تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر اسحاقی

چشم به راه

  تعداد بازدید از این پست:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع: روایت زندگی امام رضا (ع) هم از جمله دیگر موضوعات دستمایه استاد اسحاقی شده تا به جریان مهاجرت اجباری ثامن الحجج (ع) از سوی مامون بپردازد که این موسیقی آئینی را هم در ادامه مطلب میتوانید دانلود کنید. 
موسیقی آئینی مازندران, امام رضا ( استاد اسحاقی ) + دانلود

متن این روایت بزبان اصلی :
مه سر درد هاکرده سربند بیارین
طبیب از ملک اسکندر بیارین
طبیب در ملک اسکندر نباشد
دوا از خانه اون دلبر بیارین

خداوندا خـدا هـاکنم چه چاره
طناب عمــر مــن بهیّــه پاره
خدا بر من هاده عمـر دوباره
شب و روز بنالم ذکر خدا ره

صــوایی ســر کــوه پاییــن مدینــه
آفتـــاب خسّــه تـــن بیمــو بیـــرون
بیمـــو مــدینـه قاصـــد مـــامــــون
رضا (ع) ره  بورن سمت خراسان


دانلود در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:, مریم بانو استاد محمدرضا اسحاقی
موسیقی محلی
بخشی از متن :
ته وسه بویمه بهار بلبل مریم بانو جانم
ته وسه خوندمبه منزل بمنزل مریم بانو جانم
ته وسه خوندمبه لیلی و نجما مریم بانو جانم
انده خوندمبه تا خوش بوه ته دل مریم بانو جانم

باز بیمو بهار مریم بانو جانم
بلبل شونه دار مریم بانو جانم
بنوشه در بیمو بوریم سمت لار مریم بانو جانم


دانلود در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع: صنم ؛ روایتی از استاد محمدرضا اسحاقی موسیقی محلی

بخشی از متن روایت :

بالای تلار نشسته ای نار خوری نار
کوچک بچه ای و غم یار خوری
کوچک بچه ای و عقل بزرگان داری
نخورده شراب دو چشم مستان داری ( ای صنم جان )

عاشقم دیوانه ام از خود ندارم خانه ای
گه بکوه و دشت ناله ام گه بهر ویرانه ای
گفته این دل بسازم خانه ای
عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای (ای صنم جان)


دانلود در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


بسم الله الرحمن الرحیم
یک دیدار و چندین روایت ! در نشستی صمیمی با: استاد محمدرضا اسحاقی هنرمند برجسته موسیقی سنتی مازندران + دانلود یک اثر از ایشان با نام زمستان  .بقلم محمود زارع ( وبلاگ ساری )

هیچکس در پیش خود چیزی نشد
هیچ آهن خنجر تیزی نشد
هیچ حلوایی نشد استاد کار
تا که شاگرد شکر ریزی نشد
ریاضت همان است که باید شاگردی کرد!

    جملات فوق کلامی بود در بدو ورود ما ؛  از استاد محمدرضا اسحاقی ؛ که  اهل منطقه شرق مازندران و ساکن روستای گرجی استاد محمدرضا اسحاقیمحله بهشهر و یکی از میراث داران بزرگ موسیقی فولکلوریک و اصیل مازندرانی که قریب به 6 دهه از عمر ایشان میگذرد.
     اسحاقی صدای گرم و چهره نافذی دارد. وی بیشتر روایت خوان است و منظومه هایی مانند طالبا ؛ حیدربیک و صنمبر ؛ روایت هژبرسهم الممالک ؛حقانی و مسکین و ....  را بازآفرینی و اجرا میکند. خودش میگوید که بیش از یکصد روایت را در سینه دارد و حتی روی آنها کارهایی را هم انجام داده است. میگوید گهگاهی شعر مازندرانی هم می سراید .
     میگوید تعزیه خوان هم هست و درمناسبتهای مختلفی به اجرای تعزیه پرداخته و لذا به آوازهای تعزیه تسلطی تقریبا کامل دارد.
     اسحاقی در ساختن دوتارمازندرانی و کمانچه نیز تبحری کامل داشته بطوری که ساخته های او در منطقه از شهرت خاصی برخوردارست.
     بعد از اوایل ماه مبارک رمضان بر حسب تصادف تلویزیون را تماشا میکردم ( چون حداکثر در شبانه روز شاید بطور متوسط حتی 15 دقیقه هم تلویزیون را تماشا نمیکنم و اگر هم گهگاهی بچه ها اجازه دهند شبکه چهار آنهم بعضی از سخنرانیها را می بینم ) برنامه تحت عنوان احتمالا ماه آسمانی را می دیدم. گزارشی از استاد اسحاقی هنرمند مازنی را داشت پخش میکرد بخصوص آوازهایی از او را که در تیراژ پایانی برنامه هم بخش کوتاهی از آن وجود دارد. این برنامه در همین بخش بدلم نشست. مثل تمام کارهایی را که اگر اعتقاد و باور داشته باشم برای حصول به آن بعد از توکل تلاش خاصی را می نمایم . ترتیب ملاقات با این هنرمند مشهور اما ناشناس با من بعد از این برنامه تنها دو ساعت گذشت که با هماهنگی با چهار نفر از ساری و روستاههای سورک و سمسکنده ؛ راهی گرجی محله بهشهر شدیم و بدیدار صمیمی با استاد پیر اسحاقی رسیدیم.
     بسیار صمیمی و خودمانی با ما برخورد کرد. باو گفتم خداوند شاید بمصلحت خیلی چیزها از جمله سرمایه بمن نداده باشد اما دو نعمت بزرگ را بمن عطا کرده که قدرش را هر روز بیشتر میدانم و سنگینی اش را هم البته هر لحظه بیشتر احساس میکنم. یکی درک و شناخت افراد از طریق صدا و دیگری رحم و جذبه از طریق سیما و جبین که تاکنون باندازه ذره ای و خردلی هم این دو خصیصه بمن دروغ نگفته اند. من بهمین دو دلیل و البته یکی دو انگیزه دیگر نزد جنابعالی آمده ام تا ببینمت و ... شما البته تا حدود زیادی هم در صدا و هم در چهره شبیه مرحوم ابوی من هم هستید و بخصوص در این پیراهن آبی که اکثر اوقات تن پوش شماست ... به کجا دارم میروم !!!! بالاخره بگذریم که باید همه را گذارد و گذر کرد و....


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها