النوبة الاولى
قوله تعالى : وَإِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا یَكُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ ﴿116﴾
و [یاد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عیسى پسر مریم آیا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستید گفت منزهى تو مرا نزیبد كه [در باره خویشتن] چیزى را كه حق من نیست بگویم اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‏دانستى آنچه در نفس من است تو مى‏دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏دانم چرا كه تو خود داناى رازهاى نهانى.


وَ إِذْ قالَ اللَهُ خدا خواهد گفت فردا در قیامت،
یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَاسِ تو گفتى مردمان را،
اتَخِذُونِی وَ أُمِی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَهِ مرا كه عیسى ام و مادرم را مریم هر دو خدایان دانید و بخدایى گیرید فرود از اللَه،
قالَ سُبْحانَكَ عیسى گوید پاكى و بى عیبى ترا،
ما یَكُونُ لِی أَنْ أَقُولَ نبود مرا و نسزد كه گویم
ما لَیْسَ لِی بِحَقٍ آنچه مرا نیامد و نه سزاست،
إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ اگر چنانست كه گفتم
فَقَدْ عَلِمْتَهُ تو خود دانسته اى .
تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی تو دانى كه در نفس من چیست
وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِكَ و من ندانم كه در نفس تو چیست،
 إِنَكَ أَنْتَ عَلَامُ الْغُیُوبِ  تو آنى كه خداوند غیب دانى (116)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.