ساری

النوبة الاولى
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَقَالَ الْمَسِیحُ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّی وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿72﴾
كسانى كه گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است قطعا كافر شده‏اند و حال آنكه مسیح مى‏گفت اى فرزندان اسرائیل پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستید كه هر كس به خدا شرك آورد قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و براى ستمكاران یاورانى نیست (72)
کفر اهل تثلیث
قوله تعالى :
لَقَدْ كَفَرَ الَذِینَ قالُوا كافر شدند ایشان كه گفتند :
إِنَ اللَهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ كه خداى عیسى مریم است،
وَ قالَ الْمَسِیحُ و گفت عیسى :
یا بَنِی إِسْرائِیلَ اى فرزندان یعقوب،
اعْبُدُوا اللَهَ خداى را پرستید،
رَبِی وَ رَبَكُمْ خداوند من و خداوند شما،
إِنَهُ مَنْ یُشْرِكْ بِاللَهِ هر كه انباز گیرد با خداى،
فَقَدْ حَرَمَ اللَهُ عَلَیْهِ الْجَنَةَ اللَه حرام كرد بر وى بهشت، 
وَ مَأْواهُ النَارُ و جاى وى آتش،
وَ ما لِلظَالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ و ستمكاران را هیچ یاران نیست. (72)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿65﴾
و اگر اهل كتاب ایمان آورده و پرهیزگارى كرده بودند قطعا گناهانشان را مى‏زدودیم و آنان را به بوستانهاى پر نعمت درمى‏ آوردیم (65)
علی
قوله تعالى :
وَ لَوْ أَنَ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا و اگر خوانندگان تورات بگرویدندى
وَ اتَقَوْا و از خشم و عذاب خدا بپرهیزیدندى
لَكَفَرْنا عَنْهُمْ ما بستردیمى از ایشان و بپوشیدیمى
سَیِئاتِهِمْ  در بدها و گناهان ایشان
وَ لَأَدْخَلْناهُمْ و ما درآوردیمى ایشان را
جَنَاتِ النَعِیمِ بهشت هاى ناز.(65)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

377) والله ما یکون ما تأملون حتی یهلک المبطلون، و یضمحل الجاهلون، و یأمن المتقون، و قلیل ما یکون. حتی لایکون لاحدکم موطن قدمه، و حتی تکونوا الهون علی الناس من المیته عند صاحبها! فبینا انتم کذلک اذ جاء نصرالله و الفتح .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« به خدا سوگند آنچه آرزو می کنید تحقق نمی یابد مگر هنگامی که باطل از بین برود و نادانها نابود شوند و پرهیزکاران آرامش خود را بازیابند. ولی تا فراهم شدن آن، کمترین چیزی که روی می دهد اینست که هیچکس از شما برای خود جای پائی پیدا نمی کند و هر یک از شما از یک مردار بی ارزشترمی شوید. در چنین مقطعی فتح و پیروزی خداوند فرا می رسد[33]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:توضیحا بعرض میرسد که عین متن آیات اشاره شده بوسیله خانم فاطمه زارع استخراج و برای جلوگیری از اشتباهات املایی در پاورقی درج میگردد.
 همچنین بخشهایی را فرصت کردم خودم نوشتم یعنی تایپ کردم اما هم دستم عادت ندارد زیاد و هم گردنم درد میگیرد و عیب و ایرادها خلاصه باعث شد که چون اهل حرف هستم و عمل را ندارم , برای راحتی کار و خلاص کردن خود , بخشهایی را طبق معمول همینجوری برای فاطمه , فقط حرف زدم و این طفلک هم با موبایلش ضبط کرد و دارد پیاد میکند روی سیستم و تایپ و تنظیم تا تعهدی را که بدوستان کرده بودم انجام دهیم .
ضمنا برای آنکه متن بیش از این مطول نشود مطالبی دیگر هم هست که آنها را جداگانه - حسب تعهد دوستی بزرگوار - بعد از تایپ و تنظیم اگر خدا بخواهد در مجالی دیگر در وبلاگ منتشر میگردد !


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

  یک بزرگوار درباره روئیت خدا نظر نوشتند که آیا در قیامت میتوانیم خداوند را با همین چشم ببینیم ؟! ... میگوییم باز خودتان میدانید ولی ما هم همانند شما می اندیشیم که , خداوند را نمیتوان با همین چشم سر دید ! آنجا در قرآن کریم داریم در باب گفتگوی شیرین حضرت کلیم با خداوند داریم که : رب ارنی انظرو الیک ...

 اگر بظاهر کلام اکتفاء کنید در واقع نگاهی معقولانه باین امر نیست که البته اشعریون معتقدند که میتوان با همین چشم سر خداوند را دید البته بعضی از آنها میگویند در قیامت میشود دید و بعضی از فرقه های برادران اهل تسنن حتی من دیدم که در متونی از آنان یا منتسب به آنان تشبیهاتی کرده اند که گویا خداوند را میشود با همین چشم دید در مواقع خاصی که بحثش زیاده ... شاید هم بعضی از آنها بخواهند بگویند که این روایات و نقل قولها هم تاول باید بشوند که البته شاید اما در بعضی متون دقیقا سبک و سیاق بنحوی است که کلام مستقم هست و خدا را سوار بر استری نقل کرده اند و اشکال و جوانبی هم برای آن منظور داشته اند که بعید میدانم منظور تاوبل داری را داشته بودند !

علی کل حال تقاضای روئیت خدا از عاقل پذیرفته نیست . چون امر محاله ؛ در آنجا هم در قرآن کریم خداوند  بنحو صریح در جواب حضرت موسی میفرماید : لن ترانی !  نفرمود لاترانی و یا امثالهم چرا که از واژه ( لن ) استفاده شده که بقول ادیبان این واژه برای بیان نفی تا ابد در بادی امر قرار میگیرد یعنی ؛ نفی ابد میکنه ! و نمیشود خداوند را بدینصورت که شما گفتید روئیت کرد ! البته یک لکن ی در ادامه آیه دارد که اینجا شاید بهمین خاطر باشد که بعضی را باشتباه و یحتمل به طمع انداخته که توجیه و تفسیرهای آنچنانی را داشته باشند, خلاصه همین لکن و اگر و مگر برای نفوسی هم ابتهاج آور است و هم راه باز میکند که حرفهایی بزنند و بعضا توهماتی بکنند  ؛ زیرا ؛


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الله نورالسموات والارض
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:خلاصه و بخشهای از جلسه هفدهم گاهگاهی در جمع دوستان و آشنایان با حضور پدر , که بجز توضیحات مقدماتی در ادامه مسیر مباحث جلسات قبلی ؛ در این جلسه اکثر وقت آن به توضیح تعدادی از واژه های محوری مورد استفاده و استناد در مباحث قبلی و همچنین پاسخ به سوال تعدادی از حاضرین درباره مطالب جلسه قبلی گذشت را در اینجا منتشر میکنیم . البته کل مباحث این جلسه در دست وبرایش و تنظیم میباشد که در صورت موافقت پدر آنرا در همین وبلاگ قرار خواهیم داد . قسمتهای حذف شده با سه نقطه ( ... ) مشخص شده است . شاید حتما هم همینطور هست که این حذفیات در متن موجب نقائصی در متن میشود که قول داده ایم کل مطلب را در آتیه در همین وبلاگ منتشر خواهیم کرد . ( فاطمه زارع )
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

مطرح فرمودند درباره اینکه چگونه عالم وحدت بکثرت می آید و شما قبلا بحث خال ربوبیت را مطرح کرده و کلی گذر کردید ...
آنجا جمله عین القضات همدانی را نقل کرده بودم که گفت " خال ربوبیت در چهره عبودیت است ". ربوبیت یک ثابت سرمدی و یا ازلی است و باصطلاح اهل دل , هو هو میباشد .خال را هم نقطه آغازفرض کنید و حرکت از آن ثابت سرمدی و موقع ازلی به عالم هم بمعنی گسترش و انبساط است ... ربوبیت در مقام و موقعیت وحدت , وحدت محض و وحدت صرف هست . و هیچ تکثر و دوگانگی در این ساحت یعنی در ربوبیت راه ندارد . ولی گویا میخواهید روشن شود که حالا کثرت از کجا و چگونه شروع میشود ؟! مقام ربوبی وحدت محض است که حتی با ذهن تجریدی هم نمیتوان خیلی بدان مقام نزدیک شد . حال اگر این مقام یعنی ربوبیت یعنی وحدت اگر بخواهد تجلی پیدا کند و برای ما قابل مشاهده و روئیت باشد , راهی که باید طی شود و در واقع راهی که طی شده است چیست و چگونه بوده است ؟! اینجا باید یک حلقه واسطی باشد که از یکطرف به عالم ربوبی راه داشته باشد و از طرفی بعالم ما و خود ما ربط داشته باشد . حال چه موجودی میتواند چنین شآنی و چنین نقشی را داشته باشد ؟!   


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

روزى حضرت على علیه السلام مشاهده نمود زنى مشك آبى به دوش ‍ گرفته و مى رود. مشك آب را از او گرفت و به مقصد رساند؛ ضمنا از وضع او پرسش نمود.

رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
زن گفت :
على بن ابى طالب همسرم را به ماءموریت فرستاد و او كشته شد و حال چند كودك یتیم برایم مانده و قدرت اداره زندگى آنان را ندارم . احتیاج وادارم كرده كه براى مردم خدمتكارى كنم .
على علیه السلام برگشت و آن شب را با ناراحتى گذراند. صبح زنبیل طعامى با خود برداشت و به طرف خانه زن روان شد. بین راه ، كسانى از على علیه السلام درخواست مى كردند زنبیل را بدهید ما حمل كنیم .
حضرت مى فرمود:
- روز قیامت اعمال مرا چه كسى به دوش مى گیرد؟
به خانه آن زن رسید و در زد. زن پرسید:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای مالک ... ویرانی زمین را تنگدستی مردم آن سبب شود و مردم زمانی تنگدست گردند که همت والیان، همه گرد آوردن مال بود و به ماندن خود بر سر کار اطمینان نداشته باشند

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

کسی که مقدارخویش را نداند، به طریق اولی، مقدار دیگران را نتواند شناخت مباد که در گزینش آنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تکیه کنی .زیرا مردان با ظاهر آرایی و نیکوخدمتی، خویشتن را در چشم والیان عزیز گردانند. ولی، در پس این ظاهر آراسته و خدمت نیکو، نه نشانی از نیکخواهی است و نه امانت ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای مالک ...چنان باش که برای یک یک آنان ( یعنی مردم )  در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچاره اند و دست سؤال پیش کس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گران آید.
و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیک هستند، آسان میسازد.
آنان خود را به شکیبایی وامیدارند و به وعده راست خداوند، درباره خود اطمینان دارند...
... اگر منع میکنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزش خواهی همراه بود...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... كعب عجره گفت رسول خدا روزى یاران را گفت " ما تقولون فى رجل قتل فى سبیل اللَه "چه گوئید بمردى كه در راه خدا كشته شود؟ یاران گفتند اللَه و رسوله اعلم خدا و رسول او داناتر، رسول گفت : ذلك فى الجنة . آن مرد در بهشت است ،
یا غفور

دیگر باره گفت: چه گوئید بمردى كه بمیرد و دو مرد عدل گویند لا نعلم منه الا خیرا نشناسیم و ندانیم ازین مرد جز پارسایى و نیك مردى؟ یاران گفتند اللَه داناتر بحال وى و رسول او، گفت : ذاك فى الجنة. در بهشت است،

سدیگر بار گفت، چه گوئید در مردى كه بمیرد و دو گواه عدل گویند كه در وى هیچ خیر نبود؟ یاران همه گفتند ذاك فى النار در دوزخ باشد. رسول گفت " بئسما قلتم عبد مذنب و ربّ غفور " بد سخنى كه گفتید در حق وى، و بد اندیشه كه كردید و بد گمانى كه بردید، بنده گنه كار و خدایى آمرزگار، بنده جفا كار و خدایى وفادار " قُلْ كُلٌ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ"


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...بزرگ است آن خداوند كه در مهربانى یكتاست ، و در بنده نوازى بى همتاست ، در آزمایش با عطاست ، و در ضمانها با وفاست.
لا اله الا الله
اگر خوانیمش شنواست،
و رنه خوانیم داناست.

كریم و ودود و مهر نماى و مهر افزاست،
لطیف و عیب پوش و عذر نیوش و نیك خداست،
فضلش زبر همه فضلها، كرمش زبر همه كرمها، رحمتش مه از همه رحمتها، مهرش نه چون مهرها.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ الآیة... (*) در همه قرآن هیچ آیت نیست در بیان فضیلت مصطفى (ص) تمامتر ازین آیت كه وى را خاص است، كس را در آن شركت نه.
محمد (ص)

ربّ العالمین دو عهد گرفت از خلق خویش، و دو پیمان ستد از ایشان:
یكى آنكه پیمان ستد از همه خلق بر خدایى و كردگارى خویش. چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُكَ مِنْ بَنِی آدَمَ الآیة.
دیگر آنكه: پیمان ستد از فریشتگان و پیغامبران بر نبوّت محمد (ص) و نصرت دادن وى، چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ ... و این غایت تشریف است و كمال تفضیل كه نامش با نام خویش بزرگ كرد، و قدرش با قدر خود برداشت.

پیش از وجود محمد (ص) بچندین هزار سال فرمان آمد كه: یا جبرئیل! من دوستى خواهم آفرید، نام وى محمد (ص) , ستوده و نواخته من، نام او قرین نام من، قدر او برداشته لطف من، طاعت داشت او طاعت من، قول او وحى من، اتّباع او دوستى من.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَذِینَ كَفَرُوا...
هم نواخت است و هم سیاست! هم كرامت و هم اهانت. مؤمنان را كرامت است و كافران را اهانت. دوستان را نواختست و دشمنان را سیاست.

محمد (ص)

میگوید: اى شما كه مؤمنان اید فرمان ما را گردن نهادگان، و دوستى ما را بجان و دل خواهان، چون كافران مباشید، و خوى ایشان مگیرید، و راه ایشان مروید!
ایشان بیگانگان اند و شما آشنایان، ایشان راندگان اند و شما خواندگان.
ایشان حزب شیطان اند و شیطان را مهمان: أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ أَلا إِنَ حِزْبَ الشَیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. شیطان ایشان را مى خواند تا بدوزخ كشد و بكام خود كند، إِنَما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَعِیرِ.
و شما كه مؤمنان اید حزب خدااید، و خدا را مهمان!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِیَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ ﴿57﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید كسانى را كه دین شما را به ریشخند و بازى گرفته ‏اند [چه] از كسانى كه پیش از شما به آنان كتاب داده شده و [چه از] كافران دوستان [خود] مگیرید و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید (57)
یحبهم و یحبونه
قوله تعالى :
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند !
لا تَتَخِذُوا مكنید و بدست مگیرید،
الَذِینَ اتَخَذُوا دِینَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً ایشان را كه دین شما بافسوس و بازى گرفتند،
مِنَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ ازیشان كه كتاب دادند ایشان را پیش از شما،
وَ الْكُفَارَ و کافران
و آن  أَوْلِیاءَ مشمارید ایشان را بدوستان .
وَ اتَقُوا اللَهَ و پرهیزید از خشم و عذاب خداى،
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ  اگر گرویدگان اید (57)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله :یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَتَخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَصارى  أَوْلِیاءَ

یحبهم و یحبونه

جلیل و جبار، خداوند بزرگوار، داناى بر كمال، عزیز و ذو الجلال، به نداء كرامت بندگان را میخواند، و از روى لطافت ایشان را مینوازد، و بنعت رأفت و رحمت روى دل ایشان از اغیار با خود میگرداند، و میگوید :
بیگانه را بدوست مگیرید، و دشمن را بصحبت خود مپسندید .
دوست كه گیرید، و یار كه گیرید خداى را پسندید، در كار خدا دوست گیرید، و در دین خدا یار پسندید .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آیه ولایت در شان و فضیلت حضرت علی بن ابیطالب که خود مفسر اهل سنت شافعی مذهب ایرانی یعنی جناب فاضل میبدی بدان اعتراف داشته و با عشق و علاقه وافری داد سخن از مولای جان علی مرتضی میدهد ( محمود)

یحبهم و یحبونه
النوبة الاولى
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿51﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏ نماید (51)

قوله تعالى
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
لا تَتَخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَصارى  أَوْلِیاءَ  بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ ،ایشان دوستان یكدیگرند، وَ ،جهودان و ترسایان را بدوستان مدارید،
مَنْ یَتَوَلَهُمْ مِنْكُمْ و هر كه ایشان را همدل دارد، و بدوستى گیرد از شما،
فَإِنَهُ مِنْهُمْ وى از ایشانست.
إِنَ اللَهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَالِمِینَ ، كه اللَه راه نماى نیست آن كس را كه كافر است (51)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آبروی ما زنام مصطفی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مباحثی در حوزه عرفان و معرفت
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:این مجموعه مباحثی را که بر عهده ام قرار دادند در واقع در ادامه جلسات یکدهه قبل دوستانه ما بود ( آنموقع جلساتی پیرامون بحرالمعارف داشتیم ) که البته بیش از نصف از آن دوستان دیگه رفتند برای خودشان و بیشترشان پدربزرگ شدند و بعضی هاشان هم گرفتار زندگی و بانک اقساط دیرکرد که متاسفانه زندگی آنها را میرود که بهم بریزد و خداوند ان شاء الله دست ربا و رباخواران را از این مردم خوب کوتاه بگرداند دیگه ما اینقدر اینجا و آنجا گفتیم و هشدار دادیم و ... دیگر زبانمان مو درآورده است. گفتیم که جلوی تعدی بانکها را از مردم بگیرید دهها سال است که متوجه این خطر بودیم و تذکر هم دادیم و داد و فریاد هم کردیم و اما گوشی بدهکار نیست.... خوب کاش آنها هم فراغت بیشتری داشتند تا از محضرشان استفاده میکردیم. جلسات بسیار خوبی بود که داشتیم و هر چی که الآن هستیم تا حدود زیادی محصول همان هم نفسی ها و همنشینی ها بود و هست !

ز دیگ پختگان ناید صدایی
خوب عرض شود که اگر خدا بخواهد ما در این چند جلسه قصد داریم با همدیگر برویم در دل مطالب عرفانی بقصد غواصی ! غوص یعنی فرو رفتن برای پیدا کردن گوهر برعکس خوض که فرو رفتن برای عیب یابی است ... و کنا نخوض مع الخائضین ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مقایسه آرای پروفسور بلادل و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی
 علی کرم‌زاده
واژه « اسباب » پنج بار در قرآن ذکر شده است. مفسران این کلمه را به «راه‌ها»، «وسایل»، «ارتباطات» و حتی «علت‌ها» تفسیر کرده‌اند. اما در بین مستشرقین غربی؛ کوین فان بلادل (Kevin van Bladel) نظری متفاوت دارد. وی که مدیر گروه زبان و فرهنگ‌های خاور نزدیک در دانشگاه اوهایو است، با بهره‌گیری از مطالعات تاریخی سعی در ارائه معنای جدیدی دارد. بلادل قبل از ارائه معنای مورد نظر، سفر آسمانی را از ویژگی‌های افراد درستکار در بین ادیان مختلف می‌داند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:... در بخش پاسخ بسوالات در آخرین جلسه بجهت اهمیت موضوع و کثرت سوال درباره چگونگی ورود تشیع بایران بخشهایی از این پاسخ را هم در پایان منتشر میکنیم :

امام علی (ع)

سوالی که مطرح کرده بودید ( تشیّع چگونه وارد ایران شد)  را در لابلای مطالب و جلسات گذشته توضیح دادم بخصوص در زمان (الجایتو) سلطان محمد خدابنده که در ادامه مباحث عادی طرح کردم یا در زمان بحث در باره جنبش ها و دولتهای شیعی مانند علویان مازندران و مرعشیان و آل بویه و آل کیا و ... اما بطور خلاصه اینجا و در ضیق وقت میتوانم عرض کنم که ؛

در زمان خود حضرت علی (ع) و نحوه تعاملش با عجم و عمدتا ایرانیان در برابر اعرابی که ایرانیان را موالیان درجه دوم و پست تر از خود میدانستند و بچشم غنیمت بدانها نگاه میکردند باید جستجو کرد .
چون کرارا خود حضرت مولا در برابر اعراب از ایرانیان دفاع میکردند و بعدها هم که موالی و بیشتر ایرانیان از نحوه برخورد حاکمان مکتب خلفا بتنگ آمده بودند وقتی می دیدند که طایفه ای از نزدیکان حضرت رسول (ص) یعنی اهل بیت (ع) نه تنها چنین نگرشی به عجم دارند بلکه خود نیز مورد ظلم همین اعراب پیرو صحابه و جانفداهای مکتب خلفا قرار میگیرند خوب یواش یواش توجه باین خاندان بیشتر شد و گرایش عجم ها به پیروان و شیعیان مولا علی (ع) بیشتر شد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بررسی مبنایی نسخ آیات در دیدگاه مرحوم آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملیجوادی آملی و آیت الله طالقانی
اگر چه مشی تفسیری آیت‌الله طالقانی با آیت‌الله جوادی آملی یكی نیست اما در مورد آیه 106 سوره بقره که به مسأله نسخ حکم تغییر قبله مسلمانان اشاره دارد، هر دو مفسّر در نهایت به یک نتیجه رسیده‌اند. هر دو واقعیت نسخ را به تخصیص زمانی باز می‌گردانند و تغییر احکام الهی را در منافات با علم و قدرت لایتناهی الهی نمی‌دانند.

در قوانینی که بشر برای زندگی خود قرار می‌دهد، زیاد اتفاق می‌افتد که گاه پس از یک دوره زمانی، ناکارآمدی قانون مشخص می‌گردد و بشر به فکر وضع قانون جدید می‌افتد. آیا اتفاقی که در قوانین و فکر بشر می‌افتد در قوانین و آیات الهی نیز واقع می‌گردد؟ آیا آیات و نشانه‌های الهی هم دچار تغییر و تبدیل می‌شوند؟ چگونه ممکن است خدایی که عالم به تمام مصالح بشری است، دستور، حکم و یا آیه‌ای را برای بشر بفرستد و بعد خودش همین حکم را از بین ببرد؟ آیا باور به چنین اعتقادی با علم و قدرت بی‌نهایت خداوند سازگار است؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


نگاهی تطبیقی به رویكرد گلدزیهر و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی به ماهیت قرآن آیت ا... جوادی آملی
مسأله وحی یکی از مسائل کلیدی در فهم ماهیت دین اسلام است. از این رو بیشتر دانشمندانی که به اسلام پرداخته‌اند ناگزیر از توجه به این موضوع هستند. در این میان رویکردهای مختلفی برای تبیین وحی به کار گرفته شده است. برخی از دانشمندان صرفا به تاریخ تکیه می‌کنند و به دنبال ارائه فهمی بشری و مادی از این موضوع هستند. اما برخی دیگر با تکیه بر مفاهیمی که در درون خود دین بر آنها تأکید شده است، تلاش می‌کنند تا واقعیت وحی را پدیدار کنند. آنچه در ادامه می‌آید مقایسه‌ای است بین دیدگاه مفسّر و فقیه بزرگ شیعه؛ آیت‌الله العظمی جوادی آملی و اسلام‌شناس سرشناس غربی؛ ایگناس گلدزیهر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


تفاوت دو انگاره جی. ال. مكی و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در مسأله شرآیت ا... جوادی آملی
تأملی در ماجرای شرور عالم
جان لسلی مکی[1] (1917-1981) فیلسوف استرالیایی بود که به اخلاق و فلسفه‌ دین می‌اندیشید. وی را یک شک‌گرای اخلاقی نامیده‌اند. وی بر این باور بود که هیچ ارزش عینی وجود ندارد. به اعتقاد او، اخلاقیات و اموری از این دست همگی باید اختراع شوند به جای آنکه کشف گردند. وی با رویکرد شک‌گرایانه‌ای که داشت، به مسأله شرّ نیز توجه کرده بود. به باور او، وجود شرّ در عالم نمی‌تواند با وجود آفریننده‌ای حکیم و توانا منطبق باشد. وی از همین روی بود که بر دین‌داران خُرده وارد می‌کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


مقایسه دیدگاه‌های دكتر عبدالكریم سروش و آیت‎الله جوادی آملی درباره چیستی وحیآیت ا... جوادی آملی و دکتر سروش
آیت‎الله جوادی آملی با استناد به پاره‌ای از آیات قرآنی، هر گونه مداخله‌ پیامبر را در امر وحی، ناروا می‌داند و تهدیدات قرآنی را در این خصوص یادآور می‌شود.

 پدیده‌ وحی یکی از رازآمیزترین مقولات دینی است. در راه شناخت آن بسیاری سخن گفته‌اند. دکتر عبدالکریم سروش اما در تحلیلی بر این امرِ راز آلود در سال 1392 آن را با خواب و رؤیا برابر دانسته است. سروش اخیراً نیز در مناظره‌ای[1] زوایای بیشتری از ایده‌ خود را تبیین کرده است.

وی بر این باور است که برای تحلیل مقوله‌ وحی و تبیین بسیاری از آیات قرآنی می‌باید به یک تغییر الگو همّت گمارد. تغییر الگویی که سروش آن را پیشنهاد می‌دهد، گذر از "تفسیر" به سمت "تعبیر" است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

غزنویان :
سلسله ترکان غُز - غزنویانماجرای حکیم فردوسی بزرگ)

 غزنویان در بزرگترین حد خود
 غزنویان در بزرگترین حد خود
1- محمود غزنوی
2-محمد غزنوی
3- مسعود غزنوی

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:غزنویان باعتبار منطقه ای که از آنجا بودند یعنی غزنه ( غزنین ) بدین نام خوانده میشوند . بنیانگذارشان فردی بنام آلپتکین بود. این طایفه در واقع اجدادشان در پی فتوحات اعراب مسلمان از اسراء یی بودند که برای بردگی و نوکری و کنیزی اخذ شده بودند و سامانیان را از تجارت این بردگان و کنیزکان سودها فراوانی میرسید و در ماورالنهر رفته رفته تعدادشان زیاد شد و حتی این بردگان ترک را تا بغداد هم تجارت میکردند و در دربار خلفای عباسی هم تعدادشان زیاد بود و  نسلهای بعدی آنان دیگر آن بردگان نخستین نبودند تا جائیکه بعضی از آنان بفرماندهان بعض از سپاهیان عباسی هم رسیده بودند یا عینا همین وضعیت در شرق هم در بخارا در دربار سامانی بوجود آمد و ترکان مراتبی از ترقی را بخصوص در نظامی گری طی کردند و به فرماندهی لشکرهایی از سپاه سامانی هم رسیده بودند.

ترکان غز از غلامان دولت سامانی بودند که در پی اختلاف با آنان از آنها جدا شده و در مناطقی تجمع کرده و رفته رفته قدرت گرفتند اما از جهت سیاسی مذهبی همانند سامانیان دربست تابع خلفای عباسی در بغداد بودند.
در سال 350 آلپ تکین که بمعنی برده چابک میباشد از غلامان امیر احمد سامانی است که در ادامه نوکری رشد کرد تا جایی که مقام دربان ارشد (حاجب بزرگ ) دربار سامانی را اخذ کرد. و بعد از اخلاصمندیهای متواتر و پی در پی در زمان امیر عبدالملک سامانی ,  بسپهسالاری رسید که در نیشابور مستقر بود اما حاکم و دستگاه سیاسی در بخارا استقرار داشت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها