چشم به راه

خلاصه جلسه نهم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...انواع تاویل حاصل شده از روایات ائمه علیهم السلام

در یک نظری که میشود از متن روایاتی چند بدست آورد تاویل ها را بر سه (3) قسم میتوان تقسیم کرد :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

1 ) تاویلی است که به کلمه یا آیه ای خاصّ مربوط میشود که آن کلمه یا آیه در تنها یک جای ذکر گردید ولذا ما نمیتوانیم چنین تاویلی را به دیگر کلمات یا آیات قرآن کریم حمل کنیم زیرا خاص همان که آمد میباشد.

2 ) تاویلی که بر عکس حالت نخست بوده یعنی درباره یک کلمه یا آیه میباشد اما در اینجا از آن حالت اختصاصی می افتد و لذا میتوان آنرا بر دیگر موارد یعنی بر دیگر کلمات یا آیات نیز حمل کرد یعنی نوعی شمولیت و عام بودن در ااین نوع تاویل صدق میکند .

3 ) یکنوع تاویل دیگر هم میتوان دید که البته مربوط به آیه خاصی نیست ولی ما میتوانیم آنها را بر آیات قرآن کریم تطبیق داده و از آن استفاده کنیم .

درباره تاویل کلمات من اثر مشکات الانوار را بسیار مفید میدانم که میتوانید بدان مراجعه نمایید ... درخصوص نوع سوم تاویلاتی که عرض کردیم روایتی از امام باقر علیه السلام را میتوان نمونه مناسبی از این گونه تاویلات دانست آنجا که میفرماید : « ما یدالله - دست خدا - هستیم » ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

معلى بن خیس مى گوید:
در یكى از شب هاى بارانى ، امام صادق علیه السلام از تاریكى شب استفاده كردند و تنها از منزل بیرون آمده ، به طرف (ظله بنى ساعده ) - سایبانى كه مردم روزها براى در امان بودن از گرماى طاقت فرسا به زیر آن جمع مى شدند و شب هنگام مكان مناسبى بود براى فقرا و افراد غریب كه در آنجا بخوابند -  حركت كردند. من هم با كمى فاصله آهسته به دنبال امام روان شدم .
امام کیست

ناگاه ! متوجه شدم چیزى از دوش امام به زمین افتاد. در آن لحظه ، آهسته صداى امام را شنیدم كه فرمود: خدایا! آنچه را كه بر زمین افتاد به من بازگردان .
جلو رفتم و سلام كردم . امام از صدایم ، مرا شناخت و فرمود:
- معلى تو هستى ؟
- بلى معلى هستم . فدایت شوم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید:
چرا امیرمؤمنان (ع) در آغاز کار با مخالفین خود نجنگید؟!
امام (ع) فرمود :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

404) لایه فی کتاب الله: [لوتزیلوا، لعدبنا الذین کفروا منهم عذاباً الیما] فقال له: و ما یعنی تزایلهم؟. قالک ودائع مؤمنون فی اصلاب کافرین، فکذلک القائم (ع) لن یظهر حتی تخرج و دائع الله عزوجل. فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء الله عزوجل فقتلهم .

« به جهت آیه ای در قرآن که می فرماید: (اگر زایل می شدند، کافران را از آنها با عذابی دردناك عذاب می کردیم.) [ 65 ]
ابوبصیر گفت: منظور از زایل شدن چیست؟
فرمود : نطفه های مؤمنان که در صلب پدران کافر به ودیعت نهاده شده، همچنین است قائم ما (عج)، هنگامی ظاهر می شود که امانتهای خدا همه بیرون آیند (دیگر نطفه مؤمنی در صلب کافر باقی نباشد) هنگامی که همه امانتهای خدا خارج شدند او ظهور می کند، هر کس در برابر او شمشیر بکشد او را می کشد.» [66]

 او ( حضرت ولی عصر " عج " برطرف کننده رنجها و اندوهها از شیعیان است بعد از اندوهی سخت، بلائی طولانی، و ستمی جانکاه. خوشا به حال آنانکه آن زمان را درك کنند.

405) هیهات، هیهات!. لا والله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تغربلوا!. لا والله مایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمحصوا!. لایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی یشقی من یشقی و یسعد من یسعد .

« به خدا سوگند، هرگز چنین نیست، آنچه چشم انتظارش هستید، هرگز واقع نمی شود تا غربال شوید و امتحان شوید، نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظارش هستید وقوع نمی یابد تا هنگامی که آنکه شقی هست شقاوت خود را ظاهر سازد و آنکه سعادتمند است سعادتش آشکار گردد[67]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:غدیر را فراموش نکنیم. خود حضرت ختمی مرتبت توصیه فرمودند همگان موظفند به دیگران برسانند...مسلمان خداترس عاشق پیامبر و امیدوار بشفاعت غدیر را فراموش نمیکند . متن کامل این خطبه تاریخ ساز و آزمون بزرگ و واقعی الهی برای مدعیان اسلام بویژه ایمان , را در زیر مطالعه فرمایید :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« سپاس خدایی راست که به توحید خود در اوج است و در یگانگی ‌اش در نزدیکی خلق است و در سلطنتش شکوهمند و در ارکان قلمروی خود، عظیم است و در حالی که خود در جایگاهش است، او را به همه چیز احاطه دانش است و به قدرت و برهان خود بر تمام بندگان چیره است. ستوده‌ ایست همواره ستایش ‌شونده و همواره سربلند و پیوسته آغازگر است و بازآورنده و همه امور را بازگشت به وی است. آفریننده آسمان‌هاست و گستراننده زمین‌ها و حکمران بر آنهاست. دور و منزه از خصایص آفریده‌هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است و هموست پروردگار ملائکه و روح. بر همه آفریدگان خود تفضل کند و بر همه مخلوقات خود بخششگر است. به نیم نگاهی همه چشم‌ها را بیند و هیچ چشمی او را نبیند. بخشنده و بردبار و شکیباست. رحمت او هر چیز را رسیده و به نعمتش بر همه خلقش منت نهاده، در انتقام شتاب نکند و در كیفر سزاواران عذاب، صبور و شكیباست. بر نهان­ها آگاه و بر درون‌ها داناست. پوشیده‌ ها بر او ناپیدا نیست و پنهان‌ها بر او شبهه­ ناک نمی‌باشد. او راست فراگیری به هر چیز و چیرگی بر هر چه هست و توان در هر چیز و توانایی بر هر پدیده و او را همانندی نیست و اوست پدید آور هر پدیده، آن گاه که هیچ پدیده نبود. جاودانه و زنده و عدل ‌گستر است. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكیم.

شکوهمندتر از آن است که به دیدگان دریابندش و اوست دریابنده دیده‌ها و اوست پنهان بین و کاردان. كسی با دیدن، به وصف او نرسد و بر چگونگی او در نهانی و آشكاری دست نیابد، مگر به آن چه او عز و جل خود بنماید.

و گواهی می‌دهم كه او خداوندی است كه نزاهتش روزگاران را بیازمود (نسخه دیگر : فراگرفت) و نورش، ابدیت را کنار زد. هم او که بی‌رایزنی رایزنی، فرمانش را اجرا می‌کند، و او را در تقدیر نویسی‌اش انبازی نیست و در تدبیرگری‌اش، دوگونگی نباشد. هر آن چه نوآفرید، بی‌الگویی صورت بخشید و آفریدگان را بدون یاوری کسی و بدون رنج و یا چاره‌جویی، هستی‌ بخشید. جهان، بنیان نهاد تا هست شد و آفرید تا پدیدار گشت.

پس اوست خدایی كه معبودی جز او نیست. همو كه سازندگیش استوار و کردارش نیکوست. دادگری است كه ستم روا نمی‌دارد و بزرگواریست كه كارها به او بازمی‌گردد.

و گواهی می‌دهم او خدایی است كه هر موجودی در برابر بزرگی‌اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و در برابر توانایی‌اش تسلیم و پیش هیبتش سر به زیراند. پادشاه قلمروها و چرخاننده سپهرها و رام ‌كننده آفتاب و ماه كه هر یك در مداری معین جریان یابند. او پرده شب را به روز و پرده روز را كه شتابان در پی شب است، به شب پیچد. اوست شكننده هر ستمگر سركش و نابود كننده هر شیطان رانده شده.

نه او را ناسازی باشد و نه برایش هم­پایی. یكتا و بی‌نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده و خداوندی یگانه و پروردگاری بزرگوار است. بخواهد و در گذراند و اراده كند و حكم نماید. بداند و شماره کند و بمیراند و زنده كند. نیازمند و بی‌نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیك آورد و دور برد و بازدارد و بخشش کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست اوست تمام نیكی و بر هر چیز تواناست.

شب را در روز و روز را در شب فرو بَرد. معبودی جز او نیست، گران‌مایه و آمرزنده؛ اجابت كننده دعا و فزون‌دهنده عطا، برشمارنده نفَس‌ها و پروردگار جن و انس است. او که چیزی بر وی مشكل نیاید؛ فریاد فریادخواهان، او را آزرده نكند و پافشاری اصراركنندگان، او را به ستوه نیاورد.

نیكوكاران را نگاهدار و رستگاران را دستِ یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال، سزاوار سپاس و ستایش همه آفریدگان است.

او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می‌گویم بر شادکامی و پریشان‌حالی و بر دشواری و آسانی، و به او و فرشتگان و نوشته‌ها و فرستاده‌هایش ایمان دارم و فرمان او را گردن می‌نهم و اطاعت می‌كنم و به سوی هر آن چه مایه خشنودی اوست، می‌شتابم و بدان چه حكم کرد، تسلیمم؛ از سر اشتیاق به فرمانبری از وی و بیمناکی از گوشمالی وی. زیرا او خدایی است كه مكرش را ایمنی نباشد و از بی عدالتی‌اش هراسی نیست.

و اكنون بر بندگی خویش در محضر وی اقرار می‌کنم و به پروردگاری او گواهی می‌دهم و وظیفه خود را در آن چه به من وحی شده، انجام می‌دهم؛ مباد كه با سرننهادنم، از سوی او عذابی سرکوبگر فرود آید كه احدی را یارای پس راندن آن از من نباشد، هر چند کاردانی­اش بسیار و دوستی‌اش خالص باشد.

چرا كه معبودی جز او نیست، اوست که مرا آگاهی داد كه اگر آن چه بر من نازل كرده، به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده‌ام، و خداوند تبارك و تعالی ایمنی از آزار مردم را برایم تضمین كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

پس آن گاه، چنین وحی‌ام فرستاد: بسم الله الرحمن الرحیم « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ ـ فی علی ـ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » [ به نام خداوند همه مهرِ مهرپرور. ای فرستاده ما! آن چه از سوی پروردگارت ـ در باره علی علیه السلام ـ بر تو وحی شد، ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوند را به انجام نرسانده‌ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می‌دارد].

هان ای مردمان! آن چه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن كوتاهی نكرده‌ام و اکنون سبب نزول آیه را بر شما بیان می‌كنم:
همانا جبرئیل، سه مرتبه بر من فرود آمد و مرا از سوی سلام، پروردگارم كه تنها اوست سلام، فرمانی آورد كه در این مكان برپای ایستم و به هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه علی بن ابی طالب، برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من است که جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیكن پیامبری پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول خدا، صاحب اختیارتان است.


ادامه خطبه مبارکه غدیر .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آهنگینه ای بی نام ( بی سر ) ؛شعر که جسارت است بنامم اما زمزمه عاشقانه ای بود در دل شبی با مولایم حسین جان :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

شبی در خواب دیدم, زلف دلبر,
 شانه می كردم

بزیر چشم  بر رویش , نگه
 دزدانه می كردم

مرا جرأت نبوده تا رخ بی سر
همی نزدیكتر ببینم؛
نگاهی عاجزانه من
ز خلوتخانه خمخانه می كردم


ادامه شعر .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام , ماموم و نسلها
( جریان دو طرفه هر گونه تعامل اجتماعی ؛ ضرورت پایه ای نتیجه گرایی )        ساری,گاهنوشته های محمود زارع 
       امامان (ع) الگویند؛ اما همه مردم مآموم نیستند!!  
     در قرآن کریم , حضرت باری تعالی پیامبران را الگو و اسوه حسنه معرفی فرموده است. چونان که گوئی اینان مدل و نمونه و پرچمی هستند که دیگران با « نگاه » به آنها و با « بصیرت » نسبت به آنها« راه » را می یابند و در « مسیر درست » راهی میشوند.     
       
     الگوها , چون الگویند, لزوما و قطعا قابلیتهائی را دارند < یا گرفته اند> که دیگران بدلائل مختلفی از آن بی بهره اند و یا حداقل اینکه کم بهره اند..

     البته این بی بهره گی و یا کم بهره گی , احتمالا بایستی متناسب با زمان و کیفیت وجودی آدمیزاده تبیین گردد که : همگان فرصت نداشته اند و یا شاید آنکه به آنها فرصت داده نشده است! و یا فرصت ندارند که از جهت < راه یابی > بی نیاز از اسوه باشند.

     در واقع فلسفه نبوت , فلسفه لطف باری است , نه لزوما ضروری خلقت و استحقاق مخلوقات!
                              ما نبودیم و تقاضامان نبود
                              لطف تو ناگفته ما میشنود

     اصلا فلسفه وجودی خلقت نیز بنا بر قاعده لطف باری تعالی میباشد نه استحقاق مخلوق! لذا ما طلبکار خدا نیستیم!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

دین و قرآن، دو غریب متروك و تنها، در عصر ما سرگذشت دیگری دارند.آنها غریب و تنهایند، تبعیدی و مهجورند.آنها در میان مردم هستند ولی با مردم نیستند، آنچنانکه رسول اکرم (ص) تعبیر فرموده اند.آئین مقدس اسلام امروز غریب است و قرآن کریم در قفسه های مساجد و رفهای منازل خاك می خورد مساجد اگر چه با فرش و چلچراغ و بلندگو و منبر و تریبون تزیین شده ولی از سخنان حق و موعظه های مؤثر و گوشهای حق نیوش خالی شده است. اینها در زمانی بود که قرآن و آئینی بود و مساجد مرکز اجتماعات مردم بود. امروز مطالب از مبادی و معانی خود خارج شده، هر کسی بر طبق نظر خود و مطابق با اغراض و اهداف خود سخن می گوید.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در اینجا حقایقی را در مورد دین و قرآن از زبان معصومین (ع) خواهی شنید که وضع امروز را دقیقاً برای ما تشریح کرده اند و در طول چهارده قرن راویان آثار و ناقلان اخبار بدون کوچکترین تغییری برای ما نقل کرده اند، زیرا آنها به مبداء و گوینده این سخنان ایمان قطعی داشتند. و اینک سخنان رسول اکرم (ص) و اهلبیت عصمت و طهارت در این باره :

 هنگامی که دروغ مباح شمرده شود، از هوای نفس پیروی شود، روابط نامشروع علنی گردد و بهتان رائج €شود، دروغپردازان راستگو شناخته شوند و خائنان مورد اعتماد قرار بگیرند، گواهان بدون اینکه کسی گواهی بخواهد گواهی دهند، و گروهی دیگر برای قراردادی که بسته اند بدون اینکه از اصل موضوع مطلع باشند گواهی دهند، در چنین زمانی همه جا آتش می بارد

رسول اکرم (ص) می فرماید :

1174) و یوضع الدین، و ترفع الدنیا .
« دین کم ارج می شود و دنیا ارزش فراوان پیدا می کند .» [1]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...و فى كتاب الغیبة للشیخ (ره ) عن الشیخ ابى القاسم بن الروح (روح - صح) قال : اختلف اصحابنا فى التفویض و غیره ، فمضیت الى ابى طاهر بن هلال (مصدر: بلال) فى ایام استقامته ، فعرفته الخلاف ، فقال : اخرنى ، فاخرته ایاما، فعدت الیه ، فاخرج الى حدیثا باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام قال : اذا اراد الله ان یحدث امرا عرضه على رسول الله صلى الله علیه وآله ثم امیرالمومنین علیه السلام واحدا بعد واحد الى ان ینتهى الى صاحب الزمان ، ثم یخرج الى الدنیا. و اذا اراد الملائكة ان یرفعوا الى الله عز و جل عملا عرض على صاحب الزمان علیه السلام ثم على واحد بعد واحد الى ان یعرض على رسول الله صلى الله علیه و آله ثم یعرض على الله .فما نزلت من الله فعلى ایدیهم ، (و ما عرج الى الله فعلى ایدیهم )، و ما استغنوا عن الله عز و جل طرفة عین . (الغیبة ص 238.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و در كتاب غیبت شیخ طوسى (ره ) از شیخ ابى القاسم بن روح (سومین نایب خاص امام زمان علیه السلام ) روایت است كه : اصحاب ما در مساله تفویض و مسائل دیگر اختلاف كردند، من نزد ابى طاهر بن هلال در ایامى كه بر مذهب حق بود رفته و خلاف واقع شده را برایش بازگفتم ، گفت : به من مهلت ده ، من هم چند روزى مهلت دادم سپس به نزدش بازگشتم ، وى حدیثى را با سند خود از امام صادق علیه السلام برایم تخریج كرد كه فرموده : هرگاه خداوند بخواهد امرى را احداث كند آن را بر رسول خدا صلى الله علیه و آله سپس بر امیرمومنان و سپس بر امامان علیهم السلام یكى پس ازدیگرى عرضه مى دارد تا این كه به حضرت صاحب الزمان علیه السلام برسد، سپس به سوى دنیا بیرون مى شود. و هر گاه فرشتگان بخواهند عملى را به سوى خداى بزرگ بالا برند آن عمل بر صاحب الزمان علیه السلام عرضه مى شود، سپس بر یك یك امامان علیهم السلام تا بر رسول خدا صلى الله علیه وآله عرضه گردد، سپس بر خداى متعال عرضه مى گردد. پس آن چه از سوى خداوند نازل مى شود بر دست ایشان جارى مى گردد، (و آن چه به سوى خدا بالا مى رود بر دست ایشان مى رود) و ایشان یك چشم بهم زدن از خداوند بى نیاز نمى باشند.

و فى الخرایج عن ابى ابراهیم علیه السلام قال : ما من ملك یهبطه الله فى امر الا ابدا بالامام علیه السلام فعرض ذلك علیه ، و ان مختلف الملائكة من عند الله الى صاحب هذا الامر. (خرایج ج 2، ص 850.)


و در خرایج از امام كاظم علیه السلام روایت است كه : هیچ فرشته اى را خداوند براى كارى فرو نمى فرستد جز این كه از امام علیه السلام شروع مى كند و آن كار را بر او عرضه مى دارد، و همانا آمد و شد فرشتگان از جانب خداوند به نزد صاحب این امر است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...فمن ذا ینال معرفتنا، او بیان درجتنا، او یشهد كرامتنا، او یدرك منزلتنا؟ حارت الالباب و العقول ، و تاهت الافهام فیما اقول ، تصاغرت العظماء، و تقاصرت العلماء، و كلت الشعراء، و خرست البلغاء، و الكنت الخطباء، و عجزت ، الفصحاء، و تواضعت الارض و السماء عن وصف شان الاولیاء. و هل یعرف او یوصف او یعلم او یفهم او یدرك او یملك شان من هو نقطة الكاینات ، و قطب الدایرات ، و سر الممكنات ، و شعاع جلال الكبریاء، و شرف الارض و السماء؟ جل مقام آل محمد صلى الله علیه و آله عن وصف الواصفین ، و نعت الناعتین ، و ان یقاس بهم احد من العالمین . و كیف ؟ و هم النور الاول ، و الكلمة العلیا، و التسمیة البیضاء، و الوحدانیة الكبرى التى اعرض عنها من ادبر و تولى ، و حجاب الله الاعظم الاعلى . فاین الاخبار (ب : الاختیار.) من هذا؟ و این العقول من هذا؟ و من (ذا عرف من ) عرف او وصف من وصف ، ظنوا ان ذلك من غیر آل محمد صلى الله علیه و آله كذبوا و زلت اقدامهم ، و اتخذوا العجل ربا، و الشیطان حزبا. كل ذلك بغضة لبیت الصفوة ، و دار العصمة ، و حسدا لمعدن الرسالة و الحكمة ، و زین لهم الشیطان اعمالهم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس كیست كه به معرفت ما دست یابد، یا بیان درجه ما تواند، یا كرامت ما را شاهد باشد، یا منزلت ما را در یابد؟ عقلها و خردها متحیرند، فهم ها در آن چه مى گویم سرگشته اند، بزرگان كوچك ، دانشمندان نارسا، شاعران گنگ ، زبان آوران لال ، سخن گویان كند، شیوایان ناتوان ، زمین و آسمان فرویند از توصیف شان اولیا.
مگر مى شود شناخت یا وصف كرد یا دانست یا فهمید یا درك كرد یا بدست آورد شان كسى را كه نقطه كاینات ، محور دایرات ، سرّ ممكنات ، شعاع جلال كبریا و شرف زمین و آسمان است ؟!
مقام آل محمد صلى الله علیه و آله والاتر است از وصف توصیف كنندگان و ستودن ستایندگان ، و از این كه احدى از جهانیان با آنان مقایسه گردد.
چگونه شود و حال آن كه آنان نور نخستین ، كلمه برتر، نام گذارى روشن ، و وحدانیت بزرگى هستند كه معرضان و پشت كنندگان از آن اعراض نمودند، و حجاب بزرگتر و برتر خدایند؟!
پس كجا مى توان از آن خبر داد و عقلها كجا مى توانند بدان راه یابند؟!
و كیست آن كه بشناسد و كیست آن كه وصف كند؟!
پندارند كه این مقام در غیر آل محمد صلى الله علیه واله وجود دارد، دروغ گفته اند و گامهاشان لغزیده است ، گوساله را پروردگار و شیطان را حزب خود گرفتند.
همه این ها به خاطر كینه بابیت برگزیدگى و خانه عصمت و پاكیزگى و از روى حد باكان رسالت و حكمت بود و شیطان نیز كردارشان را در نظرشان زینت داد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...اى عزیز! شیخ عزیز نسفى در مقصد الاقصى این مذهب را ذكر نموده و از كلام وى ظاهر مى شود كه مذهب اهل تصوف است ، زیرا كه گفته است كه : آن گنج پنهان ذات خداى است و ذات خداى دریاى اول است و روح اضافى دریاى دوم است و ملكوت دریاى سیم و ملك دریاى چهارم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

روح اضافى كه دریاى دوم است جوهر اول عالم كبیر است ، و روح اضافى اسامى بسیار دارد: جوهر اول و عقل اول و روح اعظم و روح اضافى و روح محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و نور محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و مانند این آمده است و موجودات از این چهار دریا بیش نیست . و علما و حكما و اهل وحدت و اهل تصوف را اتفاق است كه این چهار دریا هست ، اما علما مى گویند كه دریاى اول كه ذات خداى تعالى و تقدس است این سه دریاى دیگر را بیافرید، یعنى از نیست هست گردانید، و باز در آن وقت كه خواهد این هست را نیست گرداند.

اهل حكمت و اهل وحدت مى گویند كه امكان ندارد كه نیست هست شود و امكان ندارد كه هست نیست گردد، و نیست هست همیشه نیست باشد و هست همیشه هست بود.
اهل تصوف مراهل وحدت را مى گویند كه عالم پس چون ظاهر شد؟
اهل وحدت مراهل تصوف را مى گویند پیش شما چون پیدا آمد؟!
اهل تصوف مى گویند كه : سهل تسترى و شیبان راعى از خضر شنیدند كه خضر به ایشان گفت :
خلق الله محمدا - الحدیث و قدم تقدم . (ص 643)
اهل وحدت مى گویند كه : پیش ما آن است كه دریاى اول كه ذات خداى است گنج پنهان بود، خواست كه آشكارا گردد و شناخته شود، تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى دوم ظاهر شد. دریاى دوم تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى سیم و دریاى چهار ظاهر شدند، و این جمله در یك طرفة العین (بود بلكه كمتر از یك طرفة العین كما قال الله تعالى : و ما امرنا الا واحدة كلمح بالبصر او هو اقرب . (تلفیقى از آیه 50 سوره قمر و 77 سوره نحل) و مفردات عالم ملك و عالم ملكوت دایم در تجلى اند و از تجلى ایشان مركبات پیدا آمدند و مى آیند.
این است تمامى موجودات و این همه از تجلى دریاى اول ظاهر شدند در یك طرفة العین )، (قسمت میان كروشه از متن مصدر آورده شد) الا مركبات كه به تدریج پیدا مى آیند. یعنى دریاى اول كه گنج پنهان بود باطن خداى بود، آن باطن تجلى كرد از باطن به ظاهر آمده این همه ظاهر شدند، پس در وجود نیست الا باطن خداى و ظاهر خداى و به غیر وجود خداى وجود دیگر نیست و امكان ندارد كه باشد. (مقصد اقصى باب هشتم)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (83): (وصف امام از زبان امیرالمومنین علیه السلام )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و مما یدل على ما ذكر ما رواه فى الغوالى عن ابى جعفر علیهما السلام ، انه قال : كما لا تقدر على صفة الله لا تقدر على صفتنا، و كما لا تقدر على صفتنا لا تقدر على صفة المومن . (عوالى اللئالى ج 1، ص 436. كافى ج 2، ص 180: لایقدر)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و از جمله چیزهایى كه برمطالب مذكور دلالت دارد روایتى است كه در غوالى از امام باقر علیه السلام آورده كه :
فرمود: همان گونه كه بر وصف خدا قادر نیستى بر وصف ما نیز قادر نمى باشى ، و همان گونه كه بر وصف ما قادر نیستى بر وصف مومن نیز قادر نمى باشى .

و ما رواه فى المشارق عن طارق بن شهاب ، عن امیرالمومنین علیه السلام انه قال : یا طارق ، الامام كلمة الله ، و حجة الله ، و وجه الله ، و نور الله ، و حجاب الله ، و آیة الله ، یختاره الله و یجعل فیه ما یشاء، و یوجب له بذلك الطاعة ، و ولاه على جمیع خلقه ، فهو ولیه فى سماواته و ارضه ، اخذ له بذلك العهد على جمیع عباده ، فمن تقدم علیه كفر بالله من فوق عرشه ، فهو یفعل مایشاء، و اذا شاء الله شاء، و یكتب على عضده : وتمت كلمة ربك صدقا و عدلا. (انعام ، 115.) فهو الصدق و العدل ، و ینصب له عمود من نور من الارض الى السماء یسرى فیه اعمال العباد، و یلبس الهیبة ، و یعلم الضمیر، و یطلع على الغیب ، و یعطى التصرف على الاطلاق ، و یرى ما بین المغرب و المشرق ، و لایخفى علیه شى ء من عالم (الملك و) الملكوت ، و یعطى منطق الطیر عند ولایته .


فصل (84): (خطبه البیان و اصول توجیه آن )
و از جمله اخبارى كه دلالت بر این معنى دارد خطبة البیان است ، و از جهت فهم این خطبه شریفه ، قطع نظر از آن چه ذكر شد مقدمه اى مقرر مى شود.

بدان كه آدمى نسخه اى مجموعه و كتابى است جامع ، و جوامع قوابل كلیه است . و حق تعالى مشاهده اسماء و صفات خود در انسان كامل مى كند، پس انسان متصف به این صفات كامله سزاوار مرتبه خلافت حق است ، و اوست مظهر اسم اعظم ، بلكه اوست اسم اعظم ، چنانچه در حدیث خیبرى و غیره گذشت . (در نسخه ها: سنن الحلال من الحرام . فهو...) و انسان كامل موصوف است به صفات كامله اى كه حق تعالى موصوف است به آن صفات غیر از وجوب ذاتى و غنا، چنان چه حدیث تخلقوا باخلاق الله ، دلالت بر این معنى دارد. اى عزیز!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یوم ندعوا كلّ اناسٍ بامامهم

روزی كه ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان دعوت می‌كنیم.

(سوره اسراء آیه 71)

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

چه کسی را امام خود گــرفته اید ؟!

چقدر با امام زمان خویش آشنائید ؟!

میدانید که در صف حسابرسی پشت سر همان کسی می ایستید و حسابرسی میشوید که الآن آنرا خواسته یا ناخواسته ,دانسته یا نادانسته ؛ بعنوان امام خویش برگزیده اید ؟!

... مبارزه با دشمنان مذهب و اهل بیت گرامی رسول ختمی مرتبت (ص) بدون هماهنگی با امام زمان(ع) فایده ندارد و بویژه انتقام از آنان قطعا بدون آن منتغم الهی یعنی حضرت ولی عصر (عج)  ابدا ممكن نیست !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:... هر چند که مصیبت سیدالشهداء علیه السلام و یاران و اصحابش در کربلاء از مصائب غیر قابل قیاس با هر مصیبتی است ولی این موضوع مانع از آن نمیشود که یک منتظر راستین و آماده نتواند غیبت امام زمان (علیه السلام ) را امروزه از اعظم مصائب نداند ! ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
بهترین زمان برای سربازی و تقرّب به امام زمان علیه السلام زمان تشخیص ( که زمان قبل از ظهورمیباشد ) است نه صرفا زمان ظهور كه قطعا آن زمان , موقع پیروزی است... درست بنا به منطق قرآن کریم که ؛ مجاهدانی که قبل از فتح مکه در راه دین انفاق و جهاد کرده اند , با دیگران برابر ندانسته و ارزش و درجه بالاتر و عظیمی برای آنان در مقایسه با بقیه مسلمین که بعد از فتح مکه بانفاق و جهاد پرداختند؛ قائل شده است ...( حدید / 10 )

... سوای از منطق قرآن که ارزش همراهی با امام (ع) را قبل از پیروزی پرارج تر دانسته ؛ حتی بشهادت عقل هم بسهولت میتوانید درک کنید که اقدام برای برطرف كردن موانع ظهور آقا ولی عصر علیه السلام بمراتب ارزش و همچنین اهمیت بیشتری در مقایسه با جهاد در ركاب آن حضرت والامقام در زمان ظهور را داشته و دارد !...

اگر خود را مسلمان پیرو اهل بیت (ع) میدانیم و به تعهدات خویش هم واقفیم - که بزعم این بنده ناچیز , دین و حتی بندگی باری تعالی هم  در واقع چیزی جز همان پذیرش تعهدات و بخصوص اجرای آنها هم نمیباشد - , باید بدانیم که بزرگترین انحراف پیمان شکنی و بالاترین گناه بی وفایی به پیمانهاست !

... در ایام شهادت آقا حسین بن علی (ع) هستیم . آیا می دانستید که خود سیدالشهداء هم در روز محک و تجربه (عاشورا) بهمین نکته محوری چند بار توجه داده اند ؟!...

لابد شنیده اید که آنحضرت درباره دوستانشان فرموده اند :
« فإنّی لا اعلم اصحاباً أوفی و لا خیراً من اصحابیمن اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحابم نمی‌شناسم »
می بینید که اصل از نظر آن حضرت وفاداری است ! تا جایی که وقتی بر بالای جسد مطهر یکی از یارانش که بشهادت رسیده بود ( مسلم بن عوسجه ) این آیه را برخواند که :
« فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً / از مؤمنین مردانی هستند كه با عهد خویش با خدا صادق بودند، برخی از آنها به عهد خود وفا كرده و جان باختند ... » ...

این کلام الهی امام درباره وفای دوستان و اصحاب واقعی بود اما در آنسوی دیگر هم وقتی سیدالشهداء علیه السلام میخواهد درباره غیردوستان که در صف دیگرند نظر دهد , نقل شده است که فرمود :
« اهل وفا به پیمان نیستند، عهد خویش را شكسته و بیعت مرا از گردن خود كنار نهاده‌اید. به جانم سوگند، با پدرم، با برادرم و با پسر عمویم مسلم بن عقیل نیز همین كار را كردید »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:... آیا برای عمل به وظیفه‌ خود منتظر دیگران میمانی و ماندی ؟!... آیا برای خارج كردن امام زمان(ع) از غربت و تنهایی و غیبت تلاش می‌كنی ؟!

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

یک ماموم معتقد به امام خویش همانند اصحاب کم شمار اما بزرگوار در صحنه نینوا حاضر میشود!
منتظر دیگران بودن و حرکت نکردن یا بهانه است و یا تلبیس ابلیس !
... مگر موعظه قرآن را نخوانده ای که « قل إنّما أعظكم بواحدةٍ أن تقوموا لله مثنی و فرادی » ... شما، خالص دو نفری، و یا به تنهایی برای خدا قیام كنید .
مگر نشنیده ای که امام تو فرمود : « اگر شیعیان نسبت به ما وفادار و همدل بودند، ظهور ما به تأخیر نمی‌افتاد.»
(مجلسی، بحارالأنوار ، ج 53، ص 177)
برای ظهور حضرت بقیه الله علیه السلام راهی جز اینکه عملیاتی شویم , نداریم ! ... ( ادامه دارد )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:
« تا روزی که قیامت برپا شود، هرگز روی زمین خالی از حجت نخواهد بود، و اگر حجت خدا روی زمین نباشد، خدا پرستیده نمی شود.»
« جز معصوم، احدی شایسته امامت و رهبری نیست، و چون عصمت یک نشان ظاهری نیست که ,همگان آنرا بازشناسند، باید امام از طرف خدا تعیین و اعلام شده باشد.»
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
«لاتخلو الارض الی ان تقوم الساعه من حجه، ولولا ذلک لم یعبد الله»
«الامام لایکون الا معصوما، و لیست العصمه فی طاهر الخلقه فیعرف بها، و لذلک لایکون الا منصوصا»
یوم الخلاص / ج 1


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (78): (حضور ائمه علیهم السلام بر بالین محتضر)
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! چون سید مرتضى (ره ) به سبب بعضى قواعد كلامیه و علوم مقالیه شبهه بر وى عارض گشته و انكار حضور حضرت امیرالمومنین علیه السلام را در حین سوال نكیرین نموده ، (رسائل الشریف المرتضى ج 3، ص 133. در این مورد در كتاب الامام على بن ابى طالب علیه السلام تالیف محقق گرانقدر رحمانى همدانى بحث كافى شده است ، مراجعه شود) پس لازم دانسته كه رفع شبهه او را در این فصل نماید تا دیگران به شبهه نیفتند.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى منهاج الحق و الیقین عن كتاب الاربعین عن اسحاق الارزق ، عن عبدالملك بن سلیمان قال : وجد فى ذخیرة حوارى عیسى علیه السلام فى رق مكتوبات بالقلم السریانى منقول عن التوراة ، و ذلك : لما تشاجر موسى و خضر علیهما السلام فى قصة السفینة و الغلام و الجدار و رجع موسى الى قومه ،فساله اخوه هارون عما استعمله من الجدار و شاهده من عجایب البحر، فقال موسى علیه السلام : بینما انا و الخضر على شاطى البحر اذ سقط بین ایدینا طایر فاخذ فى منقاره قطرة من ماء البحر ورمى (بها) نحو المشرق ، ثم اخذ ثانیة ورمى بها نحو المغرب ، ثم اخذ ثالثة ورمى بها نحو السماء، ثم اخذ رابعة ورمى بها نحو الارض ، ثم اخذ خامسة و القیها فى البحر. فبهت انا و الخضر من ذلك ، فسالته عنه ، فقال : لا اعلم . فبینانحن فى ذلك و اذا بصیاد یصید فى البحر، فنظر الینا و قال : مالى اراكما فى فكرة من امر الطایر؟ فقلنا: هو كذلك ، فقال : انا رجل صیاد فقد علمت اشارته و انتما نبیان لا تعلمان ! فقلنا: لا نعلم الا ما علمنا الله عز و جل ، فقال : هذا طایر فى البحر یسمى مسلما، لانه اذا صاح یقول فى صیاحه : مسلم مسلم ؛ فاشارته برمى الماء من منقاره نحو المغرب و المشرق و نحو السماء و الارض و فى البحر، یقول : یاتى فى آخر الزمان نبى یكون علم اهل السماوات و الارض و المشرق و المغرب عند علمه هذه القطرات الملقیات فى البحر، و یرث علمه ابن عمه و وصیه على بن ابى طالب علیه السلام . و عند ذلك سكن ما كنا فیه من التشاجر، و استقل كل واحد منا علمه . (بحار الانوار ج 26، ص 199. تاویل الایات ص 110.)

در كتاب منهاج الحق و الیقین از كتاب اربعین از اسحاق ازرق ، از عبدالملك بن سلیمان روایت نموده كه گفت : در ذخیره حواریون عیسى علیه السلام در ورقى با قلم سریانى به نقل از تورات این مطلب یافت شد كه :
چون میان موسى و خضر علیهماالسلام در داستان آن كشتى و پسر بچه و دیوار مشاجره و گفتگو در گرفت و موسى علیه السلام به سوى قوم خود بازگشت و برادرش هارون در مورد به كار گرفته شدن وى در تعمیر دیوار و آن چه از عجایب دریا مشاهده كرده بود از وى پرسش نمود،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (74): (فضایل امامان علیهم السلام در لسان اخبار)
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:فاذا عرفت ان انكار فضایلهم كفر، فیجب ان یتلقى بالقبول . فها انا ذا اشرع فى ذكر ما ورد فى فضایلهم من الاخبار، مستمدا بباطنهم القدسیة .
و فى العیون فى حدیث طویل : ثم قال رسول الله صلى الله علیه و آله : یا على ، من قتلك فقد قتلنى ، و من ابغضك فقد ابغضنى ، ومن سبك فقد سبنى ، لانك منى كنفسى ، روحك من روحى ، و طینتك من طینتى ، ان الله تبارك و تعالى خلقنى و ایاك ، و اصطفانى و ایاك ، و اختارنى للنبوة ، و اختارك للامامة ، فمن انكر امامتك فقد انكر نبوتى . (عیون اخبار الرضا ج 1، ص 297 ضمن خطبه شعبانیه)

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
چون دانستى كه انكار فضایل ایشان كفر است پس لازم است كه آن ها را تلقى به قبول نمود. اینك من به ذكر فضائل آنان كه در اخبار وارد شده آغاز مى كنم در حالى كه از باطن مقدس خودشان كمك مى جویم :

در عیون ضمن حدیثى طولانى آمده است : سپس رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
« اى على ، هر كه تو را بكشد مرا كشته ، هر كه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و هر كه تو را ناسزا گوید مرا ناسزا گفته است ، زیرا تو نسبت به من چون جان من هستى ، روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است ، خداى متعال من و تو را آفرید، و من و تو را برگزید، و مرا براى نبوت برگزید و تو را براى امامت ، پس هر كس امامت تو را انكار كند تحقیقا نبوت مرا انكار كرده است »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بقى الكلام فى التسعة الاطهار (علیهم السلام )، فالوارد فى بعض الاخبار: تسعة ائمة هم فى الفضل سواء. (رك : بحار ج 25، ص 352 - 363.)و فى البعض الاخر: تسعة افضلهم قائمهم . (رك : بحار ج 25، ص 352 - 363.) و لما كانت الاخبار ظاهرة المعارضة اولنا الاخبار السابقة بان یكون معنى قولهم : فى الفضل سواء انهم تساوون بالافضلیة على غیرهم ، و هولایستلزم المساواة بینهم . و لعل الوجه فى افضلیة القائم علیه السلام انه فى عصره من الجهاد و التعب فى نظام الدین مثل مولانا امیرالمومنین علیه السلام فى زمانه . انتهى .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
باقى ماند سخن در مورد نه تن دیگر از معصومین علیهم السلام ، در این مورد در بعضى اخبار وارد است : نه امامند كه در فضیلت مساویند. و در برخى دیگر وارد است : نه تن اند كه برترین آنان قائم ایشان است . و چون این اخبار ظاهرا با هم معارضند، ما اخبار دسته اول را اینگونه تاویل كردیم كه مراد از تساوى در فضل ، تساوى در افضلیت و برترى داشتن بر غیر خودشان است ، و لازمه این تساوى ، مساوات میان خودشان نیست . و شاید وجه افضلیت قائم علیه السلام آن باشد كه حضرتش در عصر خود گرفتار جهاد و رنج و مشقت در نظام و برپایى دین خواهد بود آن گونه كه مولایمان امیرمومنان علیه السلام در زمان خود بود.

و در حق الیقین گفته است كه : فخر رازى كه از اعاظم اهل سنت است و به تعصب مشهور است گفته است كه : شیعه از آیه مباهله استدلال كرده اند بر آن كه على بن ابى طالب علیه السلام اشرف و افضل از جمیع پیغمبران است به غیر از پیغمبر آخرالزمان صلى الله علیه و آله ، و از جمیع صحابه افضل است زیرا كه حق تعالى فرموده است كه : بخوانیم نفسهاى خود و نفسهاى شما را (آل عمران ، 61.) و مراد از نفس ، نفس مقدس محمد صلى الله علیه و آله نیست ، زیرا كه دعوت اقتضاى مغایرت مى كند و آدمى خود را نمى خواند، پس باید مراد دیگرى باشد، و به اتفاق مخالف و موالف ، غیر از زنان و پسران كسى كه به انفسنا از آن تعبیر كرده باشند به غیر على بن ابى طالب نبود، پس معلوم شد كه حق تعالى نفس على را نفس مقدس محمد صلى الله علیه وآله گفته است . و اتحاد حقیقى میان دو نفس محال است ، پس باید كه مجازى باشد. و این مقرر است در اصول كه حمل لفظ بر اقرب مجازات به حقیقت اولى است از حمل بر ابعد، و اقرب مجازات استواى در جمیع امور كمالات و شركت در جمیع است مگر آن چه به دلیل بدر رود، و آن چه به اجماع بیرون رفته است پیغمبرى است كه على در آن شریك نیست ، پس در كمالات دیگر شریك باشد. و از جمله كمالات حضرت رسول صلى الله علیه واله آن است كه افضل است از سایر پیغمبران و از جمیع صحابه ، پس حضرت امیر نیز باید كه افضل از آن ها باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (67): (تكامل تدریجى نبوت و ولایت ؛ و وحدت ولى در هر عصر)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و اعلم ان النبوة المقیدة (المطلقة - ظ) انما كملت و بلغت غایتها بالتدریج ، فاصلها تمهد بآدم علیه السلام ، و لم تزل تنمو و تكمل حتى بلغ كمالها الى نبینا صلى الله علیه و آله ، و لهذا كان خاتم النبیین ، و الیه الاشارة بقوله صلى الله علیه و آله : مثل النبوة مثل دار معمورة لم تبق فیها الا موضع لبنة ، و كنت انا تلك اللبنة . (رك : عوالى اللئالى ج 4، ص 122.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
بدان كه نبوت مقیده (المطلقة -ظ.) به تدرج به كمال و نهایت خود رسیده است ، كه اصل آن با آدم علیه السلام پى ریزى شد و پیوسته در نمو و تكامل بود تا با پیامبر ما صلى الله علیه و آله به نهایت كمال خویش رسید، و از همین رو حضرتش خاتم پیامبران بود، و به همین مطلب اشاره دارد این سخن حضرت كه مثل نبوت مثل خانه آباد و ساخته شده اى است كه در آن تنها جاى یك خشت باقى مانده ، و من همان یك خشت مى باشم .

و كذلك الولایة المطلقة انما تدرجت الى الكمال حتى بلغت غایتها الى المهدى الموعود ظهوره ، الذى هو صاحب الامر علیه السلام فى هذا العصر، و بقیة الله الیوم فى بلاده و عباده صلوات الله علیه و على آبائه المعصومین ، و لا یذهب علیك انهم قالوا: ان النبوة المطلقة و الولایة المطلقة قابلة للتشریك بین اثنین كما فى موسى و هارون علیهما السلام ، و اما الامامة اعنى الولایة المقیدة الخاصة لا تصلح ان یكون فى عصر واحدلاكثر من شخص واحد، لان الخلق باعتبار الولى كالمعلول فى الفیض و استفادة الكمال ، و الولى كالعلة فى الافاضة و التعلیم ، فلو اجتمع اثنان فى عصر واحد متصرفان لتوارد علتان على معلول واحد شخصى ، هذا خلف .

ولایت مطلقه نیز تدریجا رو به كمال رفته تا با مهدى علیه السلام به غایت خود رسید، همو كه به ظهور او وعده داده شده ، و صاحب امر است دراین زمان و بقیة الله درسرزمینها و بندگان اوست - درود خدا بر او و بر پدران معصوم او -. فراموشت نشود كه گفته اند:
 نبوت مطلق و ولایت مطلق قابل تشریك میان دو تن است چنان كه در موسى و هارون علیهما السلام بود، و
اما امامت یعنى ولایت مقیده خاصه درهر عصرى جز براى یك تن صلاحیت ندارد،
زیرا خلق به اعتبار ولى مانند معلول اند در گرفتن فیض و استفاده كامل ، و ولى مانند علت است در فیض دادن و تعلیم ،
پس اگر در یك عصر دو تن متصرف در امور باشند مثل این است كه دو علت بر معلول واحد شخصى وارد شوند، و این درست نیست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

انت اخى و وزیرى و وارثى و خلیفتى من بعدى
كفایة الطالب ص 205 (حدیث نبوى)
...(قبلا) آیاتى كه در باره ولایت و برترى على علیه السلام نازل شده از كتب عامه استخراج و ثبت گردید در این فصل نیز اغلب باحادیث نبوى از كتب معتبره اهل سنت اشاره میگردد تا هر گونه راه عذر و بهانه ‏اى براى آنان مسدود باشد.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

حدیث غدیر:علماء و مفسرین از عامه و خاصه نوشته‏ اند كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله موقع مراجعت از حجة الوداع در غدیر خم توقف نموده و پس از ایراد خطبه بمردم فرمود آیا من نسبت بشما اولى بتصرف نیستم؟عرض كردند چرا فرمود من كنت مولاه فهذا على مولاه .یعنى هر كس كه من مولا و صاحب اختیار او هستم این على مولاى او خواهد بود و بدین ترتیب او را بولایت و پیشوائى مردم منصوب گردانید (1) .

حدیث منزلت:احمد بن حنبل و شیخ سلیمان بلخى و ابن صباغ مالكى و دیگران نوشته ‏اند كه پیغمبر صلى الله علیه و آله بعلى علیه السلام فرمود:انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى (2) .

یعنى تو از من بمنزله هارونى از موسى جز اینكه پس از من پیغمبرى نخواهد بود،بحرانى در كتاب غایة المرام یكصد حدیث از عامه و هفتاد حدیث از خاصه دراینمورد نقل كرده است (3) .


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (63): (تذكر مجدد راجع به موضوع كتاب )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:مكرر این ضعیف بیان نمود كه در این رساله آن چه ذكر مى شود از حكمت اربعه عملیه (به پاورقى صفحه 13 از جلد اول مراجعه شود) بیرون نیست ، و آن چه ذكر مى نماید از این مطالب به اخبار و آثارى كه از كلام ائمه اطهار علیهم السلام در این باب وارد شده است بیان مى نماید تا مطالب باطن بدون شاهدى از ظاهر نباشد، هر چند این بى بضاعت را قابلیت این معنى نیست .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
با كدامین پاى اى كرم زمین
مى روى بالاى چرخ هفتمین


لیكن نظر به اینكه :

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بكنند آن چه مسیحا مى كرد


خود را آلتى بى حس و جمادى بى ادراك مى داند، آن چه بر زبان حال جارى مى سازند و در مى آرند ثبت مى نماید در این اوراق .والله هو الملهم للخیر.


فصل(64): (نبوت و ولایت مطلقه و مقیده )
اى عزیز! بدان كه آدمى در علم معرفت و مغالطات از چهار قسم بیرون نیست :
قسم اول در علم توحید است ، و آن به واسطه انكار توحید است ، و دهریه و معطله و مشبهه و ملاحده در آن در غلط افتاده اند.
و قسم دیگر در ادیان است ، و آن به واسطه نشناختن انبیاء علیهم السلام است ، كه نصارى ویهود و ترسا و غیره ذلك از آن در غلط رفته اند.
و قسم ثالث اختلاف مذاهب است ، و آن به واسطه عدم معرفت امام زمان است .
و قسم رابع اختلاف لفظ است میان هر فرقه ، و آن به واسطه عدم معرفت اصطلاحات است .

و این ضعیف قسم ثالث را قبل از این ثابت نمود(به فصل 33، از جلد اول ص 394 به بعد مراجعه شود) كه ائمه اثناعشر علیهم السلام بعد از پیغمبر صلى الله علیه و آله خلیفه به حق آن جناب مى باشند. و اختلاف قسم رابع ضرر ندارد چه اشتباه در موضوع است . و قسم اول ان شاء الله بعد از مرتبه چهارم از حكمت اربعه عملیه بیاید در غایت بسط و ایضاح . و بعد از اثبات قسم سیم قسم دوم نیز ثابت است .
و الحال این ضعیف نبوت مطلقه و ولایت مطلقه ، و نبوت خاصه و ولایت خاصه را به تفصیل تمام ان شاء الله بیان مى نماید بعد از استمداد از باطن ولایت ، تا دیگران اعتقاد خود را درباره ایشان كامل گردانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه چهارم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... حالا یک شان از جنبه تفسیری و برداشت از یک مساله را مرور میکنیم ؛
اینکه قبلا عرض کردیم حضرت امام صادق (ع) فرموده بود تاویل قرآن همانند یک جریان است همانند گردش ماه و خورشید و روز و شب که برخی اتفاق افتاد و برخی هم هنوز اتفاق نیفتاد ( نقل بمضمون ) و شیوه استنتاج از این برای موضوعی مانند شناخت و معرفت حق ائمه (ع) , از امام صادق (ع) نقلست ( در غیبت نعمانی) که
« هر که فقط حق علی (ع) را بشناسد و بمیرد و حق دیگر امامان را نشناسد بمرگ جاهلیت مرده است چرا که تاویل قرآن چون گذشت شب و روز در جریان است و بسان حرکت خورشید و ماه مستمر است . هر تاویلی که از آن شود اتفاق می افتد ولی بعضی از آنها اتفاق افتاده و بعضی هنوز اتفاق نیفتاده است. »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

 ... فرمودید با توجه به این روایت از امام صادق (ع) مساله ساری و جاری بودن و یا همان پیوسته بودن آیات قرآن کریم چه معنایی دارد ! ...

این مطلب را در زمان ذکر آن روایت توضیحی مختصر دادیم ... حال توجه نمایید مثلا در آیاتی از قرآن مجید درباره فرد خاصی مطلبی نازل شد اما میدانیم که آن فرد حتما فرشته مرگ را ملاقات خواهد کرد و مردنیست خلاصه و دیگر آن آیه درباره ایشان موضوعیت نداشته یا از موضوعیت می افتد ...
لذاست که باید بباطن قرآن اعتقاد داشت و مساله باطن دار بودن مصحف شریف , همین مساله ساری و جاری بودن آنرا نیز ثابت میکند .
انتظار نداشته باشید که در فکر و خردورزی را ببندیم و انتظار داشته باشیم تا امام صادق علیه السلام بیایند اینجور نتیجه گیری ها که برمیگردد باستنتاجات معمولی عقلی را هم برای ما بازگو فرمایند. وقتی ایشان فرمودند آیات قرآن پیوسته و ساری و جاری است خوب باید بعنوان شاه کلید و جهت معرفت آنرا بگیریم و راه بیافتیم ...

ظاهر قرآن درباره افرادی که قبلا بودند نازل شد و تاویل آن برای افرادی که همانند آنان در پی و در پس از آن خواهند آمد میباشد , ... پس جریان نزول و تاویل داریم .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه سوم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... امان از پیام این آیت :
« الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿کهف/104﴾ »
یعنی " [آنان] كسانى‏ اند كه كوشش ‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى ‏پندارند كه كار خوب انجام مى ‏دهند "

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

قبل از آن خداوند به پیامبرش میفرماید که :« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا » یعنی به امت " بگو آیا شما را از زیانكارترین مردم آگاه گردانم " ؟!

و بعد میفرماید یعنی بعد از آیه 104 در آیه 105 میفرماید :

« أُولَئِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا »
یعنی " [آرى] آنان كسانى ‏اند كه آیات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد "

... اگر مدایح خداوندی را در خصوص انسان در قرآن کریم در نظر بگیریم - کاش حوزه های ما این کارهای مفید را انجام میدادند کاش - و باور کنیم که چنین مدح و ثناهایی هم نسبت به انسانهایی هم هست که هست , بی شک برترین و لایق ترین انسانهایی که در دائره شمول این مدایح قرار میگیرند همانا انبیاء و اولیاء و اوصیاء در راس آن قرار دارند و مصادیق بارز آن همین ائمه هدی صلوات الله علیهم هستند !

... در این مقام اصلا و ابدا هیچ مقامی شایسته مقایسه با آنان نیست ! ... و این ظلم به آنان است که با دیگران مقایسه شوند... ! شما فکر میکنید مدح و ثنای بالا بلند حضرت متعال متوجه هر فرد خشن و بد دل و بدزبان و نبیذخور و هر ریاست طلب دشمن آل و عترت رسول - که خود یزدان پاک آنان را از هر رجس و پلیدی پاک گردانیده - , میشود ؟! ...

حاشا و کلا و لا والله ! ... بیخود هر ناپاک و پیراسته نشده ای را نمیتوان و نباید طرف خطاب مدیحتی حضرت محبوب قرار داد ولو آنکه بر کرسی خلافت رسول ختمی مرتبت هم تکیه زده باشند ! ...

... از این جهت هست که گفته اند و میگوییم که هر جا از مومنین و متقین و محسنین و امثالهم مدحی شده و ستایشی , در راس آن و شایسته ترین آنان وجود مقدس مولا امیرالمومنین علی بن ابیطالب منظور نظر حضرت حق بوده بلاشک ...

... میگویی نام مولا در مصحف نیامده ! کور باطنی و در دل مرض داری و خورشید را می بینی و دنبال نامش برای اثباتش میگردی ؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونگی تفسیر قرآن ( با خود قرآن یا با وصیاء )
...
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... یک بحثی را عده ای مطرح نموده اند که اگر صدقی در کار بود چندان اختلافی را بوجود نمی آورد . خلاصه آن بحث هم این بود که قرآن کریم " کتاب مبین " است و قرآن مجید " تبیانا لکل شئی " میباشد که البته این هر دو خصوصیت را خود قرآن عظیم درباره خویش ذکر فرموده است .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در این بحث عده ای آن وجه و شکل شاق و شاذ آن را مطمح نظر قرار داده و شاید میخواستند بگویند که اصلا نیازی نیست که برای تفسیر قرآن کریم , بجز خود آیات قرآن , به احدی رجوع کنیم که عمده تمسک این عده همین موارد بود که عرض کردیم ...

در سوی دیگر ماجرا عده ای هم با تمسک به وصیت پیامبر (ص) در خصوص تفسیر قرآن که بحضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) و همچنین بتبع آن ائمه اطهار از آل رسول مکرم (ص) توصیه نموده بودند را باز بشکل شاق و شاذ آن مطرح و اظهار میدارند که اصلا نیازی نیست که به غیر این جهت درک لایه هایی از مفاهیم آیات بخود قرآن هم مراجعه کرد و حتی روایاتی می آورند که چنین کاری نادرست میباشد !

اما این بنده هم زمانی می اندیشیدم که ؛ میتوان بین این دو نظریه بنحوی جمع کرد که مقصود اصلی هر دو گروه حاصل آید و نیز بنحوی که احدی خویش را بی نیاز از اوصیای بحق رسول (ص) جهت فهم دقیق قرآن کریم نداند ! و هم آنکه در بعضی از موارد با استناد به خود آیات قرآن بسیاری از معضلاتی که در راه فهم قرآن بوجود می آید را فهمید ! ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها