در آن روز صالح و سپاهیانش پیروزمندانه وارد کوفه می شوند و سپاه سفیانی را از پای در می آورند:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1633) فوالدی فلق الحبه وبرا النسمه لیکونن ذلک. و کانی اسمع صهیل خیلهم و طمطه رجالهم!. و اثم الله لیدوبن ما فی ایدیهم بعد العلق و التمکن فی البلاد کما تدوب الآله علی النار.

« سوگند به خدائی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، بی گمان این حوادث روی خواهد داد، گوئی من با گوش خود بانگ رجز خوانی سپاهیان و شیهه اسبانشان را می شنوم. به خدا سوگند، آنگاه که دو سپاه درآویزند و شهرها تسخیر شود، آنچه در دست سفیانیها باشد ذوب می شود، آنچنانکه فلزات در آتش ذوب می شود.» [45]

مولای مؤمنان و پیشوای پرهیزکاران آنچنان به گفتار خود مطمئن است که برای هر فراز آن سوگند یاد میکند و آنچنان سخن می گوید که گوئی فاصله زمانی برداشته شده، با دیدگان خود صف آرائی دو سپاه را می بیند و رجزهای آنها و شیهه اسبانشان را می شنود.آری از ابوتراب (ع) جز این انتظار نمی رود.

 مردی گندمگون، چهار شانه و کوسه به نام شعیب بن صالح با چهار هزار نفری از ری خروج می کند که درپیشقدم ظهور حضرت مهدی است، کسی در برابرش ایستادگی نمی کند جز اینکه کشته می شود.

1634) اذا خرجت خیل السفیانی الی الکوفه، بعث فی طلب اهل خراسان و یخرج اهل خراسان فی طلب المهدی. فیلتقی هو و الها شمی برایات سود، علی مقدمته شعیب بن صالح، فیلتقی هو و السفیانی بباب اصطخر، فیکون بینهم ملحمه عظیمه، فتظهر الرایات السود و تهرب خیل السفیانی. فعند ذلک یتمنی الناس المهدی و یطلبونه، فیخرج من مکه و معه رایه رسول الله بعد ان ییاس الناس من خروجه لما طال علیهم من البلاء. و یقول بعد ان یصلی رکعتین و یظهر للناس: ایها الناس: الح البلاء بامه محمد (ص) و باهل بیته خاصه، و قد قهرنا و بغی علینا .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.