چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
علـــــی آن شیـــر خـــدا شـــاه عــــرب
الفتـــــی داشتـــــه بـا ایـــن دل شــــب
شـــب ز اســـرار علـــــی آگـــــاه است
دل شـــب محــــرم ســــراللـــه اسـت

شـــب شنفتـــه ست مناجات علــی
جوشــش چشمـــه‌ی عشــق ازلـی
شــاه را دیده به نوشینــی خـــواب
روی بــــــر سینــه دیــوار خـــــراب

قلعــه بانی که به قصـر افــــــلاک
ســر دهـــد ناله‌ی زندانیِ خاک
اشکبــاری که چـو شمع بیـزار
مــــی‌فشاند زر و می گرید زار

دردمـدی که چو لب بگشاید
در و دـــیوار بـــه زنهـــار آیــد


ادامه شعر .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... فلسفه عبادات بخصوص نماز و روزه و زکوه و حج ... اگر بپذیریم که هر چیزی که مخلوق خالق است دارای دو وجه ظاهر و باطن است پس صورت عبادات را که ظاهر آنست بایست باطنی هم داشته باشد که معنی و هدف آنست که در لسان علمایی چند فلسفه عبادت نامیده میشود...
ساری , گاهنوشته های محمود زارع (خاموشی)

... نماز... نفس تو آلوده حرص و هوی است ؛ بدریای فنا طهارت کن از هر دو عالم دست و روی بشوی و بمصلای قناعت در بین بیم و امید خلوتی گزین

تمام خشک و تر دنیا ولو همه عقل باشد از سر آن برخیز و جوانمردانه آنرا ببخش ...

شکم خویش از روزه تهی مکن ؛ دل خویش را تهی ساز و جز بدیدار خدا بدگر چیز افطار مکن

بعد از آن از بیابان هوی احرام بگیر آنگاه طواف کعبه اسلام را نما


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:در بعضی از رسائل عرفا « ذکر » را هفت (7) مرتبه ذکر کرده اند که عبارتست از :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (ذکر)

1) ذکر قالبی
2) ذکر نفسی
3) ذکر قلبی
4) ذکر سرّی
5) ذکر روحی
6) ذکر عیونی
7) ذکر غیب الغیوب

شرح مختصر آن چنین است که یک فرد « ذاکر » در ابتدای انابت که هنوز ذکر در باطنش ساری و جاری نشده است و باصطلاح سیر او در سلوک از محسوسات جزئیه نگذشته , مداومت او را بر " ذکر زبان قالبی " گویند.

و چون او را بسبب تکرار و مواظبت تبدیل بعضی از اخلاق ذمیمه حاصل شود و اثر ذکر را در نفس خود ادراک نماید و بتعقل معنی ذکر مسرور شود آنرا " ذکر نفسی " گویند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خورشید کمال است نبی , ماه , ولی
اسلام محمد است و ایمان علی
گر بیّنه بر امامتش میطلبی
بنگر که زبینات اسماست جلی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (مولا علی)

در بخش قبلی شعر فوق را ذکر کردیم و شاید بعضی از مخاطبین همینطوری ساده بعنوان یک رباعی بدان نظری سطحی کرده اند در صورتی که با توجه بشرحی که دادیم و مختصری هم که ذیلا خواهیم آورد باید متوجه شوید که این رباعی بسیار دقیق و عمیق بیان شده است. شما نباید حرف و سخن و نوشته همه را همانند هم تصور کنید و و فکر کنید که بقیه هم همینجوری سطحی مطلب مینگارند ...

 قبلا توضیح دادیم که در اصطلاح ارباب علم اعداد اسامی حروف را هر گاه تقطیع کنیم اول آنرا " زبر " مینامند و حرفهای بعدش را " بینه " میگویند.فی المثل در باب کلمه « علی » که دارای سه حرف است ( "ع" و "ل" و "ی" ) اسم حرف اول که (عین) است موقعی که تقطیع نمائیم اینگونه میشود که ( ع ی ن ) اولی آن (ع) زبر است و دوم و سومش که (ی) و (ن) است بینه میباشد و همچنین اسم حرف دوم آنرا که (لام) باشد وقتی تقطیع کنیم چنین میشود که ( ل ا م ) پس اولی آن که (ل) باشد زبر است و حرف دوم و سوم آن که ( الف و میم ) باشد بینه گفته میشود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عدد عکس ابجدیساری , گاهنوشته های محمود زارع(گل)
در عدد عکس ابجدی ( غ ) را یکی میگیرند تا ( الف ) که هزار میشود و نظیره ابجدی بجهت استخراج اسماء کاربرد دارد که آنرا " حروف منکوره " میگویند .
حروف منکوره چنین است که تمام ابجد را بر دو قسم تقسیم نموده که در اینصورت هر قسمتی چهارده حرف میشود که اول قسم اول نظیره اول قسم دوم است که همینطور تا آخر حروف منظور میشود.
با این وصف ( س ) نظیره ( الف ) و (ع ) نظیره ( ب ) و همینطور ادامه داده تا آخر که ( غ ) میشود نظیره ( ن ) !


اقسام ابجد
ابجد در واقع بر دو قسم ( شرقی و غربی ) بوده که طریق مشهور همان ابجد شرقی است. اما در ابجد غربی صاد مهمله را شصت (60) ؛ ضاد معجمه را نود (90) ؛ سین مهمله را سیصد (300) ؛ ظاء معجمه را هشتصد (800) ؛ عین معجمه را نهصد (900) ؛ شین معجمه را هزار (1000) منظور میکنیم و بقیه مشهور موافق است.  با این حساب روش اینچنین میشود که :
( ابجد – هوز – حطی – کلمن – سعفص – قرست – ثخذ – ظغش )

همینطور ابجد بر دو قسم معمول بنام ابجد کبیر و ابجد صغیر نیز تقسیم میگردد که قسم کبیر آن مشهور میباشد. ابجد صغیر را که " فواضل الدور " هم گفته میشود بدین طریق است که هر حرفی از حروف که بیش از دوازده (12) باشد , دوازده را از آن کسر و آنچه باقی میماند, عدد آن حساب میکنند و همچنین هر چه که از شصت (60) زیادتر باشد , شصت را از آن کم و باقیمانده را عدد آن حساب میکنند. در این روش از یک تا ده (10) در واقع بحال خود باقیست و شصت (60) ساقط است.

برای وضوح بیشتربا توجه به بیان فوق بطور خلاصه ابجد صغیر بشکل زیر ترتیب می یابد:

الف = 1 ؛ ب = 2 ؛ ج = 3 ؛ د = 4 ؛ ه = 5 ؛ و = 6 ؛ ز = 7 ؛ ح = 8 ؛ ط = 9 ؛ ی = 10 ؛ ک = 8 ؛ ل = 6 ؛ م = 4 ؛ ن = 2 ؛ س = ساقط
ع = 10 ؛ ف = 8 ؛ ص = 6 ؛ ق = 4 ؛ ر = 8 ؛ ش = ساقط ؛ ت = 4 ؛ ث = 8 ؛ خ = ساقط ؛ ذ = 4 ؛ ض = 8 ؛ ظ = ساقط ؛ غ = 4
 
پس هر عددی که در فوق بوده بعد از وضع شصت است و آنچه در پایین است از " ک " تا آخر بعد از وضع دوازده ؛ پس از هر یک تا هزار از هر حرف تا دوازده و شصت آنچه باشد را افکنده و باقی را مینویسیم.

البته دو نوع ابجد دیگر هم هست که یکی " ابجد وسیط " و دیگری بنام " جامع اکبر " مسمی است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:...حساب حروف هجا که مجموع آنها در هشت کلمه مصنوعی ( ابجد ) گنجانیده شده آنراساری , گاهنوشته های محمود زارع(علم جفر) حساب ابجدیه نیز میگویند و برای ساختن ماده تاریخ در شعر هم استعمال میشود.
با این ترکیب :
( ابجد - هوز - حطی - کلمن - سعفص - قرشت - ثخّذ - ضظغ )
در معنی آن چنین نیز گفته اند :

ابجد ( ابی و جد فی المعصیه ) منظور اینست که پدر من که آدم (ع) باشد یافته شد در گناه بعبارت دیگر یعنی گناهی از وی بوجود آمد.

هوز ( اتبع هواه ) یعنی متابعت کرد هوای نفسانی خود را.

حطی ( حط ذنبه باالتوبه والاستغفار ) یعنی ساقط شد یا بخشیده شد گناه وی  به توبه و استغفار.

کلمن ( تکلم بکلمه فتاب علیه بالقبول والرحمه ) یعنی تکلم کرده بکلمه پس قبول شد توبه او برحمت.

سعفص ( ضاق علیه الدنیا فافیض الله ) یعنی دنیا بر او تنگ شد و ریخته شد بر وی.

قرشت ( اقر بذنبه فشرف بالکرامه ) یعنی به گناه خود اقرار کرد پس شرف بکرامت یافت.

ضظغ ( سد عنه نزع الشیطان بالعزیمه ) یعنی سد شد از او نزع الشیطان بعزیمت کلمه حق و توحید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:...شما این معانی که اینجا نقل میشود را درباره اش کمی تامل بفرمایید:

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(معانی حروف ابجد)

ابجـــد ؛ یعنی بدان
هــــوز ؛ دریاب
حطّی ؛ نیک فهم کن
کلمن ؛ نگهدار
سعفص ؛ فرو مگذار
قــرشت ؛ دانا باش
ثخّـــــــذ ؛ واقف باش
ضظــــغ ؛ از پیش بدان.

البته گفته اند این حروف و معانی سریانی هستند.
اعداد ابجدی انواع بسیاری دارد. یکنوع آنکه مشهور میباشد که « الف » تا « غ » هزار .
یکنوع دیگر , بحسب تکرار حروف میباشد و این اعداد را اجزای ( جعفری ) میخوانند و مجموع این از 28 بیشتر نمیشود. و « غ » بیست و هشت پس لفظ " ملک " بنابراین 36 میشود . در بعضی از روایات خواندن اسماء الله باین نحوه وارد شده است!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... معنی حروف ابجد در توحید صدوق در ضمن حدیثی که از ابی الجارود ذکر شده آمده است کهساری , گاهنوشته های محمود زارع(جدول حروف ابجد) حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود :
زمانیکه حضرت عیسی (ع) هفت ماهه شد مادرش او را بنزد معلمی برد و در نزد وی نشانید . پس معلم بعد از بسم الله , به عیسی گفت بگو : ابجد
عیسی (ع) فرمود که میدانی معنی ابجد چیست؟!
معلم درّه را بلند کرد که بر عیسی بزند!
عیسی فرمود: مرا مزن ! اگر میدانی بگو و اگر نمیدانی از من سئوال کن تا بگویم !
معلم گفت بگو !
پس حضرت عیسی (ع) فرمود:
ابجد = ( آلاء ) خداست و ( با ) بهجت خدا و ( ج ) جمال خدا و ( د ) دین خدا.
هوز = ( ه ) هول جعنم , ( و ) ویل اهل آتش , ( ز ) زفیر جهنم .
حطی = یعنی حط الذنوب , ریخته شده گناه از استغفارکنندگان.
کلمن = کلمه خداست که تبدیل از برای او نیست.
سعفص = یعنی صاعی بصاعی و جزایی بجزایی.
قرشت = یعنی ایشان را جمع کرد و حشر نمود.
پس معلم گفت ای زن ! دست پسرت را بگیر و ببر که او احتیاج بمعلم ندارد!


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1835) یبرز الدجال و معه سبعون الف یهودی کلهم ذو سلاح محلاه. فاذا نظر الدجال الی عسی ذاب کما یذوب الرصاص فی النار ثم یولی هاربا، فیقول عیسی: ان لی فیک ضربه لن تفوتنی بها، فیدرکه فیقتله، فلا یبقی شیء مما خلقه الله یتورای به یهودی الا انطقه الله عزوجل، ولا حجر ولا دابه الا قال: یا عبدالهل المسلم، هذا یهودی فاقتله، الا الغرقد فانها من شجرهم فلا تنطق .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
« دجال با هفتاد هزار یهودی خروج می کند که همگی تا به دندان مسلح هستند. چون دجال به حضرت عیسی نگاه کند ذوب می شود آنچنانکه سرب در آتش ذوب می شود. سپس پشت کرده پا به فرار می نهد. حضرت عیسی (ع) می فرماید: من ضربتی برای تو دارم که هرگز از من فوت نخواهد شد. پس به او میرسد و او را طعمه شمشیر می سازد. دیگر چیزی از آفریده های خدا پیدا نمی شود که یهودیان در زیر آن مخفی شوند جز اینکه به اذن خدا به حرف درآمده می گوید: ای مسلمان! اینجا یک نفر یهودی هست او را بکش. هر سنگی و هر جنبنده ای مخفیگاه آنها را بیان می کند، جز« غرقد » [28 ] که از درختان آنهاست و لذا به حرف نمی آید.[ 29 ] این معنی با احادیث فراوانی تأیید می شود که در حکومت حقه یک نفر هم یهودی در روی زمین نمی ماند و اگر در دل سنگی مخفی شوند آن سنگ به سخن می آید و می گوید: ای بنده خدا، در دل من یهودی هست مرا بشکاف و آن را در آورد.»

نگارنده هنوز به عقیده خود باقی است که دجال رمز یک آشوبگر و ستمگر از رهبران گروه های گمراه وخونخوار است که
با لشکریان تا به دندان مسلح طغیان می کند و ادعای الوهیت می نماید تا روزیکه وعده الهی فرا رسد و همه نیروهایش را درهم شکند و خود با یک ضربت از پای درآید. که حق پابرجا و باطل نابود شدنی است.

امام باقر (ع) می فرماید:
1836) الدجال یخرج من قبل المشرق من مدینه خراسان (؟) ثم یهبط حدر کرمان فی ثمانین الفا، و اتباعه کان وجوههم المجان المطرقه .

« دجال از طرق مشرق از شهر خراسان خروج می کند، سپس با هشتاد هزار نفر به جلگه کرمان فرود آید، صورت لشکریانش چون سپرهائی است که پوست بر روی آن کشیده باشند.» [30]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

محمد كاظم كریمى و حفظ قرآن
دانشمند محترم جناب آقا صدرالدین محلاتى در شماره 1847 روزنامه پارس شیراز مورخ پنج شنبه 24 خرداد ماه 1335 ش . درباره این قضیه ...نوشته اند كه قسمتهایى از آن مورد نظر است و اینجا نقل مى شود:
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

این مرد، موسوم به كربلایى محمد كاظم كریمى و از اهل ساروى اراك است . سنش در حدود هفتاد سال و پدرش عبدالواحد، و شغلش رعیتى است . او مردى است بى سواد و عامى ، و هیچگونه توانایى بر نوشتن و خواندن ندارد؛ ولى به طرز شگفت آورى - كه داستان آن را ذیلا نقل مى نماییم - حافظ تمام قرآن ، با تمام اعراب و بناء آن صحیحا مى باشد.این شخص عدد آیه هاى هر سوره از قرآن مجید را مى داند.و عجیب این است كه تا یكى از آیات یا جمله هاى مشابه را مى خوانند، بدون فكر و تردیدى مى گوید كه در این سوره چند جاى آن این آیات مشابه ، و یا این جمله هاى مشابه است !

و عجیب از آن اینكه هر قرآنى با چاپهاى مختلف و متنوع به دست او بدهند و آیه اى را از او بخواهند كه پیدا كند، به فوریت قرآن را باز مى نماید و با یك برگ برگردانیدن به طرف راست یا چپ آیه خواسته شده رانشان مى دهد...!

عده زیادى ...او را مورد آزمایش قرار مى دهند و قرآنهاى طبع مختلف و حتى قرآنهاى خطى كوچك و بزرگ آورده مى شود، و هر كس كه قرآنى را كه در نزد خود داشته ، و حتى قرآنهاى جیبى را، بیرون مى آورند و علاوه بر اینكه او را به خواندن آیات مختلفه از سوره هاى مختلف آزمایش مى كنند، و مثلا از او مى پرسند كه (( لعلكم تفلحون )) - در فلان سوره در آخر چند آیه است ؟ او بدون تردید و تفكر جواب مى دهد و مى گوید: آخر آیه به تعداد فلان ، و در عدد فلان است !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1821) من المحرم علی الدجال ان یدخل نقاب المدینه لانها تنقی الخبث کما ینفی الکیر خبث الحدید و لانها لا یقربها الطاعون ولا الدجال .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

« از چیزهائی که بر دجال حرام است پا نهادن بر راههای کوهستانی مدینه منوره است که آنجا سرزمین مقدس است و پلیدی را از بین می برد آنچنانکه کوهر آهنگران پلیدی آهن را، و آنجا سرزمینی است که طاعون و دجال بر آنجا راه ندارد.» [13]

در حدیث 1815 خواندیم که چون دجال به مدینه نزدیک شود در مدینه سه بار زلزله می شود و منافقان و کافران از مدنیه بیرون می روند که آنهم نوعی دفع پلیدی است.

1822) لا یدخل المدینه رعب المسیح الدجال. و لها یومئذ ثلاثه ابواب، لکل باب ملکان .
« رعب و وحشت مسیح کاذب (دجال) وارد مدینه نمی شود. آن روز برای مدینه سه دروازه است و برای هر یکی دو فرشته نگهبان هستند.» [14]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نگارنده در مورد دجال به نتیجه قطعی نرسیده است، زیرا روایاتی که در مورد دجال نقل شده، غالباً مورد اعتماد نیستند، و در ضمن آنها مطالبی هست که یقیناً جعلی هستند و متن آنها گواه است بر اینکه سخن معصوم نیست. در این حدیثها ذوق و قریحه جاعلین اثر گذاشته، طبق سلیقه و ذوق آنها جعل شده است. و آنچه از رسول گرامی اسلام (ص) نقل شده در میان احادیث جعلی دستگاه خلافت گم شده است و تشخیص آنها بسیار دشوار می نماید. به احتمال قوی در احادیث رسول اکرم (ص) مطالب مربوط به دجال به یک فرد معین مربوط می شود و به اصطلاح: دجال شخصی است نه نوعی، ولی در مورد تطبیق آن به شخص معین، به نتیجه مشخصی نرسیده ام، اگر چه احتمال قوی می دهم که به یکی از سران رژیم اشغالگر قدس مربوط باشد که سلاح را همه چیز می پندارند و سرنوشت بشریت را وابسته به مسابقات تسلیحاتی می دانند و نمی دانند که نزدیک است همین سلاحها به دست مرد دیگری که با نیروی برتر (جهان غیب) مربوط است ازکار بیفتد و دیگر، طرحهای شیطانی آنها کارگر نیفتد. و لذا این خدا نشناسها همه خواسته های خود را توسط رژیم اشغالگر قدس و از طریق یهودیان آمریکا، از ایالات متحده می خواهند و دیگر کشورهای منطقه را به هیچ می انگارند و برای آنها فخر می فروشند و کوس « انا ربکم الاعلی » می زنند!!.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
برخی از صفاتی که در مورد دجال در احادیث وارد شده، مانند کور بودن یک چشم و بیرون آمدن آن چون دانه عناب، و مانند مطالبی که در مورد مرکب معروف او (خر دجال) گفته شده، مطالبی است که باید گذشت زمان آنها را معنی کند.
دجال از ماده « دجل » است و معنای آن : دروغگو، حقه باز، افسونگر، متقلب و تزویرکار است.[1]

از ظواهر اخبار استفاده می شود که دجال هنگامی خروج می کند که حضرت بقیه الله (عج) بر سفیانی پیروز شده، وارد عراق گشته، استانبول را فتح کرده، عازم فلسطین باشد و برای نابود ساختن آن جرثومه فساد از قبل خاورمیانه به سوی عکا عزیمت نماید، تا از این طریق مصر و دیگر کشورهای آفریقائی را فتح فرماید.

باز هم تکرار می کنم که به خیال من نود درصد مطالب مربوط به دجال مربوط است و ده درصد دیگر به یک شخص معین با ویژگی های شگفت انگیز دلالت می کند که انشاء الله با ظهور قریب الوقوع آن مهرتابان معنای دقیق آن برای همگان روشن می شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1796) اذا هدم حائط مسجد الکوفه، موخره، مما یلی دار عبدالله بن مسعود، فعند ذلک زوال ملک السفیانی. اما ان هادمه لا یبنیه .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

« هنگامی که دیوار مسجد کوفه از طرف خانه عبدالله بن مسعود فرو ریزد، در آن هنگام حکومت سفیانی پایان پذیرد. آگاه باش که خراب کننده آن، آن را بنا نمی کند[128]

آری این غیب اوست و از اسرار آل محمد (ص) است، خداوند علام الغیوب از خزانه غیبش بر پیامبران عظیم الشأن که امنای وحی هستند، تعلیم فرموده است.

امام کاظم (ع) می فرماید:
1797) انی یکون ذلک و لما تکثر القتلی بین الحیره و الکوفه .
« چگونه ممکن است امر ظهور فرا رسد در حالیکه هنوز آن کشت و کشتار گسترده در میان کوفه و حیره واقع نشده است.» [129]

آری رسول اکرم (ص) و امامان اهلبیت تأکید فرموده اند که هرگز ظهور حضرت بقیه الله (عج) بدون خروج سفیانی نخواهد بود، همه معصومین یقین دارند که در علم خدا گذاشته است که سفیانی خروج کرده حمام خون راه می اندازد و صحرای وسیع بین حیره و کوفه را گلگون می سازد و به دنبال آن مصلح غیبی ظهورمی کند.

امام رضا (ع) می فرماید:
« هنگامی که امام هشتم به ناچار ولایت عهدی را پذیرفت، برخی از شیعیان خیال کردند که دیگر حکومت بنی عباس تمام شد و خلافت به آل محمد (ص) باز می گردد و امام هشتم همان امام قائم به امر می شود!! از این رهگذر یکی از اصحاب عرض کرد: مردم می گویند که سفیانی رفت و حکومت بنی عباس هم تمام شد. فرمود:

1798) کذبوا. ان السفیانی لیقوم، و ان سلطانهم لقائم .
« دروغ می گویند. سفیانی هنوز قیام نکرده و حکومت آنها هنوز ادامه دارد » [130]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1788) کانی بالسفیانی قد طرح رحله فی رحبتکم، فینادی منادیه: من جاء براس کوفی فله الف درهم! فیثب الجار علی جاره، والاخ علی اخیه و یقول: هذا منهم فیضرب عنقه و یاخذ الف درهم!. اما ان امارتکم یومئد لاتکون الا لاولاد البغایا. کانی انظر الی صاحب البرقع رجل منکم و یقول بقولکم یعرفکم ولا تعرفونه، فیحوشکم فیغمزکم رجلا رجلاً. اما انه لایکون الا ابن بغی، لا یدع احد راه الا قتله اوصلبه! حتی ان الرجل یمر بالدره العظیمه مطروحه فی الارض فلا یتعرض لها من شده الخوف .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
« گوئی سفیانی را با چشم خود می بینم که در کوچه و بازار شما رحل خود را انداخته، منادی اش بانگ بر می آورد: هر کس سر یکی از کوفیان (شیعیان) را بیاورد هزار درهم جایزه دارد، آنگاه همسایه سرهمسایه اش، و برادر سر برادرش را بریده به جهت اخذ پاداش پیش او می برد و می گوید: اینهم از آنهاست. و هزار درهم را دریافت می کند. در آن ایام حکومت شما به دست حرامزادگان می افتد. گوئی آن مرد آبله رو (سفیانی) را می بینم که به عنوان یکی از شما و قائل به عقیده شما (یعنی به عنوان عرب و مسلمان) وارد صحنه شده، او شما را خوب می شناسد ولی شما او را نمی شناسید، پس شما را محاصره کرده یک یک دستگیره کرده نابود می سازد! او جز زنازاده نیست، احدی را نمی بیند جز اینکه گردن می زند یا به دار می آویزد. آنقدر خفقان می شود که انسان اشیاء بسیار گرانبهائی را در وسط راه می بیند و از شدت ترسش دست به آن نمی زند.» [120]

1789) ثم تنخسف البصره و تخرب، و یعم العراق خوف شدید لایکون معه قرار، و یقع الموت الدریع بعد ان یدخل جیشه الی بغداد فیبیحها ثلاثه ایام و یقتل من اهلها ستین الفا و یخرب دورها، ثم یقیم بها ثمانی عشره لیله فیقسم اموالها، و یکون اسلم مکان فیها الکرخ .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنگاه امام صادق (ع) از جنگ « قرقیسیا » چنین تعبیر می کند:
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
1773) ان الله ما دبه فی قرقیسیا، یطلع مطلع من السماء فینادی: یا طیر السماء، و یا سباع الارض: هلموا الی الشبع من لحوم الجبارین .

« خداوند سفره عامی در قرقیسیا می گستراند که منادی آسمانی بانگ می زند: هان ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین، بشتابید و از گوشت ستمگران شکمی سیر نمائید.» [105]

بانگ های آسمانی با وسائل امروزی بسیار عادی شده و هر لحظه ممکن است توسط رادیو و تلویزیون و ماه های مصنوعی و غیره بانکی برآورده شود و گوش جهانیان را نوازش دهد. ولی اگر این بانگ از طرف قادرمتعال باشد، دیگر به این وسائل نیازی نیست و رساترین بانگ ها را می تواند از دل سنگی بیرون آورد.

1774) یلتقی السفیانی بالابقع فیقتله السفیانی و من معه. ثم یقتل الاصهب و اتباعه. ثم لایکون له هم الا آل محمد و شیعتهم و المثول الی العراق. و یمر جیشه بقرقیسیا فیقتلون بها فیقتل بها منه الف. و یبعث السفیانی جیشا الی الکوفه، وعدتهم سبعون الفا، فیصیبون من اهل الکوفه قتلا و سبیاً .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1761) یخرج السفیانی بالشام، فینقاد له اهل الشام الا طوائف من المقیمین علی الحق یعصمهم الله من الخروج معه .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« سفیانی وارد شام می شود و بر آنجا مسلط می شود و مردم شام بر او گردن می نهند، جز عده کمی از کسانیکه بر آئین حق ثابت قدم مانده اند، خداوند آنها را از خروج کردن در خدمت سفیانی حفاظت میفرماید.» [91]

1762) السفیانی لابد منه، ولا یخرج الا فی رجب .
« به ناگزیر سفیانی خروج می کند، خروج او در ماه رجب خواهد بود »

یکی از حاضران به پیشگاه امام صادق علیه السلام عرض کرد: هنگامی که سفیانی خروج کند، حال ما چگونه خواهد بود؟. فرمود: در آن هنگام به سوی ما بشتابید.» [92]

1763) لا تبرح الارض حتی یخرج السفیانی، فاذا خرج السفیانی فاجیبوا الینا یقولها ثلاثاً – و هو من المحتوم .

« تا سفیانی خروج نکرده از جای خود برنخیز، چون سفیانی خروج کرد دعوت ما را اجابت کنید (این تعبیر را سه بار فرمود) که خروج او از علایم حتمی است.» [93]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از روایات دیگر استفاده می شود که فقط دو نفر از سپاه باقی مانند که یکی به شام می رود و گزارش سپاه را به سفیانی می دهد و دیگری به مکه می رود و بشارت هلاکت آنها را به حضرت ولی عصر (عج) می دهد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1744) و یخرج المهدی منها علی سنه موسی خائفاً یترفب حتی یقدم مکه، و یقبل الجیش حتی اذا نزلوا بالبیداء و هو جیش الهلاك، خسف بهم فلا یفلت منهم الا مخبر.

« مهدی (عج) همانند حضرت موسی (ع) خائفاً یترقب (نگران و ترسان) از مدینه خارج می شود و به سوی مکه می رود و سپاهیان سفیانی حرکت می کنند تا به سرزمین بیداء می رسند و همگی هلاك میشوند و فقط گزارشگر باقی می ماند.» [73]

اینجا نیز امام (ع) به گزارشگر اشاره می کند نه به تعداد آن.
1745) ... انه لا ینجو سوی اثنین من قبیله جهینه. و هذان الاثنان یخبران الناس عن قصه الخسف، واسماهما: بشیرٌ و نذیرٌ .

« جز دو نفر از قبیله جهینه باقی نمی ماند که برای مردم از داستان خسف گزارش ببرند، یکی از آن دو بشیر و دیگری نذیر است.» [74]

از این رو در ضرب المثلها می گویند:« خبر قطعی در نزد جهینه است »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1730) ویل لطغاه العرب من امر قد اقترب .
« وای بر طاغوت های عرب از حادثه ایکه نزدیک است » [58]
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1731) یختلف الروم و الترك و تکثقر الحروب فی الارض و ینادی مناد من دمشق: ویل لاهل الارض من شر قد اقترب .

« رومیان و اتراك اختلاف می کنند و جنگ های فراوانی روی می دهد و منادی در دمشق بانگ بر می آورد: وای بر ساکنان زمین از شری که نزدیک است.» [59]

از این حدیث استفاده می شود که این هشدارها هنگامی روی میدهد که جنگی سخت در میان اسرائیل (روم) و دیگر کشورها (اتراك) درگیرد و غم و اندوه فراوانی از این جهت به جهان اسلام وارد آید و سایه سنگین و شوم جنگ بر مناطق فراوانی سایه اندازد، آنگاه صدای دلخراش سفیانی از روی منبر دمشق شنیده می شود و آسایش جهانی را بر هم زند.

1732) توقعوا الصوت یأتیکم بغته من دمشق. فیه لکم فرج عظیم یجیئکم الصوت من ناحیه دمشق بالفتح.

« منتظر بانگ سفیانی باشید که به طور ناگهان از دمشق شنیده می شود، در این بانگ فرج عظیمی برای شماهست، زیرا که این بانگ نوید بخش پیروزی بزرگ شماست[60]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام باقر (ع) می فرماید:
از محضر امام باقر (ع) پرسیدند: آیا خروج سفیانی حتمی است؟ فرمود:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1718) نعم، و النداء من المحتوم، و طلوع الشمس من مغربها من المحتوم، و اختلاف بنی العباس فی الدوله من المحتوم، و قتل النفس الزکیه من المحتوم، و خروج القائم من آل محمد (ص) محتوم .

« آری خروج سفیانی حتمی است، ندای آسمانی حتمی است، طلوع خورشید از مغرب حتمی است، درگیری بنی عباس بر سر حکومت حتمی است، قتل نفس زکیه حتمی است و خروج قائم آل محمد (ع) حتمی است.» [45]

خیال می کنم اگر طلوع خورشید از مغرب را به ظهور آنحضرت از نهانگاه خود تفسیر کنیم، دور نرفته ایم.(ما تصور می کنیم که مؤلف گرانقدر در این تأویل و تفسیر دچار اشتباه شده و دست به کار خطرناکی زده است، زیرا اگر قرار باشد راه چنین تفسیر و تأویلهائی باز شود، بر هیچکدام از علایم حتمی و غیر حتمی نمی توان اعتماد کرد. و اگر طلوع خورشید از مغرب برای مادیون مشکل و یا غیرممکن جلوه کند، همه معجزات و کارهای خارق العاده چنین است و لذا لازم است هرگز چنین تفسیر و تأویلی را در اخبار آل محمد (ص) راه ندهیم تا گذشت زمان خود آنها را معنی کند. « مترجم » )

1719) یکون خروج السفیانی و الیمانی و الخراسانی فی یوم واحد من شهر رجب من تلک السنه .
« خروج سفیانی، یمانی و خراسانی، در یکروز و یکماه و یکسال خواهد بود. هر سه در یک روز از ماه رجب یکسال خروج خواهند کرد.» پیشوای پنجم شیعیان آنگاه در تفسیر آیه شریفه : « ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده » [46 ]  فرمود:

1720) انهما اجلال: اجل محتوم لایکون غیره، و اجل موقوف لله فیه المشیئه. لا والله ان امر السفیانی من المحتوم .
« اینجا دو اجل است، یکی اجل حتمی، که همان انجام می شود و هرگز غیر آن اتفاق نمی افتد، و دیگر اجل منوط به مشیت، به خدا سوگند که خروج سفیانی از قسم حتمی است.» [47]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1701) والله لا یزالون، حتی لایدعوا محرماً الا استحلوه، ولا عقد الا احلوه، و حتی لایبقی بیت مدر ولا وبرالا دخله ظلمهم و نبا به سوء رعیهم!. و حتی یقوم باکیان: باك یبکی لدینه، و باك یبکی لدنیاه .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« به خدا سوگند سپاه سفیانی به جنایات خود ادامه می دهند تا هیچ حرامی نماند جز اینکه حلالش بشمارند،هیچ پیمانی نماند جز اینکه نقض کنند، هیچ خانه ای از خشت خام تا سنگ رخام باقی نباشد جز اینکه دامنه ظلم و ستمشان در آن وارد شود و مردم در اثر سوء تدبیر و کشورداری آنان دستخوش اضطراب و ناامنی شوند. همه مردم اشک حسرت بریزند یک دسته برای تباه شدن دینشان و دسته ای دیگر برای تباه شدن دنیایشان.» [28]

این حدیث نیز روشنگر آنست که سپاه خون آشام سفیانی به حریم همه قوانین مذهبی و احکام دینی تجاوز می کنند و همه طبقات را گریان می سازند، گروهی برای دین و گروهی دیگر برای وضع ناهنجار زندگی گریه می کنند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تعداد بازدید از این مطلب
1709) لا یقوم القائم حتی تفقا عین الدنیاف و تظهر الحمره فی السماء، و تلک دموع حمله العرش علی اهل الارض. فیظهر فیکم اقوام لا خلاق لهم یدعون لولدی و هم براء منه. تلک عصابه ردیئه، علی الاشرارمسلطه، و للجبابره مفتنه، و للملوك مبیره. تظهر فی سواد الکوفه یقدمهم رجل اسود اللون والقلب، رث الدین، مهجن، زنیم، عتل، تداولته ایدی عواغهر الامهات، من شر نسل لاسقاها الله المطر، صاحب الرایه الحمراء و العلم الاخضر!. ای یوم للمخبتین بین الانبار و هیت ذلک یوم فیه صیل الاکراد و الشراه و خراب دار الفراعنته و مساکن الجبابره، و ما وی الولاه الظلمه، و ام البلاء و اخت العار، تلک و رب الکعبه بغداد!. فویل للعصاه من بنی امیه و بنی فلان الدی یقتلون الطیبین من ولدی، ولا یرقبون فیهم ذمتی، ولایخافون فی ما یفعلون بحرمتی ... ان لبنی العباس لیوما کیوم الطموح و لهم فیه صرخه کصرخه الحبلی .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« قائم (عج) قیام نکند جز هنگامی که چشم دنیا درآورده شود و سرخی در آسمان پدید آید، که آنها اشکهای خونبار حاملان عرش است که برای مردم روی زمین از چشم آسمان می بارد.

آنگاه گروهی بر شما غلبه میکنند که هیچ ارزشی ندارند، آنها به نام پسرم (مهدی) بر شما حکومت می کنند در حالیکه خود از او بیزار هستند.

آنگاه گروهی بی مقدار هستند که بر اشرار مسلط هستند و جباران را فریب می دهند و پادشاهان را هلاك می سازند. در دشت کوفه ظاهر می شوند و مردی تیره رنگ و سیاهدل آنها را فرماندهی می کند که سست آئین، پست فطرت، خیره سر و فرومایه است، و از تبار ستمگران در دامنهای آلوده تربیت شده و در آغوش های ناپاکان بزرگ شده است. پرچم های سرخ و سبز حمل می کند و در میان« انبار » و « هیت » [36 ] روز بسیار سختی برای مردم آن منطقه به وجود می آورد.

در آن روز شمشیر اکراد و آشوبگران از غلاف در می آیند و شهر فرعونها و اقامتگاه جبارها ویران میشود که آنجا مأوای ستمگران، مادر فتنه ها و صاحب پلیدیهاست، که آنجا سوگند به خدا همان شهر بغداد است.

بدا به حال عصیانگران بنی امیه و بنی فلان (بنی عباس) که مردان پاك خاندانم را می کشند و پیمان مرا در حق آنها رعایت نمی کنند و در کردار زشت خویش احترام مرا حفظ نمی کنند... برای بنی عباس روز بسیار سخت و پرحادثه ایست که در کام طوفان ها فرو می روند و همانند زنیکه از درد زایمان بنالد، ناله می کنند و فریاد بر می آورند.» [37]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام باقر (ع) در این مورد می فرماید:
1691) ... اما من یهرب من آل محمد، فیلحق بهم الجیش، و یدرکهم و یدبحهم عند احجار الزیت .
« کسیکه از آل محمد (ص) فرار کند، سپاه سفیانی او را دستگیر کرده در احجار الزیت ذبح می کنند » [17]
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
جالب اینست که رسول گرامی اسلامی هنگامی این مقایسه را انجام داده است که هنوز حادثه حره انجام نیافته بود و بیش از 50 سال بعد از رحلت آن حضرت این واقعه تحقق یافت. و جالبتر اینکه به همین نام هم شهرت پیدا کرد. آنچه از میان دو لب شریف آنحضرت بیرون آمده وحی صادق است و هرگز شطر کلمه ای از آن باطل نخواهد شد.

1692) ... یحل الجیش الثانی بالمدینه، فینتهبونها ثلاثه ایام بلیالیها .
« دومین سپاه سفیانی وارد مدینه می شوند و سه شبانه روز تمام در آنجا قتل و غارت می کنند » [18]

1693) مع بنی ذنب الحمار مضر، و مع السفیانی اخوالله من کلب فیظهر السفیانی و من معه علی بنی ذنب الحمار حتی یقتلوا قتلا لم یقتله شیء قط، و یحضر رجل بدمشق فیقتل هو و من معه قتلاً، و هو من بنی ذنب الحمار، و هی الایه التی یقول اله تبارك و تعالی فیها: فاختلف الاحزاب من بینهم، فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم.. و یظهر السفیانی و من معه، فلا یکون له همه الا آل محمد وشیعتهم. فیبعث بعثا الی الکوفه، فیصاب اناس من شیعه آل محمد بالکوفه قتلاً و صلبا .

قبیله مضر با بنی ذنب الحمارخروج من کنند وقبیله کلب با سفیانی قیام می کنند و همه « بنی ذنب الحمار» را به طور بی سابقه ای از پای در می آورند. هر کس وارد دمشق شود با همه کسانش کشته میشود و اینست معنای آیه شریفه که می فرماید: (احزاب در میان خود دچار اختلاف شدند، وای بر آنها ازحضور در روز بزرگ) [ 19 ]. سفیانی و سپاهیانش پیروز می شوند و تمام همشان آنست که آل محمد (ص) و شیعیان آل محمد (ص) را نابود کنند، پس سپاهی به کوفه می فرستد، گروهی از شیعیان طعمه شمشیرمیشوند و یا برفراز چوبه دار قرار می گیرند.» [20]

1694) الملحمه الکبری، و فتح القسطنطینیه، و خروج الدجال فی سبعه اشهر.
« جنگی جانکاه، فتح قسطنطنیه (استانبول) و خروج دجال در هفت ماه انجام می پذیرد » [21]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسول اکرم (ص) می فرماید:
1678) سیکون بعدی خلفاء، و من بعد الخلفاء امراء، و من بعد الامراء ملوك جبابره، ثم یخرج رجل من اهل بیتی .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« بعد از من خلیفه هائی خواهد بود، بعد از آنها امیرانی خواهد بود و بعد از آنها پادشاهان ستم پیشه ای خواهند آمد و آنگاه مردی از اهلبیت من خروج خواهد کرد.» [1]

 منظور از سرزمین خشک و سوزان، منطقه خشک و بی آب و علف است که در شرق فلسطین و غرب اردن وجنوب غربی دمشق قرار دارد که منطقه سنگلاخی است که از سنگ های آنجا سنگ آسیاب میسازند و خانواده سفیانی در آن منطقه زندگی می کنند و نام او « عثمان بن عنبسه » از تیره « کلب » و از تبار« ابوسفیان » است.

این حدیث همچون دیگر احادیث وارده از خاندان رسالت، یکی از نشانه های نبوت و شاهد صدق گفتار آنحضرت است، که خدا تبارك و تعالی از خزانه علوم خود پیامبرش را آگاه ساخته بود که علیرغم تعیین امامان معصوم از طرف خدای تبارك و تعالی، جانشین او خانه نشین خواهد شد و بیگانگان بر تخت خلافت تکیه خواهند کرد و خود را خلیفه پیامبر خواهند نامید و گاهی فراتر نهاده به دنبال غصب حقوق اهلبیت، لقب خاصی امیرمؤمنان (ع) را نیز غصب کرده، خود را « امیر مؤمنین » خواهند نامید و بعد از امویان وعباسیان، پادشاهان خون آشام دیگری چون عثمانی ها خواهند آمد که رسماً سلطنت نموده، و از به کار بردن لفظ سلطان نیز دریغ نخواهند نمود!. همه اینها واقع شد و انشاء الله در آینده ای بسیار نزدیک شاهد خروج حضرت بقیه الله روحی فداه نیز خواهیم بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آری سفیانی با هر کسیکه به نام های محمد و علی و حسن و حسین و امثال آنها نامیده شود دشمنی دارد، به خصوص که از آل محمد (ص) و از یاوران مهدی آل محمد (عج) باشد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1666) ثم یکتب السفیانی الی الذی دخل الکوفه بخیله، بعدما یعرکها عرك الادیم یامره بالمسیر الی الحجاز، فیسیر الی المدینه فیضع السیف فی قریش، فیتقل منهم و من الانصار اربعمئه رجل، و یبقر البطون، و یذبح الولدان، و یقتل اخوین من قریش: رجلا و اخته، یقال لهما: محمد و فاطمه، و یصلبهما علی باب المسجد بالمدینه. فعند ذلک یهرب المهدی و المستنصر من المدینه الی مکه، فیبعث بطلبهما و قد لحفا بحرم الله و امنه .

« آنگاه سفیانی به فرمانده سپاه کوفه می نویسد که به سوی حجاز حرکت کند. وی پس از آنکه خاك کوفه را از خون مردمانش رنگین ساخت به سوی مدینه حرکت می کند و قریش را از دم شمشیر می گذراند و چهارصد نفر از قریش و انصار را می کشد و شکمها را پاره می کند و کودکان را سر می برد و مردی را از قریش به نام محمد و خواهرش را به نام فاطمه می کشد و در بیرون مسجد مدینه آنها را به دار می آویزد. در آن هنگام مهدی (عج) و مستصر از مدینه می گریزند و به سوی مکه عزیمت می کنند. فرمانده سپاه سفیانی آنها را دنبال می کند ولی پیش از آنکه به آنها برسد آنها وارد حرم امن الهی می شوند.» [11]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو