چشم به راه

علی (ع) با حق و حق با علی است!
مهمترین مساله اختلافی بین مسلمانان ( خلافت بعد از رسول  « ص » )

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(حق با علی است)

     مرحوم ملا محمدباقر مجلسی در جلد نخست کتاب « حق الیقین » بحثی را تحت عنوان ( در اثبات امامت علی علیه السلام ) {1}   ذکر و در آنجا باین موضوع پرداخته است .

     وی ضمن درج مقدماتی برای این بحث بخصوص در بیان اثبات امامت ؛ خصال و صفات امام و طریق شناخت آن که در واقع میتوان این مقدمات را باب ورود به همین موضوع دانست ؛ به اعلام موضع و نظر خویش می پردازد. از اینجا به بعد تا آخر جلد نخست کتاب را فی الواقع بهمین موضوع اختصاص داده است.

     ... دوستانی یکزمان بمناسبت طرح مباحث کتاب حق الیقین که ( الحق و الانصاف کتاب بسیار خوبی است ) طی مطالعه بدانها عرضه میداشتم بمن گفته بودند که ... از نحوه بیان آنمرحوم از جهتی میتوان اینطور اسشمام کرد که وی اصولا گاهی تا حد و مرز تعیین وظیفه برای حضرت حق بخصوص در ضرورت وجود و نیز تعیین امام گویا پیش میرود . هر چند که وی دلسوزانه و واقعا از سر بصیرت و درک خالصانه خویش بدین معرفت رسیده است اما در بیان چنین ضرورتی کمی گزنده , مطالب خویش را بیان میدارد. یعنی لااقل برای بعضی چنین ذائقه ای پیدا میشود !

     وی وجوه مختلفی را برای ضرورت وجود و تعیین امام معصوم از جانب حق تعالی برمیشمارد - که ما در این مقال قصد طرح چنین بحثی را نداریم و شاید در جایی که لازم باشد به جزئیاتی بیشتر در بحث امامت بپردازیم  اشاره ای نیز به این وجوه و شیوه و نحوه استدلال مرحوم مجلسی بپردازیم - ولی بطور خلاصه ایشان بحکم قطعی عقل معتقد به اولا ضرورت و ثانیا عصمت و مهمتر نصب امام از جانب پروردگار میباشند و مسائل مهم و جالبی را هم طرح و مورد مداقه قرار میدهند.

     بیان استدلال با استمداد از قاعده لطف باری ؛ مساله خاتمیت ؛ عادت گذشته خداوند در نصب خلیفه برای تمامی رسل و انبیاء ماضیه ؛ و امثالهم با ذکر مثالهایی برای ایضاح مطلب ؛ الحق و والانصاف مایه گذاشته است !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... در خبر آمده است که ؛ در روز قیامت بنده ای را می آورند و در برابر دادگاه الهی می ایستد .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(امام واسطه خیر)

حضرت پروردگار امر میفرماید که او را به آتش دوزخ ببرند.
آن بنده عرض میکند که ای خدای من ! امر فرمودی مرا به آتش ببرند درصورتیکه من قاری قرآن بوده و قرآن خوانده ام !
خداوند میفرماید : عبدی ! من به تو نعمت دادم امّا سپاسش را بجا نیاوردی !
آن بنده عرض میکند ؛ بارلها فلان نعمت را بمن عطا فرمودی و من شکر آنرا بجای آوردم . همینطور دیگر نعمتهای خداوند و شکری را که انجام داده بود بر میشمارد .
حضرت رب العالمین میفرماید : اینها که بر شمردی را راست گفتی ؛ اما سپاس آن کسی را که نعمت را بوسیله او بدستت رسانیده ام , بجای نیاوردی . بدان که من خدا با خود پیمان بسته ام که شکر و سپاسگذاری هیچ بنده ای را در مقابل نعمتی نپذیرم مگر آنکه سپاس کسی را ادا کند که نعمت را بوسیله او به آن بنده ارزانی داشته ام . (*)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ابو هریره میگوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: ساری , گاهنوشته های محمود زارع

موقعى که من نزد حوض (کوثر) باشم مردانى بلند میشوند که آنها مرا میشناسند و من هم آنها را مى شناسم آنگاه آنها را از نزد من میبرند و من میگویم:
یا رب، اصحاب مرا کجا مى برند؟!
 
پس گوینده اى بمن میگوید:
تو نمیدانى که اینها بعد از تو چه عملى انجام داده اند !!!

الملاحم والفتن.سید على بن موسى ابن طاووس . باب 16



کمی با وجدان آزاد از هوس پیش خود فکر کنیم !



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


عائشه میگوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله بزنان خود فرمود: کدام یک از شماها آن زنى است که سگهاى (حوئب) باو حمله خواهدساری , گاهنوشته های محمود زارع کرد؟!

 وقتى که گذر عائشه به حوئب افتاد وسگها صدا کردند پرسید اینجا کجا است؟

گفتند اینجا حوئب است،

گفت: چاره اى نیست مگر اینکه برگردم،

به عائشه گفتند: یا ام المؤمنین تو بین مردم را اصلاح میکنى !

معمر بن طاووس از پدرش از رسول خدا صلى الله علیه وآله روایت کرده که بزنان خود فرمود: کدامیک از شماها است که سگهاى آب کذا و کذا باو حمله وصدا کنند؟
اى حمیرا اى عائشه تو از این عمل پرهیز کن.

الملاحم والفتن یا فتنه وآشوبهاى آخر الزمان.سید على بن موسى ابن طاووس . باب 17


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سفیان میگوید: آمدم خدمت حسن بن على علیهما السلام بعد از آنکه از کوفه بمدینه مراجعت کرده بود.بحضرت عرض کردم : اى ساری , گاهنوشته های محمود زارعذلیل کننده مؤمنین، ( چرا با معاویه صلح کردى ) یکى از استدلالهائى که ازآنحضرت در جواب من فرمود این بود که فرمود:

شنیدم على علیه السلام از قول رسول خدا صلى الله علیه وآله مى فرمود:
چند شب و روزى نمی گذرد که این امت بدور مردى اجتماع میکنند که دهانه روده مستقیم , مقعد و گلویش گشاد است ؛ میخورد ولى سیر نمیشود , آن معاویه خواهد بود، پس من دانستم که امرخدا واقع شدنى است، ( لذا ) ترسیدم که بین من و او خونهائى ریخته شود، بخدا قسم من خوشحال نیستم که خدا را در صورتى ملاقات کنم که خون مسلمانى بنا حق ریخته شود.

ابو نعیم حدیث اجتماع امت را بدور معاویه از رسول خدا صلى الله علیه وآله به طریق روایت کرده است.
اگر کسى اشکال کند و بگوید: على علیه السلام هم مثل امام حسن علیه السلام میدانست که بالاخره مردم دور معاویه را خواهند گرفت پس براى چه آنحضرت با معاویه (لع) جنگ کرد وآن همه خونها در بین آنها ریخته شد؟!

جواب، چند وجه است،

اول : اینکه مولاى ما على علیه السلام مامور بود که با سه دسته جنگ کند:
1) ناکثین که طلحه و زبیر وعائشه باشند.
2) قاسطین که معاویه باشد.
3) مارقین که اهل نهروان - - -
باشند، پس آن حضرت ماموریت خود را انجام داد.

دوم : وقتى که مولاى ما على علیه السلام خبر داد که سلطنت بمعاویه و بنى امیه خواهد رسید از آنحضرت پرسیده شد، پس چرا شما با معاویه جنگ میکنى درصورتیکه میدانى سلطنت باو منتهى میشود؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1835) یبرز الدجال و معه سبعون الف یهودی کلهم ذو سلاح محلاه. فاذا نظر الدجال الی عسی ذاب کما یذوب الرصاص فی النار ثم یولی هاربا، فیقول عیسی: ان لی فیک ضربه لن تفوتنی بها، فیدرکه فیقتله، فلا یبقی شیء مما خلقه الله یتورای به یهودی الا انطقه الله عزوجل، ولا حجر ولا دابه الا قال: یا عبدالهل المسلم، هذا یهودی فاقتله، الا الغرقد فانها من شجرهم فلا تنطق .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
« دجال با هفتاد هزار یهودی خروج می کند که همگی تا به دندان مسلح هستند. چون دجال به حضرت عیسی نگاه کند ذوب می شود آنچنانکه سرب در آتش ذوب می شود. سپس پشت کرده پا به فرار می نهد. حضرت عیسی (ع) می فرماید: من ضربتی برای تو دارم که هرگز از من فوت نخواهد شد. پس به او میرسد و او را طعمه شمشیر می سازد. دیگر چیزی از آفریده های خدا پیدا نمی شود که یهودیان در زیر آن مخفی شوند جز اینکه به اذن خدا به حرف درآمده می گوید: ای مسلمان! اینجا یک نفر یهودی هست او را بکش. هر سنگی و هر جنبنده ای مخفیگاه آنها را بیان می کند، جز« غرقد » [28 ] که از درختان آنهاست و لذا به حرف نمی آید.[ 29 ] این معنی با احادیث فراوانی تأیید می شود که در حکومت حقه یک نفر هم یهودی در روی زمین نمی ماند و اگر در دل سنگی مخفی شوند آن سنگ به سخن می آید و می گوید: ای بنده خدا، در دل من یهودی هست مرا بشکاف و آن را در آورد.»

نگارنده هنوز به عقیده خود باقی است که دجال رمز یک آشوبگر و ستمگر از رهبران گروه های گمراه وخونخوار است که
با لشکریان تا به دندان مسلح طغیان می کند و ادعای الوهیت می نماید تا روزیکه وعده الهی فرا رسد و همه نیروهایش را درهم شکند و خود با یک ضربت از پای درآید. که حق پابرجا و باطل نابود شدنی است.

امام باقر (ع) می فرماید:
1836) الدجال یخرج من قبل المشرق من مدینه خراسان (؟) ثم یهبط حدر کرمان فی ثمانین الفا، و اتباعه کان وجوههم المجان المطرقه .

« دجال از طرق مشرق از شهر خراسان خروج می کند، سپس با هشتاد هزار نفر به جلگه کرمان فرود آید، صورت لشکریانش چون سپرهائی است که پوست بر روی آن کشیده باشند.» [30]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1821) من المحرم علی الدجال ان یدخل نقاب المدینه لانها تنقی الخبث کما ینفی الکیر خبث الحدید و لانها لا یقربها الطاعون ولا الدجال .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

« از چیزهائی که بر دجال حرام است پا نهادن بر راههای کوهستانی مدینه منوره است که آنجا سرزمین مقدس است و پلیدی را از بین می برد آنچنانکه کوهر آهنگران پلیدی آهن را، و آنجا سرزمینی است که طاعون و دجال بر آنجا راه ندارد.» [13]

در حدیث 1815 خواندیم که چون دجال به مدینه نزدیک شود در مدینه سه بار زلزله می شود و منافقان و کافران از مدنیه بیرون می روند که آنهم نوعی دفع پلیدی است.

1822) لا یدخل المدینه رعب المسیح الدجال. و لها یومئذ ثلاثه ابواب، لکل باب ملکان .
« رعب و وحشت مسیح کاذب (دجال) وارد مدینه نمی شود. آن روز برای مدینه سه دروازه است و برای هر یکی دو فرشته نگهبان هستند.» [14]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نگارنده در مورد دجال به نتیجه قطعی نرسیده است، زیرا روایاتی که در مورد دجال نقل شده، غالباً مورد اعتماد نیستند، و در ضمن آنها مطالبی هست که یقیناً جعلی هستند و متن آنها گواه است بر اینکه سخن معصوم نیست. در این حدیثها ذوق و قریحه جاعلین اثر گذاشته، طبق سلیقه و ذوق آنها جعل شده است. و آنچه از رسول گرامی اسلام (ص) نقل شده در میان احادیث جعلی دستگاه خلافت گم شده است و تشخیص آنها بسیار دشوار می نماید. به احتمال قوی در احادیث رسول اکرم (ص) مطالب مربوط به دجال به یک فرد معین مربوط می شود و به اصطلاح: دجال شخصی است نه نوعی، ولی در مورد تطبیق آن به شخص معین، به نتیجه مشخصی نرسیده ام، اگر چه احتمال قوی می دهم که به یکی از سران رژیم اشغالگر قدس مربوط باشد که سلاح را همه چیز می پندارند و سرنوشت بشریت را وابسته به مسابقات تسلیحاتی می دانند و نمی دانند که نزدیک است همین سلاحها به دست مرد دیگری که با نیروی برتر (جهان غیب) مربوط است ازکار بیفتد و دیگر، طرحهای شیطانی آنها کارگر نیفتد. و لذا این خدا نشناسها همه خواسته های خود را توسط رژیم اشغالگر قدس و از طریق یهودیان آمریکا، از ایالات متحده می خواهند و دیگر کشورهای منطقه را به هیچ می انگارند و برای آنها فخر می فروشند و کوس « انا ربکم الاعلی » می زنند!!.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
برخی از صفاتی که در مورد دجال در احادیث وارد شده، مانند کور بودن یک چشم و بیرون آمدن آن چون دانه عناب، و مانند مطالبی که در مورد مرکب معروف او (خر دجال) گفته شده، مطالبی است که باید گذشت زمان آنها را معنی کند.
دجال از ماده « دجل » است و معنای آن : دروغگو، حقه باز، افسونگر، متقلب و تزویرکار است.[1]

از ظواهر اخبار استفاده می شود که دجال هنگامی خروج می کند که حضرت بقیه الله (عج) بر سفیانی پیروز شده، وارد عراق گشته، استانبول را فتح کرده، عازم فلسطین باشد و برای نابود ساختن آن جرثومه فساد از قبل خاورمیانه به سوی عکا عزیمت نماید، تا از این طریق مصر و دیگر کشورهای آفریقائی را فتح فرماید.

باز هم تکرار می کنم که به خیال من نود درصد مطالب مربوط به دجال مربوط است و ده درصد دیگر به یک شخص معین با ویژگی های شگفت انگیز دلالت می کند که انشاء الله با ظهور قریب الوقوع آن مهرتابان معنای دقیق آن برای همگان روشن می شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1796) اذا هدم حائط مسجد الکوفه، موخره، مما یلی دار عبدالله بن مسعود، فعند ذلک زوال ملک السفیانی. اما ان هادمه لا یبنیه .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

« هنگامی که دیوار مسجد کوفه از طرف خانه عبدالله بن مسعود فرو ریزد، در آن هنگام حکومت سفیانی پایان پذیرد. آگاه باش که خراب کننده آن، آن را بنا نمی کند[128]

آری این غیب اوست و از اسرار آل محمد (ص) است، خداوند علام الغیوب از خزانه غیبش بر پیامبران عظیم الشأن که امنای وحی هستند، تعلیم فرموده است.

امام کاظم (ع) می فرماید:
1797) انی یکون ذلک و لما تکثر القتلی بین الحیره و الکوفه .
« چگونه ممکن است امر ظهور فرا رسد در حالیکه هنوز آن کشت و کشتار گسترده در میان کوفه و حیره واقع نشده است.» [129]

آری رسول اکرم (ص) و امامان اهلبیت تأکید فرموده اند که هرگز ظهور حضرت بقیه الله (عج) بدون خروج سفیانی نخواهد بود، همه معصومین یقین دارند که در علم خدا گذاشته است که سفیانی خروج کرده حمام خون راه می اندازد و صحرای وسیع بین حیره و کوفه را گلگون می سازد و به دنبال آن مصلح غیبی ظهورمی کند.

امام رضا (ع) می فرماید:
« هنگامی که امام هشتم به ناچار ولایت عهدی را پذیرفت، برخی از شیعیان خیال کردند که دیگر حکومت بنی عباس تمام شد و خلافت به آل محمد (ص) باز می گردد و امام هشتم همان امام قائم به امر می شود!! از این رهگذر یکی از اصحاب عرض کرد: مردم می گویند که سفیانی رفت و حکومت بنی عباس هم تمام شد. فرمود:

1798) کذبوا. ان السفیانی لیقوم، و ان سلطانهم لقائم .
« دروغ می گویند. سفیانی هنوز قیام نکرده و حکومت آنها هنوز ادامه دارد » [130]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1788) کانی بالسفیانی قد طرح رحله فی رحبتکم، فینادی منادیه: من جاء براس کوفی فله الف درهم! فیثب الجار علی جاره، والاخ علی اخیه و یقول: هذا منهم فیضرب عنقه و یاخذ الف درهم!. اما ان امارتکم یومئد لاتکون الا لاولاد البغایا. کانی انظر الی صاحب البرقع رجل منکم و یقول بقولکم یعرفکم ولا تعرفونه، فیحوشکم فیغمزکم رجلا رجلاً. اما انه لایکون الا ابن بغی، لا یدع احد راه الا قتله اوصلبه! حتی ان الرجل یمر بالدره العظیمه مطروحه فی الارض فلا یتعرض لها من شده الخوف .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
« گوئی سفیانی را با چشم خود می بینم که در کوچه و بازار شما رحل خود را انداخته، منادی اش بانگ بر می آورد: هر کس سر یکی از کوفیان (شیعیان) را بیاورد هزار درهم جایزه دارد، آنگاه همسایه سرهمسایه اش، و برادر سر برادرش را بریده به جهت اخذ پاداش پیش او می برد و می گوید: اینهم از آنهاست. و هزار درهم را دریافت می کند. در آن ایام حکومت شما به دست حرامزادگان می افتد. گوئی آن مرد آبله رو (سفیانی) را می بینم که به عنوان یکی از شما و قائل به عقیده شما (یعنی به عنوان عرب و مسلمان) وارد صحنه شده، او شما را خوب می شناسد ولی شما او را نمی شناسید، پس شما را محاصره کرده یک یک دستگیره کرده نابود می سازد! او جز زنازاده نیست، احدی را نمی بیند جز اینکه گردن می زند یا به دار می آویزد. آنقدر خفقان می شود که انسان اشیاء بسیار گرانبهائی را در وسط راه می بیند و از شدت ترسش دست به آن نمی زند.» [120]

1789) ثم تنخسف البصره و تخرب، و یعم العراق خوف شدید لایکون معه قرار، و یقع الموت الدریع بعد ان یدخل جیشه الی بغداد فیبیحها ثلاثه ایام و یقتل من اهلها ستین الفا و یخرب دورها، ثم یقیم بها ثمانی عشره لیله فیقسم اموالها، و یکون اسلم مکان فیها الکرخ .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنگاه امام صادق (ع) از جنگ « قرقیسیا » چنین تعبیر می کند:
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
1773) ان الله ما دبه فی قرقیسیا، یطلع مطلع من السماء فینادی: یا طیر السماء، و یا سباع الارض: هلموا الی الشبع من لحوم الجبارین .

« خداوند سفره عامی در قرقیسیا می گستراند که منادی آسمانی بانگ می زند: هان ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین، بشتابید و از گوشت ستمگران شکمی سیر نمائید.» [105]

بانگ های آسمانی با وسائل امروزی بسیار عادی شده و هر لحظه ممکن است توسط رادیو و تلویزیون و ماه های مصنوعی و غیره بانکی برآورده شود و گوش جهانیان را نوازش دهد. ولی اگر این بانگ از طرف قادرمتعال باشد، دیگر به این وسائل نیازی نیست و رساترین بانگ ها را می تواند از دل سنگی بیرون آورد.

1774) یلتقی السفیانی بالابقع فیقتله السفیانی و من معه. ثم یقتل الاصهب و اتباعه. ثم لایکون له هم الا آل محمد و شیعتهم و المثول الی العراق. و یمر جیشه بقرقیسیا فیقتلون بها فیقتل بها منه الف. و یبعث السفیانی جیشا الی الکوفه، وعدتهم سبعون الفا، فیصیبون من اهل الکوفه قتلا و سبیاً .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1761) یخرج السفیانی بالشام، فینقاد له اهل الشام الا طوائف من المقیمین علی الحق یعصمهم الله من الخروج معه .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« سفیانی وارد شام می شود و بر آنجا مسلط می شود و مردم شام بر او گردن می نهند، جز عده کمی از کسانیکه بر آئین حق ثابت قدم مانده اند، خداوند آنها را از خروج کردن در خدمت سفیانی حفاظت میفرماید.» [91]

1762) السفیانی لابد منه، ولا یخرج الا فی رجب .
« به ناگزیر سفیانی خروج می کند، خروج او در ماه رجب خواهد بود »

یکی از حاضران به پیشگاه امام صادق علیه السلام عرض کرد: هنگامی که سفیانی خروج کند، حال ما چگونه خواهد بود؟. فرمود: در آن هنگام به سوی ما بشتابید.» [92]

1763) لا تبرح الارض حتی یخرج السفیانی، فاذا خرج السفیانی فاجیبوا الینا یقولها ثلاثاً – و هو من المحتوم .

« تا سفیانی خروج نکرده از جای خود برنخیز، چون سفیانی خروج کرد دعوت ما را اجابت کنید (این تعبیر را سه بار فرمود) که خروج او از علایم حتمی است.» [93]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از روایات دیگر استفاده می شود که فقط دو نفر از سپاه باقی مانند که یکی به شام می رود و گزارش سپاه را به سفیانی می دهد و دیگری به مکه می رود و بشارت هلاکت آنها را به حضرت ولی عصر (عج) می دهد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1744) و یخرج المهدی منها علی سنه موسی خائفاً یترفب حتی یقدم مکه، و یقبل الجیش حتی اذا نزلوا بالبیداء و هو جیش الهلاك، خسف بهم فلا یفلت منهم الا مخبر.

« مهدی (عج) همانند حضرت موسی (ع) خائفاً یترقب (نگران و ترسان) از مدینه خارج می شود و به سوی مکه می رود و سپاهیان سفیانی حرکت می کنند تا به سرزمین بیداء می رسند و همگی هلاك میشوند و فقط گزارشگر باقی می ماند.» [73]

اینجا نیز امام (ع) به گزارشگر اشاره می کند نه به تعداد آن.
1745) ... انه لا ینجو سوی اثنین من قبیله جهینه. و هذان الاثنان یخبران الناس عن قصه الخسف، واسماهما: بشیرٌ و نذیرٌ .

« جز دو نفر از قبیله جهینه باقی نمی ماند که برای مردم از داستان خسف گزارش ببرند، یکی از آن دو بشیر و دیگری نذیر است.» [74]

از این رو در ضرب المثلها می گویند:« خبر قطعی در نزد جهینه است »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1730) ویل لطغاه العرب من امر قد اقترب .
« وای بر طاغوت های عرب از حادثه ایکه نزدیک است » [58]
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1731) یختلف الروم و الترك و تکثقر الحروب فی الارض و ینادی مناد من دمشق: ویل لاهل الارض من شر قد اقترب .

« رومیان و اتراك اختلاف می کنند و جنگ های فراوانی روی می دهد و منادی در دمشق بانگ بر می آورد: وای بر ساکنان زمین از شری که نزدیک است.» [59]

از این حدیث استفاده می شود که این هشدارها هنگامی روی میدهد که جنگی سخت در میان اسرائیل (روم) و دیگر کشورها (اتراك) درگیرد و غم و اندوه فراوانی از این جهت به جهان اسلام وارد آید و سایه سنگین و شوم جنگ بر مناطق فراوانی سایه اندازد، آنگاه صدای دلخراش سفیانی از روی منبر دمشق شنیده می شود و آسایش جهانی را بر هم زند.

1732) توقعوا الصوت یأتیکم بغته من دمشق. فیه لکم فرج عظیم یجیئکم الصوت من ناحیه دمشق بالفتح.

« منتظر بانگ سفیانی باشید که به طور ناگهان از دمشق شنیده می شود، در این بانگ فرج عظیمی برای شماهست، زیرا که این بانگ نوید بخش پیروزی بزرگ شماست[60]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام باقر (ع) می فرماید:
از محضر امام باقر (ع) پرسیدند: آیا خروج سفیانی حتمی است؟ فرمود:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1718) نعم، و النداء من المحتوم، و طلوع الشمس من مغربها من المحتوم، و اختلاف بنی العباس فی الدوله من المحتوم، و قتل النفس الزکیه من المحتوم، و خروج القائم من آل محمد (ص) محتوم .

« آری خروج سفیانی حتمی است، ندای آسمانی حتمی است، طلوع خورشید از مغرب حتمی است، درگیری بنی عباس بر سر حکومت حتمی است، قتل نفس زکیه حتمی است و خروج قائم آل محمد (ع) حتمی است.» [45]

خیال می کنم اگر طلوع خورشید از مغرب را به ظهور آنحضرت از نهانگاه خود تفسیر کنیم، دور نرفته ایم.(ما تصور می کنیم که مؤلف گرانقدر در این تأویل و تفسیر دچار اشتباه شده و دست به کار خطرناکی زده است، زیرا اگر قرار باشد راه چنین تفسیر و تأویلهائی باز شود، بر هیچکدام از علایم حتمی و غیر حتمی نمی توان اعتماد کرد. و اگر طلوع خورشید از مغرب برای مادیون مشکل و یا غیرممکن جلوه کند، همه معجزات و کارهای خارق العاده چنین است و لذا لازم است هرگز چنین تفسیر و تأویلی را در اخبار آل محمد (ص) راه ندهیم تا گذشت زمان خود آنها را معنی کند. « مترجم » )

1719) یکون خروج السفیانی و الیمانی و الخراسانی فی یوم واحد من شهر رجب من تلک السنه .
« خروج سفیانی، یمانی و خراسانی، در یکروز و یکماه و یکسال خواهد بود. هر سه در یک روز از ماه رجب یکسال خروج خواهند کرد.» پیشوای پنجم شیعیان آنگاه در تفسیر آیه شریفه : « ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده » [46 ]  فرمود:

1720) انهما اجلال: اجل محتوم لایکون غیره، و اجل موقوف لله فیه المشیئه. لا والله ان امر السفیانی من المحتوم .
« اینجا دو اجل است، یکی اجل حتمی، که همان انجام می شود و هرگز غیر آن اتفاق نمی افتد، و دیگر اجل منوط به مشیت، به خدا سوگند که خروج سفیانی از قسم حتمی است.» [47]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1701) والله لا یزالون، حتی لایدعوا محرماً الا استحلوه، ولا عقد الا احلوه، و حتی لایبقی بیت مدر ولا وبرالا دخله ظلمهم و نبا به سوء رعیهم!. و حتی یقوم باکیان: باك یبکی لدینه، و باك یبکی لدنیاه .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« به خدا سوگند سپاه سفیانی به جنایات خود ادامه می دهند تا هیچ حرامی نماند جز اینکه حلالش بشمارند،هیچ پیمانی نماند جز اینکه نقض کنند، هیچ خانه ای از خشت خام تا سنگ رخام باقی نباشد جز اینکه دامنه ظلم و ستمشان در آن وارد شود و مردم در اثر سوء تدبیر و کشورداری آنان دستخوش اضطراب و ناامنی شوند. همه مردم اشک حسرت بریزند یک دسته برای تباه شدن دینشان و دسته ای دیگر برای تباه شدن دنیایشان.» [28]

این حدیث نیز روشنگر آنست که سپاه خون آشام سفیانی به حریم همه قوانین مذهبی و احکام دینی تجاوز می کنند و همه طبقات را گریان می سازند، گروهی برای دین و گروهی دیگر برای وضع ناهنجار زندگی گریه می کنند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تعداد بازدید از این مطلب
1709) لا یقوم القائم حتی تفقا عین الدنیاف و تظهر الحمره فی السماء، و تلک دموع حمله العرش علی اهل الارض. فیظهر فیکم اقوام لا خلاق لهم یدعون لولدی و هم براء منه. تلک عصابه ردیئه، علی الاشرارمسلطه، و للجبابره مفتنه، و للملوك مبیره. تظهر فی سواد الکوفه یقدمهم رجل اسود اللون والقلب، رث الدین، مهجن، زنیم، عتل، تداولته ایدی عواغهر الامهات، من شر نسل لاسقاها الله المطر، صاحب الرایه الحمراء و العلم الاخضر!. ای یوم للمخبتین بین الانبار و هیت ذلک یوم فیه صیل الاکراد و الشراه و خراب دار الفراعنته و مساکن الجبابره، و ما وی الولاه الظلمه، و ام البلاء و اخت العار، تلک و رب الکعبه بغداد!. فویل للعصاه من بنی امیه و بنی فلان الدی یقتلون الطیبین من ولدی، ولا یرقبون فیهم ذمتی، ولایخافون فی ما یفعلون بحرمتی ... ان لبنی العباس لیوما کیوم الطموح و لهم فیه صرخه کصرخه الحبلی .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« قائم (عج) قیام نکند جز هنگامی که چشم دنیا درآورده شود و سرخی در آسمان پدید آید، که آنها اشکهای خونبار حاملان عرش است که برای مردم روی زمین از چشم آسمان می بارد.

آنگاه گروهی بر شما غلبه میکنند که هیچ ارزشی ندارند، آنها به نام پسرم (مهدی) بر شما حکومت می کنند در حالیکه خود از او بیزار هستند.

آنگاه گروهی بی مقدار هستند که بر اشرار مسلط هستند و جباران را فریب می دهند و پادشاهان را هلاك می سازند. در دشت کوفه ظاهر می شوند و مردی تیره رنگ و سیاهدل آنها را فرماندهی می کند که سست آئین، پست فطرت، خیره سر و فرومایه است، و از تبار ستمگران در دامنهای آلوده تربیت شده و در آغوش های ناپاکان بزرگ شده است. پرچم های سرخ و سبز حمل می کند و در میان« انبار » و « هیت » [36 ] روز بسیار سختی برای مردم آن منطقه به وجود می آورد.

در آن روز شمشیر اکراد و آشوبگران از غلاف در می آیند و شهر فرعونها و اقامتگاه جبارها ویران میشود که آنجا مأوای ستمگران، مادر فتنه ها و صاحب پلیدیهاست، که آنجا سوگند به خدا همان شهر بغداد است.

بدا به حال عصیانگران بنی امیه و بنی فلان (بنی عباس) که مردان پاك خاندانم را می کشند و پیمان مرا در حق آنها رعایت نمی کنند و در کردار زشت خویش احترام مرا حفظ نمی کنند... برای بنی عباس روز بسیار سخت و پرحادثه ایست که در کام طوفان ها فرو می روند و همانند زنیکه از درد زایمان بنالد، ناله می کنند و فریاد بر می آورند.» [37]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام باقر (ع) در این مورد می فرماید:
1691) ... اما من یهرب من آل محمد، فیلحق بهم الجیش، و یدرکهم و یدبحهم عند احجار الزیت .
« کسیکه از آل محمد (ص) فرار کند، سپاه سفیانی او را دستگیر کرده در احجار الزیت ذبح می کنند » [17]
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
جالب اینست که رسول گرامی اسلامی هنگامی این مقایسه را انجام داده است که هنوز حادثه حره انجام نیافته بود و بیش از 50 سال بعد از رحلت آن حضرت این واقعه تحقق یافت. و جالبتر اینکه به همین نام هم شهرت پیدا کرد. آنچه از میان دو لب شریف آنحضرت بیرون آمده وحی صادق است و هرگز شطر کلمه ای از آن باطل نخواهد شد.

1692) ... یحل الجیش الثانی بالمدینه، فینتهبونها ثلاثه ایام بلیالیها .
« دومین سپاه سفیانی وارد مدینه می شوند و سه شبانه روز تمام در آنجا قتل و غارت می کنند » [18]

1693) مع بنی ذنب الحمار مضر، و مع السفیانی اخوالله من کلب فیظهر السفیانی و من معه علی بنی ذنب الحمار حتی یقتلوا قتلا لم یقتله شیء قط، و یحضر رجل بدمشق فیقتل هو و من معه قتلاً، و هو من بنی ذنب الحمار، و هی الایه التی یقول اله تبارك و تعالی فیها: فاختلف الاحزاب من بینهم، فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم.. و یظهر السفیانی و من معه، فلا یکون له همه الا آل محمد وشیعتهم. فیبعث بعثا الی الکوفه، فیصاب اناس من شیعه آل محمد بالکوفه قتلاً و صلبا .

قبیله مضر با بنی ذنب الحمارخروج من کنند وقبیله کلب با سفیانی قیام می کنند و همه « بنی ذنب الحمار» را به طور بی سابقه ای از پای در می آورند. هر کس وارد دمشق شود با همه کسانش کشته میشود و اینست معنای آیه شریفه که می فرماید: (احزاب در میان خود دچار اختلاف شدند، وای بر آنها ازحضور در روز بزرگ) [ 19 ]. سفیانی و سپاهیانش پیروز می شوند و تمام همشان آنست که آل محمد (ص) و شیعیان آل محمد (ص) را نابود کنند، پس سپاهی به کوفه می فرستد، گروهی از شیعیان طعمه شمشیرمیشوند و یا برفراز چوبه دار قرار می گیرند.» [20]

1694) الملحمه الکبری، و فتح القسطنطینیه، و خروج الدجال فی سبعه اشهر.
« جنگی جانکاه، فتح قسطنطنیه (استانبول) و خروج دجال در هفت ماه انجام می پذیرد » [21]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسول اکرم (ص) می فرماید:
1678) سیکون بعدی خلفاء، و من بعد الخلفاء امراء، و من بعد الامراء ملوك جبابره، ثم یخرج رجل من اهل بیتی .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« بعد از من خلیفه هائی خواهد بود، بعد از آنها امیرانی خواهد بود و بعد از آنها پادشاهان ستم پیشه ای خواهند آمد و آنگاه مردی از اهلبیت من خروج خواهد کرد.» [1]

 منظور از سرزمین خشک و سوزان، منطقه خشک و بی آب و علف است که در شرق فلسطین و غرب اردن وجنوب غربی دمشق قرار دارد که منطقه سنگلاخی است که از سنگ های آنجا سنگ آسیاب میسازند و خانواده سفیانی در آن منطقه زندگی می کنند و نام او « عثمان بن عنبسه » از تیره « کلب » و از تبار« ابوسفیان » است.

این حدیث همچون دیگر احادیث وارده از خاندان رسالت، یکی از نشانه های نبوت و شاهد صدق گفتار آنحضرت است، که خدا تبارك و تعالی از خزانه علوم خود پیامبرش را آگاه ساخته بود که علیرغم تعیین امامان معصوم از طرف خدای تبارك و تعالی، جانشین او خانه نشین خواهد شد و بیگانگان بر تخت خلافت تکیه خواهند کرد و خود را خلیفه پیامبر خواهند نامید و گاهی فراتر نهاده به دنبال غصب حقوق اهلبیت، لقب خاصی امیرمؤمنان (ع) را نیز غصب کرده، خود را « امیر مؤمنین » خواهند نامید و بعد از امویان وعباسیان، پادشاهان خون آشام دیگری چون عثمانی ها خواهند آمد که رسماً سلطنت نموده، و از به کار بردن لفظ سلطان نیز دریغ نخواهند نمود!. همه اینها واقع شد و انشاء الله در آینده ای بسیار نزدیک شاهد خروج حضرت بقیه الله روحی فداه نیز خواهیم بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آری سفیانی با هر کسیکه به نام های محمد و علی و حسن و حسین و امثال آنها نامیده شود دشمنی دارد، به خصوص که از آل محمد (ص) و از یاوران مهدی آل محمد (عج) باشد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1666) ثم یکتب السفیانی الی الذی دخل الکوفه بخیله، بعدما یعرکها عرك الادیم یامره بالمسیر الی الحجاز، فیسیر الی المدینه فیضع السیف فی قریش، فیتقل منهم و من الانصار اربعمئه رجل، و یبقر البطون، و یذبح الولدان، و یقتل اخوین من قریش: رجلا و اخته، یقال لهما: محمد و فاطمه، و یصلبهما علی باب المسجد بالمدینه. فعند ذلک یهرب المهدی و المستنصر من المدینه الی مکه، فیبعث بطلبهما و قد لحفا بحرم الله و امنه .

« آنگاه سفیانی به فرمانده سپاه کوفه می نویسد که به سوی حجاز حرکت کند. وی پس از آنکه خاك کوفه را از خون مردمانش رنگین ساخت به سوی مدینه حرکت می کند و قریش را از دم شمشیر می گذراند و چهارصد نفر از قریش و انصار را می کشد و شکمها را پاره می کند و کودکان را سر می برد و مردی را از قریش به نام محمد و خواهرش را به نام فاطمه می کشد و در بیرون مسجد مدینه آنها را به دار می آویزد. در آن هنگام مهدی (عج) و مستصر از مدینه می گریزند و به سوی مکه عزیمت می کنند. فرمانده سپاه سفیانی آنها را دنبال می کند ولی پیش از آنکه به آنها برسد آنها وارد حرم امن الهی می شوند.» [11]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در پیرامون ذبح نفس زکیه و به دار آویخته شدن پسر عمویش احادیث فراوانی از خاندان نبوت به ما رسیده است که به برخی از آنها در این بخش اشاره می کنیم :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
رسول اکرم (ص) می فرماید:
1655) ان المهدی لایخرج حتی تقتل النفس الزکیه. فاذا قتلت النفس الزکیه غضب علیهم من فی السماء و من فی الارض، فانی الناس المهدی فزفوه کما تزف العروس الی زوجها لیله عرسها .

« مهدی (ع) خارج نمی شود تا نفس زکیه کشته شود. چون نفس زکیه کشته شود، ساکنان آسمان و زمین برآنها غضبناك می شوند آنگاه مهدی (ع) ظهور می کنند و مردم در اطراف شمع وجودش گرد آیند آن سان که در شب زفاف در اطراف عروس گرد آیند .» [1]

نفس زکیه لقب یک جوان هاشمی است از آل محمد (ص) که در میان قوم خود صاحب مقامی بس رفیع است، در آغاز جنبش سفیانی به مدینه منوره پناهنده می شود و دومین گروه از لشکر سفیانی که برای مقابله با دعوت حق و رویاروئی با سپاه حضرت بقیه الله (عج) به سوی مدینه گسیل می شوند او را به شهادت می رسانند.

 خداوند روی زمین را از لوث ستمگران پاکیزه نمی سازد جز هنگامی که خون حرام ریخته شود

هنگامی که سپاه سفیانی مردم حجاز را طعمه شمشیر می سازند و خانه هایشان را ویران می کنند و به حریم نوامیس مردم و به حریم حرمین شریفین تجاوز می کنند، نفس زکیه به مکه می رود و در آنجا بانگ دادخواهی و دعوت به سوی آل محمد (ص) را بلند می کند. روز 25 ذیحجه الحرام او را بدون هیچ گناهی در میان رکن و مقام مظلومانه ذبح می کنند. خداوند دیگر ستمکاران را مهلت نمی دهد که در شهر حرام و در ماه حرام و در بیت الله الحرام، خون حرام ریخته اند. پس به فاصله 15 روز قیام جهانی حضرت بقیه الله روحی فداه آغاز می شود، که هرگز چنین جنایتی در تاریخ سابقه نداشته است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در انجیل نیز به تفصیل از زنده شدن مردگان برای یاری حضرت عیسی در آخرالزمان گفتگو شده است و ما حدیث فوق را بدون هیچ شرح و توضیح تقدیم کردیم تا گذشت زمان ان رامعنی کند که وقت تفسیرش نزدیک است. امیر مؤمنان (ع) در این مورد می فرماید:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1644) و اموات ینشرون من القبور حتی یرجعوا الی الدنیا فیتعارفون فیها .
« مردگانی که از قبرها بر می خیزند و به دنیا باز می گردند و یکدیگر را می شناسند » [57]
در این رابطه روایت از پیشوایان معصوم بیرون از شمار است. [ 58]

  چون حکمت بنی فلان سپری شود خداوند با مردی از ما اهلبیت بر آل محمد (ص) منت می نهد که با تقوی گام می سپارد و براساس هدایت رفتار می کند و در کارهایش رشوه نمی گیرد. به خدا سوگند نام خود و نام پدرش را می دانم. آنگاه به محضر امام عادل از ما می رسد که صاحب خال ( حضرت مهدی ) و اصالت و نجابت طرفین (پدر و مادر) و حافظ اسرار امامت و امانتهای الهی است و جهان را پر از داد و عدالت می کند

امام صادق (ع) می فرماید:
1645) ... و بیناهم کذلک، اذ تقبل رایات هدی من خراسان تطوی المنازل طیاً حثیناً، و معهم نفر من اصحاب القائم .. ثم یخرج رجل من موالی الکوفه فی ضعفاء فیقتله جیش السفیانی بین الحیره و الکوفه .

« در آن میان پرچم های هدایت از خراسان بیرون آمده، با شتابی هر چه تمامتر منازل را طی کرده پیش میتازند و تعدادی از یاران قائم (عج) در میان آنها خواهد بود. آنگاه مردی از شیعیان غیر عرب با گروهی از مستضعفان از کوفه خروج می کند که سپاهیان سفیانی او را در میان حیره و کوفه به قتل می رسانند[59]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در آن روز صالح و سپاهیانش پیروزمندانه وارد کوفه می شوند و سپاه سفیانی را از پای در می آورند:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1633) فوالدی فلق الحبه وبرا النسمه لیکونن ذلک. و کانی اسمع صهیل خیلهم و طمطه رجالهم!. و اثم الله لیدوبن ما فی ایدیهم بعد العلق و التمکن فی البلاد کما تدوب الآله علی النار.

« سوگند به خدائی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، بی گمان این حوادث روی خواهد داد، گوئی من با گوش خود بانگ رجز خوانی سپاهیان و شیهه اسبانشان را می شنوم. به خدا سوگند، آنگاه که دو سپاه درآویزند و شهرها تسخیر شود، آنچه در دست سفیانیها باشد ذوب می شود، آنچنانکه فلزات در آتش ذوب می شود.» [45]

مولای مؤمنان و پیشوای پرهیزکاران آنچنان به گفتار خود مطمئن است که برای هر فراز آن سوگند یاد میکند و آنچنان سخن می گوید که گوئی فاصله زمانی برداشته شده، با دیدگان خود صف آرائی دو سپاه را می بیند و رجزهای آنها و شیهه اسبانشان را می شنود.آری از ابوتراب (ع) جز این انتظار نمی رود.

 مردی گندمگون، چهار شانه و کوسه به نام شعیب بن صالح با چهار هزار نفری از ری خروج می کند که درپیشقدم ظهور حضرت مهدی است، کسی در برابرش ایستادگی نمی کند جز اینکه کشته می شود.

1634) اذا خرجت خیل السفیانی الی الکوفه، بعث فی طلب اهل خراسان و یخرج اهل خراسان فی طلب المهدی. فیلتقی هو و الها شمی برایات سود، علی مقدمته شعیب بن صالح، فیلتقی هو و السفیانی بباب اصطخر، فیکون بینهم ملحمه عظیمه، فتظهر الرایات السود و تهرب خیل السفیانی. فعند ذلک یتمنی الناس المهدی و یطلبونه، فیخرج من مکه و معه رایه رسول الله بعد ان ییاس الناس من خروجه لما طال علیهم من البلاء. و یقول بعد ان یصلی رکعتین و یظهر للناس: ایها الناس: الح البلاء بامه محمد (ص) و باهل بیته خاصه، و قد قهرنا و بغی علینا .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1624) تقبل رایات من شرقی الارض غیر معلمه لیس بقطن ولا کتان ولا حریر، مختمه فی رؤوس القنا بخاتم السید الاکبر، یسوقها رجل من آل محمد یوم تطیر بالمشرق یوجد ریحها بالمغرب کالمسک الاذفر.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« پرچمهائی بی نام و نشان از خاور زمین به اهتزاز در می آید. که از پنبه و کتاب و ابریشم نیست، آنها را بر سر نیزه ها می زنند و نام رسول اکرم (ص) بر آنها نقش می شود، و آنها را مردی از آل محمد (ص) رهبری می کند. چون از مشرق حرکت کنند عطر آنها در مغرب بهتر از مشک و عنبر به مشام می رسد.» [33]

امیرمؤمنان (ع) از فراهم شدن زمینه و استقبال شایان جهانیان از این حرکت مقدس سخن می گوید، که اخبار آن بلافاصله در سراسر جهان منتشر می شود و نسیم روحبخش آن در اقطار جهان به مشام توده ها می رسد و اخبار نوید بخش آن فضای جهان را عطر آگین می کند.

 نابودی اولاد فلانی همانند شکستن کوزه است و مانند کسی است که کوزه ای به دست گرفته، راه میرود و از کوزه غافل است، یکمرتبه کوزه می افتد و می شکند و یکمرتبه با وحشت و تعجب می گوید: ای وای .
سقوط رژیم آنها همچون افتادن کوزه و شکستن آن روی می دهد در حالیکه آنها در خواب غفلت غنوده اند یکمرتبه دیده گشوده، می بینند که ناگهان رژیم سقوط کرده است.

1625) یسیر الرعب امامها شهرا حتی ینزلوا بالکوفه طالبین بدماء آبائهم. فبیناهم کذلک اذا اقبلت خیل الیمانی و الخراسانی یستبقان کانهما فرسا رهان: شعث عبرجرد، اصلاب نواصی و اقداح، احذا یضرب احدهم برجله باکیه فیقول: لاخیر فی مجلسنا بعد یومنا هذا، اللهم انا التائبون.. وهم الابدالالذی و صفهم الله تعالی فی کتابه العزیز: ان الله یحب التوابین، و یحب المتطهرین. و نظراوهم من آل محمد، فیسیرون الی النخیله باعلام هدی، و ینادی یومئذ منادی السماء فی شهر رمضان، فیکون مجمع الناس کلهم بالفاروق، فیقتل یومئذ ما بین المشرق و المغرب ثلاثه آلاف الف یقتل بعضهم بعضاً فیومئذ تأویل هذه الایه: فما زالت تلک دعویهم حتی جعلناهم حصیدا خامدین .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها