چشم به راه

قانونساری,گاه نوشته های محمود زارع:ابن خالویه که از مبرزین علمای نحویه امامیه بود گفته که شبی در محفل انس سیف الدوله بن حمدان جمعی از فضلاء حاضر بوده و از هر جایی سخن بمیان می آمد. وی از آن جمع پرسید :
آیا اسم (ممدودی) کشیده دراز در خاطر دارید که چون جمعش بنا کنند (مقصور) مختصر و کوتاه شود؟!

حاضران همگی یکرای گفتند ما را بر چنین اسمی اطلاعی نیست! سپس متوجه من شده و گفت ترا در این مساله چه جوابست؟!


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شد ره خوابیده بیدار و همان آسوده‌ اند
برده گویا خواب مرگ این همرهان خفته را
زود گردد چهره‌ ی بی‌ شـــــرم ، پامال نگاه
می‌رود گلشن به غارت ، باغبان خفتـــــه را

بوی گل

کم نشد از گریه اندوهی که در دل داشتم
پاک نتــوان کـــرد با دامــان تـــر آیینـــــه را

میان اگر نکنــــی باز ، اختیار از توست
به حق خنده‌ ی گل کز جبین گره بگشا


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هر جا به جهان تخم وفا برکارند
آن تخم ز خرمنگه ما می آ رند
هرجا ز طرب ساز نی بردارند
آن شادی ماست آن خود پندارند

صائب تبریزی

هرچیز که بسیار شود خوار شود
گر خوار شود به خانه ی پار شود
گر سیر شود از همه بیزار شود
یارش به بهای جان خریدار شود


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بداهه گوئی در ادبیات ایران نشانه تسلط , امتیاز و سخندانی هر ادیبی هم بود بخصوص از سرعت انتقال ذهنی یک فرد مسلط به معارف ادبی و سخندانی نیز حکایت میکرد...
... نمونه هایی از بداهه هایی که در تاریخ ما بخصوص تاریخ ادبیات نقل شده را ذیلا ذکر میکنیم :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
فیضی دکنی از علمای بزرگ دربار حاکمان مغول در هندوستان بود . وی روزی با عرفی مشهور شیرازی در باغی در خارج از شهر قدم میزدند .جوان خوش سیمایی را دیدند که از بس قیافه جذّابی داشت مورد توجه آنها قرار گرفت و با بهت تماشایش میکردند! نسیم ذلف های وی را بحرکت درآورده بود .
فیضی دکنی که مرد شوخ طبعی هم بود بداهتا این مصراع را سرود که :
ای صبا آن ذلف را بر چهره زیباش نه
عرفی نیز بالبداهه بدین مصراع تکمیل بیت نمود که :
آنچه بی رخصت زجا برداشتی بر جاش نه

*


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:صنعت مقطوع صنعتی است بخلاف صنعت موصل یا منشار و آن چنانست که درست کلماتی آورد که حروف هیچ کلمه از آن جمله در نوشتن بهم نه پیوندد و پاره پاره بود. مانند این دو بیت :

تا دل هوای جانان کرد   
شدم از لهو و شادمانی فرد
زار و زردم ز درد آن دل دار   
درد دل دار زار دارد و زرد


ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آیا تاکنون غزلی در صنایع عجیب و لطایف غریب دیده اید ؟! پس بدون هیچ توضیحی یک نمونه از این صنایع عجیب و لطایف غریب را ببینید :

ز من بردند صبر و دل 1 مونس 2 دلبر
چه م م جانها چه د د شکر
دلم بردند جانم هم 1 قامت 2 عارض
چه ق ق رعنا چه ع ع انور
بود چشم و دهان او 1 نرگس و 2 چشمه
چه ن ن شهلا چه چ چ کوثر
دهان و چشم آن مه رو 1 غنچه 2 جادو
چه غ غ گویا چه ج ج کافر
خط و خال نگارینش 1 سنبل 2 نقطه   
چه س س مشکین و چه ن ن عنبر
ز درد هجر او دارم 1 حالت 2 خاطر    
چه ح ح غمگین و چه خ خ ابتر
ترا مهر و مه اند از جان 1 چاکر 2 بنده
چه چ چ دیرین و چه ب ب کمتر
ز زلفانت شده پیدا 1 آفت 2 فتنه    
چه ا ا بی حد چه ف ف بی مر
ز حق لطفی همی خواهد 1 ساقی 2 باده
چه س س گلرخ چه ب ب احمر

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

این جهان كوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
فعل تو كان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت
پس تو را هر غم كه پیش آید ز درد
بر كسی تهمت منه، بر خویش گرد
فعل تست این غصه های دم به دم
این بود معنای قَد جَفٌَ القَلَم !
" مولانا "


ساری,گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع


هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک   
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
مرا امید وصال تو زنده می‌دارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات
بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم
و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک
بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا
لان روحی قد طاب ان یکون فداک

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم
سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک
تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ
که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

کشکولی  از صنایع و بدایع ادبی. قسمت اول
توجیه غزل
ساری : در اینکه چرا به غزل , غزل گفته اند ؟! صحبت کردن و شوخی با زنان , سخنی که در وصف زنان و در عشق آنان گفته شود , بازی کردن با محبوب و معاشقه و حکایت کردن از خوبی و حذیث صحبت زنان ؛ و نام نوعی از شعر که بیشتر درباره ی عشق و عشقبازی با نسوان میگویند. در تعداد ابیات غزل اقوال مختلف است. بعضی کمتر از 5 بیت و زیاده از یازده بیت ندانسته اند ! برخی را نیز اعتقاد بر آنست که کمتر از هفت و زیادتر از پانزده بیت نباید باشد !

ذکر اسامی بحور
(رضاقلیخان هدایت)
بحور شعر بنزد خواص نوزده آمد               بچند بیتش گویم زبهر زیب محافل
از آن بحور بود پنج خاصه اهل عرب را       که آن طویل و مدید و بسیط و وافر و کامل
سه بحر نیز بود خاصه عجم بحقیقت        یکی جدید و پس از آن قریب و باز مشاکل
به پنج بهر نخست ار عجم بگوید نظمی    یقین بدان تو که مطبوع نیست در بر عامل
چنانکه گر بسه بحر دوم عرب سخن آرد    ستوده ناید آن بیتها به پیش قبایل
ولیک یازده مابقی میان دو فرقه               بدانکه مشترک آمد برای جمله افاضل
ولی مرا ز بحور غریبه طرفه خوش آید     از آنکه قدرت من ظاهر است از آن بدلایل

    ( این قطعه چقدر میخی سروده شد؟!!! با عرض پوزش از مرحوم استاد ! شاید بخاطر بدعادتی طبع ما باشد که بنستعلیق ظریف حافظ و لطیف سعدی خو کرده است و هاتف ... « م . زارع » )


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو