تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر افلاکی

چشم به راه

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری , گاهنوشتهای محمود زارع:حرم مولانا , کراخاتون ... روایت کرد که روزی ...مولانا در قلب زمستان با حضرت شمس تبریزی , در خلوتی نشسته بودند , و مولانا بر زانوی شمس الدین تکیه کرده , من از شکاف در خلوت , گوش هوش , فاسوی ایشان نهاده بودم , تا :                  
- چه اسرار می گویند , و در میانه , چه حال می رود؟
 ... حضرت مولانا بخدمت شمس الدین , اشارت کرد که :
- نماز بگزاریم , امامتی کن ! شمس الدین فرمود که :
- با وجود شما کسی را امامتی نرسد !
مولانا امامی کرد ...
( افلاکی 3 /14 )

[ مولانا ] گفت :
- علمای ظاهر , واقف اخبار رسولند , و  حضرت مولانا شمس الدین , واقف اسرار رسولند ... و من مظهر انوار رسولم .
( افلاکی 4 /2 و نیز سپهسالار 182 )

[ در بازگشت شمس به قونیه ] حضرت خداوندگار ( مولوی ) ...بیش از اول به ...شمس الدین ... در آمیخت , و اخلاص بیش از حد , برغایت فرمود. و شب و روز , به صحبت یکدیگر مستغرق می بودند.
( سپهسالار 133 - 132 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولوی ...ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:… ؛ شمس الدین , بیک روز از قیصریه به آقسرا رسیده در مسجدی مسافر شد. بعد از نماز خفتن , موذن مسجد به جد گرفت که :
- از مزکت ( مسجد ) بیرون آی , و بجایی مهمان شو! [شمس]گفت: - مرد غریبم , معذور دار, طمع چیزی ندارم. بگذار مرا تا بیاسایم! موذن از غایت بی ادبی و چشم بستگی , سفاهت عظیم کرده , بسی جفا نمود. [شمس] فرمود که :
زبانت بیاماساد ! فی الحال , زبانش برآماسید .
و مولانا شمس الدین بیرون آمد و بسوی قونیه روانه شد...
( افلاکی4 / 16)


...هیچ کس را معلوم نبود که او :
- چه کس است ؟!
- و از کجاست ؟!... روز پنجشنبه بیست و یکم ماه شوال...(سال 642 هجری / 1244 میلادی ) ...شمس الدین غیبت نمود. قرب ماهی , طلب او کردند , اثری پیدا نشد که : - چه شد؟ - و به کجا رفت؟! ...
( افلاکی3 / 13)


تا زمان خداوندگار(مولوی) هیچ آفریده را بر حال او ( شمس تبریزی) اطلاعی نبود, و الحاله ( اکنون ) ...هیچ کس را بر حقایق اسرار او وقوف نخواهد بود. پیوسته ... از خلق و شهرت , خود را پنهان داشتی . بطریقه و لباس تجار بود. به هر شهر که رفتی , در کاروانسراها نزول کردی , و کلید محکم بر در نهادی , و در اندرون بغیر حصیر , نبودی. گاهگاه , شلواربند (بند شلوار) بافتی و معیشت از آنجا فرمودی.
(سپهسالار ص 123 )

روزی در میان هنگامه ی مردم , در شهر دمشق , حضرت مولانا , دست مبارک مولانا شمس الدین را بگرفت . فرمود که :
- صراف عالم مرا دریاب !  تا...شمس الدین از عالم استغراق خود , بخود آمد... مولانا رفته بود!
( افلاکی4 /6 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها