چشم به راه

ملکشاه سلجوقی زمانی بشکار رفته بود . در مسیر ؛ همراهانش در روستایی ماده گاوی را ذبح و کباب کرده و خوردند ! آن ماده گاو از پیرزنی بود که با سه نفر یتیم و بی سرپرست پدر , معیشت شان با شیر همان گاو بود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

چون پیرزن از این واقعه خبردار شد بسیار ناراحت شد و بحال نزاری افتاد. این زن صبحگاه بر سر پل زنده رود رفت و بنشست . بامداد که ملکشاه بدانجا رسید زن برخاست و گفت:

ای پسر آلب ارسلان اگر بر سر پل زنده رود داد من ندهی ؛ به جلال ذوالجلال که ترا بر سر پل صراط باز دارم و داد خویش از تو که فعلا حاکمی بستانم که در آنروز محکومی ! اکنون که فرصت داری جبران کن و اختیار داری که این سر پل باشد یا آن سر پل !!!

ملکشاه که حاکمیت آنقدر بی توجه به درد مردم نکرده بود که نسبت به دادخواهی مردم بی نام و نشان ببهانه اینکه عدالتخانه و مامور و مسئول دایر کرده و مستقیما باو مربوط نیست؛ واکنشی نشان ندهد ؛ از هیبت سخن آن زن با بیم و خشیت از مرکب پیاده شد و گفت :

من - و نه هیچکس دیگر - طاقت بازخواست آن سر پل را نداریم و این سر پل را اختیار میکنم.

زن گفت : کارکنان و ماموران حکومتت با سوء استفاده از موقعیت خویش , چارپای مرا که وسیله معیشت من بود سرقت و کباب کردند و خوردند ! و این در واقع ظلمی است که از تو صادر شده است زیرا که اگر سلطان از احوال رعیت باخبر شدی ؛ این صورتها هرگز رخ ننمودی و بمحض شک درخصوص ماموران خویش لابد از ممانعت میشدی !!

ملکشاه که استدلال آن زن را بسهولت قبول نموده بود فرمان داد که اولا کل مامورین آن حوزه و بخصوص سرداروغه را از مقام خلع و همه را مجازات علنی و تادیب بلیغ نمود و ثانیا امر کرد تا از خزانه هفتاد گاو در عوض به پیر رن بدهند و بخصوص دستور داد تا از کل خانواده آن زن دلجویی نموده بنحوی که قلبا رضایت پیدا کنند !  

بعد از وفات ملکشاه پیر زن روی بر خاک مالیده و گفت :
خداوندا ! پسر آلب ارسلان در حق من عدالت نمود و سخاوت کرد ؛ تو اکرم الاکرمینی هر گاه در حق او تفضل فرمایی دور نباشد !

در آن ایام یکی از عباد سلطان را بخواب دید و از حالش پرسید .
گفت : اگر شفاعت همین زن نبود , هرگز مرا خلاصی نبودی !!!

از خدا بترسید و از مردم و آه دل مردم , هم ... !
یا اولی الاباب !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
.
شرح و توضیحی لازم نیست که خود تصویر دنیایی حرف دارد ! اما متاسفم که باید عمل یک غیرمسلمان را بعنوان یک نمونه از رفتار درست اسلامی من بچه مسلمان در وبلاگم قرار دهم و مسئولین را امر به چنین معروف هایی بکنم ؟!!!...

«هرگز امتی پاك و مقدس شمرده نمی شود كه در آن نتوان حق ناتوان را بدون ترس و لكنت زبان، از قوی بگیرند»… (مولا علی علیه السلام)

حضرت در خطبة ۲۲۴ می‌فرمایند:
به خدا سوگند برادرم عقیل را دیدم که به شدت تهی دست شده بود و از من درخواست داشت تا یک مَنْ از گندم‏های بیت ‏المال را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی دارای موهای ژولیده و رنگشان تیره شده بودند، گویا با نیل رنگ شده بودند. پی در پی مرا می‌‏دید و درخواست خود را تکرار می‌‏کرد. چون به گفته‏ های او گوش دادم پنداشت که من دینم را به او می‌‏فروشم و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست برمی‏دارم. روزی آهنی را در آتش گذاخته و به بدنش نزدیک کردم تا او را بیازمایم، پس همانند انسان بیمار از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت و گرمی آن بسوزد. به او گفتم:‌ای عقیل! گریه‏ کنندگان بر تو بگریند، از حرارت آهنی می‌‏نالی که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته است؟ اما مرا به آتش دوزخی می‌‏خوانی که خدای جبّار با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچیزی می‌‏نالی و من ازحرارت آتش الهی ننالم. (نهج ‏البلاغه، خطبه ۲۲۴، ص ۴۶۰ ترجمه محمد دشتی…)

حضرت در خطبة ۱۵ می‌فرمایند:
به خدا سوگند بیت المال تارج شده را در هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز گردانم، گرچه، با آن ازدواج کرده یاکنیزانی خریده باشند، زیرا درعدالت، گشایشی برای عموم است و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت‌تر است.

در خطبه ۱۲۶ وقتی به ایشان توصیه کردند تا همانند دیگر زمامداران از بیت المال به دیگران و سران قریش و اشراف عرب ببخشد تا به او گرایش پیدا کنند فرمودند:
آیا به من دستور می‌دهید برای پیروزی خود از جور و ستم درباره امت اسلامی ‌که به آن‌ها ولایت دارم استفاده کنم، بخدا سوگند تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پی هم طلوع و غروب می‌کنند هرگز چنین کاری نخواهم کرد اگر این اموال از خودم بود به گونه‌ای مساوی در میان مردم تقسیم می‌کردم تا چه رسد که جزو اموال خداست، آگاه باشید بخشیدن مال به آن‌ها که استحقاق ندارند زیاده روی و اسراف است. ممکن است در میان مردم گرامی‌اش بدارند اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است. کسی مالش را در راهی که خدا اجازه نفرموده مصرف نکرد و به غیر اهل آن نپرداخت جز آنکه خدا او را از سپاس آنان محروم فرمود و دوستی آن‌ها را متوجه دیگری ساخت. پس اگر روزی بلغزد و محتاج کمک آنان گردد بد‌ترین رفیق و سرزنش کننده‌ ترین دوست خواهند بود.
..


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
.
معیار جوانمردى و فرومایگى انسان در نظر رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم را بشنویم و اگر مدعی مسلمانی هستیم لااقل باحترام ادعای خودمان هم که شده توجه کنیم ... :
جوانمردان، كسانى هستند كه زنان را گرامى مى دارند و فرومایگان نسبت به آنان اهانت مى نمایند.
« ما اكرم النساء الا كریم و ما اهانهن الا لئیم


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از صفحه دوستان: حرف و حرف و حرف که تمام دردسرها از دهن هایی است که بیموقع باز میشوند !
معمولا کسانیکه نمیتوانند کاری بکنند , بیشتر حرف میزنند آنهم حرفهای دشمن کوب آتشین !
رگ گردن سرخ و متورم میکنند تا آنکه ناتوانی خویش در صحنه عمل را با حرفهای زیاد پوشش دهند ! ( نمونه ای از کسانیکه فقط بلدند حرف بزنند و شعار بدهند اما اهل عمل نیستند را در روایت زیر بخوانید ) :

گوش

میگویند روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تجلیل! یعنی...

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:منم شاید روزی  احمق بشوم ! و از خودم ( مثل اغلب مدرک دارها!) چه میدانم تعریف و تجلیل بکنم !
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

لابد میدانید که تجلیل بر وزن و ریشه  جل ، که همان پالان است که بر استر نهادن است ، یعنی جل و پالان بر خر نهادن !

تجلیل از خود که مثلا اثرم ۹ بار تجدید چاپ شده و... دیگر بدتر است. یعنی هر لحظه ، ۹ بار تجلیل!!! میشوند ! ( به همان معنی که عرض شد ) !  آنهم ...ی که پالانی براش مهیا میکنند تا سواری احمقانه بدهد. نه حماری آزاد و بی جل !

 
اینهمه میگویند تا حرف اصلی را نگویند ... !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری , گاهنوشته های محمود زارع:بی مقدمه و دردمندانه بگویم ... ؛ این روزها , امان از این روزها !! صحنه هایی را شاهد شده ام که ؛ ... ! جز رفتن بگوشه ای و ساری , گاهنوشته های محمود زارعترکاندن بغض و کم کردن ارتعاش هق هق که مجاورین نشوند و ... دیگه چه میتوان کرد؟!

اگر بگوئیم میگویند : چرا فلانی میگوید و چرا بر شاخه نشسته و بن می برد ؟!! ... دشمن سوء استفاده میکند ؟!! ( این دیگر از آن جور حرفهاست که همیشه گفته میشود اما تا کجا ؟!!...) 

اگر نگوئیم که : ... پس احساس پفیوزگری که به آدمی دست میدهد را چه کنیم که انگار همچون سیب زمینی که تازه آنهم خاصیت دارد و شکمی را برای اوقاتی سیر میکند ! ...

هر روزه فرزندانی از این مردم تنهایی و چندتایی با سر و وضعی واقعا نگران کننده و اعصاب خردکن به کارگاهها مراجعه میکنند و اغلب یا دانشجو هستند و یا از خانواده های فقیر و دچار مشکل و ...

میگویند : آقا ! حاج آقا ! کار ندارید ؟! ...

غم ,  آنجا آدمی را فرا میگیرد که میگویند از زندگی بریده ایم از دین و ایمان و مذهب ...
و اوج سوز و درد بخصوص آنجائیست که دختر خانمی میگویند : حاج آقا ؛ هر کاری که باشد ( ؟!!! ) میکنیم !!! ...

من یک پدرم ؛ ... من نیز دخترانی دارم ! تازه خود خداوند عزیز را بگواه میگیرم که مانند حیوان نیستم که تنها فرزندان خویش را پاره تن خویش بدانم و فرزند خویش بلکه بچه های مردم را نیز همچون بچه خویش تصور میکنم ...


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یکی از محوری ترین وظائف هر حکومت و دولتی ریشه کنی فقر و مسکنت و نداری آحاد مردم میباشد .
در واقع ملاک مشروعیت هر سیستم حاکمیتی بویژه حکومت در مکتب عدل اسلامی - علوی هم این مساله میباشد . بخصوص آنکه فقر و ناداری اگر مورد توجه باالویت هر حکومت بخصوص حکومت مدعی دینی و مکتبی قرار نگیرد ؛ مستقیما در بی اعتبار کردن مذهب عامه مردم بی اندازه موثر خواهد افتاد و عواقب شوم آن که گسترش روزافزون انواع و اقسام نکبتهای اجتماعی و فردی مانند طلاق و ازهم پاشیدگی نظام خانواده و دزدی و قتل و غارت و دروغ و بداخلاقی و بی حوصلگی و نیز افزایش عصیانگری و ... که قصد آن ندارم اینها را توضیح دهم فقط خواستم اشاره ای کلی و مجمل به اصل قضیه داشته باشم که بیاییم اینقدر در بوق و شیپور مسائل و موارد غیرالویت دارد در اینجا و آنجا ندمیم ...!

یک فرد فقیر , یک خانواده فقیر و یک اجتماع فقر زده که روزافزون در آن فقر و ناداری و بیکاری روزافزون باشد ؛ وقایع  بسیار سنگین را باید شاهد باشیم  , هر چه فقر و بیکاری افزایش یابد , اخلاق ذمیمه و جرم و جنایت و لاقیدی و بی دینی افزایش می یابد ؛ و هر چه فقر و مسکنت افزایش رشد و توسعه فرهنگ نیز نزول میکند و ملت از همه جهت ملتی فقرزده و مفلوک و بی عزًت بار خواهد آمد ...


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بنام خدا

علفهای هرز دنیای ژورنالیست

           ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: شاید اگر اتصال بعضی از افراد به ابزارهای مهمی چون رسانه های عمومی نبود برخود این مقدار را هم حتی نمی پسندیدم که قلمی را بر این موضوع بچرخانم و گوشه ای از وقت یا همان عمر شریف را به این امر اختصاص دهم که به مخاطبین محترم بگویم که همواره علفهای هرزی در هر زمینی بوده که دهقانی موفق را شرط است برای فلاح وجین آنها.

            شاید لازم باشد که در این ستون تا جایی که وقت و شرائط اقتضاء نماید در تنویر افکار مخاطبین محترم از طریق معرفی بعضی از علفهای هرز دنیای رسانه ای بکوشیم . علت این حساسیت هم میتواند به همان موضوع صدرالاشاره ما یعنی دسترسی آنها به ابزار مهم وسائل ارتباط جمعی است و متاسفانه با پلیکیدن در دور و بر این اسلحه سعی در نشر کینه توزی و اختلاف و در نهایت جنگ و جدال هستند و با بی تعهدی محض دهان  خویش را باز میکنند و متاسفانه سخنانی میگویند که ارواح انسانهای شریف را همواره می آزارد.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

محمود زارعبی مقدمه
     دلیل اول : چالش عقل با شخصیت
     ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پر واضح است كه عقل یك مجموعه بهم بسته ناگسستنی است. پروژه عقلانیت از قانون همه یا هیچ تبعیت میكند ، یعنی عقل یا تماما در می آید و یا اینكه هیچ در نخواهد آمد، تجزیه بردار نیست.

     انسانها به نسبت دوره های تاریخی ، وجوهی از عقل را در برابر خویش قرار داده اند و یا در واقع مواجهه آنها با عقل از جهت تاریخی ، موجب آن شد كه جلوه های خاصی از عقل را در دوره های مختلف شاهد باشند. عقل كشاف ، عقل نقدی ، عقل فهیم ، عقل نظری ، عقل عملی ، عقل فلسفی ، عقل علمی و این اواخر هم عقل ابزاری ، از جمله مظاهری از عقل بوده است كه در تاریخ دیروز تا امروز ، بعضی مطعون و بعضی محبوب و محترم ، بروز یافته اند.

     شاید این حقیقت همان ادعائی باشد كه میگویند : « عقل تاریخمند است »
     بهر حال ، سنت لا یتغیر هستی ، در هر گونه تغییر و تحولی ، در عمران و آبادانی ، هم در زمین و هم در زمان ، به مدیریت عقل منوط شده است.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

توضیح: مطلبی بود که پدر در تاریخ 20 خرداد سال 84 نوشته بودند و در وبلاگی در بلاگفا منتشر کرده بودیم اما بدلیل بداخلاقی های محمود زارعمدیر بلاگفا آقای شیرازی و حذف یکطرفه امکانات وبلاگ و خلاصه بدلیل عدم رعایت حقوق کاربران مجبور شدیم آن وبلاگ را ببندیم و به میهن بلاگ کوچ کنیم . این مقاله قبلا در همین تاریخ در وبلاگ مذکور درج شده بود اما بدلیل اینکه این روزها هم در آستانه انتخابات هستیم بی مناسبت ندیدم که آنرا بدون هیچ تغییری عینا در این وبلاگ قرار دهیم . با وجود گذشت نزدیک به یک دهه هنوز مطلب تازگی دارد. ضمنا خود این مقاله میتواند پاسخی به آن عده از دوستانی که کرارا پدر را متهم میکنند که نسبت بمسائل سیاسی حساسیت ندارند میباشد ! این عده منتقدین سیاست بازی را با تدبیر سیاسی اشتباه میگیرند. خود پدر در ایامی که جوانتر بودند هم سیاسی بودند ولی می بینید علیرغم حرارتی که در متن نوشته هایش هست توهینی بکسی دیده نمیشود ( ف . زارع )

...نشریات مختلف منجمله سایتهای خبری اینروزها خبر از انواع و اقسام تخلفات و بعدها (حتما ) تقلبات انتخاباتی مطلب و گزارش مستند و غیرمستند نوشته و ارائه میدهند. مثل بعضی از نمونه هائی كه ما در آخر این مقال بدان اشاره خواهیم كرد.        

         البته قصد ما در این نوشتار منبعث از انگیزه های سیاسی و جناحی نمیباشد بلكه بدلیل عمق فجایع و خسرانی را كه تمامی اصول و ارزشهای مقدس دینی و الهی در سراسر تاریخ از سوی چنین طایفه هائی دیده است و خواهد دید ، چنین ادبیاتی را ضروری آنان دانسته و لذا در برداشت خویش نبایستی كه بدنبال نشانه هائی از گروههای رسمی و نام و نشان دار داخل مملكت رفته و این مطالب را علیه آنها بپندارید! ...اما در واقع اشخاص و گروهها بایستی تلاش كنند تا از مصادیق این مفهوم واقع نشوند كه در آنصورت صاحب این خامه را گناهی نیست و ...ما تنها به مفاهیمی اشاره كرده ، آقایان باید مصداقش نشوند!!

     از این مقدمه بگذریم و ... داشتیم میگفتیم كه انواع حقه و نیرنگهای انتخاباتی نه تنها در جهان و آنسوی آبها ، بلكه در این سوی آبها هم سابقه و سرایت داشته و دارد. و تنها خواستیم بطور اختصار با ذكر یك نمونه تقریبا تاریخی از داخل ، به این نتیجه مهم اشاره كنیم كه ؛ تمامی بذرهای كاشته شده در گذشته ، پس از طی مراحل رشد و تكون ظاهرا پنهان از دید ما ، در زمان محتوم خویش كه بعضی هایش هم میتواند در زمان حال باشد ( و بالطبع بعض دگر هم در آتیه ) محصول خویش را لامحاله خواهد داد مگر آنكه در پروسه توبه های تاریخی یك ملت ، اتفاق خوش یمنی همچو توبه صورت بندد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


 إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا ...
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:نمیدانم کجا خواندم و که بود ؟! ولی احتمالا میگویند روزی یکی از عرفاء در مسیری می گذشت. در گوشه ای دید یکی بر در مسجد نشسته با صوت حزینی هم , مصحف الهی میخواند تا مردم را به رقت آورده تا در کاسه او پولی بریزند.( گدائی) .
آن عارف از کنارش بدون اینکه التفاتی نماید بگذشت. در چند قدم آنطرفتر در سر چهارسوقی ، تارزنی را دید که داشت ساز می نواخت و بوسیله آن می خواست که مردم در کاسه او پولی برای امرار معاش بریزند.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع

عارف نامی، ایستاد و التفات ویژه ای نمود و هبه مالی قابل ملاحظه ای هم به تارزن داد. مریدان (با تعجب) علت جویا شدند!


عارف در پاسخ گفت:اولی را با دومی تفاوت بسیار باشد و ادامه داد که :
 اگر شما گرسنه و محتاج باشید و نانی هم در بالای رف و طاقچه ی بلند باشد بطوریکه دستتان بآن نان نرسد تا سد جوع کنید ، برای دست یابی به نان چه می کنید؟!

هر یک چیزی گفت. عارف گفت: حال مرد اولی که بر درب مسجد قرآن همی خواند تا پول از خلق الله بستاند ، حال کسی را ماند که برای گرفتن آن نان بالای طاقچه، العیاذ بالله ، قرآن را زیر پا قرار داده تا دستش فراز گردد و به نان برسد. و دومی این نکرد و برای حصول نان، آلت موسیقی بزیر پای نهاد تا نان بستاند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:توجه : لطفا اگر اعصاب ضعیفی دارید از دیدن این فیلم صرفنظر نمایید

........... تعداد بازدید فقط  از این پست : 
در ادامه جنایات وحشیانه تروریست‌های وهابی و سلفی که با شعار یا عمر رضی ...  در سوریه با پشتیبانی سلطانکها و شیوخ عربی و حمایت انگل های انگلیسی و آمرایکایی ها و ترکهای بیشعور ترکیه انجام میدهند ؛ یک فرمانده ای که خوش را با افتخار پیرو صحابه و بخصوص جناب عمر میداند پس از به قتل رساندن یک سرباز، جنایتی وحشیانه انجام می‌دهد و با چاقو سینه یک سرباز وظیفه را بجرم علوی بودن شکافته و جگر وی را میخورد !!!
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
بیاد جنایات اسلاف این وحوش در صدر اسلام افتادم که مادر معاویه لعنه الله علیه جگر حمزه را پس از شهادت بدندان گرفته بود ... !
حنای پیروان صحابه رنگ باخته
چه توجیهی این زاغ و زغن های شبکه کلمه و وصال و نور و امثالهم که دهن کثیف خود را بحمایت از این پیروان باصطلاح خلفای سلف خویش باز میکنند ؛ دارند ؟!
ننگ و نفرین بر شما وحوش نو خوارج که هنوز نمیخواهید از انحراف بیرون بیایید
مطمئن باشید دیر نخواهد شد که تقاص تمام این جنایتها را - حتی شما حامیان - باید پس بدهید ... !

دانلود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آزادی بیان . کاریکاتور. گاهنوشتهای محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

[]



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:درست یادم هست زمانی که آقای حداد عادل گفته بود تا چند سال دیگر ایران را به ژاپن اسلامی تبدیل میکنیم در همان سال احتمالا 84 بود مقاله ای با عنوان فوق نوشته بودم که بعد از این چند سال بمناسبت رقابت ایشان برای ریاست مجلس دوباره برایم تداعی شد. آن مقاله را ببهانه خبر زیر از سایت فیلتر شده بازتاب نوشته بودم بهتر است اصل خبر را در زیر قرار دهیم و همچنین عین آن مقاله کوتاه ما :


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع : وام 700 میلیون تومانی نمایندگان مجلس هشتم       

نامه اعتراضی جنبش عدالتخواه دانشجویی به وام 700 میلیون تومانی نمایندگان مجلس هشتم در حاشیه مراسم تجدید بیعت نمایندگان منتخب نهم با آرمان‌های امام در حرم امام راحل توزیع می‌شود.
مبلغ 700 میلیون تومان از هزینه بیت‌المال بابت مسائلی كه عنوان می‌شود هزینه‌های مسكن، خرج رفت و‌ آمد و ایاب و ذهاب نمایندگان مجلس هشتم بوده است به آنها پرداخت می‌شود كه در طول دوره هم به انان پرداخت میشد.
....................
خب اونایی که میخوان ازدواج کنن چند وام میگیرن ؟
آخه دولت اسلامی باید کار خیر را حمایت کنه


نماینده باید نمایاننده باشه

پس نمایندگان نمایانندگانند !؟!؟!؟!



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:شما رو بخدا این دو خبر را كنار هم بگذارید و كمی هم از حافظه خود كمك بگیرید                     

1 - مدتی قبل  در خبری خبر به نقل از خبرگزاری آسوشیتد پرس آمده بود كه ؛درپی افزایش درآمدهای نفتی و در خواست مجلس کویت برای افزایش درآمد مردم، کابینه کویت اختصاص 680 دلار به هر شهروند کویتی را تصویب کرد. در بخشی دیگری از آن آمده: افزایش قیمت نفت موجب افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی این کشور در سال جاری شده و انتظار میرود کویت در سال جاری با مازاد 8 میلیاردی درآمد های نفت مواجه شود.
      2 -  از سوی مجلس شورای اسلامی اعلام شد که ایران بابت تسهیلات اعطایی حدود یک میلیارد دلار بابت اصل و سود از هفت کشور خارجی طلبکار است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:احمد ربانی رفتگر شهرداری بجنورد عصر امروز سه‌شنبه در پردیس سینما آزادی مورد قدردانی داریوش مهرجویی کارگردان فیلم نارنجی پوش قرار گرفت.
چه میتوانم بگویم جز درود بر شرفت ! مدیران و مسئولین پشت مبلهایشان شاید بدلیل اینکه تو مدیریت نداشتی و کسی! نبودی اصلا بعد از یکسال هم وقت ملاقات بتو نمیدادند امروز همانها دزدان و سارقان بیشرف بیت المال شدند و فرار کردند و تو شدی الگوی انسانیت و افتخار هر چه آدم خوب و باشرفه . شرمنده شدم زمانیکه تو را با مسئولین مقایسه کردم و شرمنده شدم بعنوان یکی فارسی زبان وقتی از طریق رادیو بی بی سی شنیدم که یک ایرانی نما گفته بود این رفته گر کار اشتباهی کرده بود و من اگر بودم میگرفتم و تا طرف حواسش بیشتر جمع کنه ؟!!!!! اصلا به اینان میشه بشر گفت ؟! از حیوان هم پست ترند  خلاصه بار دیگر به آدمها امیدوار شدم . دوستانی داریم شرکایی که برای شندغاز پول که بناحق میخواهند تمام دین 55 ساله خود را به کینه توزی میفروشند و افتخارشان اینه که در سازمانی مدیر بوده اند ولی تو رفتگر تمام بدی هایی بودی که ما را در پس این چند دهه ناامید کرده بود . خدا به تو و بازماندگان از تو که جسم و جانشان با حلال رشد کرد عوض بدهد.چی نوشتم بغضی بود که سر زد و بی مقدمه و موخره و حساب و کتاب املایی و انشایی نوشتم و درود بر شرفت رفتگر بدی ها و لجن های آدمهای حقیر نقابدار زیاد و فراوان !( محمود زارع سحر 13 اردیبهشت www.mzare.ir )


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:نمیدانم کجا خواندم و که بود ولی احتمالا میگویند روزی یکی از عرفاء - شاید بایزید بسطامی بود درست نمیدانم- در مسیری میگذشت. در گوشه ای دید یکی بر در مسجد نشسته با صوت حزینی هم قرآن میخواند تا مردم را به رقت آورده و در کاسه او پولی بریزند.( گدائی) . بایزید از کنارش بدون اینکه التفاتی نماید بگذشت.
در چند قدم آنطرفتر در سر چهارسوقی ، تار زنی را دید که داشت تار مینواخت و بوسیله آن میخواست که مردم در کاسه او پولی برای امرار معاش بریزند. عارف نامی، ایستاد و التفات ویژه ای و هبه مالی قابل ملاحظه ای هم به تارزن داد.
مریدان ( شاید با تعجب) علت جویا شدند! بایزید در پاسخ گفت :
اولی را با دومی تفاوت بسیار است و بود. و ادامه داد که :
اگر شما گرسنه و محتاج باشید و نانی هم در بالای رف(طاقچه) ای بلند باشد بطوریکه دستتان بآن نان نرسد تا سد جوع کنید ، برای دست یابی به نان چه میکنید؟
هر یک چیزی گفت. بایزید گفت: حال مرد اولی که بر درب مسجد قرآن همی خواند تا پول از خلق الله بستاند ، حال کسی را ماند که برای گرفتن آن نان بالای طاقچه، العیاذ بالله ، قرآن را زیر پا قرار داده تا دستش فراز گردد و به نان برسد. و دومی این نکرد و برای حصول نان، آلت موسیقی بزیر پای نهاد تا نان بستاند. حکایت اولی حکایت اهانت به کتاب الله و حرمت شکنی و تقدس زدائی است.حکایت دومی ، حکایت صدق و راستی و بی شیله و پیله گی است.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از جهت اخلاق انسانی شاید بتوان گفت كه سیاه ترین نقطه صفحه وجودی حوادث را در چیزی بنام خیانت دوست یا خیانت خودیها , جستجو كرد , وقایعی كه انسان با اطلاع از آن نمیتواند به تنها . ابراز تاسف بسنده كرد , در طول تاریخ , ماجراهای متنوعی از این دست را شنیده ایم .
در تاریخ قیامها و نهضتها هم همینطور, بویژه در تاریخ انبیاء و اولیاء الهی كه مالامال از خیانت دوست میباشد. نمونه های قابل عرضه آنقدر هستند كه حتی بگوش كم اطلاع ترین افراد در حوزه اندیشه و مطالعه , رسیده باشد .
گویا از صدر خلقت بشریت با خیانت قابیل این جریان آغاز و با پسر نوح و همسر لوط و یهودای مسیح .... ادامه و در صدر اسلام نیز الا ماشاء الله از این دست حوادث كم نیستند , بخصوص بعد از وفات نبی مكرم اسلام از جریان سقیفه و جریان مارقین در برابر علی (ع) و شرنگی كه همسر امام مظلوم ( امام حسن ع )بكامش ریخت ..... همینطور همچنان ادامه دارد.
عمق لئامت و زشتی و پلشتی ائی كه این جریان در بطن خود دارد باعث شده كه حتی در برابر آن . زشتی عمل دشمنان رویارو و نام و نشان دار . قابل مقایسه نباشد. و نیك سیرتان و بزرگ مردان همواره در شكوه های خویش آنچه كه از این طایفه نالیدند. از دشمنان ننالیدند...........


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:جناب آقاى مصباح در بحثى كه با ایشان كردم فرمودند من به‏ عنوان اتمام حجت مى‏ گویم. گفتم برادر، اتمام حجت چیست؟! قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است. اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حجتى؟ اگر قرار است در روحانیت كسى به‏ عنوان صاحب‏نظر در مسائل مربوط به نسلِ جوانِ درس‏ خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود، لااقل من كه یكى از آنها هستم. من به‏ عنوان كارشناس صاحبنظر این فن مى‏ گویم این خطرناك است. مى‏ گویم این تمام رشته‏ هاى این سى – چهل سال را پنبه مى‏ كند.

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقاى مصباح در جلسه اخیر درس «نهایه»ى خودشان مطلبى را با طلابى كه در آن درس شركت داشته‏ اند مطرح كرده‏اند و به آنها تكلیف كرده‏اند كه تكلیف الهى‏ شان ایجاب مى‏كند درباره این مطلب تحقیق كنند و بعد از تحقیق ببینند چه وظیفه دینى بر سر راهشان هست و در انجام آن وظیفه مسامحه نكنند.

برخى از دوستانى كه در آن جلسه، یا خارج از آن جلسه، بوده ‏اند و با این بحث ارتباط داشته‏ اند یك راه تحقیق را این دانسته ‏اند كه همین مطلب را با افراد و صاحبنظران دیگر نیز در میان بگذارند و نظر آنها را بخواهند. بر همین اساس بود كه با من هم تماس گرفتند.از این گذشته، طبیعى است كه تكلیفى را كه ایشان در آن درس و بحثشان با طلاب مطرح كرده بودند، چیزى نبود كه منحصراً متوجه طلاب آن درس باشد؛ بلكه مى‏ توانست متوجه هر انسان متعهد مسئولى باشد.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:موضوع پرونده هسته ای با لجاجت چند کشورغربی برای ایران حیثیتی شده است.
با توجه به شروع مذاکرات دور جدید در روزهای آینده
مطلبی را در 14 آذر 1388 در سایت پرشین گیگ نوشته بودم عینا در اینجا قرار میدهم و تنها باین نکته اشاره میکنم که هیچ تغییری را در دیدگاه خویش که هیچ بلکه بسیاری از مردم ایران ( آنچنانکه من در پیرامون خود می بینم ) مشاهده نمی کنم بلکه نگرانی یا انتقادات مردم درباره دولت به موضوعات دیگری از جمله مساله اشتغال , سرمایه گذاری و گرانی است و این اواخر بخصوص نقش بانکها و جرائم دیرکردی را که از مردم مطالبه میکنند بعنوان معضل واقعا جدی مردم دیده و مشاهده میکنیم . در هیچ خانه ای در ایام عید نرفته ایم که داد مردم از دست سیستم بانکی بلند نشده باشد .
بدبختی آنکه توجهی هم نمیشود . درخواست دیرکرد ( جریمه ای که دهها برابر و بلکه بیشتر در گاهی مواقع از مردم میخواهند ) موجبات نارضایتی بخش عظیمی از مردم ایران را فراهم کرده و رو به رشد میباشد. اصلا هم این چنین سیستمی را در بانکداری نمیتوان ذره ای اسلامی نامید حالا هر کس بخواهد هر توجیه و تفسیری را هم برای خود ببافد توی کت هیچ کسی نمیرود و واقعا سیستم اسلامی را در بانکها نداریم و تنها یک شعاری بیش نیست .
بدتر آنکه صندوقهای قرض الحسنه ای که آرام آرام تبدیل به بانکهای بزرگی شده اند و تحت نام موسسات مالی و اعتباری و شوربختانه با سوء استفاده از اسامی مقدسی مانند سیدالشهداء علیه السلام و ... واقعا مردم را چپاول میکنند. من بد یا خوب تنها مشکلات عمده ای را که در بین مردم می بینم همین هاست و بقیه موارد فرعی تر میباشد. منکر مشکلات دیگر نیستم اما غرض ورزی های داخلی و خارجی پیرامون آنها ما را نه تنها دچار تردید خواهد کرد بلکه علیرغم مخالفتی را که با دولت احمدی نژاد داریم خود را آنقدر زیرک می پنداریم که میدان را به بیگانگاه و بیگانه دوستان ندهیم و اما مقاله ای را که در خصوص انرژی هسته ای نوشته بودم که البته دو مطلب بوده که مقاله اصلی تحت عنوان (
اثرات اجتماعی - اقتصادی انرژی هسته ای برای ایران ) که به بیان تحلیلی وجهه علمی و بخصوص اقتصادی آن در کشورمان پرداختیم که آنرا در روزهای آتی قرار خواهیم داد البته میتوانید با کلیک بر اینجا دانلود نمایید .


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: حدود سیزده ( 13 ) سال پیش غروب ماه رمضان نشسته بودم تا افطار بشه طبق عادت معمول قلم و کاغذ گرفتم بی مقدمه و بدون طراحی موضوعی که بذهنم زد - البته با پیش زمینه تجربی ذهنی - را نوشتم و خدا را شاهد میگیرم که اصلا جمله ای را در آن بالا و پایین نکرده و دست نزدم و خواستم همان اصالت تاریخی ( زمانی ) خودش را داشته باشه اما بعد از بستن وبلاگم در بلاگفا هنوز آنرا بطور مستقل منتشر نکردم اما الآن در فایلها میگشتم که آنرا پیدا کردم . گرچه نسبت به بعضی از موارد آن قطعا تجدید نظراتی هم خواهم داشت اما ترجیح میدهم بمتن آن دست نزده و عینا فعلا آنرا نقل کنم . موضوع مقایسه ای بود بین دو گروه از افراد ( اقشار ) که اتفاقا عواملی مانند زمان و موقعیت اجتماعی و سیاسی در آن بسیار دخیل میباشد تحت عنوان مقایسه ای بین حزب اللهیان دهه نخست و دهه دوم انقلاب !
فردی بنام..... مدیر كل ...در استانداری بود . دفتر اج ت م اع ی برسبیل اتفاق در جریان كنگره امام علی( ع ) با او برخورد كردم . خدا میداند پشیمان شدم از اینكه چقدر من قبل از دیدن این آقایان از نزدیك تصورات مثبتی نسبت به آنها داشتم و در یك سادگی محض بودم . كاش ..... آدم كه این ها را میبیند و حرف ها بویژه رفتارهاشان را در ... می بیند تازه متوجه میشود كه مردم چقدر بد بختند كه این حضرات را بعنوان مسولین خویش دارند . نمیدانم این بهشهر چه خاكی دارد!!! یكی در همان كنگره بمن میگفت این آقایان از هر چهره مرتب و آراسته ای میرنجند و بهمین خاطر است كه به هر چه كجه و كیه و یكوری است توجه خاصی مینمایند و این را از موضع روانشناسی داشت بررسی میكرد . من البته نمیخواهم برداشت این آقا را تایید نمایم ولی میخواهم بگویم چنین برداشتهائی در باره ایشان وجود دارد.


ادامه مطلب ....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:5  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  •   

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic