ساری

النوبة الاولى / قوله تعالى:

خداوند بر هر چیزی نگهبان اسن

وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ و خداى را انبازان گفتند
الْجِنَّ فریشتگان
وَ خَلَقَهُمْ و فریشتگان را اللَّه آفرید
وَ خَرَقُوا لَهُ و بدروغ و افتعال برو بستند
بَنِینَ وَ بَناتٍ پسران و دختران
بِغَیْرِ عِلْمٍ بى‏هیچ دانش
سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ چون پاك است او و برتر
عَمَّا یَصِفُونَ (100) از آن صفت كه ایشان مى‏كنند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یا سلام
مُهر مِهر

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: ... گفت تو اینجا بایست و بآنان هم فرمود آنطرفِ آنطرفتر بایستید ...
گفت این هلالی را بگیر و در نور بزن نه بر نار آتشین ...
هر کس که از اینطرف آمد و قصد کرد از این مدخل وارد شود، این داغ را بر دل  و این مُهر را بر پیشانیش بزن !

عده ای از آنطرفتر رفتند ...
آنانکه از آنطرفتر رفتند ؛ داغی بر سیمایشان زدند ...
این داغ بر سیمایشان را هم اینانی که داغ زدند؛ نشان شناسایی شان در زمان تراشیدن و توزین کردن،کرده اند و ... آنجا میشناسندشان ...
خیلی ها هم نه این طرفی بودند و نه آنطرفتری؛ بلکه آنطرف رفتند ...
اینان نیز نشانی خواهند گرفت ...

داغ بر دلِ من نهاده شد و مُهر مِهری بر پیشانیم که از نور بود نه از نار ؛ که کنون بگویم اختیار را از خویش سلب کرده ام ؟!!
لیک انسان ظلوم و جهولی ام گُل کرده بود ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الله نورالسموات والارض
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:خلاصه و بخشهای از جلسه هفدهم گاهگاهی در جمع دوستان و آشنایان با حضور پدر , که بجز توضیحات مقدماتی در ادامه مسیر مباحث جلسات قبلی ؛ در این جلسه اکثر وقت آن به توضیح تعدادی از واژه های محوری مورد استفاده و استناد در مباحث قبلی و همچنین پاسخ به سوال تعدادی از حاضرین درباره مطالب جلسه قبلی گذشت را در اینجا منتشر میکنیم . البته کل مباحث این جلسه در دست وبرایش و تنظیم میباشد که در صورت موافقت پدر آنرا در همین وبلاگ قرار خواهیم داد . قسمتهای حذف شده با سه نقطه ( ... ) مشخص شده است . شاید حتما هم همینطور هست که این حذفیات در متن موجب نقائصی در متن میشود که قول داده ایم کل مطلب را در آتیه در همین وبلاگ منتشر خواهیم کرد . ( فاطمه زارع )
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

مطرح فرمودند درباره اینکه چگونه عالم وحدت بکثرت می آید و شما قبلا بحث خال ربوبیت را مطرح کرده و کلی گذر کردید ...
آنجا جمله عین القضات همدانی را نقل کرده بودم که گفت " خال ربوبیت در چهره عبودیت است ". ربوبیت یک ثابت سرمدی و یا ازلی است و باصطلاح اهل دل , هو هو میباشد .خال را هم نقطه آغازفرض کنید و حرکت از آن ثابت سرمدی و موقع ازلی به عالم هم بمعنی گسترش و انبساط است ... ربوبیت در مقام و موقعیت وحدت , وحدت محض و وحدت صرف هست . و هیچ تکثر و دوگانگی در این ساحت یعنی در ربوبیت راه ندارد . ولی گویا میخواهید روشن شود که حالا کثرت از کجا و چگونه شروع میشود ؟! مقام ربوبی وحدت محض است که حتی با ذهن تجریدی هم نمیتوان خیلی بدان مقام نزدیک شد . حال اگر این مقام یعنی ربوبیت یعنی وحدت اگر بخواهد تجلی پیدا کند و برای ما قابل مشاهده و روئیت باشد , راهی که باید طی شود و در واقع راهی که طی شده است چیست و چگونه بوده است ؟! اینجا باید یک حلقه واسطی باشد که از یکطرف به عالم ربوبی راه داشته باشد و از طرفی بعالم ما و خود ما ربط داشته باشد . حال چه موجودی میتواند چنین شآنی و چنین نقشی را داشته باشد ؟!   


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِ الایة
قصه دو برادر است از یك پدر، یكى صاحب دولت، بر بساط ولایت، در منزل قربت، نسیم مشاهدت یافته، و از یاد خود با یاد حق پرداخته، و آن دیگر برادر از بى دولتى در مغاك وحشت و مذلّت افتاده، و گرد بیگانگى بر رخسار تاریك وى نشسته، و نامش سر جریده اشقیا گشته.
الهى
چه توان كرد!
كار نه بآنست كه از كسى كسل آید، وز كسى عمل،
كار بآنست كه تا خود چه رفت در ازل!

مثال آن دو برادر از یك پدر، دو شاخ است از یك درخت،
یكى شیرین و یكى تلخ.
تلخ هم از آن آب خورد كه شیرین خورد، و تلخ را جرمى نبوده كه تلخ آمد. شیرین را هنرى نبوده كه شیرین آمد. آن بارادت آمد و این بمشیت. نه آن را علت بود نه این را وسیلت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً الآیة
ربّ العالمین، خداوند جهانیان، و دارنده همگان، بخشاینده مهربان، درین آیت بر رهیگان توبت عرضه میكند، و در عفو امید میدهد، و تشدیدها كه گفته است همه را درمان میسازد، هم بیگانه را از بیگانگى مى باز خواند، هم عاصى را از معصیت، و همه را بكرم خود امید میدهد:

قرآن کریم

بیگانه را میگوید: إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ اگر از كفر باز آیند، و اسلام بجان و دل درپذیرند، در گذشته با ایشان هیچ خطاب نكنم، فانّ الاسلام یهدم ما قبله، و

عاصى را میگوید: ثُمَ یَسْتَغْفِرِ اللَهَ یَجِدِ اللَهَ غَفُوراً
چندان دارد كه عذرى بر زبان آرد، و پشیمانى در دل آرد، پس بجاى هر بدى نیكى بنویسم: فَأُوْلئِكَ یُبَدِلُ اللَهُ سَیِئاتِهِمْ حَسَناتٍ. كریم است آن خداوندى كه پیوسته بندگان را با خود میخواند، و خود را بر ایشان عرضه میكند، و لطف مینماید، و عیب میپوشد،و عطا میباراند، و از بار میكاهد، و در برّ میفزاید. اینهمه بآن میكند تا مگر آزرم دارند، و اجابت كنند، و بهره ور شوند، و نیك خدایى وى دریابند، و از نیك خدایى وى آنست كه بنده را توفیق دهد، تا دریابد، و بنماید تا ببیند، و بر خواند تا بیاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها