چشم به راه

یا حسین جانم
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:نقلی در یکی از آثار قدیمی تر بشرح زیر در دفترم ثبت کرده بودم که بی مناسبت نیست اینجا منتشر کنم :
لعنت بر یزید
      روزی میان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بحسب ظاهر ملال خاطری واقع شده بود. برادرشان محمد حنفیه مترصد رفع آن ملال شد لذا نزد امام حسین (ع) آمد و گفت : شما برادر کوچکتر هستید برخیزید تا نزد امام حسن (ع) برویم!

      امام حسین (ع) فرمود :
                   من از جدّ بزرگوارم شنیدم که چون دو تن با هم نقاری ورزند باید با هم آشتی کنند. آنکه در آشتی سبقت گیرد و پیشدستی کند اول او ببهشت وارد میشود. مرا شرم می آید که پیش از برادر بزرگ قدم در بهشت نهم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سفارش حضرت علی (ع) به پسرش امام حسن (ع) در هنگام وفاتش‏ : 
بمؤمنان سفارش كرده كه نیست شایسته‏ پرستشى جز خدا،
تنها است، شریك ندارد،

امام علی

و باینكه محمد (ص) بنده و فرستاده او است
او را به رهبرى و دین حق فرستاده تا بر همه دین هایش چیره سازد و گر چه مشركان را بد آید و صلى اللَّه على محمد و سلم

سپس راستى نمازم، عبادتم، زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیانست، شریك ندارد،
به دین فرماندارم و من نخست مسلمانم.

سپس اى حسن من تو را سفارش میكنم، با همه فرزندان و خاندان خود و هر كه نامه ‏ام بدو رسد از مؤمنان
به تقوى از خدا پروردگارتان،
و از دنیا نروید جز اینكه مسلمان باشید،
همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید،
زیرا من شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود: صلح و سازش میانه مردم بهتر است از همه نماز و روزه، و راستى كه هلاكت بار و دین برانداز همانا اختلاف است و لا قوة الا باللَّه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام علی (ع) : موقعی که جوانی را به سبب گناهانی که مرتکب شده است نکوهش و سرزنش می کنی مراقب باش که قسمتی از لغزشهای او را نادیده گیری و از تمام جهات مورد اعتراض و توبیخش قرار ندهی تا جوان به عکس العمل وارد نشود  و نخواهد از راه عناد  و لجاجت بر شما پیروز گردد .(1)

کینه

 مولا علی (ع) :
گفتار حکیمانه را از هرکس یاد بگیرید ،  ولو که گوینده ی آن از نظر مذهبی گمراه باشد .(2)

مولا علی (ع) :
گفتار صحیح را از هرکه که است قبول کنید.(3)

مولاعلی (ع) :
خداوند دوست دارد که مردم درباره  هم خوب فکر کنند و خیر خواه یکدیگر باشند .(4)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سفیان میگوید: آمدم خدمت حسن بن على علیهما السلام بعد از آنکه از کوفه بمدینه مراجعت کرده بود.بحضرت عرض کردم : اى ساری , گاهنوشته های محمود زارعذلیل کننده مؤمنین، ( چرا با معاویه صلح کردى ) یکى از استدلالهائى که ازآنحضرت در جواب من فرمود این بود که فرمود:

شنیدم على علیه السلام از قول رسول خدا صلى الله علیه وآله مى فرمود:
چند شب و روزى نمی گذرد که این امت بدور مردى اجتماع میکنند که دهانه روده مستقیم , مقعد و گلویش گشاد است ؛ میخورد ولى سیر نمیشود , آن معاویه خواهد بود، پس من دانستم که امرخدا واقع شدنى است، ( لذا ) ترسیدم که بین من و او خونهائى ریخته شود، بخدا قسم من خوشحال نیستم که خدا را در صورتى ملاقات کنم که خون مسلمانى بنا حق ریخته شود.

ابو نعیم حدیث اجتماع امت را بدور معاویه از رسول خدا صلى الله علیه وآله به طریق روایت کرده است.
اگر کسى اشکال کند و بگوید: على علیه السلام هم مثل امام حسن علیه السلام میدانست که بالاخره مردم دور معاویه را خواهند گرفت پس براى چه آنحضرت با معاویه (لع) جنگ کرد وآن همه خونها در بین آنها ریخته شد؟!

جواب، چند وجه است،

اول : اینکه مولاى ما على علیه السلام مامور بود که با سه دسته جنگ کند:
1) ناکثین که طلحه و زبیر وعائشه باشند.
2) قاسطین که معاویه باشد.
3) مارقین که اهل نهروان - - -
باشند، پس آن حضرت ماموریت خود را انجام داد.

دوم : وقتى که مولاى ما على علیه السلام خبر داد که سلطنت بمعاویه و بنى امیه خواهد رسید از آنحضرت پرسیده شد، پس چرا شما با معاویه جنگ میکنى درصورتیکه میدانى سلطنت باو منتهى میشود؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:فقلنا: یا امیرالمومنین ، این ذهب ذلك الملك ؟ فقال علیه السلام : كنت بالامس على جبل الظلمة فسالنى الملك فى زیارة هذا الملك فاذنت لها، فاستاذننى الملك الاخر فى هذا الیوم على ان یكافیه ، و قد اذنت له . فقلنا: یاامیرالمومنین ، و ما یزالون عن مواضعهم الا باذنك ؟ فقال علیه السلام : و الذى رفع السماء بغیر عمد ما اظن احدا منهم یزول عن موضعه بغیر اذنى بقدر نفس واحد الا احترق . فقلنا: یا امیرالمومنین ، الیس كنت معنا جالسا فى منزلك ، فاى وقت كنت فى قاف ؟ فقال لنا: غمضوا اعینكم ، فغمضنا، ثم قال : افتحوا، ففتحنا فاذا نحن قد بلغنا مدینة منزل (ج : فنزل) امیرالمومنین علیه السلام ، فقال علیه السلام : لقد بلغنا و لم یشعر احد منكم . فقلنا: یا امیرالمومنین ، ما هذا بعجب من وصى رسول الله صلى الله علیه و آله ، فقال : و الله انى املك من الملك لوعاینتموه لقلتم : انت انت ، و انا مخلوق من الخلایق آكل و اشرب .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
گفتیم : اى امیرمومنان ، آن فرشته كجا رفت ؟ فرمود: من دیشب بر كوه ظلمت قرار داشتم و فرشته آن از من درخواست زیارت این فرشته نمود، و من اجازه دادم ، حال این فرشته امروز از من اجازه خواست تا به بازدید او رود و من اجازه دادم . گفتیم : اى امیرمومنان ، اینان جاى خود را جز به اجازه شما ترك نمى كنند؟ فرمود: به خدایى كه آسمان را بدون پایه برافراشته گمان ندارم كه احدى از آنان بدون اجازه من به اندازه یك نفس زدن جاى خود را ترك كند جز این كه بسوزد. گفتیم : اى امیرمومنان ، مگر شما در منزلتان با ما نبودید؟ پس چه وقت در كوه قاف بودید؟ (كه به او اجازه دهید) فرمود: چشمهاى خود را ببندید، ما بستیم ، سپس فرمود: باز كنید، ما چشمان خود را باز كردیم دیدیم به مدینه به منزل آن حضرت رسیده ایم ، (ج : به شهرى رسیدیم و امیرمومنان علیه السلام فرود آمد....) فرمود: ما اینجا رسیدیم و حال آن كه هیچ كدام نفهمیدید. گفتیم : اى امیرمومنان ، این امر از جانشین رسول خدا صلى الله علیه و آله شگفت نیست ، فرمود: به خدا سوگند، من ملك و قدرتى در اختیار دارم كه اگر ببینید خواهید گفت : (خداى واقعى ) توئى تو، در حالى كه من نیز یكى از آفریدگانم كه مى خورم و مى آشامم .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (82): (حدیث غمامه )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! اخبار وارده از ائمه هادیه علیهم السلام در باب این كه عالم صفات و اسماء و افعال الهى جل جلاله خلفاء و اوصیاءاند بسیار است پاره اى از اول مبحث ولایت تا این مقام گذشت ، و برخى بعد از این ان شاء الله بیاید. و از جمله آن ها حدیث غمامه مشهور است كه فاضل مجلسى (ره ) آن را ترجمه به فارسى نموده است ، و رواه الصدوق ((بحار) ج 27، ص 33 - 40 به نقل از كتاب (محتضر) حسن بن سلیمان (ره )، و در پایان خبرگوید: (این خبرى غریب است كه دراصولى كه نزد ماست نیافتیم ، ولى آن را رد نمى كنیم و علم آن را به خود امامان علیهم السلام وامى گذاریم ). البته نسخه متن ، منقول از (بحار) نیست و با آن اختلافاتى دارد)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
 باسناده قال : حدثنا ابوعبدالله بن زكریا، عن ابن الجوهر الاسود، عن محمد بن عبدالله الصایغ ، عمن یرفعه الى سلمان الفارسى - رحمه الله - انه قال :
كنا جلوسا عند مولانا امیرالمومنین علیه السلام ذات یوم حین بویع عمر بن خطاب بالخلافة ، انا و ولده الحسن و الحسین علیهماالسلام و محمد بن الحنفیة و عمار بن یاسر و المقداد بن الاسود الكندى - رحمهم الله - فاذا التفت الیه الحسن علیه السلام و قال : یا امیر المومنین ، ان سلیمان بن داود علیهماالسلام قد نال ملكا (عظیما) لم ینله احد من الناس ، و اعطاه الله ملكا لم یعطه احدا من العالمین ، فهل ملكت یا اباه شیئا من ملك سلیمان ؟ فقال امیرالمومنین علیه السلام : و الذى فلق الحبة و برا النسمة لقد ملك ابوك ملكا لایملكه احد بعده و لا قبله . فقال له الحسن علیه السلام : انا نحب ان ننظر شیئا مما ملكه الله ایاك شیئا(كذا) من الملكوت ، لیزداد(لنزداد - ظ) فى الناس ایمانا مع ایمانهم . فقال علیه السلام : نعم ، حبا و كرامة .


...سلمان (ره ) مى گوید: در ایامى كه با عمر بن خطاب بیعت به خلافت انجام گرفت ، روزى من و دو فرزند على : حسن و حسین علیهما السلام و محمد بن حنفیه و عمار بن یاسر و مقداد بن اسود كندى - رحمهم الله - در خدمت امیرمومنان علیه السلام نشسته بودیم كه
حسن علیه السلام به آن حضرت عرضه داشت : اى امیرمومنان ، سلیمان بن داود علیهماالسلام به سلطنت بزرگى دست یافت كه هیچ یك از مردم بدان دست نیافت و خداوند سلطنتى به او عطا فرمود كه به احدى از عالمیان عطا نفرمود، پدر جان ! آیا شما به چیزى از ملك سلیمان دست یافته اید؟
امیرمومنان علیه السلام فرمود: سوگند به آن كه دانه را شكافت و جانداران را آفرید همانا پدر تو به سلطنتى دست یافته كه هیچ كس قبل و بعد از آن بدان دست نیافته و نخواهد یافت .
حسن علیه السلام گفت : ما دوست داریم به پاره اى از آن چه خداوند از ملكوت در اختیار شما نهاده بنگریم تا برایمانمان در میان مردم افزوده شود.
حضرت فرمود: خوب ، چقدر شما را دوست و گرامى مى دارم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (72): (در افضلیت ائمه از سایر پیامبران علیهم السلام )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:قال فى جامع الاسرار و هو للسید حیدر الاملى : و الذى اتفق اصحابنا الشیعة (علیه ) هو ان امیرالمومنین علیه السلام اعظم من جمیع الانبیاء و الاولیاء بعد نبینا صلى الله علیه و آله ، و اولاده المعصومون كذلك . و هو عند التحقیق لیس الا هذا (المعنى ) یعنى مرتبة هولاء الائمة من حیث الولایة اعظم من مرتبة هولاء الانبیاء و الرسل من حیث الولایة (، لا غیر )، و لا شك انه كذلك ، و الا فمرتبة النبوة و الرسالة اعظم من ان یكون فوقهما مرتبة ، دنیا و آخرة . و لهذا كان الاوصیاء و الاولیاء دائما محتاجین الى الانبیاء و الرسل فى القوانین الشرعیة و الاحكام الالهیة ، كقول على علیه السلام مثلا: تعلمت من رسول الله صلى الله علیه وآله الف باب من العلم ففتح لى بكل باب الف باب (به بحار ج 40، ص 127 به بعد مراجعه شود)، و غیر ذلك من الاخبار.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
سید حیدر آملى در جامع الاسرار گوید: آن چه اصحاب ما شیعه برآن اتفاق دارند آن است كه امیرمومنان علیه السلام پس از پیامبران صلى الله علیه و آله از تمام انبیاء و اولیاء عظیم تر است ، و اولاد معصومین او علیهم السلام نیز چنین اند. و این نظریه در نظر تحقیق جز این معنى نیست ، یعنى مرتبه این امامان علیهم السلام از جهت ولایت از مرتبه انبیاء و رسل از جهت ولایت بالاتر است (نه چیز دیگر) و شكى ندارد كه مطلب همین است و گرنه مرتبه نبوت و رسالت بالاتر از اینند كه فوق آن ها مرتبه اى وجود داشته باشد، چه در دنیا و چه در آخرت ، از همین رو اوصیا و اولیا در قوانین شرعى و احكام الهى ، پیوسته نیازمند به انبیا و رسل بوده اند، مانند سخن على علیه السلام مثلا كه : از رسول خدا صلى الله علیه وآله هزار باب علم آموختم كه از هر بابى هزار باب دیگر گشوده شد، و دیگر اخبارى كه شاهد این مطلب اند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:جایی خوانده بودم که حاتم که بمرد , برادرش خواست که مثل او شود و جایش بگیرد .
مادر وی را فرمود : خویشتن را بیشتر رنج مده , به جایگاه او نخواهی رسید !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

گفت مادر جان چه چیز مانعم شود بویژه آنکه وی برادر من بود و همخونیم !
مادر فرمود : هر بار که من او را شیر می خواستم داد , شیر نمی خورد تا آنکه شیرخواره ای دیگر آورم تا با وی در شیرخوردن شریک شود و از پستان دیگرم شیر خورد !
اما زمانی که ترا شیر می دادم اگر شیرخواره ای می آمد آنقدر می گریستی تا برود و تنهایی شیر بخوری !
مرحوم پدرم احمد آقای زارع در هر حرفش معمولا یک ضرب المثل چاشنی میکرد حالا برایم این ضرب المثلش تداعی شد که میفرمود :
« آن کلاغی که انجیر میخوره نوکش کجه » یا « آسمان میبارد و زمین هم اگر میتواند ببارد » !

 یا کریم اهل بیت علیه السلام


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

دختر ختم رسولان پسری آوردست
که وجودش حسن و، نام نکویش حسن است

سروی آزاده عیان گشته که از لطف و صفاش
غیرت جنت موعود، زمین و زمن ست

شیعیان خرم و فرخنده ازین مولودند
شادمان، خاطر شوریده هر مرد و زن ست

صبر ایوب فراموش شد از خاطره ها
که در افواه کنون صحبت صبر حسن ست

پور زهرا! ز عنایت به محبان نظری
دیده ها سوی تو ای دلبر شیرین سخن ست

ای حیاتی! چه غم از محنت محشر داری
که حسن روز جزا دافع رنج و محن ست


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشتهای محمود زارع : سلام بدوستان مخاطب و پاک طینت و علی دوست ! شب شهادت آقا نمیتوانستم چیزی ننویسم . بدون مقدمه صفحه را باز کردم و دارم مینویسم .
کلام اول : گفتم جمله و تکه کلام همیشگی بابام مرحوم احمد آقای زارع را مطلع کلامم قرار دهم . مرحوم احمد زارع استخرپشتی در زمانی که زنده بود و ما گاهی به او یا به کسی دیگر در خطاب میگفتیم : آقا ! بابا میفرمود : " آقا مرتضی علی است " ! من در کودکی فکر میکردم بابام شوخی میکند و بقول ما مازندرانی ها میخواهد " خوش داوی " - خوش گویی , شاد کردن _ کند ؛ ولی وقتی بزرگتر که شدم در نوجوانی و جوانی دیدم که نه ایشان بطور جد اعتقاد دارند که فقط یک آقا در عالم است و آنهم ( بقول خودش ) مرتضی علی است .
مرحوم پدر واقعا اعتقاد داشت که اگر آقایی یک ارزش خاص در این عالم است هیچ کس شایسته تر به این عنوان جز مولا علی علیه السلام نیست . منم بعدها و بخصوص در بعد رحلتش همیشه سعی داشتم که آقا بمفهوم ارزشی و خاص آنرا فقط و فقط برای مولای بابا و بابای مولا مرتضی علی علیه السلام بکار ببرم و منظور داشته باشم. و مابقی را علی الاطلاق و حسب ضیق زبان و بمفهوم عام و عرفی آقا خطاب کنم. خسیس نیستم ولی اگر به هر که جنسا مذکر است را میتوان آقا نامید , پس به یک مرد با آنهمه آقایی و بزرگی و والایی چه خطابی باید داشت . من منطق پدرم را قبول دارم و آقایی را در شآن فقط مرتضی علی (ع) میدانم و بس !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو