ساری

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:توضیحا بعرض میرسد که عین متن آیات اشاره شده بوسیله خانم فاطمه زارع استخراج و برای جلوگیری از اشتباهات املایی در پاورقی درج میگردد.
 همچنین بخشهایی را فرصت کردم خودم نوشتم یعنی تایپ کردم اما هم دستم عادت ندارد زیاد و هم گردنم درد میگیرد و عیب و ایرادها خلاصه باعث شد که چون اهل حرف هستم و عمل را ندارم , برای راحتی کار و خلاص کردن خود , بخشهایی را طبق معمول همینجوری برای فاطمه , فقط حرف زدم و این طفلک هم با موبایلش ضبط کرد و دارد پیاد میکند روی سیستم و تایپ و تنظیم تا تعهدی را که بدوستان کرده بودم انجام دهیم .
ضمنا برای آنکه متن بیش از این مطول نشود مطالبی دیگر هم هست که آنها را جداگانه - حسب تعهد دوستی بزرگوار - بعد از تایپ و تنظیم اگر خدا بخواهد در مجالی دیگر در وبلاگ منتشر میگردد !


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

  یک بزرگوار درباره روئیت خدا نظر نوشتند که آیا در قیامت میتوانیم خداوند را با همین چشم ببینیم ؟! ... میگوییم باز خودتان میدانید ولی ما هم همانند شما می اندیشیم که , خداوند را نمیتوان با همین چشم سر دید ! آنجا در قرآن کریم داریم در باب گفتگوی شیرین حضرت کلیم با خداوند داریم که : رب ارنی انظرو الیک ...

 اگر بظاهر کلام اکتفاء کنید در واقع نگاهی معقولانه باین امر نیست که البته اشعریون معتقدند که میتوان با همین چشم سر خداوند را دید البته بعضی از آنها میگویند در قیامت میشود دید و بعضی از فرقه های برادران اهل تسنن حتی من دیدم که در متونی از آنان یا منتسب به آنان تشبیهاتی کرده اند که گویا خداوند را میشود با همین چشم دید در مواقع خاصی که بحثش زیاده ... شاید هم بعضی از آنها بخواهند بگویند که این روایات و نقل قولها هم تاول باید بشوند که البته شاید اما در بعضی متون دقیقا سبک و سیاق بنحوی است که کلام مستقم هست و خدا را سوار بر استری نقل کرده اند و اشکال و جوانبی هم برای آن منظور داشته اند که بعید میدانم منظور تاوبل داری را داشته بودند !

علی کل حال تقاضای روئیت خدا از عاقل پذیرفته نیست . چون امر محاله ؛ در آنجا هم در قرآن کریم خداوند  بنحو صریح در جواب حضرت موسی میفرماید : لن ترانی !  نفرمود لاترانی و یا امثالهم چرا که از واژه ( لن ) استفاده شده که بقول ادیبان این واژه برای بیان نفی تا ابد در بادی امر قرار میگیرد یعنی ؛ نفی ابد میکنه ! و نمیشود خداوند را بدینصورت که شما گفتید روئیت کرد ! البته یک لکن ی در ادامه آیه دارد که اینجا شاید بهمین خاطر باشد که بعضی را باشتباه و یحتمل به طمع انداخته که توجیه و تفسیرهای آنچنانی را داشته باشند, خلاصه همین لکن و اگر و مگر برای نفوسی هم ابتهاج آور است و هم راه باز میکند که حرفهایی بزنند و بعضا توهماتی بکنند  ؛ زیرا ؛


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... وقتی در شرائطی هستی که مستقیم از کنه ذات و ضمیر کسی ( گوینده ای ؛ فاعلی , مدیری , مسئولی و ... ) خبر نداری ؛ حقیقت را بیشتر در آنچه که آنکس انجام داده است و در ظاهر هویدا نموده است ببین.
حقیقت در چیست؟
پس در خصوص قضاوت درباره حکومتها و حاکمانش نمیتوان به شعار و حرف ها , توجه داورانه ای شود زیرا
حقیقت در آنچه که " کرده اند " و " شده " و " هست " بصورت خالصی معلوم میشود!

در اینصورت
اگر مملکتی به " گلستان " تیدیل شده است ؛ باور کنید که حاکمانش حقگویند و گل میکارند و حرفشان مطابق آنچه که میکنند هست !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:لطفا بیهوده هر واژه وزین و فاخر و شریفی را خرج هر کس و ناکسی نکنید تا ارزش خود را در اجتماع از دست ندهند!

ابوالفضل العباس (ع)

در استخدام واژه ها برای نسبت دادن ها ؛ فوق العاده باید خسیس بود. مثلا همین واژه « شرف » , شریف و « شرافتمند » که بمحض آنکه شما از کسی خوشتان آمد , همینجوری بی تامل خم رنگرزی رنگ دادن به صفات را باز کرده و بگویید : مثلا ؛ فلانی آدم شریفی است ! بهمان فردی شرافتمند است و هکذا...!


حیف است که این کلمات فاخر و ارزشمند که تنها باید در جای خویش مصرف شوند در هر جا و برای هر کسی هزینه شود ! مرحوم پدرم یکزمانی فرموده بود که : « آقا مرتضی علی است ( علیه السلام ) » این سخن را در پاسخ من که به یک آدمیزادی که تا حدودی بددهن بود و من به پدر گفته بودم : آقای ... با موتور گازی خودش , زن فلانی را بر ترک خودش سوار کرد و رسوند بخونه اش ؛ آن مرد و زن با هم محرم نبودند !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هوالهو
از او بطلب هر آنچه خواهی که اوست
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:از همه ساعات و آنات زندگی لحظه ای نبود که بی یاد تو سر کنم ؛ کنون که به پیری رسیدم رهایم مکن ! من سراسر نقص و کمی و کاستی را دگر چه توانی باشد که توانم گلیم خویش از آب تیره آنچه که ساخته ام , بدر آرم ؟! ... تا کی راز ترا پنهان باید کرد ...!

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

ناداران بیشتر تظاهر بداشتن میکنند!

از هیچ حیوانی – گرچه به صورت انسانی نماید – انتظار ادب و اخلاق نداشته باشید. دائره امتیاز انسان با حیوان همین اخلاق می باشد. یک موجود بی اخلاق و فاقد ادب با انسان بودن فاصله زیادی دارد ! 
تعجّب در آنست که حیوانات انسان نما , بیشتر از اخلاق میگویند و مینویسند و دم میزنند ! گویا کمبود و نبود حسن ادب و اخلاق را پیش تر و بیشتر از دیگران همواره در خویش احساس کرده اند . بهمین خاطرست که برای جبران چنین نقصیه ای بجای آراستن نفس خویش به آداب اخلاقی و ملکات فاضله اخلاقی , به بیراهه رفته و فقط از آن دم میزنند و مینویسند و اما عمل نمیکنند و شاید بهمین سبب باشد که نمود تظاهر آنان به اینگونه موارد بواسطه فقد آن از سوی پوینده یا نویسنده آن باشد ! یعنی درست گفته آنکه گفته افراد به آنچه که ندارند بیشتر تظاهر میکنند !
باید بگویم که قصد توهین به حیوانات نداشته امّا یک انسان بی ادب و اخلاق حق ندارد از اخلاق بنویسد مگر آنکه در پی فهم این نقیصه در باطن خویش , تمام مساعی خود را در توبه و جبران مافات نماید !


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنچه که در یکساعت تنهایی و تامل بر کشکول بنده ای نهادند! (1)ساری,گاه نوشته های محمود زارع
روح و نفس
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:گاه بذهنم میزند که بین نفس و روح تفاوت وجود دارد.
از حکیمی که اتفاقا در دامن علمای حوزوی هم رشد کرده بود اخیرا شنیدم که میگفت " روح همان نفس است منتها این را در زبان شریعت روح میگویند و بلسان حکمت و فلسفه نفس یعنی یک حقیقت است در دو بیان و در دو نظرگاه "
اما من قانع نشدم چون روح را با نفس متفاوت از هم حس میکنم!

هم روح و هم نفس دارای مراتبی هستند و مراتبی هم میتوان بدانها داد مانند نفس امّاره ( بسیار امر کننده و خرده فرمایش زیاد دار) نفس لوّامه ( سرزنش گر , وجدان) و نفس مطمئنه و ... که مراتبی از نفس از مرتبه دانی به عالی است.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنچه که در یکساعت تنهایی و تامل بر کشکول بنده ای نهادند! (1)

حال دیگر وقت آنست که تفرعن سران دون باطن کشورهای دور و نزدیک را باید موسایی به تواضع بکشاند !

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

وقایعی در زیر پوست این جهان در حال شکل گیری است !

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:ظهور داعش و ترویج وهابی گری در واقع تفسیر عینی آیه « کالانعام بل هم اضل ...» است. وقتی بشریت نخواسته بفهمد که آنچه " او " فرمود در عالم واقع راست هم می افتد ؛ و قدرتهای استکباری آیات الهی را بسخریه گرفته اند , باید به آنان بزبان قطع و یقین در عالم ظهور, نشان داده شود که " گفت حق , حق است و درست "!

اما عجب آنست که بجای اندیشه در فهم این نکته باز همین اهالی کبر و تفرعن سعی دارند بر این ظهور آنچه که حق قصد نشان دادن آنرا داشت , سوار شوند و بخواهند که از آن به نفع خویش - در عمل و اما بتظاهر و ریاکاری در ظاهر دال بر مبارزه با آن – سوء استفاده کنند.

با این وصف فکر میکنم نشئه دیگر مشیّت الهی را باید بانتظار نشست که این باز تفسیر مرحله دیگری از آیات الهی منتها بشکل و ماهیت جدیدی خواهد بود. خداوند که بیکار ننشسته است و هر لحظه او در کاری است . مراحل مختلف اتمام حجتهای خویش را به جوامع بشری عرضه فرمود اما در پی هر مرحله ای نتیجه مستقیم آنچه که انجام شده است را باید بانتظار نشست و دید !


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنچه که در یکساعت تنهایی و تامل بر کشکول بنده ای نهادند! (1)
هوالهو

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

از او بطلب هر آنچه خواهی که وی است !

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:از همه ساعات و آنات زندگی لحظه ای نبود که بی یاد تو سر کنم ؛ کنون که به پیری رسیدم رهایم مکن ! من سراسر نقص و کمی و کاستی را دگر چه توانی باشد که توانم گلیم خویش از آب تیره آنچه که ساخته ام , بدر آرم ؟! ... تا کی راز ترا پنهان باید کرد ...!
***
نشتری به عقل!
کیست این پنهان مرا در جان و تن - کز درون من همی گوید سخن ؟!
اگر از من بپرسند که آیا عقل نسبی است ؟! من شاید بتوانم با شروطی بگویم که : آری ! چگونه ؟!
عقل چند صد هزار سال پیش با عقل این زمان چقدر تفاوت دارد؟!... پس از این جهت عقل بنوعی در مهمیز زمان و حتی تا حدودی مکان میباشد. حال تنها میتوان با شروطی عقل را تا آنجا رها کرد که بتواند فراتر از زمان برود . پس میتوانم با اطمینان بیشتر بگویم که عقل منحصر در زمان و در قید مکان ؛ عقل نسبی است! ...
آیا در بی عقلی فضائلی میتوان سراغ گرفت؟! عقل تهی از عقل ( عقل عقل ) فضیلتی ندارد... کار انبیاء عظام از جهتی فقط رشد دادن عقول بشری است.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
دشمن متبسم بیشتر مواقع دلبر ؛ معتمدنما ؛ اطمینان برانگیز ؛ بی موضع ؛ و همیشه نزدیک ؛ منافق

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... خلاصه این عوامل :
 
1. عدم تعریف دقیق مرز ایمان و بى ایمانى و تفكیك نكردن نیروهاى خودى و غیرخودى .

2. جایگزین شدن عمل گرایى به جاى اعتقادگرایى ، به این معنى كه در گزینش افراد به جاى توجه به تفكرات و اعتقادات شخص صرفا بر تواناییهاى مدیریتى او تاكید شود. 
 
3.عدم توجه به سوابق افراد به بهانه جذب نیروهاى داخلى .  

4.كم رنگ شدن نقش اسلام شناسى در سلسله مراتب حكومت اسلامى و رسیدن اشخاص غیر اسلام شناس در راس امور و تاثیر پذیرى این مسؤولین از طیف نفاق .  

5. ضعف ایمان در مسؤولین و تاثیر تهدید و تطمیع و جاه طلبى در گزینش ‍ افراد.     (در بند پنجم نیز صرفا بیک موضوع کلی اشاره شده که کارسازی اجرایی برای آن نمیتوان با این ادبیات پیدا کرد . که از آن میگذریم . )


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 بنام خدا
عشق فرمان سروش و خسارتهای دائمی م
ماجرای سروش و ماشین
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:درست مانند همه افرادی که در سنین نوجوانی و جوانی هستند و علاقه خاصی به رانندگی و سرعت و بقول قدیمی ها " عشق فرمان " دارند ؛ سروش – تنها پسرم نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست .

با هزار لطائف الحیلی ماشین شخصی ما را تقریبا به آهن قراضه ای تبدیل کرده است . شاید بیش از 20 بار در طول این دو سال بنوعی تصادف کرده است که البته بلطف خدا آنقدر شدید نبوده که خسارتهای عمده ببار بیاورد و یا احیانا تصادف منجر به جرح شده باشه . ولی بسیار کم شنو و بنوعی دارای عدم پذیرش در قبول بد رانندگی خود میباشد . دهها بار نسبت به نوع رانندگی بد بوی تذکر دادم و دادند اما او علیرغم اینهمه خیرخواهی کمتر متوجه قضیه میشود.

انتظار من این بود که لااقل مراعات جیب خانواده را کرده و مهمتر اینکه با پذیرش نصایح مشفقانه خدای ناکرده باعث خسارت های بد نشود.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنانی  را    که  دوست   دارم    دل شان  را  بوییده ام ... از  رهنمونی  بو غفلت مورزید  راه  درست مینماید !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:
... هر کس تو زندگیش عشقی داره ؛
حاضره جانش را برایش بده ؛
حاضر نیست نازکتر از گل بهش بگن ...
عشق من هم آقام حسین بن علی (ع) است ...


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

اوج نشاط من در سوم شعبان فقط همینه که ...
وقتی خودم را میبرم در دل تاریخ و در خانه گلین حضرت مادر فاطمه (س) و مولای مظلومم علی (ع) ...
خودم را با چشمان اشکبار از شوق می بینم ...
که پیغمبر(ص) و مولای مظلوم (ع) و بخصوص خود مادر مظلومه ما ...
لبخند شادی بر لبانش برای اندک زمانهایی از عمر همچو گل کوتاهش نشست ...
و همین لبخند حضرت مادر دل محمود را خنک میکند ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:چگونه از این حال میتوانم سخن گفت؟ با كلمات كه دلالان آلوده این بازارند و وسایل نقلیه ای كه میان تولید و مصرف درآمد و شدند؟ محمود زارعجز این قاصدان گنگ ، چاره ای ندارم!

     امروز را دستم بقلم نمیرود. پنجه هام بحال خود نیستند. بفرمان  من نیستند، بیهوده میكوشم آرامشان كنم، رامشان كنم، یكباره چنان غافلگیر شده اند كه هنوز گیجند، هنوز هم گیجم! نمیتوانم ساعت ها خودم را پشت میز كارم بنشانم و هی بگویم بنویس، كلمات چنان شتابزده و سراسیمه در فضای خیالم چرخ میزنند، شنا میكنند برقص آمده اند كه هیچكدام دم بدست نمیدهند. گریبان هیچكدام از صبح تا حال كه شش بعداز ظهر است بچنگم نیامده است. حالا میفهمم كه چرا شمس تبریزی عمری بی تابی میكرد و یك جمله حرف نتوانست بزند، یك بیت شعر نتوانست بسراید. نمیشود، برای گفتن ، نوشتن و سرودن باید در سطح مولوی ماند، اگر به مرز شمس تبریزی قدم گذاشتی دیگر در اختیار خود نیستی ( عجب ادعائی ؟! )

     تا بحال حرف زدن زبان را می شنیدم، حرف زدن زبان را و قلم را میخواندم، حرف زدن اندیشیدن را، حرف زدن خیال را و حرف زدن تپش های دل را، حرف زدن بیتابیهای دردناك روح را، حرف زدن سكوت را می فهمیدم، ببین كه چند زبان میدانم، با چند زبان حرف میزنم! من میدانم كه چه حرفهایی را با چه زبانی باید زد، من میدانم كه هر یك از این زبانها برای گفتن چه حرفهائی است، حرفهائی كه مخاطب نیز نامحرم است! این چگونه حرفهائی است؟ این چگونه مخاطبی است؟ آدمها بر چهارگونه اند، یعنی بر هزارگونه اند ما با همین چهارگونه آدم سروكار داریم:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... زیاده نشر نکرده و در همان لفافه بجهت مراعات اخلاق میگوئیم که یک زمانی یکی در ایامی خاص که داشتیم باشکال مختلف عرض خود میبرد و زحمت ما میداشت ... !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (عشق)

عاقبت روزی در تنهایی ای که دست داد سر صحبت با وی باز کردم و کم کمک موضوع را بدینجا کشاندم که چرا ... که چرا چنین ...؟!
بعد از سخنانی چند که گفت دریافتم رنج حسادت علیرغم میل باطنش عذابش میکند و از طرفی هم قدرت کنترل خویش نه داشته و نه قصد جدی در رفع اخلاق رذیله دارد...

عجب کردم که خودش هم خیلی بهتر از من در مذمت رذائل اخلاقی داد سخن داد و بخصوص از این رذیله - حسد - بیشتر از همه گفت و در رفع آن هم راههایی از کیمیای سعادت را بر شمرد و خلاصه خیرخواهی زبانی خویش را بحد وافری برخ کشید !

ساکت بودم و مشغول دو کار بیشتر گوش میدادم و گاه نیز پاس ضمیرش میداشتم ... متوجه شدم که گلایه ای از حضرت باری در باطنش دارد اما نمیگوید اما هر بار که از رذائل میگفت بخصوص از حسادت , بی اختیار و حتی بی تفطّن , پرده ای از باطن خویش بر من میگشاد ! نیک دریافتم که حدسم درست بود !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:در گذشته در ایام عید و قبل از آن دکانهای شیرینی ، آجیل ، کفاشی ، کلاهدوزی و گیوه فروشی و ماهی فروشی و سبزی فروشی رونق بسزا گرفته ناهار بازارشان ( رواج ) شروع می گردید و کسبه و پیشه وران دیگری نیز بودند که بدور کوچه ها و گذرها براه افتاده ، ورود بهار را شدت می دادند. از جمله نعنا ترخونی ها که با لارک های چوبی پونه وحشی های پرعطر و بوی ترخونهای پاکوتاه و تربچه نقلی های آب زده خود داد:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
آی گل پونه
نعنـــا پونه
نوبر بهاره گل پونه
تربچه نقلیه نعنا و ترخون

سر می دادند .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:خدایا ... در این شب‌های نزدیک به عید سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش و حسرت خرید لباس عید رو بّر دلِ هیچ کودکی در سرزمینم هم نگذار... آمین...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... دلم سوخت یاد دوران کودکی خودم افتادم و رنج پدر و مادر هایی را که در عید شرمنده فرزندان خود میشوند را من با تمام وجودم حس میکنم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آبگینه ساری:آقای محمدرضا زارع که وبگاهی بهمین نام دارد مطلبی را از آیت الله جوادی آملی در محمدرضا زارعبخش نظرات یکی از پستهای آبگینه برای من فرستاد که بجهت اهمیت آن عینا آنرا در این جا درج میکنم و از ایشان هم متشکرم . راستش مادر و پدر بزرگوارم بجهت علاقه ای که بمادرشان مرحومه صغری رنجبر تیلکی که از زنان فوق العاده متدین و علاقمند به اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین بودند خیلی دوست داشتند که اسامی را بترتیب 1- احمد ( نام پدرم ) 2- محمود ( نام خودم ) 3- محمد 4 - ابوالقاسم ( که نام برادر کوچکتر مان هست , بگیریم اما بدلیل آنکه نام دوتا از عموهای ما محمد بود ( عوض محمد ) و محمد زارع لذا محمد در بین خانواده پدرم نبود اما ابوالقاسم بتوصیه مادر بزرگ مادری مان مرحومه فاطمه صغری رنجبر تیلکی روی نام برادر کوچکمان مسمی شد. اینجا هم کنیه ابوالقاسم را آقای محمدرضا زارع بنقل از آیت الله جوادی آملی آورد که هم بهمین مناسبت و هم بدلیل اهمیت موضوع برای شیعیان می آورم . راستش یکی از افتخارات شخص من به نام مرحوم پدرم که همنام پیامبر رحمت ( احمد در آسمانها و کتب قبلی پیامبران ) میباشد. خداوند جمیع رفتگان را غریق رحمت فرماید و شایسته بود که در آستانه این سال نو یادی هم از گذشتگان شود.محمود زارع

توضیح : بدلیل مشکلاتی که گویا هیچوقت رفع نمیشود ( در بلاگفا ) چندین بار این مطلب را پست کردم اما هربار مشکلی بیان داشت مجبور شدم این مطلب را که آقای محمدرضا زارع در بلاگفا نظر داد به اینجا منتقل کنم و از ایشان و تمام وستانم تقاضا میکنم که برای تنبیه بلاگفا و برای تفهمیم مدیرش جهت پاسداشت حقوق کاربران بلاگفا را ترک و به میهن بلاگ بیایند که اتفاقا از هر جهت کاملتر و رو برشدتر میباشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پراکنده نوشته هایم را در مورد موضوعات مختلف که بصورت کوتاه بوده جمع آوری نموده و در اینجا تحت عنوان " دقائق قلم " آورده باشد که مفید واقع شود. غالب این مطالب بصورت باصطلاح خودجوش و لحظاتی بود که پر بود از نوشتن برای من !

اولین بار که خواستم در پرشین بلاگ یک بلاگ برای خود درست کنم و نامش را هم مازندران سبز زرد گذاشته بودم این مطلب زیر بوده است که نوشته بودم و بعنوان اولین مطلب ارسالی در وبلاگ قرار دادم که برای تجدید خاطره عینا مطلب مربوطه را در این بخش قرار میدهم . ( محمود زارع )

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

بنام خداوند جان و خرد

مازندران ! سبز زرد!!!

     سرزمین نیاکان من!

         هماره آباء و اجدادمان را در دامان سبزت

                            پروراندی به مهر!

                                 و اینک ، آرام و خاموش،

                                            در گاهواره آسایشت!

                                                   آرامیده اند به سکوت!!!

                                                          پهندشت پر مهر سبز !

                                                             همه عطایای خداوندیت را

                                                                            چه ساده و بزرگوار

                                                                                         بی هیچ خستی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... مدتی قبل در ارتباط با یک کار اقتصادی مقادیر متنابعی پول بشرکت ما رسید که تا قبل از ورود این خدای بسیاری از انسانها , اوضاع عادی بوده و رفاقتها بجا و همه ادعای دوستی و برادری میکردند .
بمحض آنکه این شاخص یا فاکتور و یا بهتر بگویم - همان خدای بسیاری از آدمیان که نمیدانم از کدام کتاب منقول از حضرت امیر میکنند که بعد از من مشکل گشا پول است و بس - وارد ماجرا شد ؛ طمع , آز , حرص , و بسیاری از صفات زشت  رذیله و مذموم انسانی که در شرائط عادی و در عدم حضور آن این آقایان و خانمها همانند معلمین اخلاق داد سخن از ارزشها میدادند و در نکوهش بدیها و خصلت های بد موعظه ها میکردند , نیز آرام آرام و گاها تندو سریع وارد ماجرا شد و الآن همان ادعاهای دوستی تبدیل به دشمنی آنهم در ناجوانمردانه ترین شکل خود بدل شده است .
خدا را گواه میگیرم که خود این پول بماهو پول خواص و خاصیتهایی دارد که نمیتوان از آن گذشت ,


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ارتباط با بزرگان :
 از پراکنده نوشته های توصیه آمیز پدر بما
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بدبخت و کم ظرفیت و بی شخصیت و کم مایه کسی است که اگر با بزرگی بتصادف یا از سر بختیاری و یا همه لطف خدای متعال , روبرو و آن بزرگ عنایتی داشت و مهر و لطف بتو نشان داد , ابلیس درونت شخصیت وی را بسبب همین آشنایی(ولو مختصر) اندک و خرد مینمایاند و تصور میکنی که حالا این مخاطب چندان هم شخصیت نیست ! و در ذهن خویش با او همانند باقی مخاطبین و مرتبطین معامله میکنیم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شعری از پسردایی گرامی حجه الاسلام والمسلمین شیخ قدمعلی رنجبر درخصوص اربعین آقا سیدالشهداء ابا عبدالله الحسین
شیخ قدمعلی رنجبر درخصوص اربعین
چو می دیدم دلم امشب غمین است
بگفتندم که امشب اربعین است

چهل شب ماجرای نینوایی
بثبت و ضبط دادار امین است


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:« مردم خانه هایشان را همیشه تمیز نگه میدارند ... مردم در چیزهایی که بدان تعلق مالکیتی دارند با جان هم مایه میگذارند . در حفظ منابع آب , خاک , محیط زیست و ... چنین حسی عملا نه شعاری باید تقویت و نهادینه شود »
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
... روزی بر حسب تصادف خبرنگاری از من پرسید که :
« بنظر شما چرا مردم در خیابان , جنگل , پارکها و ... آشغال میریزند؟! یعنی بنظر شما علت اصلی چیست ؟»
گفتم : مردم در مکانی که مال خودشان است نه تنها آشغال نمی ریزند بلکه سعی وافری در تمیزی و نظافت آن هم دارند !
گفت : ولی این نظر شما با آنچه که واقع میشود مخالفه !
گفتم : خیر ! مخالف نیست !
کمی تعجب کرد و گفت : شما به همین گوشه کانیو کنار چهارراه نگاه کنید آت و آشغل زیادی ریخته شده در حالی که دو متر اونورتر سطل آشغال نصب شده ؟!
گفتم : بله آشغاال هست و بیشتر از آن هم !
گفت : خوب پس علت چیست؟!
گفتم : قبلا جواب دادم که مردم در مکانی که مال خودشان است آشغال نمی ریزند !
با لختی تامل گفت : یعنی شما میگویید که این مکانها مال مردم نیست ؟!
گفتم : هست !
خندید و گفت : مثل اینکه شما اهل  شوخی هستید !... پاسخهای شما متناقضه !
گفتم : گفتم شوخی نکردم ؛ شما متوجه نشدید من چه گفتم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:توضیح : دلنوشته ای بود از دفتر گفتگوهای تنهایی پدر که بیشتر در جوانی مینوشتن من قرصتی پیدا کردم تا از نزدیک بیشتر به نوشته ها و تفکراتشان آشنا بشوم . این متن آنقدر بر من اثر گذاشت و برایم جالب بود که تنها طبق معمول برای مختصر کردن آن قسمتهایی را از آن انتخاب و در این پست منتشر میکنم . عنوانش در دفتر ایشان چیز دیگری بود اما من ترجیح میدهم این مقدار را " بازی زندگی " بگذارم یا هر عنوانی که شما بدهید مهم نیست . امیدوارم برای دوستان مخاطب هم مفید قرار بگیرد ( میترا )
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
...  وقتی احساس می كنی  كه نگاهی جدا از نگاه دیگران به زندگی داری اما مجبور می شوی یا خود را مجبور می كنی كه مانند همگان زندگی كنی ، این كاری است بسیار مشكل .این نحوه زندگی در واقع نوعی غافلانه زندگی كردن است . یعنی تعمدآ غافلانه زیستن نه غفلتی از سر غفلت ! ...

... از جهاتی و از مناظر متفاوتی ما در غفلت هستیم و زندگی غافلانه ای داریم . یعنی غالب ما اینگونه ایم الا اندكی و یا جز در اندك زمانهایی! وقتی مانند ماهی غرق در دریائیم ، تصور هم نمی كنیم كه خشكی هم واقعیتی و یا كیفیتی است برای نفس كشیدن . فلذا چون در داخل زندگی هستیم و با فرمولهای آن مشغول و درگیریم ، پس غافلیم ...
... حقیقت این جهان آن است كه ، جهان لایه لایه بوده و دارای بطون زیادی است . اینكه از لایه ها و بطون این جهان و كلآ امورات آن و عالم  هستی با خبر باشیم ، ادعایی است گزاف و نادرست . لذا چون از لایه های پنهان از دید و منظر خویش بی خبریم ، پس غافلانه زندگی می كنیم .

... ما از عیوب و نقایص تمامی كارهایمان بدرستی با خبر نبوده و نیستم . و همین بزرگترین غفلت اغلب آدمیان است . پس آنچه دائر بر مدار زندگی غالب ما انسانهاست ،این است كه ما به اندازه فهم و دركمان از عالم، مشی و نحوه زندگی داریم.

 اگر بپذیریم كه زندگی ما در ارتباط تنگاتنگ و مستقیم با معلومات ماست، لامحاله می پذیریم كه در روابط مستقیم با مجهولات ما نیز هست .
یعنی این نیز درست است كه بگوئیم ما به اندازه ایی كه نمی دانیم زندگی می كنیم . چون اگر بالاتر از این معلومات فعلی ، بصیرتی داشتیم ، قطعآ نوع زندگی ما هم تغییر می كرد . این موضوع دیگر امری بدیهی است.

عنكبوت ار طبع عنقا داشتی
از لعابی خیمه كی افراشتی



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ضایعات بخش کشاورزی ، یا ؛ هدر دادن برکات خداوندی در مملکت اسلامی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:درست یادم هست که در زمان کودکی مادرمکرّمه ام ، خانم شفاهی؛ روزی خرده نانهایی را که من در حین مصرف آن بزمین ریخته بودم ؛ با حوصله ؛ سلام و صلوه جمع کرده و با احترام خاصی در ظرفی نهاده و جلوی مرغ و ماکیان حیاط ریخته بود و درهمانجا بمن یادآوری کرده بود که نان  برکت خداست ، تو نباید تحت هیچ شرایطی به آن بی احترامی کنی ؛ نباید طوری مصرف کنی که خرده ریزه آن بزمین بریزد ؛ مادرم بمن گفته بود : " اگر چنین کنی ؛ کفران نعمت خداوندی کردی و... لذا روزی خواهد رسید که آن رزّاق حکیم  در اجل مقرره ، دررزق و روزیت ؛ ضیق و تنگدستی نازل خواهد کرد! "  ما هم از آن تاریخ به بعد به نان بطور خاص و به دیگر محصولات کشاورزی ، بطورعام ، بدبده تکریم مینگریستیم و تا ...

آنکه امروزه روز؛ دیدیم و هستند افرادی که فرهنگ امثال مادرانمان را فرهنگی کهنه و قدیمی ؛ و عمل به آن را تنها باقتضای آن شرائط روا میدانستند ! غافل از آنکه زیربنای فرهنگ اصلح ؛ عقل و خرد و میانه روی است و بهمین اقتضاء عناصر بسیار قابل ملاحظه ای از همان فرهنگ دیرین را لزوما برای تعالی جمعی و فردی ؛ در جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی ، بایستی پاس داشت و هماره متذکر شد. فرهنگ دینی مصرف ؛ در آداب پیشینیان ما امروزه نیاز جدی و عقلائی و اقتصادی ؛ عصری است که در آنیم و لامحاله در آن وارد خواهیم شد... 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بابا محمود . جوانیتوضیح: متن گفتگویی با پدر در سالهای حدود یکدهه قبل درباره اینکه ( حقیقت دینداری چیست ) میباشد که ما در این پست بخشهایی از آن گفتگو را بشرح زیر در معرض نظر مخاطبان محترم قرار میدهیم. البته ایشون قول دادند که طی روزهای آینده گفتگویی دیگر در مجالی موسع با حضور میترا و چند نفر دیگر از دوستان که قصد برگزاری یک جلسه خاصی را در ادامه جلسه گاهگاهی قبلی داشتیم تشکیل داده تا چنانچه نظرات جدید و احیانا اصلاحی دارند را بیان تا ما هم آنرا منتشر نماییم. این پست بیشتر شخصی و برای اعضای جلسه خصوصی بوده ولی برای خلاصه متن اون روی پست قفل نگذاشتیم( ف.زارع )

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...
از زمانی که تقریبا مصادف بود با اواخر دوره ابتدایی از جمله اشتغالات ذهنی ام مانند اکثر نوجوانان این بود که بالاخره کی هستیم و از کجا آمده ایم و از بهر چه و به کجا میرویم و بخصوص موضوع فوق العاده چسبنده بهشت و جهنم ! که دست بدامان قصص شیرین مادر مذهبی می شدیم و باقی ماجرا.

منتها من این اشتغالات را همینجوری وا نگذاشته بودم و از هر اتفاقی که زیاد در پیرامون و با مرور زمان میگذشت در تکاپوی ذهنی بخشی از این پرسشها را مجددا در ذهن طرح و بدنبال پاسخی قانع کننده می گشتم و بعدها بهمین سبب بود که بی اندازه بمطالعه و کتاب و قلم و دفتر علاقمند شدم که باصطلاح بصورت افراطی حتی زندگی روزمره را هم وانهاده و مورد طعن و حتی گاهی خشم اطرافیان
از این علاقه مفرطی که البته مانع زندگی معمول و کسب و کار میشد ؛ واقع می شدم. عمویم میگفت همه دارند مال جمع میکنند و فلانی کتاب! و از این قبیل متلکهای البته لطیف تا طعن های بعضا سخیف آشنایان که ... بگذریم!

از میان همه مسائل مطروحه ... ؛ مسئله دین و دینداری برایم بی اندازه مهم و تعیین کننده بود. بعنوان مساله ؛ سوال ؛ پروژه یا هر چی
که میتوان نامید این موضوع را واقعا طرح و بدنبال درک درستی از ماهیت و حقیقت دین و دینداری بودم و تاکنون هم بر این سبیل البته بلطف خدای متعال هستم.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

https://telegram.me/zaresari
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:آهنگ بسیار دلنشین با متنی متین و اصیل  بنام " ننجان " که در ستایش از شان و مقام مادربزرگ و تقدیر از زحمات بیدریغ آنان توسط یکی از هنرمندان این خطه با آوایی خوش خوانده شده است که قطعا اغلب شما مخاطبین با شنیدن این نوا آنرا خواهید پسندید بخصوص اگر رگ و ریشه روستایی و بخصوص ییلاقی داشته باشید !

ننجان ( ننه جان )

متنی که در خوانش آمده با اصل خود ابیات شعری که شاعر محترم جناب آقای
احمد غفاری سروده کمی تفاوت دارد که یحتمل ضرورت صوتی خواننده اثر بجهت وزنی مختصر تغییری لامحاله می نمود ولی ما در این پست بدوا خود متن خوانش و بدنبال آن متن کامل سروده شاعر را نقل میکنیم .


دانلود در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

همه پیوندها