تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر احمد مدرس خوشنویس

چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:توحید خاص با حقایق اثبات می‏شود و آن این است که به متوسل به اسباب ظاهری نشود و ازگاه مینماید گاه میرباید منازعه و مشاجره عقلی، و دخالت با خرد نور کشف گام بالاتر نهد و در توحید به دلیل، و در توکل به اسباب در رستگاری به وسایل پابند نشود، و باطن خود را از مجادلات و مشاجرات پاک گرداند و از طور خرد، قدم به نور کشف بگذارد و از استدلال، به واسطه نور تجلی بی‏نیاز گردد.

به عقل نازی حکیم تا کی
به کنه ذاتش خرد برد پی‏‏
اگر رسد خس به قعر دریا‏


زیرا شخص عارف در این مقام موثری غیر از خدا نبیند و اسباب و وسایل را در مسبب مضمحل و نابود انگارد؛ چرا که یقین دارد در دار هستی غیر از ذات یگانه موثری نیست زیرا در تمام اشیاء، تجلی حق و تجلی اسماء و صفات او را می‏بیند، و این هنگامی است که برای آنان فنای در حضرت اسماء و صفات یعنی حضرت و احدیت پیدا شده، قبل از فنای در حضرت احدیت، که آن حقیقت جمع است و فنای در اسماء و صفات، مرتبه علم جمع است، نه عین؛ و این از مراتب قاب قوسین است و مقام او ادنی اختصاص به مرتبه خاتمیت و حضرت خاتم الانبیا (علیه السلام) دارد و آن احدیت عین جمع است که تمیز و اثنینیت اعتباری از میان برود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فقر و فخری را فنا پیرایه شد جرعه ‏ای چون ریخت ساقی الست
چون زبانه شمع او بی‏سایه شد‏
شمع شد جمله زبانه پا و سر
سایه را نبود به گرد او گذر‏
این شعاع باقی و آن فانی است
شمع جان را شعله ربانی است‏‏
این شعاع باقی آمد مفترض
نی شعاع شمع فان عرض‏


آنگاه عارف بعد از فنای در مشهود و معروف و فنای رسوم و آثار امکانی، بقا با او پیدا کند و بقا سه درجه دارد:

1. بقای معلوم و معروف (که ذات حق تعالی باشد) پس از سقوط علم و دانش عارف؛ زیرا عارف به کلی از هستی خود خالی و از حق پر و با او ماندگار شده است.

2. بقای حق تعالی که مشهود است از حیث وجود، نه از جهت مشهودیت، که فرمود:
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلل و الاکرام (سوره الرحمن (55) آیات 26-27.).
یعنی : همه چیز در فنا و نیستی است و فقط هستی جاویدان و ماندگار، ذات خدای توست که دارای جلال و عظمت است.

3. بقای حق تعالی با اسقاط و سقوط ماسوای او که معدوم هستی نما بودند که در این مقام وجود و بقای عارف به بقای حق تحقق پذیرد؛ و این درجه عارفی است که حضرت حق بعد از فنا او را به مقام بقا برگردانده و خلعت صفات خود را بر او پوشانیده است تو حق را با دیده حق مشاهده نموده و قیام به حق پیدا کرده است و اینجا معنای العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه (مصباح الشریعه، ص‏7.) در وجود عارف به ظهور پیوسته، بعد به مقام تحقیق قدم نهد.

تحقیق در درجه اول آن است که معلومات عارف با حصول معلومات حق، از آلایش رسوم و آثار امکانی خالص و صافی شود، و صفات امکانی در مقابل صفات وجوبی و صفات جمعی محو و نابود گردد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و بعد از آن مقام صحو و هشیاری است و آن حالتی است که در سیر چهارم (سیر من الله) برایسالکان بی کشش دوست بجایی نرسند سالک رخ می‏دهد که از مرتبه وحدت و جمع به مرتبه ذوق و کثرت آید، ولی کثرت حجاب وحدتش نمی‏شود، و معرف و نشانه صفا شهود و فنای بقیه هستی است بالکلیه ؛ و چنانچه سکر آخر مقام محبت است، صحو نیز آخر مقام تسلی و آرامش شوق است، و آن بالاتر از مقام انتظار است؛ زیرا آنجا مقام شهود تام است و فوق آن مقامی نیست که عارف منتظر آن باشد و در اینجا طلب و آثار آن در وجود سالک نمی‏ماند.

دلدار نمایان شد تا باد چنین مبادا
آن ماه درخشان شد تا باد چنین بادا‏




ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:تلوین و تمکین سه مرتبه دارد:چونکه قبضی آیدت ای راهرو
1. از جهت تجلی ظاهری و آن این است که آثار اسماء مختلف و متمیز به طور متوالی و پی در پی در قلب در قلب رهروان تجلی کند، و این مرتبه را مرتبه تجلی افعالی نامند که سالک مظهر اسماء متعدده الهی واقع شود؛ مثل خالقیت و رازقیت، و افعال حق از او ظاهر گردد، ولی در اینجا هم افعالی را که از او صادر شود از حق بداند؛ و این در مقامی است که به طور روح رسیده باشد و در این مقام سالک با ظهور آثار برخی از اسماء ، از احکام و خواص اسمی دیگر محجوب شود تا آنگاه که پرتو تجلی جمعی اسم ظاهر درخشیدن گیرد و سالک را در وسط آثار اسماء حق متمرکز سازد، و آن وقت نسبت جمیع اسماء با او یکنواخت و برابر شود، و این است نقطه ‏ای که سر سالک در آن متمرکز می‏شود و همان مقام تمکین است.

2. این است که تجلی باطنی اسماء در باطن او ظاهر شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بعد ذوق حاصل شود و آن باران رحمت است که در اثر تابش برق امداد حق از حضرت عمائیه بر قلب عارف می‏بارد و سوزش تشنگی سالک را با بارش لطف خود از بین می‏برد و او را از اندوه و تاثر صاف سازد و با شهود حقیقت پایدار گرداند.
چشم آندم که ز شوق تو نهد سر به لحد

رحمتی کن که من تشنه جگر می ‏میرم
چشـــم بر رشحـــه آبـــی ز سحـــاب کـــرمت‏‏
هر چه خواهی بکن ای دوست که می‏ یابم من
لذت چاشنی لطف و کرم از حشمت‏‏


پس احوال ده قسم شد:
محبت، غیرت، شوق، قلق اضطراب شدید، عطش، وجد (مراد از وجد پیدا کردن است؛ چون سالک در این مرتبه مانند کسی که گمشده ‏ای را پیدا کند، با مشاهده تجلیات حق شاد می‏شود) لذا وجد نامیده شده و آن را وجد نیز نامند.

اهل وجد و وجود در مقام سیر اطور سبعه روحند و بعضی وجد را از حالات متوسطان و وجود را برای منتهیان دانسته ‏اند.

دهشت (حیرت)، هیمان و آن حیرتی است که به وسیله آن برای سالک غیبت از تعین حاصل گردد، تابش برق و امداد عالم اطلاق و کلیت، ذوق.

و این احوال، رهروان را به شاهراه ترقی وارد می‏نماید و از حضرت نازله جزئیه و از مظاهر اسم ظاهر حق به حضرات عالیه کلیه می‏رساند که حکم آن دیدن وحدت وجودی حق در عین کثرت ظاهره در نفس انسان است؛ و هنگامی که قیود جزئی را از خود زایل ساخت، حرکت و سیر سالک در مدارج نهایت اطور سریع ‏تر شود که بعضی از عرفا این نیروی تقوای معنوی را از قسم ولایت نامیده ‏اند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بعد از آن مرتبه غناست و آن اسم مالکیت حق است در وجود طالب و سالک؛ و آن سه درجه دارد:

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که من

1. بی ‏نیازی قلب به سبب حق از تعلق به وسایل و اسباب؛ و آن این است که حق تعالی را موثر در عرصه هستی داند.

2. بی ‏نیازی نفس است که چون به مقام مطمئنه رسیده و با اوصاف روح و قلب متصف شده، از حظوظ و لذایذ نفسانی خود را بی ‏نیاز نموده.

3. که برای منتهیان است این است که به بی‏ نیازی حق متصف شود یعنی رنگ صبغة الله را بگیرد و به اوصاف او متصف شود، یعنی بقای او به بقای حق و بی ‏نیازی او غنای او باشد که فرموده‏ اند: اذا تم الفقرا فهو الله. پس اینجا او مراد حق می‏شود و خداوند در او متصرف می‏شود.

غرق غنا شو و خمش شرم بدار چند چند
در کنف غنای او ناله آز می‏کنی‏‏
گنج بلا نهایتی سکه کجاست گنج را
صورت سکه گر کنی آن پی گاز می‏کنی‏‏


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:سوم تفویض است و آن سپردن رشته امور قبل از رجوع به حق و بعد از آن، بر اجرا کننده امور است از لحاظ اینکه او داناتر است بر مصالح امور، و مهربان‏تر است بر شخص عارف که حق تعالی می‏فرماید:
و من یتوکل علی الله فهو حسبه (سوره طلاق (65) آیه‏3) هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏ .

و من یتوکل علی الله فهو حسبه

و ظهور این حال اگر معلول علتی و سببی باشد مانند اینکه افعال صادره از عباد را در فعل حق فانی ببیند و اهل عالم را در تحت قدرت حق مقهور و ناچیز شمارد و بدین جهت امور خود را به او بازگشت دهد و خود را در اختیار حق بگذارد توکل (مولوی در توکل عام فرموده:
ما عیال حضرتیم و شیر خواه
گفت الخلق عیال للاله‏‏
آن که او از آسمان باران دهد
هم تواند کو ز رحمت نان دهد‏
منعمی زو خواه نی از گنج و مال
بی سبب هم می‏تواند ای عنود‏
آنکه با اسباب روزی داده بود
بی سبب هم می‏تواند ای عنود .)
است؛ زیرا فنای علل و اسباب را می‏بیند و بعد به مسبب می‏پردازد؛ و اگر نظر اصلا به علل و فنای آنها ندارد بلکه مستغرق در ذات حق است ثقه نامیده می‏شود و در مقابل مزاحمت عقل و وهم تسلیم گفته می‏شود.

پس همین که انسان در این مقدمات با مداومت ذکر، ثبات و استقامت پیدا کرد و همت خود را متمرکز و مجتمع در آن ساخت و خواطر را از خود دور کرد، احکام کثرت زایل و اثر وحدت و جمعیت آن ظاهر شود، و آن قلب مختص به نفس انسانی است نه حقیقی، و حکم وحدت در سمع و بصر او ظاهر گردد، و بر کاینات با نظر خوش ‏بینی نگاه کند زیرا فعل وحدانی حق در نظر او در جمیع اشیا جلوه گر آید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:سوم ریاضت است و آن عبارت از ازاله سرکشی نفس است با قطع علاقه از مألوفات و خوی‏های نفس، یعنی آنچه به آن خو کرده از مشتهیات، و مخالفت با خواسته‏ های نفسانی، و بزرگترین رکن آن مداومت بر ذکر تهلیل یا اذکار دیگر برای ازاله قید حجاب مخصوص و معین با تلقین شخص کامل راهدان است تا اثر آن در ازاله ظلمت حجب و یا منع آثار تفرقه، و توجه ساده از عقاید قوی ‏تر باشد و داخل در آن است فرار از خلق به حق و مجاهده و مکایده ؛ و ریاضت سه درجه دارد:

صاحب نفسانند که چشمی بارادت ...

1. ریاضت عام که به وسیله علم اکتسابی به تهذیب اخلاق بپردازد و اعمال را با اخلاص صفا بدهد و از ریا و شرک بپرهیزد.

2. ریاضت خاص و آن این است که جز خدا به چیزی توجه نکند و به حضور خود بکوشد و دانش و اعمال خود را در مقابل خدا ناچیز پندارد.

فرس کشته از بس که شب رانده ‏اند
سحرگاه خروشان که وامانده ‏اند‏


3. ریاضت خاص الخاص که از مقام معرفت اسماء و صفات به مقام تجلی احدیت ذات ترقی کند و ظهور کل شی هالک الا وجهه (سوره قصص (28) آیه‏88) را در موجودات ببیند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:رهروان راه حقیقت و معرفت چون با توسن شوق طی طریق حقیقت نموده، قدم در سلوک طریق معرفت گذارند، به واسطه سر وجودی که بر حقیقتشان افاضله می‏شود، به عالم ملکوت جذب می‏گردند و تابع اثر روحانی می‏شوند و نور ایمان از نهاد و ضمیر آنان پرتو افکن می‏شود و سیر سالکان در این مرحله چهار قسم است:

سحری ببرد عشقش دل خسته را بجایی

1. سیر الی  الله
2. سیر فی  الله
3. سیر من  الله

و سه سیر اول دارای صد نوع منزل است و خواجه عبدالله انصاری در منازل السایرین هر ده منزل را در یک فصل بیان کرده است تا مراتب به طور اجمال معلوم شود؛ و آنها مانند نردبان نیست که آنچه در درجه نازله است، در درجه عالیه نباشد و آنچه در درجه بالاست، در پایین نباشد بلکه مانند نوع و جنس، نمونه منازل عالیه در پایین است و حقیقت و عین منازل پایین در منازل بالا مندرج است؛ مانند انسان و حیوان که حیوان جنس است و انسان نوع آن است؛ و هر یک از منازل دارای صد باب است و هر باب از این صد منزل ده منزل دارد که مجموع هزار منزل است.

اول این است که سالک آغاز نماید در سفر، از منازل و قرارگاه طبیعت و عادت و آلایش لذات جهان فانی، با ملازمت اوامر و نواهی شریعت مقدس اسلام در جمیع حرکات خود قولا و فعلا که مقام اسلام است و این مقام را سیر الی الله نامند که هشت باب دارد:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مقدمه :ما اختیار خود را تسلیم دوست کردیم
خدایا تویی بنده را دستگیر
بود بنده را از خدا ناگزیر‏
به بخشایش خویش یاریم ده
ز غوغای خود رستگاری‏م ده‏‏
تویی خالق بوده و بودنی
ببخشا بر این خاک بخشودنی‏‏
به اول سخن دادی ام دستگاه
به آخر قدم نیز بنمای راه‏

پس از ستایش و سپاس ذات بی‏ همال (بی‏ همتا.) و هستی لایزال، خداوند بالا و پستی که ما را از نهانخانه نیستی با فضل و بخشایش رحمانیه‏اش به مشهد وجود و هستی آورده، و در امان کرمش پرورانیده، و به آرزوی دانش و بینش مرزوق و منعم ساخت درود فراوان بر سر سلسه انبیا، سر آغاز کتاب هستی، دارای مقام جمع الجمع، منتهای کمالات، جلوه کمالات ذات و صفات حق، تا جدار دنا فتدلی (سوره نجم (53) آیه‏8.)، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشین آن حضرت، شهسوار اقلیم ولایت، پیشوای انسانیت، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و یازده فرزند آن حضرت که به مضمون و الشمس و ضحاها، و القمر اذا تلاها (سوره شمس (91)آیات 1-2.) پس از دوره نبوت بر اراضی نفوذ مستعده و قلوب صافیه مانند ستارگان نظام شمسی تابیده، و مردم را از حضیض نقض به اوج کمال می‏رسانند، معروض می‏دارد:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها