تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر ابوالحسن خرقانی

چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:توحید خاص با حقایق اثبات می‏شود و آن این است که به متوسل به اسباب ظاهری نشود و ازگاه مینماید گاه میرباید منازعه و مشاجره عقلی، و دخالت با خرد نور کشف گام بالاتر نهد و در توحید به دلیل، و در توکل به اسباب در رستگاری به وسایل پابند نشود، و باطن خود را از مجادلات و مشاجرات پاک گرداند و از طور خرد، قدم به نور کشف بگذارد و از استدلال، به واسطه نور تجلی بی‏نیاز گردد.

به عقل نازی حکیم تا کی
به کنه ذاتش خرد برد پی‏‏
اگر رسد خس به قعر دریا‏


زیرا شخص عارف در این مقام موثری غیر از خدا نبیند و اسباب و وسایل را در مسبب مضمحل و نابود انگارد؛ چرا که یقین دارد در دار هستی غیر از ذات یگانه موثری نیست زیرا در تمام اشیاء، تجلی حق و تجلی اسماء و صفات او را می‏بیند، و این هنگامی است که برای آنان فنای در حضرت اسماء و صفات یعنی حضرت و احدیت پیدا شده، قبل از فنای در حضرت احدیت، که آن حقیقت جمع است و فنای در اسماء و صفات، مرتبه علم جمع است، نه عین؛ و این از مراتب قاب قوسین است و مقام او ادنی اختصاص به مرتبه خاتمیت و حضرت خاتم الانبیا (علیه السلام) دارد و آن احدیت عین جمع است که تمیز و اثنینیت اعتباری از میان برود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فقر و فخری را فنا پیرایه شد جرعه ‏ای چون ریخت ساقی الست
چون زبانه شمع او بی‏سایه شد‏
شمع شد جمله زبانه پا و سر
سایه را نبود به گرد او گذر‏
این شعاع باقی و آن فانی است
شمع جان را شعله ربانی است‏‏
این شعاع باقی آمد مفترض
نی شعاع شمع فان عرض‏


آنگاه عارف بعد از فنای در مشهود و معروف و فنای رسوم و آثار امکانی، بقا با او پیدا کند و بقا سه درجه دارد:

1. بقای معلوم و معروف (که ذات حق تعالی باشد) پس از سقوط علم و دانش عارف؛ زیرا عارف به کلی از هستی خود خالی و از حق پر و با او ماندگار شده است.

2. بقای حق تعالی که مشهود است از حیث وجود، نه از جهت مشهودیت، که فرمود:
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلل و الاکرام (سوره الرحمن (55) آیات 26-27.).
یعنی : همه چیز در فنا و نیستی است و فقط هستی جاویدان و ماندگار، ذات خدای توست که دارای جلال و عظمت است.

3. بقای حق تعالی با اسقاط و سقوط ماسوای او که معدوم هستی نما بودند که در این مقام وجود و بقای عارف به بقای حق تحقق پذیرد؛ و این درجه عارفی است که حضرت حق بعد از فنا او را به مقام بقا برگردانده و خلعت صفات خود را بر او پوشانیده است تو حق را با دیده حق مشاهده نموده و قیام به حق پیدا کرده است و اینجا معنای العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه (مصباح الشریعه، ص‏7.) در وجود عارف به ظهور پیوسته، بعد به مقام تحقیق قدم نهد.

تحقیق در درجه اول آن است که معلومات عارف با حصول معلومات حق، از آلایش رسوم و آثار امکانی خالص و صافی شود، و صفات امکانی در مقابل صفات وجوبی و صفات جمعی محو و نابود گردد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و بعد از آن مقام صحو و هشیاری است و آن حالتی است که در سیر چهارم (سیر من الله) برایسالکان بی کشش دوست بجایی نرسند سالک رخ می‏دهد که از مرتبه وحدت و جمع به مرتبه ذوق و کثرت آید، ولی کثرت حجاب وحدتش نمی‏شود، و معرف و نشانه صفا شهود و فنای بقیه هستی است بالکلیه ؛ و چنانچه سکر آخر مقام محبت است، صحو نیز آخر مقام تسلی و آرامش شوق است، و آن بالاتر از مقام انتظار است؛ زیرا آنجا مقام شهود تام است و فوق آن مقامی نیست که عارف منتظر آن باشد و در اینجا طلب و آثار آن در وجود سالک نمی‏ماند.

دلدار نمایان شد تا باد چنین مبادا
آن ماه درخشان شد تا باد چنین بادا‏




ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:تلوین و تمکین سه مرتبه دارد:چونکه قبضی آیدت ای راهرو
1. از جهت تجلی ظاهری و آن این است که آثار اسماء مختلف و متمیز به طور متوالی و پی در پی در قلب در قلب رهروان تجلی کند، و این مرتبه را مرتبه تجلی افعالی نامند که سالک مظهر اسماء متعدده الهی واقع شود؛ مثل خالقیت و رازقیت، و افعال حق از او ظاهر گردد، ولی در اینجا هم افعالی را که از او صادر شود از حق بداند؛ و این در مقامی است که به طور روح رسیده باشد و در این مقام سالک با ظهور آثار برخی از اسماء ، از احکام و خواص اسمی دیگر محجوب شود تا آنگاه که پرتو تجلی جمعی اسم ظاهر درخشیدن گیرد و سالک را در وسط آثار اسماء حق متمرکز سازد، و آن وقت نسبت جمیع اسماء با او یکنواخت و برابر شود، و این است نقطه ‏ای که سر سالک در آن متمرکز می‏شود و همان مقام تمکین است.

2. این است که تجلی باطنی اسماء در باطن او ظاهر شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بعد ذوق حاصل شود و آن باران رحمت است که در اثر تابش برق امداد حق از حضرت عمائیه بر قلب عارف می‏بارد و سوزش تشنگی سالک را با بارش لطف خود از بین می‏برد و او را از اندوه و تاثر صاف سازد و با شهود حقیقت پایدار گرداند.
چشم آندم که ز شوق تو نهد سر به لحد

رحمتی کن که من تشنه جگر می ‏میرم
چشـــم بر رشحـــه آبـــی ز سحـــاب کـــرمت‏‏
هر چه خواهی بکن ای دوست که می‏ یابم من
لذت چاشنی لطف و کرم از حشمت‏‏


پس احوال ده قسم شد:
محبت، غیرت، شوق، قلق اضطراب شدید، عطش، وجد (مراد از وجد پیدا کردن است؛ چون سالک در این مرتبه مانند کسی که گمشده ‏ای را پیدا کند، با مشاهده تجلیات حق شاد می‏شود) لذا وجد نامیده شده و آن را وجد نیز نامند.

اهل وجد و وجود در مقام سیر اطور سبعه روحند و بعضی وجد را از حالات متوسطان و وجود را برای منتهیان دانسته ‏اند.

دهشت (حیرت)، هیمان و آن حیرتی است که به وسیله آن برای سالک غیبت از تعین حاصل گردد، تابش برق و امداد عالم اطلاق و کلیت، ذوق.

و این احوال، رهروان را به شاهراه ترقی وارد می‏نماید و از حضرت نازله جزئیه و از مظاهر اسم ظاهر حق به حضرات عالیه کلیه می‏رساند که حکم آن دیدن وحدت وجودی حق در عین کثرت ظاهره در نفس انسان است؛ و هنگامی که قیود جزئی را از خود زایل ساخت، حرکت و سیر سالک در مدارج نهایت اطور سریع ‏تر شود که بعضی از عرفا این نیروی تقوای معنوی را از قسم ولایت نامیده ‏اند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بعد از آن مرتبه غناست و آن اسم مالکیت حق است در وجود طالب و سالک؛ و آن سه درجه دارد:

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که من

1. بی ‏نیازی قلب به سبب حق از تعلق به وسایل و اسباب؛ و آن این است که حق تعالی را موثر در عرصه هستی داند.

2. بی ‏نیازی نفس است که چون به مقام مطمئنه رسیده و با اوصاف روح و قلب متصف شده، از حظوظ و لذایذ نفسانی خود را بی ‏نیاز نموده.

3. که برای منتهیان است این است که به بی‏ نیازی حق متصف شود یعنی رنگ صبغة الله را بگیرد و به اوصاف او متصف شود، یعنی بقای او به بقای حق و بی ‏نیازی او غنای او باشد که فرموده‏ اند: اذا تم الفقرا فهو الله. پس اینجا او مراد حق می‏شود و خداوند در او متصرف می‏شود.

غرق غنا شو و خمش شرم بدار چند چند
در کنف غنای او ناله آز می‏کنی‏‏
گنج بلا نهایتی سکه کجاست گنج را
صورت سکه گر کنی آن پی گاز می‏کنی‏‏


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:سوم تفویض است و آن سپردن رشته امور قبل از رجوع به حق و بعد از آن، بر اجرا کننده امور است از لحاظ اینکه او داناتر است بر مصالح امور، و مهربان‏تر است بر شخص عارف که حق تعالی می‏فرماید:
و من یتوکل علی الله فهو حسبه (سوره طلاق (65) آیه‏3) هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏ .

و من یتوکل علی الله فهو حسبه

و ظهور این حال اگر معلول علتی و سببی باشد مانند اینکه افعال صادره از عباد را در فعل حق فانی ببیند و اهل عالم را در تحت قدرت حق مقهور و ناچیز شمارد و بدین جهت امور خود را به او بازگشت دهد و خود را در اختیار حق بگذارد توکل (مولوی در توکل عام فرموده:
ما عیال حضرتیم و شیر خواه
گفت الخلق عیال للاله‏‏
آن که او از آسمان باران دهد
هم تواند کو ز رحمت نان دهد‏
منعمی زو خواه نی از گنج و مال
بی سبب هم می‏تواند ای عنود‏
آنکه با اسباب روزی داده بود
بی سبب هم می‏تواند ای عنود .)
است؛ زیرا فنای علل و اسباب را می‏بیند و بعد به مسبب می‏پردازد؛ و اگر نظر اصلا به علل و فنای آنها ندارد بلکه مستغرق در ذات حق است ثقه نامیده می‏شود و در مقابل مزاحمت عقل و وهم تسلیم گفته می‏شود.

پس همین که انسان در این مقدمات با مداومت ذکر، ثبات و استقامت پیدا کرد و همت خود را متمرکز و مجتمع در آن ساخت و خواطر را از خود دور کرد، احکام کثرت زایل و اثر وحدت و جمعیت آن ظاهر شود، و آن قلب مختص به نفس انسانی است نه حقیقی، و حکم وحدت در سمع و بصر او ظاهر گردد، و بر کاینات با نظر خوش ‏بینی نگاه کند زیرا فعل وحدانی حق در نظر او در جمیع اشیا جلوه گر آید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:سوم ریاضت است و آن عبارت از ازاله سرکشی نفس است با قطع علاقه از مألوفات و خوی‏های نفس، یعنی آنچه به آن خو کرده از مشتهیات، و مخالفت با خواسته‏ های نفسانی، و بزرگترین رکن آن مداومت بر ذکر تهلیل یا اذکار دیگر برای ازاله قید حجاب مخصوص و معین با تلقین شخص کامل راهدان است تا اثر آن در ازاله ظلمت حجب و یا منع آثار تفرقه، و توجه ساده از عقاید قوی ‏تر باشد و داخل در آن است فرار از خلق به حق و مجاهده و مکایده ؛ و ریاضت سه درجه دارد:

صاحب نفسانند که چشمی بارادت ...

1. ریاضت عام که به وسیله علم اکتسابی به تهذیب اخلاق بپردازد و اعمال را با اخلاص صفا بدهد و از ریا و شرک بپرهیزد.

2. ریاضت خاص و آن این است که جز خدا به چیزی توجه نکند و به حضور خود بکوشد و دانش و اعمال خود را در مقابل خدا ناچیز پندارد.

فرس کشته از بس که شب رانده ‏اند
سحرگاه خروشان که وامانده ‏اند‏


3. ریاضت خاص الخاص که از مقام معرفت اسماء و صفات به مقام تجلی احدیت ذات ترقی کند و ظهور کل شی هالک الا وجهه (سوره قصص (28) آیه‏88) را در موجودات ببیند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:رهروان راه حقیقت و معرفت چون با توسن شوق طی طریق حقیقت نموده، قدم در سلوک طریق معرفت گذارند، به واسطه سر وجودی که بر حقیقتشان افاضله می‏شود، به عالم ملکوت جذب می‏گردند و تابع اثر روحانی می‏شوند و نور ایمان از نهاد و ضمیر آنان پرتو افکن می‏شود و سیر سالکان در این مرحله چهار قسم است:

سحری ببرد عشقش دل خسته را بجایی

1. سیر الی  الله
2. سیر فی  الله
3. سیر من  الله

و سه سیر اول دارای صد نوع منزل است و خواجه عبدالله انصاری در منازل السایرین هر ده منزل را در یک فصل بیان کرده است تا مراتب به طور اجمال معلوم شود؛ و آنها مانند نردبان نیست که آنچه در درجه نازله است، در درجه عالیه نباشد و آنچه در درجه بالاست، در پایین نباشد بلکه مانند نوع و جنس، نمونه منازل عالیه در پایین است و حقیقت و عین منازل پایین در منازل بالا مندرج است؛ مانند انسان و حیوان که حیوان جنس است و انسان نوع آن است؛ و هر یک از منازل دارای صد باب است و هر باب از این صد منزل ده منزل دارد که مجموع هزار منزل است.

اول این است که سالک آغاز نماید در سفر، از منازل و قرارگاه طبیعت و عادت و آلایش لذات جهان فانی، با ملازمت اوامر و نواهی شریعت مقدس اسلام در جمیع حرکات خود قولا و فعلا که مقام اسلام است و این مقام را سیر الی الله نامند که هشت باب دارد:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مقدمه :ما اختیار خود را تسلیم دوست کردیم
خدایا تویی بنده را دستگیر
بود بنده را از خدا ناگزیر‏
به بخشایش خویش یاریم ده
ز غوغای خود رستگاری‏م ده‏‏
تویی خالق بوده و بودنی
ببخشا بر این خاک بخشودنی‏‏
به اول سخن دادی ام دستگاه
به آخر قدم نیز بنمای راه‏

پس از ستایش و سپاس ذات بی‏ همال (بی‏ همتا.) و هستی لایزال، خداوند بالا و پستی که ما را از نهانخانه نیستی با فضل و بخشایش رحمانیه‏اش به مشهد وجود و هستی آورده، و در امان کرمش پرورانیده، و به آرزوی دانش و بینش مرزوق و منعم ساخت درود فراوان بر سر سلسه انبیا، سر آغاز کتاب هستی، دارای مقام جمع الجمع، منتهای کمالات، جلوه کمالات ذات و صفات حق، تا جدار دنا فتدلی (سوره نجم (53) آیه‏8.)، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشین آن حضرت، شهسوار اقلیم ولایت، پیشوای انسانیت، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و یازده فرزند آن حضرت که به مضمون و الشمس و ضحاها، و القمر اذا تلاها (سوره شمس (91)آیات 1-2.) پس از دوره نبوت بر اراضی نفوذ مستعده و قلوب صافیه مانند ستارگان نظام شمسی تابیده، و مردم را از حضیض نقض به اوج کمال می‏رسانند، معروض می‏دارد:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:شانزدهم : ادب است . باید كه مرید مودب و مهذب الاخلاق باشد و درحضور شیخ به وقار و سكون و تعظیم بنشیند، تا از وى سخن نپرسد سخن نگوید، و آن چه بگوید به سكونت و رفق و راستى گوید، و اگر خلاف ادبى از او صادر شود به ظاهر و باطن استغفار نماید و به طریق احسن عذر خواهد.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
و من الادب استعظام ذنبه و ان قل . و فى الخبر: ان المومن یرى ذنبه كالجبل فوقه و یخاف ان یقع علیه . و المنافق یرى ذنبه كذباب مر على انفه .( امالى طوسى ج 2، ص 140، با اندكى تفاوت .)

و از ادب است بزرگ شمردن گناه خود هر چند كم باشد. و در خبر است كه : همانا مومن گناه خود را چون كوهى بالاى سر خود مى بیند و بیم آن دارد كه بر سرش فرود آید. و منافق گناه خود را چون پشه اى بیند كه بر بینى اش گذشته است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

                          بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از بوالحسن خرقانی بگویم
          [ .....هر کس که در این سرای درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ، چه آنکس که بدرگاه باری تعالی به جان ارزد ، بر خوان ابوالحسن به نان ارزد!
          عالم بامداد برخیزد و طلب علم کند و زاهد طلب زیادتی زهد کند و ابوالحسن دربند آن بود که سروری بدل برادری رساند!
          اگر به ترکستان تا به در شام کسی را خاری در انگشت شود آن از آن نیست . همچنین از ترک تا شام کسی را قدم در سنگ آید زیان آن مراست و اگر اندوهی در دلی است آن دل از آن من است!
          کاشکی بدل همه خلق ، من بمردمی تا خلق را مرگ نبایستی دید ... کاشکی حساب همه خلق با من بکردی تا خلق را به قیامت حساب نبایستی دید!
          کاشکی عقوبت همه خلق مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید ، بهترین چیزها دلی است که در وی هیچ بدی نباشد!
          اگر سروری بگوید و به آن حق را خواهد بهتر از آن بود که قرآن خواند و بدان حق را نخواهد . هر چه برای خدا کنی اخلاص است و هر چه برای خلق کنی ریا ؛ هر که عاشق شد خدای را یافت و هر که خدای را یافت خود را فراموش کرد ...... ]
ساری گاهنوشتهای محمود زارع



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها