ساری

النوبة الثالثة
« وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّی أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ» الآیة...

یوسف حفیط و علیم

ابتداء بلاء یوسف خوابى بود كه از خود حكایت كرد: « إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً»،
و سبب نجات وى هم خوابى بود كه ملك مصر دید گفت: « إِنِّی أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ»
تا بدانى كه كارها بتقدیر و تدبیر خداست و در كار رانى و كار سازى یكتاست، هر چند سببها پیداست، اما با سبب بماندن خطاست.

پیر طریقت گفت:
سبب ندیدن جهلست اما با سبب بماندن شرك است،
از سبب بر گذر تا بمسبّب رسى، در سبب مبند تا در خود برسى،
عارف را چشم نه بر لوح است نه بر قلم، نه بسته حوّاست نه اسیر آدم،
عطشى دارد دایم هر چند قدحها دارد دمادم،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ»

خدا باید حفظ کند والا فلا

چون اللَّه را با بنده عنایت بود، پیروزى بنده را چه نهایت بود،
چون اللَّه رهى را در حفظ و حمایت خود دارد، دشمن برو كى ظفر یابد،
پیروز بنده ‏اى كه اللَّه تعالى نظر بدل وى پیوسته دارد كه او را بهیچ وقت فرا مخالفت نگذارد.

بنگر بحال یوسف صدّیق كه شیطان دام خود چون نهاد فرا راه وى كه:
النّساء حبائل الشیطان. و ربّ العالمین برهان خود چون نمود فرا وى.

جعفر صادق (ع) گفت:
برهان حق جمال نبوّت بود و نور علم و حكمت كه در دل وى نهاد، چنانك گفت: « آتَیْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً » تا بنور و ضیاء آن راه صواب بدید، از ناپسند برگشت و بپسند حق رسید، نه خود رسید كه رسانیدند! نه خود دید كه نمودند!
یقول اللَّه تعالى: « سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها»

کار نمودن دارد نه دیدن

بدان كه اقوال علما درین آیت مختلف است،
قومى گفتند یوسف (ع) بآن زن همّت كرد چنان كه آن زن بوى همّت كرد
قومى گفتند همّت آن زن دیگر بود و همّت یوسف دیگر، زن همّت فاحشه داشت و در دل كرد كه كام خود از وى بر دارد و یوسف همّت فرار داشت با مخاصمه، یعنى در دل كرد كه از وى بگریزد یا با وى برآویزد و فرمان وى نبرد.
قومى گفتند معنى همت آرزوى بود كه در دل آید بطبع بشرى بى اختیار و بى كسب بنده و بنده باین مأخوذ نباشد كه این در تحت تكلیف نیاید، پس این همّت نه از یوسف زلّت بود نه از آن زن، بلى زلّت زن بدان بود كه عقد و نیّت بدان پیوست و عزم كرد بر تحقیق آن همّت و خطرت و این عزم كسب بود لا جرم بدان مأخوذ بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ جاءَتْ سَیَّارَةٌ »
خداوند حکمت را بنیکوکاران میدهد
تعبیه لطف الهى است در حقّ یوسف
چاهى كه اندر قعر آن چاه با جگرى سوخته و دلى پر درد و جانى پر حسرت از سر بى نوایى و وحشت تنهایى بنالید و در حق زارید، گفت:
خدایا دل گشایى، ره نمایى، مهر افزایى، كریم و لطیف و مهربان و نیك خدایى،
چه بود كه برین خسته دلم ببخشایى و از رحمت خود درى بر من گشایى؟

برین صفت همى زارید و سوز و نیاز خود بر درگاه بى نیازى عرضه مى‏كرد تا آخر شب شدّت و وحشت به پایان رسید و صبح وصال از مطلع شادى بدمید و كاروان در رسید.

با دل گفتم كه هیچ اندیشه مدار
بگشاید كار ما گشاینده كار


كاروان بشاه راه آهسته و نرم همى آمد كه ناگاه راه بایشان ناپدید گشت و شاه راه گم كردند، همى رفتند تا بسر چاه، آن بى راه با صد هزار راه برابر آمد، دردى بود كه بر صد هزار درمان افزون آمد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ جاءَتْ سَیَّارَةٌ» ...

خداوند بندگان مخلص را حفظ میکند

مفسّران گفتند این سیّاره كاروانى بود كه از مدین مى ‏آمد بسوى مصر مى ‏شد و سالاران كاروان مردى بود مسلمان از فرزندان ابراهیم، نام وى مالك بن ذعر بن مدیان بن ابراهیم الخلیل، كاروان راه گم كردند، همى رفتند در آن صحرا و زمین شكسته تا بسر آن چاه رسیدند و چهارپایان همه زانو زدند و هر چند نه جاى فرو آمدن كاروان بود كه آب آن چاه به تلخى معروف و مشهور بود. امّا بعد از آن كه یوسف بوى رسید آب آن خوش گشت، چون چهارپایان آنجا زانو بزمین زدند مالك ذعر مردى زیرك بود، عاقل، مسلمان، بدانست كه آنجا سرّى تعبیه است، بفرمود تا كاروانیان بار فرو گذاشتند و آرام گرفتند و در كار آب فرو ماندند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثةوسیله آزمایش
إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى‏ أَبِینا مِنَّا...
برادران یوسف خواستند كه قاعده دولت یوسفى را منهدم كنند، و سپاه عصمت را در حقّ وى منهزم گردانند، و بر كشیده عنایت را بدست مكر خود بر خاك مذلّت افكنند، نتوانستند! و با قضاء رانده و حكم رفته برنیامدند! ...

حلق یعقوب را در حلقه دام محبّت یوسف آویخته دیدند، هر گاه كه نزدیك پدر در آمدند او را دیدند نشسته و آن بهار شكفته و ماه دو هفته را پیش خود نشانده و نطع وصال در خیمه جمال وى گسترده، ایشان چنان همى دیدند و از كینه و عداوت بر خود همى بیچیدند، با یكدیگر گفتند:
«لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى‏ أَبِینا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»،
پدر ما باین اختیار كه كرده كه یكى را بده برگزیده از راه صواب دور است، اكنون تدبیر آنست كه او را از چشم پدر غائب گردانیم، كه هر چه چشم نه بیند دل نخواهد، تا یكبارگى دل بر ما نهد و با ما پردازد، و این مایه ندانستند كه هر كه همه جوید از همه درماند: من طلب الكلّ فانه الكلّ،

اقبال یعقوب بخود بكلیت مى‏ خواستند بآن نرسیدند و بجاى اقبال اعراض دیدند چنان كه ربّ العزّه گفت: «وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ»،

آن گه از سر آن كینه و عداوت از روى تلبیس بر پدر باز شدند و از مكر این آواز دادند كه « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى و تقدّس: «إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ» ...

شیطان مسلط بر غافل از رحمن

«وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ» عصبة گروهى باشد از سه تا ده بدلیل این آیت كه ایشان ده بودند، و گفته ‏اند از ده تا بچهل چنان كه در آن آیت گفت: «لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ» و عصبه را از لفظ خود واحد بگویند، هم چون نفر و رهط، و اشتقاق آن از عصب است و تعصّب، و اقویا را گویند نه ضعاف را،

«إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» ضلال درین موضع و دو جاى دیگر هم درین سوره نام محبّت مفرط است، آن محبّت كه مرد در آن با خود بر نیاید و برشد خود راه نبرد و نصیحت نشنود، معنى آیت آنست كه پدر ما یوسف را و بنیامین را بدرستى و تحقیق بر ما برگزیده و مهر دل بافراط بر ایشان نهاده، دو كودك خرد فرا پیش ما داشته، و ما ده مردیم نفع ما بیشتر، و او را بكار آمده تر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 سورة یوسف – مكیة
النوبة الثالثة
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
آنهاییکه واقعا مومن اند خداوند نجاتشان را تضمین فرمود

نام خداوندى كه زبانها سزاى وى جست و ندید، وهمها فرا حجاب عزّت رسید و ببرید، گوشها فرا حقّ وى رسید و برسید، صفت و قدر خویش برداشت تا هیچ عزیز بعزّ او نرسد، و هیچ فهم حد او درنیابد و هیچ دانا قدر او بنداند، دانش او كس نداند، توان او كس نتواند، بقدر او كس نرسد،
لم یكن ثمّ كان را با لم یزل و لا یزال چه آشنایى! قدم را با حدوث چه مناسبت! حقّ باقى در رسم فانى چه پیوندد؟ ماسور تكوین بهیئة تمكین چون رسد؟

گر حضرت لطفش را اغیار بكارستى
عشّاق جمالش را امّید وصالستى‏
ممكن شودى جستن گر روى طلب بودى
معلوم شدى آخر گر روى سؤالستى‏


پیر طریقت گفت:
الهى، نور دیده آشنایانى، روز دولت عارفانى،
لطیفا، چراغ دل مریدانى و انس جان غریبانى،
كریما، آسایش سینه محبّانى و نهایت همّت قاصدانى،
مهربانا، حاضر نفس واجدانى و سبب دهشت و الهانى،
نه بچیزى مانى تا گویم كه چنانى
آنى كه خود گفتى و چنان كه گفتى آنى،
جانهاى جوانمردان را عیانى و از دیدها امروز نهانى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خدا
آن یکی آمد درِ یاری بزد
گفت یارش کیستی ای معتمد

گفت من، گفتش برو هنگام نیست
بر چنین خوانی مقام خام نیست

چون توئیّ تو هنوز از تو نرفت
سوختن باید ترا در نار تفت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ ذلِكَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ

طلم موجب خشم خداست

یحیى معاذ گفت: روزها پنج است، یكى روز مفقود دیگر روز مشهود سیوم روز مورود چهارم روز موعود پنجم روز ممدود،

امّا روز مفقود روز دینیه است كه بر تو گذشت وفایت شد و با تو جذر حسرت و تلهّف‏ در فوات آن نماند، دریافت آن را درمان نه، و با پس آوردن آن ممكن نه، و اگر گویى امروز تدارك كنم امروز را خود حقّى است كه جز حقّ خویش را در آن جایگیر نه، با تو جز ازین نماند كه گویى «یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ» و ربّ العزّة آن كند كه خود خواهد، اگر بیامرزد فضل آن دارد، و فضل از وى سزا است، و اگر عقوبت كند بعدل كند، و عدل وى راست.

امّا روز مشهود این روز است كه تو در آنى، اگر خود را دریابى و عمل كنى، و سفر آخرت را زادى برگیرى، و مقام رستاخیز را عدّتى بسازى، وقت آن یافته‏ اى بغنیمت‏ دار، و ببیدارى و هشیارى كار خود بساز پیش از آنكه روز بسر آید، و وقت در گذرد و كوش تا امروز از دى ترا به بود كه مصطفى (ص): گفته مغبون كسى است كه دى و امروز او را یكسان است‏ «من استوى یوماه فهو مغبون».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ ...
پیروان درصفی پشت سر رهبران خود بمحشر می آیند

شعیب (ص) متعبّد بود، بر اداء طاعات و تحصیل عبادات پیوسته حریص و بر آن مواظب بود، ساعت شب بنماز مستغرق داشتید و هنگام روز بلفظ شیرین و بیان پر آفرین پیغام حق با قوم خویش گزاردید و ازین سخنان كه ربّ العزّة از وى حكایت میكند كمال كفایت و وفور عقل و نور بصیرت و حصول سكینه در دل وى پیداست،
و ذلك قوله: إِنْ كُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی
این بیّنت كه نوریست كه در دل تابد، تا خاطر از حرمت پر كند، و اخلاق را تهذیب كند و اطراف را ادب كند، نه پیش دعا حجاب گذارد، نه پیش فراست بند نه پیش امید دیوار، از اینجا آغاز كند علم ربّانیان، و یقین عارفان، و ناز دوستان.

وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً
باز نمود و بیان كرد كه آنچه یافتم و دیدم، نه از خود یافتم، و نه بمردى و قوّت خود بآن رسیدم، بلكه آن رزق الهى است، موهبت ربّانى و لطف ایزدى، همانست كه مصطفى (ص) گفت: «انا سیّد ولد آدم و لا فخر»
كرامتى عظیم، و نواختى كریم، از خداى كریم، و بدان فخر مى ‏نیارم، كه نه مكتسب منست، و نه بجلادت و قوّت من، تا بآن فخر توانم كرد، موهبت الهى است، و عطاء ربّانى بفضل خود كارى ساخته و پرداخته، و بى ما راست كرده.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِی‏ءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً الآیة.

ظالم در هر سطحی،ملعون الهی است

اشارت است بكمال حزن لوط و غایت درد و اندوه وى در راه دین،
هم تشریف است او را هم بشارت،
تشریف است از آن روى كه عزّت قرآن او را جلوه میكند، و از اندوه وى عالمیان را بر آتش اندوه مى‏نشاند، و خلعت مثوبت روز دولت ایشان را میدوزد، و
بشارت از آن است كه هر كرا بر آمدن مراد در طالع وى بود، نخست تیر بى ‏مرادى در كام وى نشانند، و بر درد و اندوهش اندوه فزایند، آن گه چون یكبارگى دل خویش باندوه سپرد، و از راه مراد خود برخاست، محبّت حقّ او را در پرده عصمت خویش گیرد كه:
« ان اللَّه یحب كل قلب حزین »
دوست دارد اللَّه دلى كه همه غم نادیدن وى خورد، همه بار درد نایافت وى كشد،
اندوهش بدان دهد تا روزى گوید، كه: لا تَحْزَنْ
ترس و بیم در دلش افكند، تا در وقت نزع او را گوید كه: لا تَخَفْ


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
دروغ بر خدا باعث عزل ار رستگاری میشود

كردگار قدیم جبّار نام دار عظیم خداوند حكیم، جلّ جلاله و عزّ كبریاؤه و عظم شأنه در بیان قصه عاد و ثمود اظهار جلال و تعزّز و استغناى ازلى میكند،
سیاست جبّارى و عظمت قهارى خود بخلق مینماید، تا بدانند كه او بى ‏نیاز است از جهان و جهانیان، نه ملك وى بطاعت مطیعان، نه عزّت وى بتوحید موحدان، نه در جلال وى نقص آید از كفر كافران، درگاه عزّت را چه زیان، اگر همه عالم زنّار بر بندند: در باغ جلال گو خلالى كم باش.

فرمان آمد كه اى هود تو عاد را بخوان، اى صالح تو ثمود را بخوان، اى ابراهیم تو نمرود را بخوان،
شما میخوانید و من آن كس را بار دهم كه خود خواهم كارها بارادت و مشیّت ما است ازل و ابد مركب قضا و قدر ما است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیها إِلَیْكَ

عزت فقط از آن خداست

اشارت است بجلال قدر مصطفى (ص)، و كمال عزّ وى لطف ایزدى است كه گوهر فطرت محمد مرسل را جلوه میكند،
میگوید: ما قصّه پیشینان، و آیین رفتگان، و سرگذشت جهانیان از قوم نوح و عاد و ثمود و امثال ایشان همه بر تو كشف كردیم، و مشكلهاى غیبى و نكتهاى علمى خلق را بر زبان تو بیان كردیم دو معنى را،
یكى اجلال قدر تو خواستیم، و كمال امانت و دیانت تو وا خلق نمودیم، تا جهانیان بدانند كه
مفتى عالم جبروت و منهى خطّه ملكوت تویى،
محلّ كشف اسرار ازل و ابد تویى، آن اسرار كه با تو بگفتیم با كس نگفتیم،
و آن انوار كه بدل تو راه دادیم بكس ندادیم،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ ...
هدایت بشرط مزد نیست

از روى اشارت بر ذوق جوانمردان طریقت میگوید:
فردا ساكنان حظیره قدس و ملوك مقعد صدق و اشراف درجات علیّین ایشان خواهند بود كه امروز حلقه فرمان ما در گوش بندگى دارند، در سراى اخبات آرام گرفته، در شاهراه رضا بحكم بندگى گوش بفرمان داشته، و از راه معارضه برخاسته.

گفته ‏اند: حقیقت بندگى دو خصلت است:
آن كنى كه او پسندد، و
آن پسندى كه او كند،

اى مسكین، نمرود طاغى در كافرى یك بار تیر انكار در روى ایمان زد، تو در مسلمانى بروزى چندین بار تیر انكار و اعتراض بر روى احكام تقدیر زنى، صفت بندگیت كجا درست آید، رضا و تسلیم چون بود؟

بندگى آنست كه در كوى حقیقت كمر وفا بر میان بندى، و دست در بند شریعت دهى، كه تا دست در بند مى ‏بود هرگز بگشادن كمر نرسد
تو بنده‏ اى و راه آزادان میروى، تو بنده‏ اى و مراد خداوندان میجویى، بنده هرگز چون خداوند نبود، آزادى و بندگى هر دو بهم نیایند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما یُوحى‏ إِلَیْكَ...
ایمان فقط باذن الهی است
فرمان آمد از درگاه احدیّت و جناب صمدیّت بمهتر كائنات، و سیّد سادات، شمس هدایت، و كیمیاى دولت، سهیل سعادت، و بحر طهارت،
كه ما ترا بخلق فرستادیم تا طبیب دلهاى اندوهگنان باشى، مرهم درد سوختگان، و آسایش جان مؤمنان باشى،

این نامه ما بر ایشان خوانى، و آن لهیب آتش عشق ایشان و سوز دل ایشان در آرزوى دیدار ما امروز بر بنشانى، و فردا را وعده وصال و دیدار دهى،
پس بدانكه تنى چند ازین مهجوران عدل ما، و رنجوران داغ قطیعت ما، شنیدن آن مى‏ نخواهند كه ذوق آن نمیدانند، و حوصله آن ندارند، و آن گه از تو ترك آن مى ‏درخواهند آن را مى‏ بگذارى، و بر امید صلاح و ایمان ایشان مراد ایشان مى ‏جویى،
مكن اى محمد، مراد ایشان مجوى، و دل در ایشان مبند، كه ما ایشان را در ازل براندیم، و داغ حرمان و خذلان بر ایشان نهادیم.

اى سید
ایشان ترا دشمنان و بد خواهانند اگر سخنى بطعن گویند یا تعنّتى جویند دل خویش بتنگ میار، و اگر ایمان نیارند غم مخور، ایشان خبیث‏ اند و حضرت عزّت ما پاك است جز پاكان را بخود راه ندهد


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة هود - مكیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
خدازده را چاره نیست
صد سال برآید و بریزد دل من    
هم بوى وصال تو دمد از گل من


اى خداى كریم مهربان، اى نامدار رهى دار نگهبان، عالم تویى باسرار بندگان، مطلع خودى بر دلهاى دوستان،
بار خداى همه بار خدایان، خداوند همه خداوندان، پیش از هر زمان و پیش از هر نشان، در ملك بى در بایست، ملكى در ذات بى هامانست، خداوندى پاك از دریافت چون، منزّه از گمان و پندار و ایدون، بیننده هر تاریك، داننده هر باریك، نزدیك‏تر از هر نزدیك، نزدیك است ببر، تا دوست از شادى شود مست، دور است بقدر تا دشمن نداند كه هست، از دوست بجنایت نبرد كه بردبار است و وفادار، از دشمن بخدمت فرهیب نگیرد كه جبّار است و كردگار، نه عدل وى را چرا پیدا، نه فضل وى را منتهى پدید، نه عدل وى را درمان، نه فضل وى را كران، عدل پیش فضل خاموش، و فضل را حلقه وصال در گوش، نبینى كه عدل نهانست و فضل پیدا، تا دشمن مغرور است و دوست شیدا،

خداوندا آرام دل غریبانى، یادگار جان عارفانى، زندگانى جان و آیین زبانى، بخود از خود ترجمانى، بحقّ‏ تو بر تو كه ما را بوصال خود رسانى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
فَلَوْ لا كانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ
ایمان و هدایت اجباری نمیشود

بزرگست و بزرگوار خداوند كردگار، نامدار رهى‏ دار، كریم و مهربان، خداى جهان و جهانیان، دارنده ضعیفان، نوازنده لهیفان، نیوشنده آواز سایلان، پذیرنده عذر عذر خواهان، دوستدار نیاز و سوز درویشان و ناله خستگان،

دوست دارد بنده ‏اى را كه درو زارد، و از كرد بد خویش بدو نالد، خود را دست آویزى نداند، دست از همه وسائل و طاعات تهى بیند، اشك از چشم روان، و ذكر بر زبان، و مهر در میان جان، نبینى كه با قوم یونس چه كرد؟

آن گه كه درماندند و عذاب بایشان نزدیك گشته، و یونس بخشم بیرون شده، و ایشان را وعده عذاب داده، بامداد از خانها بدر آمدند، ابر سیاه دیدند و دود عظیم، آتش از آن پاره پاره مى ‏افتاد، بجاى آوردند كه آن عذاب است كه یونس مر ایشان را وعده داد یونس را طلب كردند و نیافتند، جمعى عظیم بصحرا بهم آمدند طفلكان را از مادران جدا كردند، كودكان را از پدران باز بریدند، تا آن كودكان و طفلكان بفراق مادر و پدر گریستن و زارى در گرفتند، پیران سرها برهنه كردند و محاسن سپید بر دست نهادند همى بیك بار فغان برآوردند، و بزارى و خوارى زینهار خواستند، گفتند:
اللهم ان ذنوبنا عظمت و جلّت و انت اعظم منها و اجلّ،
خداوندا گناه ما بزرگست و عفو تو از آن بزرگتر،
خداوندا بسزاى ما چه نگرى بسزاى خود نگر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَكُمْ قِبْلَةً

دوستان خدا نه بیم دارند نه حزن

از روى ظاهر بزبان تفسیر مؤمنان را بیت الخدمة مسجد و محراب است میگوید: آن را ساخته دارید، عبادت و خدمت ما را، و در آن معتكف نشینید طلب قربت ما را، و سود خود در آن جویید كه آن بازار آخرت است و شما بازرگانان و توحید رأس المال و اصل بضاعت و هر كس را سود بر اندازه بضاعت باشد، ...

شرط آنست كه چون روى به بیت الخدمة نهى و قصد مسجد و محراب كنى تا بحضرت نماز شوى
نخست باطن خود بآب توبه بشویى چنان كه ظاهر را به آب مطلق طهارت دادى
آن گه خواجگى و رعنایى و تكبر بر در مسجد از خود فرو نهى،
بنده ‏وار بسان بندگان شكسته و كوفته قدم عجز و نیاز در مسجد نهى سر در پیش افكنده، و زبان تضرع بگشاده، با دلى پر درد و جانى پر حسرت و چشمى پر آب با تشویر و با خجلت تكبیر بندى
در حال تكبیر كبریاء حق بدیده سر بدیده،
و بوقت قیام در خجلت گناه خود بمانده
و چون نام و كلام او بر زبان وانى نهاد تو بكلیت باید كه عین آگاهى گردد،
در ركوع همه عین تواضع شود، در سجود ادب حضرت بجاى آرد، و چنان داند كه در جوار قرب اوست، و در عین و نظر اوست، كه میگوید جلّ جلاله: وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ...
کتاب مبین

مثال ربّانى از حضرت سبحانى آنست كه بلا از درگاه ما خلعت دوستانست،
و جرعه محنت از كاس محبت نوشیدن پیشه مردان است،
هر كه نهاد او نشانه تیر بلاى ما را نشاید، طلعت او محبّت و جمال ما را هم نشاید،
عادت خلق چنان است كه هر كه را بدوستى اختیار كنند همه راحت و آسایش آن دوست خواهند
و سنت الهیّت بخلاف اینست هر كرا بدوستى بپسندد شربت محنت با خلعت محبّت بر وى فرستد

ان اشد الناس بلاء الانبیاء ثم الاولیاء ثم الامثل فالامثل و اذا احب اللَّه عبدا صب علیه البلاء صبا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدس: یا أَیُّهَا النَّاسُ
بهتر از هر چیز فضل الهی است

خداوند بزرگوار، جبّار كردگار، میگوید: جلّ جلاله اى مردمان نداى عامّ است واهمگان میگوید، تا خود كه نیوشد، خطاب جامع است تا كه پذیرد، همه را میخواند تا كرا خواهد، نداى عامّ است و بار دادن خاصّ دعوت عامّ است و هدایت خاص فرمان عامّ است و توفیق خاصّ اعلام عامّ است و قبول خاصّ، نه هر كرا خواند او را خواهد نبینى كه آنجا گفت: وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ
ناخواسته را خواند حجّت را، و خواسته را خواند قربت را، ظاهر ندا یكى و باطن ندا مختلف.

یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ آنك
آمد بشما موعظتى از خداوند شما یعنى قرآن كه یادگار مؤمنان است، جایى دیگر گفت: وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنِینَ یادگار مؤمنان است و مونس عارفان، و سلوة محبان و آسایش مشتاقان وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ شفاى بیمار دلان، و آسایش اندوهگنان،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْكَ

ولی باید دانا و حکیم باشد

مستمعان مختلف ‏اند و درجات ایشان بر تفاوت،
یكى بطبع شنید بگوش سر خفته بود سماع او را بیدار كرد تا از غم بیاسود،
یكى بحال شنید بگوش دل آرمیده بود سماع او را در حركت آورد تا او را نسیم انس دمید،
یكى بحق شنید با نفسى مرده و دلى تشنه و نفسى سوخته یادگار ازلى رسیده و جان بمهر آسوده و سرّ از محبّت ممتلى گشته.

بو سهل صعلوكى گفت: مستمع در سماع میان استتار و تجلّى است. استتار حقّ مبتدیان است، و نشان نظر رحمت در كار مردان، كه از ضعف و عجز طاقت مكاشفت سلطان حقیقت ندارند...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً
وعده خدا حق است

كردگار قدیم، جبّار نام دار عظیم، جلّ جلاله و عظم شأنه خبر میدهد از هیبت و سیاست روز رستاخیز، روز حشر و نشر، روز عرض و شمار، روز محاسبت و مسائلت خلق اوّلین و آخرین جمع كرده، دیوان مظالم فرو نهاده، ترازوى عدل در آویخته، دوزخ آشفته، برگستوان سیاست بر افكنده، و آن را بعرصات حاضر كرده، شعله اى آتش حسرت از دلها بر افروخته، جانها بلب رسیده، دوست و دشمن آشنا و بیگانه از هم جدا كرده، آن ساعت از جناب جبروت و درگاه عزّت بحكم سیاست نداى قهر آید بعابد و معبود باطل مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدّس هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ...
نظام ظالمانه را خدا نابود میکند

بزبان اهل اشارت سیر در برّ راه بردن است در مشارع شرع از روى استدلال بواسطه رسالت، و سیر بحر غلبات حق است كه در وقت وجد عنان مركب بنده بى‏واسطه در منازل حقیقت بمشاهد قدس كشد، تا چنان كه در دریا سیر یك ماه بیك روز كنند، این جوانمرد درین میدان بیك جذبه الهى مسافت همه عمر باز برد.

اینست كه گفتند: جذبة من الحق توازى عمل الثقلین سیر برّ، سیر عابدان است و زاهدان در بادیه مجاهدت، بر مركب ریاضت بدلالت شریعت، مقصد ایشان بهشت رضوان و نعمت جاودان.
سیر بحر، سیر عارفان است و صدّیقان در كشتى رعایت، میرواند آن را باد عنایت در بحر مشاهدت، مقصد ایشان كعبه وصلت و راز ولى نعمت.

و گفته‏ اند برّ و بحر اشارت ‏اند بقبض و بسط عارفان، گهى در قبض میان دهشت و حیرت مى‏زارند، گهى در بسط میان شهود و وجود مى‏نازند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها