چشم به راه

النوبة الثالثة
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»
فاطمه پاره تن منست
انس بن مالك گفت: آن روز كه جبرئیل امین این آیت آورد: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» دریاى حیرت و حرقت مصطفى (ص) بموج آمد و آن گوهر درد و سوز خویش برانداخت، گریستنى عظیم در گرفت، چندان بگریست كه جانهاى صدّیقان صحابه از آن گریه در سوزش افتاد و دلها در گدازش آمد، بحدّى رسید كه «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، و هیچكس از آن صدّیقان صحابه زهره نداشت كه از اسرار درگاه نبوّت بر رسد یا بپرسد كه آن چه حالست و چه بوده كه سید كونین و مهتر خافقین چنان غمگین و حزین نشسته غریوان و حیران،
آخر عبد الرحمن عوف بر فاطمه زهرا شد، دانست كه رسول خداى را بدیدار فاطمه آسایش و انس بود و اگر چه غمگین بود چون وى را بیند غم از وى بكاهد، گفت یا فاطمه رسول خدا را دیدیم بس حیران و گریان با دردى عظیم و سوزى تمام، ندانیم چه آیت بوى فرود آمده و چه چیز وى را بر آن داشته؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عدم تصریح نام
گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...اینقدر نگویید که الله تعالی چرا در کتاب " نام " نبرد و تصریح نکرد و ...
اولا تو از کتاب چقدر میدانی ؟!
ثانیا تو چه میزان به مهبط وحی و محل نزول آیات الهی نزدیکی و با آن طایفه و قبیله مفتخر قرابت داری ؟!

علی ولی وصی وارث

ثالثا چرا از بردن و یا نبردن یک " نام  خاص " ؛ در هراسی و دل درد داری ؟!
مگر ذکر نام در مصحف شریف یا تصریح بنام , دال بر شرافت فی نفسه صاحب آن نام است ؟! که میدانی و وجدان میکنی که نامهای بسیاری نه ذکر بل بتصریح در کتاب آمد که بر تعنت و شقاوتشان گواهی دهد !!

خود نام مبارک حضرت ختمی مرتبت در تکرار و تعداد ذکر در مصحف مکرم در مقایسه با اشقیاءیی که نام از آنان در آن است را چه نسبتی است ؟!
باز هم وجدان خواهی کرد که نام پاکان گاه بسی کمتر ذکر شده بلکه بیشتر بصفت و فضیلت امتیاز داده شده اند و اگر دیده پاک داشته باشی و جانی در عطش حقیقت باید دریابی که خداوند تبارک تعالی غیور است و در این صفت فرادست همه غیوران هستی است و غیرت حضرتش گاه اقتضاء آن میکند که بدوستان تصریح نفرماید بل باشاره مختصر کند که در غیرت دوستی چنین نام نبردنی بتصریح , از بلاغت و فصاحت باشد که ارباب ادب در لسان عرب گفته اند که گاه صریح نگویند تا در مدح بلیغتر باشد و به دوستی نزدیکتر !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» ... «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ» ...

خدای غفور رحیم

دوزخ هفت درك است زبر یكدیگر، هر دركى را درى است كه اهل آن درك بآن در درشوند:

درك اوّل جهنّم است
سمّیت جهنّم لانّها تتجهّم فى وجوه الخلق، این جهنّم جاى عاصیان امّت احمد (ص) است، ایشان كه اهل توحیدند امّا گنه كارانند بقدر گناه ایشان را درین جهنّم عذاب كنند و بعاقبت بیرون آیند و ببهشت شوند و عذاب ایشان از تبش آتش بود نه از عین آتش كه درین درك عین آتش نباشد، فاذا خرج منها اهل التّوحید جعلت طبقا على سائر الدّركات.

درك دوم لظى است
و هى التی تتلظّى اى تتلهّب...این درك دوّم جاى جهودان است، یقول اللَّه تعالى: «كَلَّا إِنَّها لَظى‏ نَزَّاعَةً لِلشَّوى‏».

درك سیم حطمه است
ترسایان درین درك باشند، قال اللَّه تعالى: «لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» الآیة...،

فرشتگان امر حق آورند

خزائن اللَّه فى الارض قلوب العارفین، خداى را جلّ جلاله در زمین خزینها است و آن خزینها دلهاى عارفانست و سرّهاى مریدان، و آنكه در آن خزینها درهاست شب افروز و ودیعتهاى گران مایه و بدان آراسته و نگاشته،
بعضى بلطایف علم آراسته: دلهاى عالمانست،
بعضى بحقایق عقل نگاشته: دلهاى عابدانست،
بعضى ببدایع سرّ پرداخته: دلهاى عارفانست.
آن گه مهر ربوبیّت بر آن نهاده و در صدف قدم بسته كه: قلوب العباد بین اصبعین من اصابع الرّحمن.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة الحجر- مكیة
نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
سورة الحجر مكّى است، نود و نه آیتست و ششصد و پنجاه و چهار كلمت و دو هزار و هفتصد و شصت حرف و در این سوره نه ناسخ است نه منسوخ مگر دو نیمه آیت: «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ»، و دیگر «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ». این هر دو بآیه قتال منسوخست.

سرگرمی آرزو

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الر تِلْكَ آیاتُ الْكِتابِ»
مى‏گوید این حروف آیات كتاب خداوند تبارك و تعالى است، كتاب قرآن كه پیدا كننده احكامست: «یبین الرشد من‏ الغى و الهدى من الضلال» باین قول كتاب قرآنست و قرآن كتاب ... باین قول معنى آنست كه این آیات آیات كتاب خداوند تعالى است، آن كتابها كه پیش از قرآن فرو آمده بپیغمبران، آن گه گفت: «وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ» اى و آیات قرآن مبین. مى‏گوید آیات كتب پیشینه است و آیات قرآن مبین در معنى همه یكسان و همه كلام خداوند جهان.

«رُبَما یَوَدُّ»
... مفسران سه قول گفته ‏اند:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً »
وعده خدا تخلف نمیکند
ابراهیم (ع) درین آیت از حق دو چیز خواست:
یكى امن مكّه از استیلاء دشمن،
دیگر امن دل از غلبه سلطان هوا،

گفت بار خدایا این شهر مكه را حرمى گردان ایمن كه هیچ جبّارى را بر آن دست نبود و هیچ كس را درو ترس نبود، رب العالمین دعاء وى اجابت كرد و آن را حرمى ساخت مبارك و جاى امن، چنانك گفت: « مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً » هرگز هیچ جبّارى را در آن دست نه و هر كس كه شود در آن حرم از آدمى و غیر آدمى، از صید وحشى و مرغ هوایى او را بیم نه.

و امن دل كه خواست از روى اشارت آنست كه گفت: « وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »، هر چه ترا از حق باز دارد آن صنم تو است و هر چه دلت بدان گراید و نگرد جز از حق آن هواء تو است، و ربّ العزّه میگوید: «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ».

یكى را مالى و تجارتى در پیش، یكى را زن و فرزند در پیش،
یكى را جاه و حشمت در پیش،
یكى در بند حرمت پارسایى و خویشتن دارى بمانده و از آنجا قدم بر نگرفته،
یكى طاعت و عبادت قبله خود ساخته و نگرستن بدان و تكیه بر آن حجاب راه وى گشته،
و ربّ العالمین مى‏گوید: « وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
اى شما كه مؤمنانید، اگر مى‏خواهید كه دلهاتان حرم نظر خود گردانم و از حجاب قطعیت ایمن دارم، یكبارگى روى بما نهید و از همه بر گردید،
یك بار با راه خود مى‏خواند بزبان صنایع تحقیق آشنایى را،
یك بار با خود مى‏خواند بزبان كشف تأكید دوستى را،
مى‏گوید: یكبارگى با وى پردازید از خود شناخت حقّ وى را، چشم فرا كنید از طاعت خود دیدار منّت وى را، باز رهید از هستى خود چشیدن دوستى وى را، این بود كه ابراهیم مى‏خواست بآنچ گفت: « اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ ».

جعفر صادق (ع) در تفسیر این آیت گفت:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیراً»
دیگرپرستان همان بت پرستانند

گفته ‏اند كه اضلال اصنام آنست كه شیطان در دهنهاى ایشان شود و آواز دهد و كافران بآن گمراه شوند،
...
«رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی»
تاریخیان گفتند: میان طوفان نوح و مولد ابراهیم (ع) هزار و دویست و شصت و سه سال بود و ابراهیم را در عهد نمرود بن كنعان زادند و پس از آنك ربّ العزّه او را از آتش نمرود خلاص داد از ناگرویدگان و دشمنان دین اعراض كرد و لوط با وى بود و ساره زن وى و جمعى مؤمنان باعلاء كلمه حق كوشیدند و از كفر و كافران بیزارى گرفتند، چنانك ربّ العزّه از ایشان حكایت كرد كه ایشان گفتند:
«إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا»
رهبرانی که قوم خود بهلاکت برند

معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت فرود آرند در آن سراى پیروزى و نعیم باقى و ملك جاودانى، امّا ظاهر لفظ ادخل آنست كه این حكم راندند روز اوّل در عهد ازل و مؤمنان را آن روز ببهشت فرو آوردند كه این حكم راندند، نه خواستى تو است كه مى‏دروا كند،
كرده ازلیست كه مى آشكار كند، نه امروزشان مى‏نوازد كه در ازلشان نواخته است و این كار پرداخته،
عابد همه نظاره ابد كند، بیم وى از آن بود كه تا فردا با من چه كنند،
عارف همه نظاره ازل كند، سوزش همه آن بود كه در ازل با من چه كرده‏ اند،
او كه در ابد نگرد همه ركوع و سجود بیند،
او كه در ازل نگرد همه وجد و وجود بیند، از دیدار خود غایب بود، نه خود را بیند نه از خود، بلكه همه حق را بیند و حق را داند،
او كه به ابد نگرد هر چه بدو دهند قبول كند و بآن قانع شود، و او كه بازل نگرد نه هیچیز قبول كند نه بهیچ خلعت قانع شود، اگر هر چه در كونین خلعتست او را بآن بیارایند هر لحظتى كه بر آید برهنه ‏تر بود، و اگر كلّ كون مائده ‏اى سازند و پیش دل وى نهند وى را از آن نزل چاشنى نیاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...در مجالس صدوق (ره ) از حضرت عیسى بن مریم علیهماالسلام روایت است كه :
آن حضرت در میان بنى اسرائیل بپا خواست و فرمود:

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى بنى اسرائیل براى جاهلان حدیث حكمت نخوانید كه به حكمت ستم كرده اید، و حكمت را از اهلش باز ندارید كه به آنان ستم نموده اید، و ظالم را در ظلمش یارى ندهید كه فضل شما تباه خواهد شد

و غزالى نیز در احیا مى گوید كه :
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله : با حذیفه اسرار الهى و از توحید تلقین مى كرد،
چون عمر آمد آن حضرت ساكت شد،
عمر گفت : یارسول الله آن چه مى فرمودى بفرما،
آن حضرت فرمودند: ان العسل یضر الرضیع . ... « عسل برای شیرخواره مضر است !!! »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللَّهِ شَكٌّ» كیف یشكّ فى توحیده من لا یتصرّف الّا بتصریفه و تدبیره، بل كیف یبسر جلال قدره الّا من كحله بنور برّه و لطفه.
خلق تازه

تا سرمه عنایت بمیل هدایت در دیده تو نكشد، آیات و روایات قدرت او نبینى و عجایب و بدایع فطرت او نشناسى، تعجّب همى‏ كردند رسولان كه خود در آفرینش كسى باشد كه در وحدانیّت و فردانیّت خداوند ذو الجلال بگمان بود، پس از آن آنك كلیّات و جزئیات در كون و كائنات همه دلیلست و گواه بر یكتایى و بى همتایى او:

مرد باید كه بوى تاند برد
و رنه عالم پر از نسیم صباست‏


لكن زهر افعى چون مستولى گردد بر جان بیچاره ‏اى هزار خروار تریاق سود نكند، من اسقطته السّوابق لم تنعشه اللّواحق،
اوّل نمودن است پس دیدن، اوّل نمایش است پس روش،
تا ننماید نه بینى، تا نخواند نروى،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللَّهِ شَكٌّ»
اعمال کافران همچو خاکستر است

این آیت جواب كافرانست كه مى‏ گفتند: «إِنَّا لَفِی شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَیْهِ مُرِیبٍ» و استفهام بمعنى انكارست ...
ابتدا مى‏گوید در هستى و یكتایى و بى همتایى اللَّه در گمان مباشید و یقین دانید كه اوست یگانه خداوند بى نظیر و بى مانند، آفریدگار آسمان و زمین، چون مى دانید بى گمان كه آفریدگار كائنات اوست، پس بى گمان بدانید كه معبود و خداوند اوست، ...
...
«وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِیَكُمْ بِسُلْطانٍ» این جواب ایشانست كه گفتند: «فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِینٍ».
...
«وَ اسْتَفْتَحُوا»
قومى گفتند این ضمیر كافران است و استفتاح ایشان عذاب خواستن است كه مى‏گفتند: «فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ عَجِّلْ لَنا قِطَّنا ائْتِنا بِما تَعِدُنا ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 سورة ابراهیممكیةشکر نعمت
النوبة الثالثة
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» ...

اللَّه است قادر و قدیم مستوجب قدم، رحمن است قاهر و عظیم مستحق عظم، رحیم است غافر و حلیم سزاء فضل و كرم، اى مهیمن اكرم و اى مفضل ارحم، اى محتجب بجلال متجلّى بكرم، به باقرب تو اندوه است نه با یاد تو غم.

چشمى كه ترا دید شد از درد معافا
جانى كه ترا یافت شد از مرگ مسلم


كار آنست كه تو در گرفتى، راه آنست كه تو نمودى، قسمت آنست كه تو كردى پیش از لوح و پیش از قلم، قضا قضاء تو و خواست خواست تو و حكم حكم تو، حكم دیگران همه میل است و ستم ...

اللَّه است آفریدگار جهانیان، رحمن است روزى گمار همگان، رحیم است آمرزگار مؤمنان،
اللَّه است آفریننده بى نظیر، رحمن است پروراننده و دست گیر، رحیم است آمرزنده و عذر پذیر،
هر چند كه خردبین است عظیم و بزرگوار است، هر چند كه سخت گیر است فرا گذار و آسان گذارست،
در صفت عزّت وى هم نور و هم نار است، بنار عزّت قومى را مى‏گدازد، بنور عزّت قومى را مى‏ نوزاد،
آن سوخته را بعدل خود در ظلمات كفر مى‏دارد، و آن نواخته را بفضل خود بدعوت مصطفى (ص) و بنور قرآن راه مى‏نماید و از تاریكى بیگانگى به روشنایى آشنایى مى‏آرد، اینست كه ربّ العالمین گفت:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثةعالم الغیب والشهاده
«یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ»
بدانك شاه راه دین حق سه چیزست: اسلام و سنّت و اخلاص.
در اسلام خائف باش و در سنت راجى و در اخلاص محبّ،
اسلام از خوف چاره نیست و سنّت بى رجا نیست و اخلاص جز مایه محبّ نیست،
خائف را گویند مى‏ترس، راجى را گویند همى ‏جوى، محبّ را گویند همى‏ سوز،
تا هنگامى آید كه خائف را خطاب این بود كه لا تخف مترس كه روز ترس بسر آمد، و راجى را گویند لا تحزن اندوه مدار كه امیدت بر آمد و درخت شادى ببرآمد، و محبّ را گویند ابشر شاد باش كه شب هجر بپایان رسید و صبح وصل برآمد،

این هر یكى را در عالم روش خویش محو و اثباتست، از دل خائف ریا مى ‏سترد و یقین مى‏نهد، بخل مى‏سترد جود مى‏نهد، شره مى‏سترد قناعت مى‏نهد، حسد مى سترد شفقت مى‏نهد، بدعت مى‏سترد سنّت مى‏نهد، بم مى‏سترد امن مى‏نهد.

از دل راجى اختیار مى‏سترد تسلیم مى‏نهد، تفرقت مى‏سترد جمع مى‏نهد، سرگردانى بنده مى‏سترد نور سبق مى‏نهد.

از دل محبّ رسوم انسانیّت مى‏سترد شواهد حقیقت مى‏نهد، یمحو النّعوت الانسانیّة و یثبت النّعوت الرّبّانیة، یمحو شواهد كم و یثبت شاهده، از شاهد بنده مى‏كاهد و از شاهد خود مى‏فزاید تا چنانك باوّل خود بود بآخر هم خود باشد.

پیر طریقت ازینجا گفت:
الهى جلال عزّت تو جاى اشارت نگذاشت، محو و اثبات تو راه اضافت برداشت، تا گم گشت، هر چه رهى در دست داشت،
الهى زان تو مى‏فزود و زان رهى مى‏كاست تا آخر همان ماند كه اوّل بود راست.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ» ... مى‏گوید لوح محفوظ كه اصل كتابها است و مایه نسختها بنزدیك اوست، محو و اثبات مى‏كند چنانك خود خواهد.
شاید رستاخیز نزدیک باشد

عكرمه گفت: محو آنست كه چون بنده عاصى توبه كند ربّ العزّه آن معاصى از دیوان وى بر گیرد و اثبات آنست كه بجاى آن معاصى حسنات نهد چنانك گفت: «فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»
و گفته‏اند یمحو اللَّه ما یشاء من الباطل و یثبت ما یشاء من الحقّ همانست كه جاى دیگر گفت: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ».

امیر المؤمنین على (ع) گفت‏ یمحو اللَّه ما یشاء من القرون‏ كقوله: «وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ» و یثبت ما یشاء من القرون كقوله: «ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ»
هلاکت بعد از مهلت
بر لسان اهل اشارت این آیت از دو كس خبر مى‏دهد:
یكى مرید و دیگر مراد.
یكى اوقات خویش مستغرق دارد بذكر زبان، گهى نماز و گه تسبیح و گه خواندن قرآن.
یكى مى‏نازد بذكر حق در میان جان، از غرقى كه هست در بحر عیان، او را پرداخت نیست با ذكر زبان، همى گوید الهى تا یاد تو رهى را یادست، جان وى از همه یادها بفریادست، و تا دل رهى بپیدایى تو شادست، شادى دو جهان نزدیك وى باد است،

آن یكى در راه دین رونده، در بند ذكر خویش بمانده، با وى همى گویند ذكر نگه دار و امر و نهى گوش دار.
و این یكى بر بساط قربت از اسباب و خلق‏ ربوده و بجذبه الهى مخصوص گشته، ذكر را مى‏گویند كه او را گوش دار.
این هم چنان است كه گروهى در آرزوى بهشت ‏اند و بهشت خود در آرزوى گروهى است،
و ذلك فى‏ قول النبى (ص): انّ الجنّة تشتاق الى اربعة نفر: صائم رمضان و تالى القرآن و حافظ اللسان و مطعم السّغبان.
و روى ان الجنّة لتشتاق الى سلمان.

آن مرید را دیده برین آمد كه: «فَاذْكُرُونِی» و مراد را این نمودند كه «أَذْكُرْكُمْ»،
مرید طالب ذكر است و ذكر طالب مراد،
مرید طالب وقتست و وقت طالب مراد،
مرید در طلب دلست و دل در طلب مراد،
میدان نظر مرید عالم جعلیّت است در غشاوت خلقیت، میدان نظر مراد هواى وحدانیّت است و فضاء فردانیّت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏»
همه در حال سجود خدایند

ثنائى است كه اللَّه تعالى بر خود مى‏كند، جلّ ثناؤه و عزّ كبریاؤه، خود را خود مى‏ستاید كه وى تواند كه خود را ستاید و ثناء وى است كه وى را شاید، از آب و خاك چه آید و ثناء آب و خاك تا كجا رسد و اگر چند بكوشد بسزا و قدر اللَّه تعالى كى رسد، عقل بفرساید و هم بگدازد و بمبادى اشراق جلال وى نرسد، او كه وى را ستاید دریا مى‏ پالاید و چراغست كه در روز مى‏افروزد، پیداست كه چراغ در نور روز چه افزاید.

وصف تو چه جاى حكمت‏ اندیشانست
خاك كف تو سرمه دل‏ریشانست‏
شاهان جهان پاى ترا بوسه دهند
عشق تو چه كار و بار درویشانست‏


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏»

فرشتگان الهی محافظ

پس از آنك منكران بعث گفتند: «أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ» خبر داد جلّ جلاله از كمال قدرت و شواهد فطرت خویش در آفرینش اوّل در رحم مادر و اظهار صنع خود در تقلّب احوال بنده تا بر ایشان حجّت باشد كه آن خداوند كه قادر است بر آفریدن بنده در رحم مادر بر آن صفت قادر است كه او را پس از فنا باز آفریند و بر وى دشوار ناید.

... و گفته ‏اند كه این نقصان مدّت حمل است كه فرزند بشش ماه آید، «وَ ما تَزْدادُ» آنست كه بنه ماه بر گذرد و بیفزاید تا بدو سال بمذهب بو حنیفه و تا بچهار سال بمذهب شافعى.
... و گفته ‏اند «ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ» حیض است بوقت حمل كه زن حامل چون حیض بیند نقصان در غذاء فرزند آید و در مدّت حمل بیفزاید كه هر روزى را كه حیض بیند روزى در طهر بیفزاید تا نه ماه طهر بیند بتمامى، اگر در مدت حمل پنج روز مثلا حیض بیند فرزند بنه ماه و پنج روز آید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چو ما را به دنیا تو کردی عزیز
به عقبی همین چشم داریم نیز
عزت همه از آن خداست
عزیزی و خواری تو بخشی و بس
عزیز تو خواری نبیند ز کس
خدایا بعزت که خوارم مکن
به ذل گنه شرمسارم مکن
مسلط مکن چون منی بر سرم


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِی ...
خدا غافل از ما نیست
یوسف (ع) آن گه كه گفت ذلك لیعلم انّى لم اخنه بالغیب، توفیق و عصمت حق دید،
باز چون گفت و ما ابرّئ نفسى، تقصیر در خدمت خود دید،
آن یكى بیان شكر توفیق است و این یكى بیان عذر تقصیر است
و بنده باید كه پیوسته میان شكر و عذر گردان بود، هر گه كه با حق نگرد نعمت بیند بنازد و در شكر بیفزاید، چون با خود نگرد گناه بیند بسوزد و بعذر پیش آید، بآن شكر مستحق زیادت گردد، باین عذر مستوجب مغفرت شود.

پیر طریقت ازینجا گفت:
الهى گاهى بخود نگرم گویم از من زارتر كیست؟
گاهى بتو نگرم گویم از من بزرگوارتر كیست؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّی أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ» الآیة...

یوسف حفیط و علیم

ابتداء بلاء یوسف خوابى بود كه از خود حكایت كرد: « إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً»،
و سبب نجات وى هم خوابى بود كه ملك مصر دید گفت: « إِنِّی أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ»
تا بدانى كه كارها بتقدیر و تدبیر خداست و در كار رانى و كار سازى یكتاست، هر چند سببها پیداست، اما با سبب بماندن خطاست.

پیر طریقت گفت:
سبب ندیدن جهلست اما با سبب بماندن شرك است،
از سبب بر گذر تا بمسبّب رسى، در سبب مبند تا در خود برسى،
عارف را چشم نه بر لوح است نه بر قلم، نه بسته حوّاست نه اسیر آدم،
عطشى دارد دایم هر چند قدحها دارد دمادم،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ما به محبان علـی و عمر
هیچ نگوئیم زخیر و زشر
حشر محبان علی با علـی
حشر غلامان عمر با عمر

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
*
گر بند لسانی گسلد از بندش
معدوم شود وجود حاجتمندش
باید که ز مشرق دلش سر نزند
جز مهر علی و یازده فرزندش


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْیُنِنا
ظالمین در زمان قطعی شدن عذاب توبه میکنند!
نوح را فرمان آمد از روى شریعت بظاهر حكم كه از چوب ساج كشتى ساز و درو نشین تا از طوفان برهى
و از روى حقیقت بحكم تخصیص و نعت تقریب بسر وى ندا آمد كه دریاى نفس در پیش دارى دریاى مغرق مهلك در آن گردابها است پر خطر. و نهنگان جان رباى بر رصد، و ناچار بر آن عبره مى‏باید كرد تا بساحل امن رسى،
از اخلاص كشتى ساز بسه طبقه یكى خوف و دیگر رجا و سوم رضا،
وانگه بادبان صدق بر آن بند و بر مهبّ صباى اطلاع ما بدار.

اینست كه گفت: بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا كه ما خود چنان كه باید راند و آنجا كه باید راند خود رانیم
هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
از روى اشارت میگوید بنده من تدبیر كار خود وا من گذار و خویشتن را یكسر بمن سپار و تصرف خود دور دار تو محمول لطف مایى و محمول الكرام لا یقع فان وقع وجد من یأخذ بیده.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
خدا آغازگر و برگرداننده است

اللَّه
منوّر القلوب، الرحمن كاشف الكروب، الرحیم غافر الذّنوب.
اللَّه است افروزنده دل دوستان. رحمن است باز برنده اندوه بیچارگان. رحیم است آمرزنده گناه عاصیان.

اللَّه یعطى الرّؤیة بغیر حجاب، الرّحمن یرزق الرزق بغیر حساب، الرّحیم یغفر الذّنب بغیر عتاب،
اللَّه است كه دیدار خود رهى را كرامت كند بى‏ حجاب.
رحمن است كه از خزینه خود روزى دهد بى ‏حساب.
رحیم است كه بفضل خود بیامرزد بى ‏عتاب.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ.
مومنان
هر كه نعمت وى تمامتر و نواخت خداى بر وى بزرگتر، حاسدان وى بیشتر.
منافقان كه نعمت و نواخت و فضل خداى دیدند بر مصطفى و مؤمنان حسد بردند و صفت حسود اینست كه خداى گفت: إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ، چون نعمت و فضل خداى را بر كسى بیند اندوهگن شود و رضا و خشنودى او جز در زوال نعمت نیست.
...
و در خبر است كه موسى علیه السلام مردى را دید نزدیك عرش عظیم درجه بزرگ یافته و بنواخت بى‏نهایت و لطف بى‏كران رسیده موسى چون او را بآن ترتیب و آن منزلت دید بوى غبطت برد و آن منزلش آرزو خواست گفت:
بار خدایا آن مرد بآن رتبت و منزلت بچه رسید؟
گفت: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ، نعمت خدا و فضل نعمت خدا بر بندگان دید و بایشان حسد نبرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها