تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر ابراهیم خلیل الله

چشم به راه

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:تعداد بیست و نه (29) نفر از پیامبران در قرآن و سیزده (13) نفر در انجیل و مابقی در دیگر کتب آسمانی مذکور است .
محمد (ص)

001- حضرت آدم صفی الله
002- حضرت نوح نبی الله
003- حضرت ابراهیم خلیل الله
004- حضرت اسماعیل (ع)
005- حضرت موسی کلیم الله
006- حضرت عیسی روح الله
007- حضرت محمد حبیب الله


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: اللَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ الآیة... اللَه من له الالهیة و الربوبیة، اللَه من له الاحدیة و الصمدیة، ثبوته احدى، و كونه صمدى، بقاؤه ازلى و سناؤه سرمدى.
الله

اللَه نام خداوندى كه ذات او صمدى و صفات او سرمدى
بقاء او ازلى و بهاء او ابدى
جمال او قیومى، و جلال او دیمومى
نامدارى بزرگوار، در قدر بزرگ و در كردار، در نام بزرگ و در گفتار
برتر از خرد و پیش از كى، و مه از مقدار
جلیلا خدایا كه كرد كارست و خوب نگار
عالم را آفریدگار و خلق را نگهدار
دشمن را دارنده و دوست را یار
امیدها را نقد و ضمانها را بسنده
و كار هر خصم را پذیرنده و هر جرم را آموزگار
مرید را قبله و دل عارف را یادگار


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تِلْكَ آیاتُ اللَهِ الآیة... اى هذه آیات اللَه، یعنى القرآن نَتْلُوها عَلَیْكَ بِالْحَقِ اى بصدق الحدیث. میگوید این آیات و كلمات قرآن سخنان اللَه است كه براستى بر تو میخوانیم.
الله

جاى دیگر گفت نَتْلُوا عَلَیْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى و كلا نقص علیك من انباء الرسل، فاذا قرأناه فاتبع قرآنه این همه دلائل اند كه خداى را عز و جل خواندن است. و یشهد لذلك قول النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم  " كان الناس لم یسمع القرآن حین سمعوه، من فى الرحمن یتلوه علیهم
وَ إِنَكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ اى الى الخلق كافة، میگوید تو از فرستادگانى بجهانیان، و جهانیان همه امت تواند، یعنى امت دعوت.

و در جمله بدانك امت وى بر سه قسم اند:
امت دعوت ،
امت اجابت ، و
امت اتباع ،
اما امت دعوت آنست كه اللَه گفت كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِی أُمَةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ الى قوله وَ هُمْ یَكْفُرُونَ بِالرَحْمنِ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ... الآیة... فرمان خداوند عالم است، خداوندى سازنده، نوازنده داننده دارنده، بخشنده پوشنده، دلگشاى، رهنماى، سر آراى، مهر افزاى، غالب فضل، ظاهر بذل، سابق مهر، دائم ستر، خداوند جهان، داناى آشكارا و نهان، دایم بثناى خود، قائم بسزاى خود، نه افزود و نه كاست، همه آن بود كه وى خواست، فرمان داد بمؤمنان فرمانى لازم و حكمى واجب وصیّتى بسزا، و به حق پیدا، بزبان كرم با خیر الامم، كه قُولُوا گوئید رهیكان من، بندگان من، و چون گوئید از من گوئید، و چون خوانید مرا خوانید، همه حدیث من كنید، عهد من در جان گیرید، ایمان بمن آرید، مهر من در دل دارید، سخن من گوئید، كه من نیز در ازل حدیث شما كردم، سخن شما گفتم، عطر دوستى شما سرشتم، رحمت خود را از بهر شما نبشتم.

شب

تو همه از مهر من آرى حدیث

من همه از عشق تو گویم سخن


قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ اى پیغامبر كه سید سادات و سرور كائنات تویى، گزیده عالمیان و خاتم پیغامبران تویى، و اى امتى كه بهترین امّتان گذشته شما اید، ایمان آرید بهر چه پیغامبران گذشته گفتند و رسانیدند از نامه و پیغام ما، و امت ایشان خواندند و بدان گرویدند. تا هر شرفى و كرامتى كه بجملگى ایشان را بود تنها شما را بود.

این امت پیغام حق نیوشیدند و بحكم فرمان برفتند و گردن نهادند، و بهمه ایمان آوردند. رب العالمین ایمان ایشان بپسندید، و بر جهانیان جلوه كرد و گفت وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌ آمَنَ بِاللَهِ وَ مَلائِكَتِهِ آن گه همه را زیر علم مصطفى علیه السّلام در آورد و اتباع وى گردانید. مصطفى از آن خبر داد گفت: " آدم و من دونه تحت لوائى یوم القیمة " و امت وى را بر گذشتگان پیشى داد و گفت السَابِقُونَ السَابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَبُونَ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ الآیة... ابو هریرة گفت اهل كتاب بزبان عبرى توریة مى خواندند و تفسیر آن با مسلمانان میگفتند بزبان تازى، رسول گفت لا تصدقوهم و لا تكذبوهم و قولوا آمَنَا بِاللَهِ گفت ایشان راست گوى مدارید و دروغ زن مگیرید راه ایمان شما آنست كه گوئید آمَنَا بِاللَهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا ایمان داریم باللّه و بآنچه فرو فرستادند بما، یعنى قرآن، و بآنچه ابراهیم را دادند.
نیرنگ

از صحف و آن ده صحیفه بود بروایت ابو ذر از مصطفى، قال ابو ذر قلت یا نبى اللَه فما كانت صحف ابراهیم؟ فذكر كلاما ثم قال فیها على العاقل ما لم یكن مغلوبا على عقله ان تكون له ساعة یناجى فیها ربّه و ساعة یتفكر بها فى صنیع اللَه عز و جل، و ساعة یحاسب فیها نفسه فیما قدّم و اخّر، و ساعة یخلو فیها لحاجته من الحلال فى المطعم و المشرب.

وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ و ایمان دادیم بآنچه فرو فرستادند اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان وى را گفته اند اسباط در فرزندان یعقوب همچون قبائل است در فرزندان اسماعیل، و اسماعیل پدر تازیان بود، و اسحاق پدر عبرانیان، و اسماعیل بجود و سخا معروف بود، ازینجاست كه عرب همه با جود و سخا باشند. و اسحاق بزهد و عبادت معروف بود از اینجاست كه در اهل كتاب زهّاد و رهبان بسیار باشند، و فرزندان یعقوب را اسباط از آن گفتند كه بسیار بودند، و سبط در لغت عرب درختى پر شاخ باشد، یعنى كه ایشان را شاخه هاى بسیارست، چنانك عرب را قبائل بسیارست، و آنچه گفت ایشان را كتاب دادیم و در عداد كتاب داران آورد، پیغامبران ایشان را خواهد كه در اسباط چهار هزار پیغامبر بودند.
و روا باشد كه اسباط اینجا بر فرزندان صلب نهند از یعقوب، كه همه پیغامبران بودند و كتاب داران.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ أَسْلِمْ... الآیة... چون خلیل در روش آمد از حضرت عزت فرمان آمد كه یا ابراهیم هر كه ما را خواهد جمله باید كه ما را بود، تا شطبه از مرادات بشرى و معارضات نفسى با تو مانده است از رنج كوشش بآسایش كشش نرسى، المكاتب عبد ما بقى علیه درهم :
فرمان خدا
ما را خواهى مراد ما باید خواست
یكباره ز پیش خویش بر باید خاست


خلیل گفت خداوندا ابراهیم را نه تدبیر مانده است نه اختیار، اینك آمدم بقدم افتقار، بر حالت انكسار، تا چى فرمایى!
أَسْلَمْتُ خود را بیوكندم و كار خود بتو سپردم، و بهمگى بتو باز گشتم.
فرمان در آمد كه یا ابرهیم دعوایى بس شگرف است، و هر دعوى را معنى باید و هر حقى را حقیقتى باید، اكنون امتحان را پاى دار!
او را امتحان كردند بغیر خویش و جزء خویش و كل خویش:
امتحان بغیر او آن بود كه مال داشت فراوان، گفته اند هفتصد هزار سر گوسپند داشت بهفت هزار گله با هر گله سگى كه قلاده هاى زرین در گردن داشت، او را فرمودند كه دل از همه بردار و در راه خدا خرج كن خلیل همه را در باخت، و هیچیز خود را نگذاشت.

در آثار بیارند كه فریشتگان گفتند بار خدایا! تا این ندا در عالم ملكوت داده كه وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا جانهاى ما در غرقاب است و زهره هاى ما آب گشت. ازین تخصیص، خلیل از كجا مستحق این كرامت گشت؟ ندا آمد كه جبریل پرهاى طاووسى خویش فروگشاى و از ذروه سدره بقمّه آن كوه رو، و خلیل را آزمونى كن. جبریل فرود آمد بصورت یكى از بنى آدم، بتقدیر و تیسیر الهى، آنجا در پس كوه بیستاد، و آواز بر آورد كه یا قدوس خلیل از لذت آن سماع بى هوش گشت، از پاى در آمد گفت یا عبد اللَه یك بار دیگر این نام باز گوى و این گله گوسپند ترا، جبریل یكبار دیگر آواز بر آورد كه یا قدوس! خلیل در خاك تمرغ میكرد چون مرغى نیم بسمل، و میگفت یك بار دیگر بازگوى و گله دیگر ترا.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ یادگیر و یاد كن یا محمد آن گه كه اللَه ابراهیم را گفت
" اسلم " گردن نه و كار بمن سپار و خویشتن فرا من ده
قالَ جواب داد ابراهیم و گفت
أَسْلَمْتُ گردن نهادم و خویشتن فرا دادم و خود را بیوكندم
لِرَبِ الْعالَمِینَ خداوند جهانیان را.
ظالم ترین مردم

وَ وَصَى و اندرز كرد بِها بدین اسلام و باین سخن كه اسلمت،
إِبْراهِیمُ بَنِیهِ ابراهیم پسران خود را
وَ یَعْقُوبُ و یعقوب همچنین پسران خود را وصیت كرد
یا بَنِیَ گفت اى پسران من
إِنَ اللَهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِینَ اللَه برگزید شما را این دین
فَلا تَمُوتُنَ میمیرید
إِلَا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ مگر شما مسلمانان گردن نهادگان خویشتن فرمانرا او كندگان.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ... الآیة... این آن وقت بود كه ابراهیم كودك خود را اسماعیل و مادر وى را هاجر برد و بفرمان حق ایشان را در آن وادى بى زرع بنشاند، آنجا كه اكنون خانه كعبه است، پس ازیشان باز گشت تا آنجا كه خواست كه از دیدار چشم ایشان غائب گردد، خداى را عز و جل خواند و گفت رَبِ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً همانست كه در آن سورة دیگر گفت رَبَنا إِنِی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِیَتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَمِ خداوند ما بنشاندم فرزند خود را بهامونى بى بر نزدیك خانه تو، خانه با آزرم با شكوه و بزرگ داشته، خداوندا تا نماز بپاى دارند، و آن خانه نماز را قبله گیرند.
توحید

آن گه ایشان را روزى فراوان خواست و همسایگان خواست كه وادى بى زرع و بى نبات بود، و بیابانى بى اهل و بى كسان بود، گفت فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ خداوندا دل قومى را از مردمان چنان كن كه مى شتابد باین خانه و بایشان وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَمَراتِ و ایشان را از میوه هاى آن جهان روزى كن.

خداى عز و جل دعاء وى اجابت كرد فما مسلم الّا و یحب الحجّ هیچ مسلمان نبود كه نه دوست دارد حج كردن و زیارت خانه، و در هیچ دیار چنان میوه كه آنجا برند به نیكویى و لطیفى و بسیارى نیست. قال اللَه تعالى یُجْبى إِلَیْهِ ثَمَراتُ كُلِ شَی ءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَا و ابراهیم در آنچه خواست از روزى مؤمنانرا از دیگران جدا كرد و مستثنى، و گفت مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ از بهر آنك در باب هدایت فرزندان را بر عموم دعا كرده بود، و گفته كه: وَ مِنْ ذُرِیَتِی و او را از تعمیم با تخصیص آوردند و گفتند لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ پس چون این دعا كرد تخصیص نگه داشت، و مؤمنانرا از كافران جدا كرد، رب العالمین آن تخصیص وى با تعمیم برد و كافران را نیز در آورد، گفت وَ مَنْ كَفَرَ نعمت دنیا از كس دریغ نیست آشنا و بیگانه همه را از آن نصیب است، عرض حاضر یاكله البرّ و الفاجر كُلًا نُمِدُ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِكَ مَحْظُوراً پس در آخر آیت كافر از مؤمن باز برید بنواخت دنیا و عطاء آن جهانى گفت فَأُمَتِعُهُ قَلِیلًا ثُمَ أَضْطَرُهُ إِلى عَذابِ النَارِ او را بر خوردار كنم زمانى اندك كه این گیتى اند كست برسیدنى. و برسیدنى اندك بود و آمدنى نزدیك، و بعاقبت او را ناچاره بعذاب رسانیم، وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ و بد جایگاهى كه دوزخ است، شدن گاه كافران.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُهُ بِكَلِماتٍ
روى عن الحسن (رض) قال ابتلاه اللَه بالكواكب و القمر و الشمس فاحسن القول فى ذلك، اذ علم ان ربّه دائم لا یزول، و ابتلاه بذبح الولد فصبر علیه و لم یقصّر. گفت بر آراستند كوكب تابان و آفتاب درخشان و خلیل را آزمونى كردند و ذلك لعلم المبتلى لا لجهل المبتلى یعنى كه تا با وى نمایند كه از و چه آید و در راه بندگى چون رود، خلیل خود سخت هنرى و روزبه و سعادتمند برخاسته بود، گفت هذا رَبِی قیل فیه اضمار یعنى یقولون هذا ربى میگویند این بیگانگان كه این خداى منست!
صدیقان

نیست كه این از زیرینان است و نشیب گرفتگان، و من زیرینان و نشیب گرفتگان را دوست ندارم، زهى خلیل! كه نكته سنّیت گفت از زیر جست و دانست كه خداوندى بر زبرست فوق عباده، باز كه نشیب گرفت از و برگشت، و گفت زیرینان را دوست ندارم، كه ایشان خدایى را نشایند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...إِنَ إِبْراهِیمَ كانَ أُمَةً قانِتاً لِلَهِ حَنِیفاً وَ لَمْ یَكُ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اقتدا كنید بوى كه وى پیشروى بود خداپرست، یكتا گوى، فرمان بردار، پاك سیرت، و هرگز از جمله مشركان نبود.
روی و بوی دوست

قالَ وَ مِنْ ذُرِیَتِی ابراهیم گفت خداوندا و از فرزندان من همچنین پیش روان و امامان كن تا خلق بایشان اقتدا كنند، ندانست ابراهیم كه از پشت وى ناگرویدگان خواهند زاد، او را آگاه كردند و گفتند لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ شرف شایستگى پیشوایى در راه بردن بمن به بیگانگان نرسد، و ناگرویدگان را در نیابد یعنى از فرزندان تو هر كه ظالم بود امامى را شایسته نباشد. این عهد بمعنى نبوت است { اگر نبوت بود که خود حضرت ابراهیم نبی بود و دیگر چرا خداوند میفرماید که میخواهم ترا امام و پیشوا کنم ؟! پس امامت مقامی است دیگر و جدای از نبوت والا برای یک نبی وعده امامت دادن که همان نبوت باشد عقلا معنی نخواهد داشت " توضیح داخل آکلاد از مدیر این وبلاگ م.زارع بوده نه از متن تفسیر" } بقول سدى، و بقول عطا رحمت است و بقول مجاهد طاعت یعنى لیس لظالم ان یطاع فى ظلمه. و قال النبى فى قوله.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها