ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در عهد خلافت ابوبکر بن بی قحافه ؛ ابوهریره *( همانی که اکثر علمای عامه با فشار خلفای اموی و عبّاسی , بیش از ده قرن ؛ مجبور بودند جهت حفظ خویش روایات زیادی  که بر اساس آن سنت نبی مکرم (ص) در تاریخ اسلام را برای توده های عوام ساخته شود ؛ از ایشان نقل کنند ) سوار بود بر استری و در حال بر در سرای عایشه بگذشت .

علی بن ابیطاب (ع)

آواز پای استر بوهریره بگوش عائشه رسید گفت : من الراکب ؟! یعنی این سوار کیست ؟!

گفتند : بوهریره است .

عائشه گفت : حال کار بوهریره بدانجا رسید که سواره میگذرد ؟!

این کلمه نقل افتاد و بگوش بوهریره رسید . فرود آمد و عایشه را گفت : آری من ( سی و اند ) خبر در نص امامت علی (ع) از خلق پوشیده داشتم تا خلافت بر پدرت قرار گرفت . آخر استری بمن نرسد ؟!

گفتند عایشه پس از استماع سخن بوهریره از وی عذر خواست !!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.