چند نفردر مملکت کار میکنند؟! تنها ۲ نفر!!!!!
جمعیت ایران : ۶۰.۰۰۰.۰۰۰ نفر۱- اشخاص پیر و کسانیکه بالای ۶۵ سالند = ۱۵.۰۰۰.۰۰۰ نفر
۲- کسانی که سنشان کمتر از ۲۰ سال است= ۲۵.۰۰۰.۰۰۰ نفر
۳- زنانی که از وجودشان برای کار استفاده نمیشود=۱۵.۰۰۰.۰۰۰ نفر
۴-کارمندان دولت که بدون تقصیر ،مفید کار نمیکنند=۱.۰۰۰.۰۰۰ نفر
ادامه مطلب
طبقه بندی: اجتماعی، از آنجور حرفا، لطیفه ها، سیاسی،
برچسب ها: کار، کارگر، کارمند، بیکار، بیکاری، زندانی، ارتشی، ملا، زنان، مریض، بچه ها،
ماندنی فیلم مارمولک:من به عنوان نماینده تام الاختیار خدا در این محله و تمامی محله ها به شما میگم خدا شما رو بخشید ، خلاص ، برو حالتو بکن اما مواظب باش اسراف نکنی ..
طبقه بندی: الله، وبلاگی، عشق,حب و دوستی، لطیفه ها،
برچسب ها: خدا، دوستی، گناه، فیلم، مارمولک،

طبقه بندی: تصاویر، عجیب و غریب، از آنجور حرفا، لطیفه ها، سیاسی،
برچسب ها: ایران، گربه، اسراییل، موش، کثیف،
جاسوسی ) در مملکت خطرناکتر است ) را
نوشته بودم و آنرا در یکجایی از وب منتشر کرده بودم که الآن اصلا در خاطرم
نیست که اصل آن مطلب و نوشته در کجاست. اما اخیرا در وبگاه آقای محمدرضا
زارع مطلبی تحت همین عنوان دیدم که عینا آنرا در اینجا منتشر میکنم و
همچنان بر همان اعتقاد هستم که چاپلوسان خطرناکترین انسانهای کثیف برای
هرگونه انحراف هستند بخصوص در منزوی کردن انسانهای اهل و شایسته و مستقل
نقش مستقیم دارند. من از چاپلوس جماعت بیشترین نفرت را دارم ( محمود زارع )نقل است "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و دستور داد تا درسرقلیانها به جای تنباکو ، از سرگین اسب استفاده نمایند. میهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند! ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد ، اما رجال - از بیم ناراحتی شاه - پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی نکشیده اند!
شاه رو به آنها کرده و گفت :
«سرقلیانها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان
فرستاده است » همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند:« به راستی
تنباکویی بهتر از این نمیتوان یافت»
شاه به رئیس نگهبانان دربار - که
پکهای بسیار عمیقی به قلیان میزد- گفت: « تنباکویش چطور است؟ » رئیس
نگهبانان گفت:«به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان میکشم ، اما
تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ام!»
شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد
و گفت: مرده شوی تان ببرد که به خاطر حفظ پست و مقام ، حاضرید به جای
تنباکو ، پِهِن اسب بکشید و بَه بَه و چَه چَه کنید.
مطلب از: وبگاه محمدرضا زارع
طبقه بندی: خط سوم، اجتماعی، از دیگر سایتها، از آنجور حرفا، لطیفه ها،
برچسب ها: چاپلوسی، ایران، مدیران، شاه عباس، درباریان، اداره، ادارات، دولت، کارمندان، رئیس، مرئوس،
مطالب مرتبط: چاپلوسی و ایرانیان و روساء،

ادامه تصاویر...
طبقه بندی: تصاویر، لطیفه ها، زنان، از دیگر سایتها، از آنجور حرفا، عشق,حب و دوستی، اجتماعی،
برچسب ها: کارکاتور، ازدواج، رسم، رسوم، اجتماعی، آداب، سخت گیری،
احتیاطی و یک اشتباهو آن اینکه خواستم برای روز جشن تولد نامزدم هدیه ای بفرستم و باتفاق خانم خوش پسندی ببازار رفتم و یک جفت دستکش بسیار اعلا خریدم و بشاگرد مغازه برای بسته بندی دادم .
گویا خانم خوش پسند هم برای خودش دو عدد ( تنکه ) خریده و او هم برای بسته بندی به همان شاگرد داده بود. موقعی که خواستیم از مغازه خارج شویم بسته مرا اشتباهی به او دادند و بسته او را به من.
من هم بمنزل آمده و کاغذی نوشتم و با بسته برای نامزدم فرستادم و بی احتیاطی که نمودم اینکه بسته را باز نکردم تا اطمینان حاصل کنم اما وقتی نامزدم بسته را باز میکند می بیند دو عدد تنکه برایش فرستادم و چون نامه را میخواند می بیند که چنین نوشته ام:
خانم عزیزم با تقدیم این نامه خواستم کمال معذرت را از ارسال این هدیه ناقابل که نمونه ای از محبت خالصانه من به سرکار علیه است خواسته باشم و ضمنا یقین بدانید که هرگز تاریخ تولد شما از نظر من محو نمیشود این هدیه مختصر را مخصوصا بدیم نظر انتخاب نمودم که یقین دارم شما احتیاج خاصی به آن دارید و هرگز بدون آن به مهمانی نمی روید .
ادامه مطلب
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: لطیفه، جوک، قدیمی، کلاسیک، اشتباه،
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: لاادری و لااعلم پسران ملا فراموش بن ملاسهوی بن ملانسیان ساکن قصبه ناپیدا بود مضاف بصوبه عدم آباد سلسله نسب این بزرگواران از جانب مادر به نشناخته بیگم دختر نادر بیک خان و از طرف پدر به ملامعدوم متخلص به بی نشان فرزند نواب سرگردان خان میرسد. و کمتر بیاضی و سفینه ای و کشکولی و مجموعه ای خواهد بود که در آن اشعار این حضرات مرقوم و مسطور نباشد و اکثر مردم اشعار ایشان را بنام دیگران میخوانند و اشعار دیگران را از ایشان میدانند سنین عمر این صاحبان بیحساب و بیشمار و وفات اینها بر نفخه صور موقوفست .
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: گمنام، لطیفه، ادری، لاادری، جوک،
مطالب مرتبط: لطیفه ها،
طبقه بندی: تاریخ، لطیفه ها، از آنجور حرفا،
برچسب ها: دسته گل، آب، عروس، شانس، اقبال، بدقدم،
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:قبل از اسلام اعراب معبود خودشان را از خرما میساختند و بر او سجده میکردند و بعد آنرا میخوردند حتی اینکه عمر خطاب پیش از مسلمان شدن , صبح از خرما بت درست میکرد و عصر که گرسنه میشد آنرا میخورد. مورخین درباره ی وی نوشته اند " اکل ربه من الجماعه " هم خدا میخواست و هم خرما !
( کتاب نفایس اویسی جلد اول . باب دهم – وجه تسمیه – صفحه 261 )
طبقه بندی: الله، خط سوم، خبر و اطلاع، فرق مذهبی، اندیشه و مذهب، از آنجور حرفا، لطیفه ها، تاریخ،
برچسب ها: عمر، بت، خرما، خدا،
مطالب مرتبط: وجه تسمیه حرف مفت،
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:روزیکه تلگرافخانه در عهد ناصرالدین شاه در ایران افتتاح شد مردم باور نمیکردند که میشود از اینجا مثلا به ساری یا اصفهان یا شیراز با کسی مکالمه نمود برای آنکه مردم یقین کنند , مخبرالدوله با اجازه شاه یکی دو روز را به مردم اجازه دادند که مجانی با دوستان یا طرف خود که در شهرهای اصفهان یا شیراز یا ساری و نقاط دیگر بودند صحبت کنند , چیزی بپرسند و جواب بخواهند تا مردم یقین کنند که تلگراف شعبده بازی نیست .
مردم هم ازدحام کردند و سیل مخابرات بولایات روانه شد . اما روز سوم که مردم آمدند تلگرافخانه دیدند روی صفحه کاغذی نوشتند و بدر تلگرافخانه چسبانده اند که از امروز به بعد ( حرف مفت ) قبول نمیشود . و برای هر کلمه مثلا یک عباسی باید بدهند و این یک عباسی بعدها دهشاهی شد که تا چند سال قبل از انقلاب هم دهشاهی بود و تا سال 1340 کلمه ای یک ریال میگرفتند و مردم مجبور بودند مطالب خود را خیلی فشرده و موجز بنویسند.
مثلا سالی که قشون اجنبی ببملکت ما آمد یکی از مردم شهرهای خارج از کشور به برادر خود که در تهران سکونت داشت تلگرافی کرده باین مضمون ( که جزء تلگرافهای تاریخی است و متن مخابره این است : تهران خیابان فلاحت تیمچه کرامت اخوی هدایت ارس وارد اموال غارت ابوی مفقود جاده ها مسدود والده رحلت همشیره بی عصمت همگی سلامت قربانت عنایت )
طبقه بندی: اجتماعی، خبر و اطلاع، مجلات قدیمی، از آنجور حرفا، لطیفه ها، تاریخ،
برچسب ها: تاریخ، تاریخ ایران، تلگراف، قاجار، عصمت، وجه تسمیه، مفت، مجانی، حرف مفت، دهشاهی، شاهی، عباسی، ناصرالدین شاه، اجنبی، تهران، فلاحت، تهران قدیم،
مطالب مرتبط: لطیفه ها،
طبقه بندی: فیلم، لطیفه ها، اجتماعی، از آنجور حرفا، از دیگر سایتها، عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: آخوند، درس، تنبیه،
مطالب مرتبط: این هم معلم در سیستم آموزشی عربهای حاشیه خلیج فارس،
ادامه مطلب
طبقه بندی: فیلم، مصاحبه، لطیفه ها، از آنجور حرفا،
برچسب ها: دست پاچگی، هول، هول شدن، مصاحبه، صدا و سیما، مردم، سوتی،
طبقه بندی: تصاویر، لطیفه ها، خبر و اطلاع، از آنجور حرفا، چاشت چوپان گاهنوشت،
برچسب ها: حوزه، بلیه، حوادث، دعا، پول، عجیب، دیگه چی،
مطالب مرتبط: آقازاده ها و خودروی بوگاتی، عکس + هجوم آفت مگس مدیترانه ای به باغات مازندران، فقط احمق ها دیگران را احمق تصور میکنند !،

بیچاره جوونها جا که مثل خیلی ها ندارند و لذاست که زود لو میرن !
طبقه بندی: زنان، تصاویر، لطیفه ها، اجتماعی، خبر و اطلاع، از آنجور حرفا،
برچسب ها: زن، مرد، خلط، اختلاط، آزادی، ورزشگاه، فوتبال، ورزش،
مطالب مرتبط: متفاوت بودن خانم ها با آقایان در توجه به اطراف و طرف !، گر حفظ مراتب نکنی زندیقی ! ادب یعنی هر چیزی بجای خود...، ... نبار باران!...دشت در اینجا شوره زاریست و جز خس نمی آرد....، چند مدل بستن روسری برای خانمها،
طبقه بندی: فیلم، لطیفه ها، عجیب و غریب،
برچسب ها: نوازنده، دهان، ساز، آهنگ، جالب، زیبا، باحال،
مطالب مرتبط: استاد علیرضا افتخاری در برنامه قدیمی تلویزیون، مشاعره استثنائی رها کوچولوی عزیز، ایرانی جماعت از صدا کم نمی آره،، Kitaro (كیتارو 2004 -1 )،، ربنا اثر جاودانه استاد شجریان ویژه رمضان،
جالب بود و بهمین مناسبت آنرا در اینجا نقل میکنم. در آن صفحه نوشته بود : هرگز فکر نکنید دیگران احمقند ... عتیقهفروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسهای نفیس و قدیمی دارد كه در گوشهای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن مینهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند میخری؟ گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقهفروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقهفروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنهاش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروختهام. كاسه فروشی نیست.طبقه بندی: وبلاگی، لطیفه ها، از آنجور حرفا،
برچسب ها: احمق، گربه، روستایی، عتیقه، نیرنگ، زیرکی، تصور، فریب،
مطالب مرتبط: با دوست بخور،،
خلاف قول خود کردی , تو بی شک صدا از کاف و از واو است و از نون
طبقه بندی: حکمتها، لطیفه ها،
برچسب ها: خلف وعده، بدقولی، زشت، ارزش، سوراخ، صدا،
مطالب مرتبط: نبرد مرد زن ذلیل و سه شرط انتخاب یار، سركه هفت ساله عبید زاکانی، گربه تبر دزد عبید زاکانی،
طبقه بندی: زنان، فیلم، مصاحبه، لطیفه ها، از آنجور حرفا، عجیب و غریب،
برچسب ها: شعر، مشاعره، رها، کودک، ایرانی، هوش، حافظ، سعدی، مولوی، فیلم،
مطالب مرتبط: دختران و زنها مواظب ابلیسهای آدم رو باشند، این یعنی شایسته گزینی در ادارات دولتی ایران، ایرانی جماعت از صدا کم نمی آره، Kitaro (كیتارو 2004 -1 )، هیلتر مقصره یا مردمی که دارند برایش غش و ضعف میکنند؟!!،
ساری گاهنوشتهای محمود زارع :جایی خوانده بودم که زن را به زر و مرد را به زن بسنجید
زبون زن شدن آئین شیرمردان نیست
این شاعر هم سه خصلت برای همسر گزینی را ملاک اصلی میداند : 1- وفاداری 2- بذل مال 3- پوشیدن اسرار
درست هم گفته واقعا زن یا مردی را تصور کنید که وفادار نباشد و به همسر خویش خیانت کند , از بخشش ( در صورت داشتن ) خست کند و راز و سر شوی یا همسرش را در سینه ندارد , واقعا بخاک هم نمی ارزد :
بفروش بخاکش که نیرزد زان بیش
پوشیدن اسرار تو در سینه ی خویش
طبقه بندی: زنان، حکمتها، لطیفه ها، اجتماعی،
برچسب ها: مرد، زن، زر، شهوت، زبون، شیرمردان، یار، خصلت، همسر، وفاداری، اسرار، خیانت، کیش،
مطالب مرتبط: پلنگ . طنز عبید زاکانی، تقلید صدای زنانه و اغفال احمق ها و طماعان، روابط نامشروع بیشتر در زنانی اتفاق می افتد که ...!، زنها و اشک و نیمه دیگر مردها، بدانید که هر روزه با آدم طرف هستید نه سوسک !، لوازم آرایشی نازا ( عقیم ) کننده و خطرناک، حجاب , تنها در برابر نامحرم !،
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: سركه، هفت ساله، عبید زاکانی،
مطالب مرتبط: عکس ,شاهکار از نوع دیگر، پلنگ . طنز عبید زاکانی، در فكر بودم ... طنز عبید زاکانی،
زنش پرسید چرا تبر
در مخزن مینهی؟ گفت: تا گربه نبرد. گفت:گربه تبر چه میكند؟ گفت: ابله زنی
بوده ای! تكهای گوشت كه به یك جو نمیارزد میبرد، تبری كه به ده دینار
خریده ام، رها خواهد كرد؟
نیم عمر و کل عمر
حکمت دیه زنطبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: عبید زاکانی، رساله دلگشا، گربه، تبر، لطیفه،
بر جامه او ز نیل رنگی باشد.
چون بازآید، زهره پلنگی باشد
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: پلنگ، طنز، عبید زاکانی، خادم، زن، خواجه، سفر،
مطالب مرتبط: ماهنامه گلآقا در سایت لمون پرس، حجاب و بی حجابی ( کاریکاتور )،
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: عبید زاکانی، پیاز، دزد، باغ،
مطالب مرتبط: لطیفه ها،
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:كسی را پدر در چاه افتاد و بمرد. او با
جمعی شراب میخورد. یكی آنجا رفت، گفت: پدرت در چاه افتاده است. او را دل نمیداد
كه ترك مجلس كند. گفت: باكی نیست مردان هرجا افتند. گفت: مرده است. گفت: والله شیر
نر هم بمیرد. گفتند: بیا تا بركشیمش. گفت: ناكشیده پنجاه من باشد. گفتند: بیا تا
برخاكش كنیم. گفت: احتیاج به من نیست. اگز زر طلاست من بر شما اعتماد كلی دارم.
بروید و در خاكش كنید.عبید زاکانی
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: عبید زاکانی، شراب، خمر،
مطالب مرتبط: لطیفه ها،
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: عبید زاکانی، طنز کهن،
مطالب مرتبط: لطیفه ها در ساری،





