الله .
دل مومن آینه خداست و مومن آینه مومن است و مومن نامى از نامهاى خداست . پس انسان كامل آینه خداست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:فكان هو الخاتم لتلك العوالم ، و المكمل لجمیعها، و المشتمل على جمیع مافیها من الكمالات ، اما فعلا كما فى الانبیاء علیهم السلام و الكاملین من اتباعهم ، او قوة كما فى باقى اشخاصها، فكان بذلك اشرف الكاینات و افضل المخلوقات .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

پس آن حضرت علیه السلام خاتم این عوالم و كامل كننده آن ها و مشتمل بر تمام كمالاتى است كه در آن ها وجود دارد، چه كمالات بالفعل چنان كه در انبیا و پیروان كامل آنان هست ، و چه بالقوه چنان كه در باقى اشخاص این عوالم وجود دارد، ازاین رو آن حضرت اشرف كاینات و افضل مخلوقات مى باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (63): (تذكر مجدد راجع به موضوع كتاب )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:مكرر این ضعیف بیان نمود كه در این رساله آن چه ذكر مى شود از حكمت اربعه عملیه (به پاورقى صفحه 13 از جلد اول مراجعه شود) بیرون نیست ، و آن چه ذكر مى نماید از این مطالب به اخبار و آثارى كه از كلام ائمه اطهار علیهم السلام در این باب وارد شده است بیان مى نماید تا مطالب باطن بدون شاهدى از ظاهر نباشد، هر چند این بى بضاعت را قابلیت این معنى نیست .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
با كدامین پاى اى كرم زمین
مى روى بالاى چرخ هفتمین


لیكن نظر به اینكه :

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بكنند آن چه مسیحا مى كرد


خود را آلتى بى حس و جمادى بى ادراك مى داند، آن چه بر زبان حال جارى مى سازند و در مى آرند ثبت مى نماید در این اوراق .والله هو الملهم للخیر.


فصل(64): (نبوت و ولایت مطلقه و مقیده )
اى عزیز! بدان كه آدمى در علم معرفت و مغالطات از چهار قسم بیرون نیست :
قسم اول در علم توحید است ، و آن به واسطه انكار توحید است ، و دهریه و معطله و مشبهه و ملاحده در آن در غلط افتاده اند.
و قسم دیگر در ادیان است ، و آن به واسطه نشناختن انبیاء علیهم السلام است ، كه نصارى ویهود و ترسا و غیره ذلك از آن در غلط رفته اند.
و قسم ثالث اختلاف مذاهب است ، و آن به واسطه عدم معرفت امام زمان است .
و قسم رابع اختلاف لفظ است میان هر فرقه ، و آن به واسطه عدم معرفت اصطلاحات است .

و این ضعیف قسم ثالث را قبل از این ثابت نمود(به فصل 33، از جلد اول ص 394 به بعد مراجعه شود) كه ائمه اثناعشر علیهم السلام بعد از پیغمبر صلى الله علیه و آله خلیفه به حق آن جناب مى باشند. و اختلاف قسم رابع ضرر ندارد چه اشتباه در موضوع است . و قسم اول ان شاء الله بعد از مرتبه چهارم از حكمت اربعه عملیه بیاید در غایت بسط و ایضاح . و بعد از اثبات قسم سیم قسم دوم نیز ثابت است .
و الحال این ضعیف نبوت مطلقه و ولایت مطلقه ، و نبوت خاصه و ولایت خاصه را به تفصیل تمام ان شاء الله بیان مى نماید بعد از استمداد از باطن ولایت ، تا دیگران اعتقاد خود را درباره ایشان كامل گردانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نسخة دیگری از مقدمۀ اول
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در منازل روندگان کتابی جمع کنید و دیگر بیان کنید که رونده کیست، و راه چیست، و منزل چند است، و مقصد کدام است، تا ترا ذخیره و یادگاری باشد و ما را مونس و دستوری بود. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تقریر دیگر از رسالۀ دوازدهم در بیان مبداء اول و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملک
بسم اللّه الرحمن الرحیمساری,گاهنوشته های محمود زارع
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که ملک عالم شهادت است، و ملکوت عالم غیب است، و جبروت عالم غیب غیب است و خدای تعالی غیب غیب غیب است.

ای درویش! عالم جبروت، که عالم غیب غیب است، عالم قوّت است. و عالم قوّت بالای عالم ملک و عالم ملکوت است، از جهت آن که در عالم ملک و عالم ملکوت موجودات بالفعل اند و در عالم جبروت موجودات بالقوّةاند، و موجودات بالقوّة مقدّم باشند بر موجودات بالفعل. اوّل صلاحیّت باشد، آن گاه خاصیّت. و دیگر آن که موجودات بالقوّة اوّل ندارند، و موجودات بالفعل اوّل دارند.

ای درویش! جواهر و اعراض عالم جمله بیکبار در عالم عدم بالقوّة موجوداند بطریق کلّی. آن جواهر و اعراض را که در عالم عدم بالقوّة موجوداند بطریق کلّی، ماهیّات و ممکنات و کلّیات میگویند و آن موجودات بالقوّة جمله شیءاند، و جمله معلوم خدای اند. معدوم ممکن دیگر است، و معدوم ممتنع دیگر است. معدوم ممکن شیئ است امّا معدوم ممتنع شیء نیست. و این اشیاء را را ابن عربی اعیان ثابتة میگوید؛ و شیخ المشایخ شیخ سعد الدین حموی اشیاء ثابته میگوید؛و این بیچاره حقایق ثابتة میگوید. و این اشیا را از آن جهت ثابته میگویند که هرگز از حال خود نگشتند و نخواهند گشت، تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانیم، غرض ما درین موضوع بیان ماهیّات است.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رساله اضافی در بیان فقر و زهد و توکّل و محبت خدای
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در فقر و زهد و توکل و محبت خدای رسالهئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. «انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
در بیان فقر و مراتب فقرا
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که فقر عبارت از بی چیزی است و فقیر کسی را میگویند که او را از دنیاوی هیچ چیزی نباشد.
ای درویش! بی چیزی نعمت عظیم است، و توانگری محنت عظیم است، امّا مردم نمیدانند که درویشی نعمت است، از درویشی میگریزند، و درتوانگری میآویزند. و باین سبب در دنیا در بلاها و فتنه ها می افتند، و در آخرت بعذاب های گوناگون گرفتار میشوند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رساله اضافی در بیان ولایت و نبوّت و ملک و وحی و الهام و خواب راست

بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در ولایت و نبوّت و ملک و وحی و الهام و خواب راست رساله ئ ی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوندتعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد: « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر ».


در بیان مقدمات
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که در رسالۀ اوّل گفته شد که روح آدمی را از عالم علوی باین عالم سفلی بطلب کمال فرستاده اند و کمال بی آلت حاصل نمیتوانست کرد؛ آلتی ازین عالم سفلی بروح دادند، و این آلت قالب است. پس آدمی مرکّب آمد از روح و قالب.

چون این مقدّمات معلوم کردی، اکنون بدان که آدمی بواسطۀ قالب بتدبیر دنیا و بواسطۀ روح بتحصیل آخرت محتاج شد. و باین دو سبب بمنذر و هادی محتاج گشت، و منذر و هادی میبایست که هم از نوع آدمی باشد تا استفاده میسّر شود و کمال حاصل گردد. چنین میدانم که تمام فهم نکردی روشنتر ازین بگویم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ بیست و دوم در بیان بهشت و دوزخ
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بهشت و دوزخ رساله ئی جمع کنید و بیان کنید که حقیقت بهشت و دوزخ چیست و حقیقت خوشی و ناخوشی چیست؛ و بیان کنید که بهشت و دوزخ چند است و کدام بهشت بود که آدم و حوّا در آن بهشت بودند و کدام درخت بود که چون بآن درخت نزدیک شدند از آن بهشت بیرون آمدند. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر ».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
ای درویش! پیش ازین آدم و حوّائی بوده است، و قصّۀ ایشان معروف است؛ و حالیا بنقد در ما آدمی و حوّائی هست. و بعد ازین بهشتی و دوزخی هست اوّل آنچه در ماست درین رساله بیان کنیم آنگاه آنچه بیرون ماست در رساله ئی دیگر تقریر کنیم « و ما توفیقی الا باللّه علیه توکّلت و الیه انیب ».

در بیان بهشت و دوزخ حالی و در بیان آدم و حوّای حالی
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که حقیقت بهشت موافقت است و حقیقت دوزخ مخالفت است و حقیقت خوشی یافتن مراد است و حقیقت ناخوشی نایافتن مراد است و اگر کسی دیگر بعبارتی دیگر گفته باشد، یا بگوید معنی این همین باشد که ما گفتیم. چون حقیقت بهشت و دوزخ را دانستی اکنون بدان که بهشت و دوزخ درهای بسیار دارند، جمله اقوال و افعال پسندیده، و اخلاق حمیده درهای بهشت اند؛ و جملۀ اقوال وافعال ناپسندیده، و اخلاق ذمیمه درهای دوزخ اند از جهت آن که هر رنج و ناخوشی که بآدمی میرسد از اقوال و افعال ناپسندیده، و اخلاق ذمیمه میرسد و هر راحت و خوشی که بآدمی میرسد از اقوال و افعال پسندیده و اخلاق حمیده میرسد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ بیستم سخن اهل وحدت در بیان عالم
بسم اللّه الرحمن الرحیم ساری گاهنوشتهای محمود زارع
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که بیان کنید که اهل وحدت بیان عالم چون میکنند و بنزدیک ایشان عالم علوی و عالم سفلی کدام است، و آسمان اوّل و آسمان هفتم کدام است درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد: «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان آنکه عقل وعلم مخصوص باد می باشد
بدان که- اعزّک اللّه فی الدارین- که ابوتراب نسفی، که یکی از اهل وحدت است، چنین میگوید که عقل و علم جز در آدمی نیست، و غرض ابوتراب ازین سخن آن است که نفی سخن علما و حکما میکند، از جهت آن که علما و حکما میگویند که افلاک و انجم عقل و علم و ارادت و قدرت دارند، یعنی هر فلکی عقلی دارد، نه فلک است و نه عقل دایم در اکتساب علوم و اقتباس انواراند، و حرکات ایشان باختیار است. و علما میگویند که ملائکه علم دارند، امّا علم ایشان زیادت نمیشود. هر یک آنچه میدانند دانش ذاتی ایشان است. و ابوتراب این هر دو سخن را قبول نمیکند، و نفی این هر دو سخن میکند و میگوید که افلاک و انجم و ملائکه عقل و علم ندارند، عقل و علم مخصوص است بآدمی. افلاک و انجم و ملائکه دایم در کاراند، هر یک عملی دارند و بعمل خود مشغول اند؛ امّا نتوانند که آن عمل نکنند و نتوانند که بغیر آن عمل عملی کنند؛ پس آن عمل بیعلم و ارادت ایشان ازیشان در وجود میآید، و افلاک و انجم و ملائکه در عمل خود مجبوراند. افلاک و انجم و ملائکه مظهر عمل اند و آدمیان مظهر علم اند.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ نوزدهم در بیان سخن اهل وحدت
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین! بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که درین هژده رساله سخن علما و حکما و مشایخ مستوفی گفته شد، و درین دو رساله که میآید سخن اهل وحدت تقریر خواهد شد.
ای درویش! سخن این دو رساله بسخنان آن رساله های دیگر نمی ماند، بغایت دور از یکدیگراند، چنان که هرچه آن قوم اثبات کرده اند، و آن را عین الحقیقة نام نهاده اند، این قوم میگویند که جمله خیال است، و آن قوم اهل خیالاند.
ساری گاهنوشتهای محمود زارع

ای درویش! سخن بی میل آن است که هیچ قوم باید که عیب یکدیگر نکنند، و جمله یکدیگر را معذور دارند؛ از جهت آن که این وجود وجودی پر عظمت و پرحکمت است، و هیچ کس این وجود را کماهی در نتواند یافت.
ای درویش! در خلقت و آفرینش مگسی چندان حکمت تعبیه است، که اگر حکیمی سالها در حکمت یک مگس فکر کند، بتمامت حکمتهای وی نتواند رسید با آن که مگس خلق الساعه است. اندیشه کن که این کارخانه چه کار باشد که خار و خاشاکش چنین است. هر کس را بقدر مرتبۀ خود ازین وجود چیزی داده اند « کلّ حزب بما لدیهم فرحون ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ هفدهم در بیان احادیث اوائل
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین! اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در احادیث اوائل رسالهئ ی جمع کنید و بیان کنید که مراد ازین احادیث یک جوهر است یا مراد از هر حدیثی جوهری جداگانه است. در حدیثی آمده است که « اوّل ما خلق اللّه العقل»، ودیگر آمده است که « اوّل ما خلق اللّه القلم»، ودیگر آمده است که « اوّل ما خلق اللّه العرش»، و مانند این آمده است. و دیگر میباید که بیان کنید که ملک چیست و شیطان چیست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
در بیان عقل و قلم او
بدان که اوّل چیزی که خدای تعالی در عالم ملکوت بیافرید عقل اوّل بود که قلم خدای است؛ و اوّل چیزی که خدای تعالی در عالم ملک بیافرید فلک اوّل بود که عرش خدای است.
عقل اوّل، که قلم خدای است، دریای نور بود، وفلک اوّل که عرش خدای است، دریای ظلمت بود: باین قلم خطاب آمد که برین عرش بنویس! قلم گفت: « خداوندا! چه نویسم؟ خطاب آمد که هرچه بود و هست و خواهد بود تا بقیامت بنویس! قلم بنوشت. « انّ اللّه تعالی خلق الخلق فی ظلمةِ ثمّ رشّ علیهم من نوره. فمن اصاب من ذلک النور اهتدی، و من ضلّ فغوی».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ شانزدهم در بیان لوح محفوظ عالم صغیر
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در لوح محفوظ عالم صغیر رساله ئی جمع کنید، و لوح محفوظ عالم صغیر را بشرح تقریر کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد: «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ پانزدهم در بیان لوح محفوظ و در بیان جبر و اختیار و در بیان حکم و قضا و قدر
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بیان لوح محفوظ، در بیان جبر و اختیار و در بیان حکم و قضا و قدر رسالهئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
در بیان لوح محفوظ
بدان که لوح محفوظ عامّ هست، و لوح محفوظ خاص هست. لوح محفوظ عامّ آن باشد که هر چیز که درین عالم بود و هست و خواهد بود، جمله در وی مکتوب بود و لوح محفوظ خاصّ آن بود که بعضی در وی مکتوب بود.
چون این مقدّمات معلوم کردی، اکنون بدان که لوح محفوظ چهار است. اوّل جبروت است، و جبروت لوح محفوظ عامّ است، ازجهت آن که ماهیّات موجودات جمله بیک بار در جبروت بودند و از وی پیدا آمدند. دوّم عقل اوّل است، و عقل اوّل لوح محفوظ خاصّ است، از جهت آن که عالم ملکوت جمله در عقل اوّل پیدا بودند و از وی پیدا آمدند. سوّم فلک اوّل است که فلک الافلاک است؛ و فلک اوّل لوح محفوظ خاصّ است، از جهت آن که عالم ملک جمله در فلک اوّل بودند و از وی پیدا آمدند. چهارم نطفۀ آدمی است، و نطفه لوح محفوظ عالم صغیر است، از جهت آن که هر چیز که در عالم صغیر موجود شدند، آن جمله در نطفۀ وی موجود بودند. لوح محفوظ اوّل رقّ منشور است، و دوّم بیت معمور است و سوّم سقف مرفوع است، و چهارم بحر مسجور است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ چهاردهم در بیان لوح و قلم و دوات
بسم اللّه الرحمن الرحیم

ساری, گاهنوشتهای محمود زارع حضرت فاطمه سلام الله http://bahoo.blogfa.com http://mzare.mihanblog.com

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بیان لوح و قلم و دوات رسالهئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و ازخداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».


در بیان دوات
بدان که عالم جبروت یک عالم است، امّا این یک عالم را باضافت و اعتبارات بأسامی مختلفه ذکر کرده اند؛ و غرض ما درین موضع بیان اسامی جبروت نیست.

ای درویش! ماهیّات محسوسات و معقولات و مفردات و مرکّبات و جواهر واعراض جمله در عالم جبروت بودند، امّا جمله پوشیده و مجمل بودند، و نیز از یکدیگر جدانگشته بودند. و ازین جهت عالم جبروت را دوات میگویند، و چنانکه عالم کبیر دوات دارد، عالم صغیر هم دوات دارد؛ و دوات عالم صغیر نطفه است، از جهت آن که هر چه درعالم صغیر موجود شد، آن جمله در نطفه موجود بودند، امّا جمله پوشیده و مجمل بودند، و از یکدیگر جدا نگشته بودند. و ازین جهت نطفه را دوات عالم صغیر میگویند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ سیزدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروت
رسالۀ سوّم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ای درویش! باشد که درین رساله بحث ملک و ملکوت و جبروت تمام شود.

در بیان وحدت
بدان که ملک عالم اضداد است، و ملکوت عالم ترتّب، و جبروت عالم وحدت، و در عالم جبروت ترتّب و اضداد نبود، از جهت آن که عالم جبروت عالم وحدت بود، همه داشت و هیچ نداشت.

ای درویش! مرتبۀ ذات چنین باشد، همه دارد و هیچ ندارد، عالم جبروت پاک، و صافی و ساده و بی نقش است، نام و نشان ندارد و شکل و صورت ندارد. و در عالم ملکوت ترتّب پیدا آمد ونام و نشان ظاهر شد، یعنی اسامی عقول و نفوس و طبایع پیدا آمدند، و مراتب کرّوبیان و روحانیان ظاهر شدند. و در عالم ملک اضداد پیدا آمدند و آتش و آب و خاک و پار و امسال و سال آینده و دی و امروز و فردا ظاهر گشتند.

ای درویش! در عالم جبروت شهد و حنظل یک طعام دارند، تریاق و زهر در یک ظرف پرورش مییابند، باز و مرغ بهم زندگانی میکنند، گرگ و گوسفند بهم میباشند، روز و شب، و نور و ظلمت یک رنگ دارند، ازل وابد و دی و فردا همخانه اند، ابلیس را بآدم دشمنی نیست، و نمرود و ابراهیم بصلح اند، فرعون را با موسی جنگ نیست.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ دوازدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروت
رسالۀ دوّم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین! اما بعد، ای درویش! باشد که درین رساله بحث ملک و ملکوت و جبروت تمام شود، و چنانکه مراد درویشان است بشرح آید.

در بیان عالم جبروت و صفات ماهیّت
بدان که ملک عالم شهادت است، و ملکوت عالم غیب است، و جبروت عالم غیب غیب است؛ یعنی ملک عالم حسی است، و ملکوت عالم عقلی است، و جبروت عالم فطرت است، و عالم فطرت عالم فراخ است و در وی خلقان بسیار اند، و آن خلقان اصل موجودات و تخم موجودات اند. و آن خلقان چنانکه هستند، هستند، هرگز از حال خود نگشتند و نخواهند گشت.

ای درویش! فطیر چیزی را گویند که بی مایه باشد. عالم ملک و عالم ملکوت مایه دارند، از جهت آن که از عالم جبروت پیدا آمدند، و عالم جبروت مایه ندارد از جهت آن که جبروت مبدأ کل است، و بالای وی چیزی دیگر نیست، و عظمت و بزرگی عالم جبروت در فهم هیچ کس نگنجد. عالمی است نامحدود و نامتناهی و بحری است بی پایان و بی کران. عالم ملک باین عظمت در جنب عالم ملکوت مانند قطره و بحراست، و عالم ملکوت باین عظمت در جنب عالم جبروت مانند قطره و بحر است، و عالم جبروت باین عظمت پر از خلقان است و آن خلقان بی حساب و بی شماراند، و آن خلقان را خبر نیست که بغیر زمین و آسمان ایشان زمینی و آسمانی دیگر هست؛ و آن خلقان را خبر نیست که درین زمین آدم و ابلیس بوده است و آن خلقان را خبر نیست که کسی عصیان خدای تعالی تواند کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ یازدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروت
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه رب العالمین، و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطّیبین الطاهرین! امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمد النسفی، که چون جلد اوّل این کتاب را بنوشتم، و آن ده رساله را که عوامّ و خواصّ را از آن نصیب است تمام کردم، جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بیان عالم ملک و عالم ملکوت و عالم جبروت رسالهئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».
ای درویش! قاعده وقانون سخنان آن جلد اوّل دیگر بود و قاعده و قانون سخنان این جلد دوم دیگر است. هر یک از طوری اند، دور از یک دیگراند.

در بیان عالم
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که عالم اسم جواهر و اعراض است. مجموع جواهر و اعراض را عالم گویند. و هر نوعی از انواع جواهر و اعراض را هم عالم گویند. چون معنی عالم را دانستی، اکنون بدان که عالم که موجود است وجودی خارجی دارد در قسمت اول بر دو قسم است: عالم ملک و عالم ملکوت، یعنی عالم محسوس و عالم معقول، امّا این دو عالم را باضافات و اعتبارات باسامی مختلفه ذکر کرده اند، عالم ملک و عالم ملکوت، عالم خلق و عالم امر، عالم شهادت و عالم غیب، عالم ظلمانی و عالم نورانی، عالم محسوس و عالم معقول، و مانند این گفته اند و مراد ازین جمله همین دو عالم بیش نیست، یعنی عالم ملک و عالم ملکوت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ دهم در بیان آن که عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر است
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه؛ و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که رساله ئی جمع کنید، و بیان کنید که عالم کبیر کدام است و عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر، چون است، که چندین گاه است که ما میشنویم که هر چه در عالم کبیر هست در عالم صغیر هست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».


در بیان عالم کبیر و عالم صغیر
بدان - اعزک اللّه فی الدارین- که خداوند تعالی چون موجودات را بیافرید، عالمش نام کرد، از جهت آن که موجودات علامت است بر وجود او و بر وجود علم و ارادت و قدرت او.

ای درویش! موجودات از وجهی علامت است، و از وجهی نامه است. ازین وجه که علامت است، عالمش نام کرد، و ازین وجه که نامه است، کتابش نام نهاد. آنگاه فرمود که هر که این کتاب را بخواند، مرا و علم، و ارادت، و قدرت مرا بشناسد. در آن وقت خوانندگان ملائکه بودند، و خوانندگان بغایت خرد بودند، و کتاب بغایت بزرگ بود. نظر خوانندگان بکنارهای کتاب و بتمامت اوراق او نمیتوانست رسید. از جهت عجز خوانندگان، بدید نسخه ئی ازین عالم باز گرفت و مختصری ازین کتاب باز نوشت و آن اوّل را عالم کبیر نام نهاد، و آن دوم را عالم صغیر نام کرد و آن اول را کتاب بزرگ نام نهاد، و آن دوم را کتاب خرد نام کرد. و هر چه دران کتاب بزرگ بود، درین کتاب خرد بنوشت بی زیادت و نقصان تا هر که این کتاب خرد را بخواند، آن بزرگ را خوانده باشد. آنگاه خلیفۀ خود را بخلافت باین عالم صغیر فرستاد، و خلیفۀ خدای عقل است. چون عقل درین عالم صغیر بخلافت بنشست، جملۀ ملائکۀ عالم صغیر عقل را سجده کردند، الا وهم که سجده نکرد و ابا کرد، همچنین چون آدم در عالم کبیر بخلافت بنشست، جمله ملائکه آدم را سجده کردند الا ابلیس که سجده نکرد و ابا کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ نهم در بیان بلوغ و حرّیت
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطّاهرین.
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بلوغ و حرّیت رساله ئی جمع کنید و بیان کنید که بلوغ و حریّت چیست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان معنی بلوغ و حریّت
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که هر چیزی که در عالم موجود است نهایتی و غایتی دارد. نهایت هر چیز بلوغ است، و غایت هر چیز حرّیت است. و این سخن ترا جز بمثالی معلوم نشود. بدان که میوه چون بر درخت تمام شود و بنهایت خود رسد، عرب گوید که میوه بالغ گشت. و چون میوه بعد از بلوغ از درخت جدا شود، و پیوند ازدرخت جدا کند عرب گوید که میوه حرّ گشت.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ هفتم در بیان عشق

بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفاء و خادم فقراء عزیزبن محمّد النسفی که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در عشق رساله ئی، جمع کنید، و بیان کنید که محبّت چیست، و عشق چیست، و مراتب عشق چندست.درخواست ایشان را اجابت کردم، و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم، تا از خطا و زلل نگاه دارد «و انّه علی ما یشاء قدیر وبالاجابة جدیر».

در بیان میل و ارادت و محبت و عشق
بدان- أعزّک اللّه فی الدارین- که ذاکران چهار مرتبه دارند: بعضی در مرتبۀ میل اند، و بعضی در مرتبۀ ارادت اند، و بعضی در مرتبۀ محبّت اند، و بعضی در مرتبۀ عشق اند. و از اهل تصوّف هر که را عروج افتاد، درمرتبه چهارم افتاد و تا ذاکر بمرتبۀ چهارم نرسید، روح او را عروج میسّر نشود. و ما این هرچهار مرتبه را بشرح تقریر کنیم، تا سالکان ذاکر بدانند که هر یک در کدام مرتبه‌اند.
مرتبۀ اوّل آن است که ذاکر بصورت در خلوتخانه باشد، و بزبان ذکر میگوید، وبدل در بازار بود و میخرد و میفروشد. و این ذکر را اثر کمتر بود. امّا از فائده خالی نباشد.
مرتبۀ دویم آن است که ذاکر ذکر میگوید. و دل وی غایب میشود، و او بتکلّف دل خود را حاضر میگرداند، و بیشتر ذاکران درین مرتبه باشند که دل خود رابتکلّف حاضر گردانند.
مرتبۀ سوّم آن است که ذکر بر دل مستولی شودو همگی دل را فرو گیرد. و ذاکر نتواند که ذکر نگوید؛ و اگر خواهد که ساعتی بکار بیرونی که ضروری باشد مشغول شود، بتکلّف تواند مشغول شد، چنانکه در مرتبۀ دوّم بتکلّف دل خود را حاضر میگرداند در مرتبۀ سوّم دل خود را بکار بیرونی مشغول گرداند. و این مقام قربست، و از ذاکران کم باین مقام رسند. و این سخن را کس فهم کند که وقتی محبوبی داشته باشد. از جهت آنکه محبّ همیشه ذکر محبوب خود کند، و بی ذکر محبوب خود نتواند بود: همه روز خواهد که با دیگران مدح محبوب خود گوید، یا دیگران پیش وی مدح محبوب وی کنند. و اگر خواهد که بسخنی دیگر یا بکاری دیگر مشغول شود، بتکلّف مشغول تواند شدن.
مرتبۀ چهارم آن است که مذکور بر دل مستولی شود. چنانکه در مرتبۀ سیم ذکر بر دل مستولی بود، در مرتبۀ چهارم مذکور بر دل مستولی شود و فرق بسیار است میان آنکه نام معشوق بر دل مستولی باشد با آنکه معشوق بر دل مستولی شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ پنجم در بیان سلوک
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه خیرخلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.

اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقراء، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- از این بیچاره درخواست کردند که میباید که در سلوک رسالهای جمع کنید، و بیان کنید که سلوک چیست، و نیت سالک در سلوک چیست، و شرایط و ارکان سلوک چیست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. «انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان آنکه سلوک چیست
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که سلوک در لغت عرب عبارت از رفتن است علی الاطلاق، یعنی رونده شاید که در عالم ظاهر سفر کند، و شاید که در عالم باطن سیر کند. و بنزدیک اهل تصوّف سلوک عبارت از رفتن مخصوص است، و آن سیر الی اللّه و سیر فی اللّه است.
ای درویش! پیش از ما مشایخ در سلوک کتاب بسیار جمع کردهاند، و در جملۀ این گفتهاند که سلوک سیر الی اللّه و سیر فی اللّه است، و این بیچاره در چند رساله این چنین هم گفته است که سلوک سیر الی اللّه و سیر فی اللّه است. اکنون درین رساله بعبارت دیگر چیزی میگوئیم.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها