چشم به راه

وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ الآیة... (*) در همه قرآن هیچ آیت نیست در بیان فضیلت مصطفى (ص) تمامتر ازین آیت كه وى را خاص است، كس را در آن شركت نه.
محمد (ص)

ربّ العالمین دو عهد گرفت از خلق خویش، و دو پیمان ستد از ایشان:
یكى آنكه پیمان ستد از همه خلق بر خدایى و كردگارى خویش. چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُكَ مِنْ بَنِی آدَمَ الآیة.
دیگر آنكه: پیمان ستد از فریشتگان و پیغامبران بر نبوّت محمد (ص) و نصرت دادن وى، چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ ... و این غایت تشریف است و كمال تفضیل كه نامش با نام خویش بزرگ كرد، و قدرش با قدر خود برداشت.

پیش از وجود محمد (ص) بچندین هزار سال فرمان آمد كه: یا جبرئیل! من دوستى خواهم آفرید، نام وى محمد (ص) , ستوده و نواخته من، نام او قرین نام من، قدر او برداشته لطف من، طاعت داشت او طاعت من، قول او وحى من، اتّباع او دوستى من.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَذِینَ كَفَرُوا...
هم نواخت است و هم سیاست! هم كرامت و هم اهانت. مؤمنان را كرامت است و كافران را اهانت. دوستان را نواختست و دشمنان را سیاست.

محمد (ص)

میگوید: اى شما كه مؤمنان اید فرمان ما را گردن نهادگان، و دوستى ما را بجان و دل خواهان، چون كافران مباشید، و خوى ایشان مگیرید، و راه ایشان مروید!
ایشان بیگانگان اند و شما آشنایان، ایشان راندگان اند و شما خواندگان.
ایشان حزب شیطان اند و شیطان را مهمان: أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ أَلا إِنَ حِزْبَ الشَیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. شیطان ایشان را مى خواند تا بدوزخ كشد و بكام خود كند، إِنَما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَعِیرِ.
و شما كه مؤمنان اید حزب خدااید، و خدا را مهمان!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بدون شرح

حاتم طائی حسینی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گــــرد در و بــام دوســت پـــــرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بر بندند
الّا در دوست را که شب باز کنند


شب - ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... چند وقتست که سر بسوی آسمان نکردی و باغ سماوات را بتفرج دیده بصیرت بتماشا ننشستی ؟! ... چرا چنین توفیقی از تو سلب شده است ؟! ... چرا همانند چارپایان پوزه در خاک همی سائی و نای آن نداری که از جاذبه زمین بکنی و سودای سربالا پیدا کنی ؟! ... چه کرده ای با خود ؟!!

 « شب را با روز، مباحثه افتاد! روز سر کشید و گفت:
من از تو برترم! بهر زیارت احبابم، و عمارت اسبابم، نفقه ی زن و فرزندم، صدقه ی خویش و پیوندم، هنگام زراعتم، بازار بضاعتم، سفره ی من نور است، و ظلمت از من دور، خوان من، آسیاب است، قرص گرم من، آفتاب.
ای شب! تو رعیّتی، و من پادشاهم، تو ستاره ای، و من ماهم. ای شب! بلال حبشی کجا و سفیدرویان رومی کجا؟!

شب گفت: ای روز! بیش از این، دعوی کسی منما، تو را حریفان روز پرستیز، مرا سرمستان مکیده ی الستند، تو را غافلان دیر خبرند و مرا عاشقان اشک ریز؛ مشتری، تکمه ی کلاه من است، و مرّیخ، دربان من، ستاره ی زهره، با من است، و فلک، ایوان من.
ای روز! اگر تو را اشعه ی آفتاب، لباس شوشتری است، مرا نیز در بناگوش، دُرّ شاهوار مشتری است.
ای روز! اگر تو را به تفاخر بزرگواری میل است، مرا شهرت خطاب مستطاب «قم اللیل» است.
اصل جمله ی سعادت ها و رواج جمله ی عبادت ها در شب خیزی و اشک ریزی است.
شب خیزی کار مردان است، و اشک ریزی، شعار سالکان و خردمندان.»

روز گفت: ای شب! مرا صورتی چون ماه است، و تو را دلی سیاه. شب گفت: ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست؛ جامه ی کعبه سیاه است؛ حجرالاسود سیاه است؛ مداد العلماء افضل من دماء شهداء – که زینت ادباست – سیاه است؛ اطلس که زینت خطباست، سیاه است؛ سنگ محک که عزّت صرّافان است سیاه است؛ نرگس چشم که غارتگر سرمستان است، سیاه است؛ هلیله که دوای دردمندان است، سیاه است؛ زلف و ابرو که دل می رباید، سیاه است؛
ای روز! به خود آی، و بیش از این خود مستای. وای بر کسی که روز، سرمست سرور است، و سحر در خواب غرور! نمی داند که فردا از اصحاب قبور است، و عمر را به غفلت می گذراند! *

... کوچکتر که بودم سر بهوایی ام بیشتر بود ؛ در حیاط منزل بالای نپار ( نفار**) بچیدن ستاره های باغ سموات مشغول میشدم !

برای ستاره ها شناسنامه ای شفاهی ساخته بودم ؛ نام پرنورترینش را محمود گذاشته و هماره در هر شب خط سیرش را می پاییدم ... شب غم و تنهایی دوران کودکی ام شبی بود که ابرهای شوربختی در آسمان جولان میدادند و ستاره ام را گم میکردم و ... آنقدر مشتاق چشمکش میشدم که با حرکت موج وار دستهای کوچولو سعی میکردم تا این ابرهای فراق را کنار بزنم بلکه تا روی ماه ستاره محمود را می دیدم ! ...

گاه با برادرم بر سر مالکیت ستاره های منیر , دعوی جدی ام در میگرفت ...
استدلال در پی استدلال که ؛ ...
من بزرگترم ! ... اول من آنرا دیدم و هر که اول دید ... که امان از اول ها ... ؛ که ؛
عشق اول کی ز دل بیرون شود ؟!! ...

تو کوچکتری و ستاره ات هم همان کوچکتره ... !

اصلا می دونی چیه ؟! ... من اسممو , خدا تو قرآن آورده , تو که اسمت تو کتاب خدا نیست که ... ؟!
... و بهمین سبب بود که پرویز چالشی بزرگ پیدا کرده بود و بمحض آنکه آخوندی را پدر در منزل - در ماههای محرم و رمضان برای برگزاری مراسم حسینی و ... دعوت میکرد - از سوالهای مکرر پرویز همین بود که ؛ معنی اسمش چیه ؟! آیا اسمش توی کتاب خدا هست یا نیست ؟! ... من گاه از روی شیطنت یواشکی باو میگفتم : حالا نگران نباش ؛ اگر اسمت توی کتاب خدا نیست حتما توی کتاب شیطان اومد ...! ...

این ماجرای کتاب شیطان هم برای من خاطره ای دارد ! پدر هر وقت حرف یا کار بدی را از کسی می شنید یا می دید با ناراحتی و از روی تعجب میگفت : این حرف ( یا این کار ) توی کتاب شیطان هم نیست ! یعنی از بس ناشایست هست حتی در کتاب شیطان هم ثبت نیست و بفکر شیطان هم نمی رسید که چنین کاری بکند ! ... راستش من آنموقع های کودکی فکر میکردم که شیطان هم کتاب دارد !!! ... بعدها فهمیدم که شیطان کتاب ندارد ولی کتاب نانوشته ای البته دارد ... من بعدها که بنوشتن علاقمند شدم بارها قصد کرده ام که کتاب شیطان را بنویسم ! اما نمی دانم چرا تاکنون نشد ! ... طرحی از آنرا در ذهن دارم و ... و یادتان باشد که چنین طرحی را خودم در سالهای نوجوانی - شاید برای اولین بار - در ذهن داشتم ! این را اینجا مجددا یادآور شده و نوشتم بعدا پرویز مدعی نشود و کتابش را ننویسد! بیچاره طفلکی پرویز ... 

بار استدلال ( بلکه جدال ) با پرویز ( برادرم ) میکردم که مگه نمی دونی من زیباترم ... ! تو مگه نشنیدی دیروز , امّ لیلا , گفتش:
 اوه خدا ! این بچّه چقدر قشنگه ... میخواست فرشته بشه اشتباهی آدم شد !! ... و
خاله جان دعاهایی خواند و پف کرد دور سرم و ... باز با مامان دعوا کرد که چرا همش واسه من ؛ اسپند دود نمیکنه... ! اونطرفتر آبجی هم که از دست شیطنت های پرویز دل پری داشت به پرویز گفت : ... واسه تو کاه هم دود نمیکنند ... !
آره خاله گفتش اوندفعه که من مریض شدم واسه این بودش که مردم چشم زخم زدند ... گفتش دیگه منو با خودش نبره بحموم عمومی ... ! گفتش ... گفتش ... و داد پرویز در اومد ... مامان ! مامان ! ... محمود رو ببین ... !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چو ما را به دنیا تو کردی عزیز
به عقبی همین چشم داریم نیز
عزت همه از آن خداست
عزیزی و خواری تو بخشی و بس
عزیز تو خواری نبیند ز کس
خدایا بعزت که خوارم مکن
به ذل گنه شرمسارم مکن
مسلط مکن چون منی بر سرم


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هیهات من الذله

امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسول
 بیشتر جز مر ستوران را نمانند، ای رسول

گر نگشته ستند فتنه بر جهان از دین حق
 چون جهانند و طلب گار جهانند، ای رسول؟
از قوی عهدی که کردی بر همه روز غدیر
چون خر از نشتر جهانند و رمانند، ای رسول

سود دنیا را همی جویند و نندیشند هیچ    
گرچه از دین و شریعت بر زیانند، ای رسول
چون زمان داده است تا محشر خدای ابلیس را    
جمله قومش بر امید آن زمانند، ای رسول

زانکه خان دوستی دیو شد دل شان همه    
دشمنان اهل بیت و خاندانند، ای رسول


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

مردى در محضر امام حسین (ع) گفت:

محبت   و   احسان   به نا اهل  بهدر   رود  !

حضرت امام حسین (ع)  فرمود:

چنین  نیست ، نیكى  همانند  باران  است  كه  بر  نیك  و  بد  می بارد 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام حسین (علیه‌ السلام):
إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیْكُم مِنْ نِعَمِ اللهِ عَلَیْكُمْ فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ.
نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
"بحار الأنوار، ج 74، ص 205"


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: ماه میلاد سه پرچم دار عشق , دلبر و دلداده عشق , ماه میلاد سه ماه عالمین امام حسین و امام سجاد و عباس علیهم السلام , را  به امام زمان عجل الله تعالی فرجه و شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض  می نمائیم.
امام حسین (ع)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام حسین علیه السلام

درختان را دوست دارم که به احترام تو قیام کرده اند

و آب را که مهر مادر توست . . .
خون تو شرف را سرخ گون کرده است
شفق ، آینه دار نجابتت ،
و فلق ، محرابی ، که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای
در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است , هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم , در حضیض هم می توان عزیز بود ,  از گودال بپرس
شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد
هر چه در سوی تو ، حسینی شد
دیگر سو یزیدی
که برخی یزیدی و گرنه حسینی اند
خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هر چیز را در کائنات به دو پاره کرد در رنگ !
اینک هر چیز یا سرخ است یا حسینی نیست
آه ، ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر کرد که ؛
مردنی چنان غبطه بزرگ زندگانی شد
خونت با خون بهایت ، حقیقت در یک تراز ایستاد
و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
- که جهان با دروغ می پاشد –
و خون تو امضای راستی است
تو را باید در راستی دید ....................


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خدا
آن یکی آمد درِ یاری بزد
گفت یارش کیستی ای معتمد

گفت من، گفتش برو هنگام نیست
بر چنین خوانی مقام خام نیست

چون توئیّ تو هنوز از تو نرفت
سوختن باید ترا در نار تفت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فـــــرمود رسول قادر لــم یزلــــی
در شأن وصیّ خویش با صوت جلی
افضــــل بُـــــوَد از طاعــــت كلّ ثقلیــن
یك ضــــربت روز خنــــدق از دست علی

ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ما به محبان علـی و عمر
هیچ نگوئیم زخیر و زشر
حشر محبان علی با علـی
حشر غلامان عمر با عمر

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
*
گر بند لسانی گسلد از بندش
معدوم شود وجود حاجتمندش
باید که ز مشرق دلش سر نزند
جز مهر علی و یازده فرزندش


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حقّ تعالی چون اصنافِ موجودات میآفرید، از دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ، وساط گوناگون در هر مقام بر کار کرد.

یاد خدا آرام بخش دلها
چون کار به خلقتِ آدم رسید گفت: " انی خالق بشراً من طین " خانه آب و گل آدم من میسازم.
جمعی را مشتبه شد گفتند خلق السماوات و الارض نه همه تو ساخته ای؟
گفت: اینجا اختصاصی دیگر هست که اگر آنها به اشارت " کن" آفریدم که: " اِنَّما قولنا لشیء اذا اردناهُ ان نقول له کن فیکون " این را به خودی خود میسازم بیواسطه که در و گنج معرفت تعبیه خواهم کرد.

پس جبرئیل را بفرمود که برو از روی زمین یک مشت خاک بردار و بیاور.
جبرئیل علیهالسلام برفت، خواست که یک مشت خاک بردارد.
خاک گفت: ای جبرئیل، چه میکنی؟
گفت: تو را به حضرت میبرم که از تو خلیفتی میآفریند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

انسان جدید پس از عید فطر، همه‌ی انسان‌ها را دوست می‌دارد حتی منحرفان را و برای درمان آن‌ها می‌کوشد آن‌چنان که فرزندان بیمار خود را درمان می‌کند.
امام موسی صدر

هنگامی که ماه رمضان و روز عید به روزمرگی و عادت تبدیل می‌شود، طبیعی است که از مظاهر زندگی عادی تجاوز نمی‌کند و در ظرف زمانیِ محدودِ خود متوقف می‌شود.اما ماه رمضانی که از ارکان اسلام است و عید فطری که از اعیاد اسلامی است، خصوصیاتی کاملا متفاوت دارد. رفتارهای سطحی و رسوم و عادت‌ها را درمی‌نوردد و از محدوده‌ی زمانی خارج می‌شود. با این اوصاف متوجه می‌شویم که هدف این عبادات پس از عید است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در وصف مصطفى (ص) گفته ‏اند كه: اللَّه با وى دو كرامت كرد كه با هیچ كس از فرزند آدم نكرد:

وصف حضرت مصطفی (ص)

یكى آنست كه بزرگ همت بود.
دیگر آنكه متواضع بود.

علو همت وى بدان جاى بود كه در خبر است كه: « ما مدّ یده الى طمع قط »، و
در تواضع چنان بود كه گفت: « لو دعیت الى كراع لأجبت، و لو أهدى الىّ ذراع لقبلت».

چون با خود نگرستى از همه ضعیفان خود را ضعیف‏تر دانستى از متواضعى كه بود.
ازینجا گفتى: لا تفضّلونى على یونس بن متى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الایة

زینت های حلال الهی

زینت زبان ذكر است، و زینت دل فكر است.

هر چیزى را آرایشى است، و
آرایش نفس در حسن معاملت است بنعت مجاهدت، و
آرایش دل دوام مواصلت است بوقت مشاهدت، و
آرایش سر حقایق قربت است در میدان معاینت.
و
آنچه رب العزة گفت: مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ
اشارتست كه این زینت ها و آرایشها دریغ نیست از طالبان، و
ممنوع نیست از حاضر دلان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یا سلام
مُهر مِهر

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: ... گفت تو اینجا بایست و بآنان هم فرمود آنطرفِ آنطرفتر بایستید ...
گفت این هلالی را بگیر و در نور بزن نه بر نار آتشین ...
هر کس که از اینطرف آمد و قصد کرد از این مدخل وارد شود، این داغ را بر دل  و این مُهر را بر پیشانیش بزن !

عده ای از آنطرفتر رفتند ...
آنانکه از آنطرفتر رفتند ؛ داغی بر سیمایشان زدند ...
این داغ بر سیمایشان را هم اینانی که داغ زدند؛ نشان شناسایی شان در زمان تراشیدن و توزین کردن،کرده اند و ... آنجا میشناسندشان ...
خیلی ها هم نه این طرفی بودند و نه آنطرفتری؛ بلکه آنطرف رفتند ...
اینان نیز نشانی خواهند گرفت ...

داغ بر دلِ من نهاده شد و مُهر مِهری بر پیشانیم که از نور بود نه از نار ؛ که کنون بگویم اختیار را از خویش سلب کرده ام ؟!!
لیک انسان ظلوم و جهولی ام گُل کرده بود ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ إِنْ یَمْسَسْكَ اللَهُ بِضُرٍ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَا هُوَ چنان كه در آفرینش ضر یگانه و یكتا است، در دفع ضرّ هم یكتا است و بیهمتا .

خدا زده را فقط خدا تواند دوا کند

اگر عالمیان بهم آیند، و جن و انس دست در هم دهند،
تا دردى كه نیست پدید كنند نتوانند، یا دردى كه هست بردارند بى خواست اللَه راه بدان نبرند .

درد و دارو را منهل یكى دان،
نعمت و محنت را منبع یكى شناس، كفر و ایمان را مطلع یكى بین،
در دایره جمع یك رنگ، در منازل تفرقت رنگارنگ، اینست كه آن جوانمرد اندر نظم گفت:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قُلْ أَ غَیْرَ اللَهِ أَتَخِذُ وَلِیًا

ولی فقط خالق آسمانها و زمین است

پس از آنكه آفتاب عنایت و رعایت از درگاه جلال و عزت بر ما تافت، و بى ما كار ما در دو جهان بساخت، و بمهر سرمدى دل ما بیفروخت، و بزیور انس بیاراست، و این تشریف داد كه در صدر قبول گهى مهد ناز ما ، گهى قبضه صفت بحكم عنایت بیان صیقل آئینه دل ما مى كند كه :

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ

گهى مستوفى دیوان ازل و ابد حوالت قبول و ردّ خلق با درگاه ما میكند كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... در آن سفر - ( ! ) که رویا نبود و در بیداری محض که همه پیرامونم کور بودند و من در طفولیتی پاک که در آغوش مهر سراسر سبزپوش رحمه للعالمین علیه السلام والسلام بودم و ... محو تماشای لبخند ملیحش که رزولوشن تصویر آن لحظه حتی با گذشت نزدیک به نیم قرن در ضمیرم کاستی نگرفته و همچنان پاک و صاف ناظر آنم ...  بعدها که اهل سفرم نمودند و مامور سفرهای زیاد و خواستنی ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
... با شیخی که فریفته نور بود و در پی روشنایی ... ملاقاتی دست داد ... داشت با همزادش بحث حربا و خفاش را طرح میکرد . رساله ای مینوشت نامش " لغت موران " که بحث حربا و خفاش یعنی ... آفتاب پرست و خفاش که یکی منتظر آفتاب هست تا متحرک شود و آن دیگری منتظر تاریکی است - خفاش - تا راه بیفتد ...
... گفتمش در عالمی این می پوییدم که حکایت نور و ظلمت در کتاب مبین آمده بود و بگوشم ترنم فرموده بودند ... 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:چندی قبل چند نکته ای در چند جلسه در باب شروح قرآنی نگاشته بودیم بسیار مختصر و موجز و از صفات «رحمن» و «رحیم» که یکی در دنیا و آن دیگری در آخرت ؛ یکی شامل همه و دیگری شامل مومنین و امثال این مباحث توضیحاتی را دادیم که برای دوستانی سوالاتی ایجاد شده بود که البته تا آنجا که مقدور بود و بخصوص بضاعتی اندک برای آنان نکاتی را متذکر شدیم اما در یک نکته همه مشترک بودند و آنهم موضوع  مربوط به صفات رحمن و رحیم که به نحو بین دنیا و آخرت مقید میباشد .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
هر چند که این بنده هم همانند شما مدام میگردم و جستجو میکنم و خویش چون شما میجویم و بدعا و بتمنا میخواهم که بدانم ولی بقدر وسع و استعداد ؛ خداوند برکات خویش نازل فرموده و میفرماید و تنها اینقدر  حاصل شد که ما آنرا در ضمن بیان روایتی بشرح زیر بسمع و نظر دوستان پرسان میرسانیم و تنها طلب دعای خیر بر استغفار خویش داریم از درگاه آن یگانه غفار و خوش بحال شما و خوشا بحال شما با قلب صافی که نصیب شما گردانید و شما آنرا با کینه و انزجار سیاه ننموده و همین پی جویی در دانستن مبین این امر مهم میباشد و اما آن توضیح در مقام پاسخ را بعرض برسانیم در هفت شهر عشق آمده که ؛


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نگاهی به کلام وحی
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:کرارا بدوستان خویش گفته ام که قرآن را دوست دارم. بدان صادقانه عشق میورزم و اینرا هم از لطف صاحب قرآن میدانم و حتی اگر مسلمان نیز نمیبودم . بطور قطع و یقین چنین حالتی را می داشتم ( اینرا صادقانه و از سر شوق و ذوق عرض کردم و گرنه نیازی به اخذ تایید از جایی مثلا حکومت و دارالعلم و شاید دارال... ندارم ...! )
     توصیه میکنم که بخصوص اهل بصیرت , آیات آخر سوره مبارکه حشر را لااقل هر از چندگاهی ملاحظه کنید ؛ حال نمی کنید که میخوانید :


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

  


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الله نورالسموات والارض
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:خلاصه و بخشهای از جلسه هفدهم گاهگاهی در جمع دوستان و آشنایان با حضور پدر , که بجز توضیحات مقدماتی در ادامه مسیر مباحث جلسات قبلی ؛ در این جلسه اکثر وقت آن به توضیح تعدادی از واژه های محوری مورد استفاده و استناد در مباحث قبلی و همچنین پاسخ به سوال تعدادی از حاضرین درباره مطالب جلسه قبلی گذشت را در اینجا منتشر میکنیم . البته کل مباحث این جلسه در دست وبرایش و تنظیم میباشد که در صورت موافقت پدر آنرا در همین وبلاگ قرار خواهیم داد . قسمتهای حذف شده با سه نقطه ( ... ) مشخص شده است . شاید حتما هم همینطور هست که این حذفیات در متن موجب نقائصی در متن میشود که قول داده ایم کل مطلب را در آتیه در همین وبلاگ منتشر خواهیم کرد . ( فاطمه زارع )
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

مطرح فرمودند درباره اینکه چگونه عالم وحدت بکثرت می آید و شما قبلا بحث خال ربوبیت را مطرح کرده و کلی گذر کردید ...
آنجا جمله عین القضات همدانی را نقل کرده بودم که گفت " خال ربوبیت در چهره عبودیت است ". ربوبیت یک ثابت سرمدی و یا ازلی است و باصطلاح اهل دل , هو هو میباشد .خال را هم نقطه آغازفرض کنید و حرکت از آن ثابت سرمدی و موقع ازلی به عالم هم بمعنی گسترش و انبساط است ... ربوبیت در مقام و موقعیت وحدت , وحدت محض و وحدت صرف هست . و هیچ تکثر و دوگانگی در این ساحت یعنی در ربوبیت راه ندارد . ولی گویا میخواهید روشن شود که حالا کثرت از کجا و چگونه شروع میشود ؟! مقام ربوبی وحدت محض است که حتی با ذهن تجریدی هم نمیتوان خیلی بدان مقام نزدیک شد . حال اگر این مقام یعنی ربوبیت یعنی وحدت اگر بخواهد تجلی پیدا کند و برای ما قابل مشاهده و روئیت باشد , راهی که باید طی شود و در واقع راهی که طی شده است چیست و چگونه بوده است ؟! اینجا باید یک حلقه واسطی باشد که از یکطرف به عالم ربوبی راه داشته باشد و از طرفی بعالم ما و خود ما ربط داشته باشد . حال چه موجودی میتواند چنین شآنی و چنین نقشی را داشته باشد ؟!   


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها