تبلیغات
چشم به راه - مطالب فـــــــــ. زارع

چشم به راه

فصل (53-3): (نكوهش دنیا و غفلت از خداى متعال )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! او را نظرى است با تو، و ترا نفسى است با او. استعداد آن نظر سبكبارى است ، آن چه تو مى كنى گرانبارى است ، بى استعداد رفتن موجب سنگسارى است . هر چه ترا نفس بگوید گر آن بكنى هر آینه بار خود گران بكنى . روزى نشسته بودم ، ذره اى را دیدم كه آفتاب بر وى تافت و او در پرتو نور خور راهى همى یافت . گفتم : اى عاشق كه معشوق را مقابلى ، آخر به چه استعداد این مرتبه را قابلى ، واى سوخته كه با تو در ساخته اند، (از كجا خواسته كه با تو ساخته اند)؟ ذره گفت : این مقام آن كس را سزاست كه اول قدمش ترك اجزاست . ندانسته اى كه كسى بى رفع اغیار یار نبیند، و بى رفع غبار بار نیابد؟ قومى كه سر ترك داشتند اول قدم ترك سر داشتند. و مردى كه سر حلقه گشت اول همچون حلقه بى سر گشت . ارباب تجرید را در این باب هزار سخن بیش است ، همه را در سر سخن این بود كه سخن سر مگوى .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى الكافى عن جابر قال : دخلت على ابى جعفر علیه السلام فقال : یا جابر و الله انى لمحزون و انى لمشغول القلب ، قلت : جعلت فداك و ما شغلك و ما حزنك ؟ فقال : یا جابر ان من دخل قلبه صافى خالص دین الله شغل قلبه عما سواه .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (53-1): (نكوهش دنیا و غفلت از خداى متعال )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! حجابهاى ظلمانى از عالم جسمانیت است و هر یك از عالم جسمانیت روح را حجاب باشند كه به واسطه آن از مشاهده عالم ملكوت باز مى ماند. و همچنین عالم ملكوت و غیره نیز حجابى است از مشاهده جمال احدیت و ذوق مخاطبه حق و شرف قرب حق .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

آسوده بدم با تو فلك نپسندید
خوش بود مرا با تو زمانه نگذاشت


و بدین روزى چند كه روح تعلق به قالب گرفت ، با آن كه چندین هزار سال در خلوت خاص بى واسطه شرف قرب یافته بود، چندان حجاب پدید آورد كه به كلى آن دولت ها را فراموش كرد. نسوا الله فنسیهم .( توبه ، 67: خدا را از یاد بردند، خدا نیز آنان را به فراموشى سپرد) آن جا یحبهم و یحبونه (مائده ، 54: (خدا آنان را دوست مى دارد و آنان نیز خدا را).) فرمود، اینجا نسوا الله فنسیهم . بلى :
هر چه هست از قامت ناساز بى اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالاى كس كوتاه نیست


غافل مشو از تقدیم و تاخیر یحبهم و نسوا الله .

اى عزیز! چون آدمى را براى عبودیت آفریده اند حق عبودیت آن است كه یك نفس از ذكر معبود غافل نباشد به جهت آن كه رب عز و جل پیوسته به ربوبیت ایستادگى مى نماید. نعوذ بالله اگر یك طرفة العین نظر عنایت از عالم باز دارد وجود عالم از هم بریزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:خداوند دعای دعاگویان را اجابت خواهد کرد ! دعای اعظم عصر مگر غیر از اینست که :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:قال فى البحار بیان : قوله علیه السلام منها ظلمة لعل المراد من مطلق الحجب لا من الحجب المتقدمة ، كما یدل علیه و قوله علیه السلام غلظ كل حجاب الى آخر.( بحار الانوار ج 58، ص 40.)

در بحار در توضیح آن گوید: این كه فرموده : از آن است ظلمت شاید مراد مطلق حجابها است نه حجابهاى متقدم ، چنان كه قول حضرت : ضخامت هر حجابى .... بر آن دلالت دارد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
قال فى شرح الصحیفة بعد ذكر هذه الروایة و بعض ما تقدم : و قد عرج بعضهم على تاویله بالعلایق النفسانیة التى كل واحد منها حجاب یمنع من الاطلاع على مشاهدة اسرار الملكوت .( در شرح صحیفه سید علیخان (ره ) ص 78، حدیث فوق را در شرح دعاى سوم آورده ولى این جمله را در آن پیدا نكردم)

در شرح صحیفه پس از ذكر این روایت و بعضى از مطالب گذشته گوید: برخى از تاویل آن به علایق نفسانى كه هر كدام حجابى است كه مانع از مشاهده اسرار ملكوت مى باشد، بر رفته اند.

و فى الخصال و المعانى عن سفیان الثورى ، عن جعفر بن محمد الصادق ، عن ابیه ، عن جده ، عن على علیه السلام قال : ان الله تبارك و تعالى خلق نور محمد صلى الله علیه و آله قبل ان خلق السموات و الارض و العرش و الكرسى و اللوح و القلم و الجنة و النار، و قبل ان خلق آدم و نوحا و ابراهیم (و اسماعیل ) و اسحاق و یعقوب - الى قوله - و هدیناهم الى صراط المستقیم ،( انعام ، 84 - 87.) و قبل ان خلق الانبیاء كلهم باربعة مائه الف و اربع و عشرین الف سنة ، و خلق عز و جل معه صلى الله علیه و آله اثنى عشر حجابا: حجاب القدرة و حجاب العظمة و حجاب المنة و حجاب الرحمة و حجاب السعادة و حجاب الكرامة و حجاب المنزلة و حجاب الهدایة و حجاب النبوة و حجاب الرفعة و حجاب الهیبة و حجاب الشفاعة .

و در خصال و معانى الاخبار از سفیان ثورى ، از امام صادق ، از پدرش ، از جدش ، از على علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: خداى متعال نور محمد صلى الله علیه و آله را آفرید چهار صد و بیست و چهار هزار سال پیش از آن كه آسمانها و زمین و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و دوزخ و آدم و نوح و ابراهیم و (اسماعیل ) و اسحاق و یعقوب را كه درباره آنان فرموده آنان را به راه راست هدایت كردیم و نیز همه انبیاء (ع ) را بیافرید، و با آن حضرت صلى الله علیه و آله دوازده حجاب آفرید: حجاب قدرت ، حجاب عظمت ، حجاب منت ، حجاب رحمت ، حجاب سعادت ، حجاب كرامت ، حجاب منزلت ، حجاب هدایت ، حجاب نبوت ، حجاب رفعت ، حجاب هیبت و حجاب شفاعت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع: حكایت آورده اند كه حق تعالی میفرماید  :
     ای بنده من، حاجت تو را درحالت دعا و ناله زود بر آوردمی، اما در اجابت جهت آن تأخیر می افتد تا بسیار بنالی كه آواز و ناله تو مرا خوش می آید، مثلا: دو گدا بر در شخصی آمدند، یكی مطلوب ومحبوب است و آندیگری عظیم مبغوض است. خداوند خانه گوید به غلام كه زود، بی تاخیر، به آن مبغوض نان پاره بده تا از در ما زود آواره شود، و آن دیگر را كه محبوب است وعده دهد كه هنوز نان نپخته اند، صبر كن تا نان برسد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

حال خدایا ! نمیدانیم مبغوض درگاهیم یا مطلوب !
    به چگونگی اجابت حاجات كه مینگریم (چنانچه ملاك را حكایت فوق بدانیم) شادان میشویم، اما باز میترسیم كه نكند عدم اجابت دعای مان بواسطه بی لیاقتی ما باشد، نه اینكه تو دوست میداری ما همچنان با ناله و لابه بخوانیم و بخواهیم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (51): (حجابهاى نورانى و ظلمانى میان بنده و خداوند)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! در حدیث است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند كه : ان الله سبعین حجابا، وساری , گاهنوشته های محمود زارع فى آخر: سبعمائة حجاب ، و فى آخر عنه صلى الله علیه و آله : ان لله سبعین الف حجاب من نور و ظلمة ، لوكشفها عن وجهه لاحرقت سبحات وجهه ما ادركه بصره من خلقه .( به ص 271 مراجعه شود)
همانا خدا را هفتاد - و در روایتى هفتصد و در روایتى دیگر هفتاد هزار - حجاب از نور و ظلمت است ، كه اگر آن ها را از چهره خود برگیرد،پرتو روى او تمام مخلوقاتش را كه چشمش به آن ها مى افتد خواهد سوخت .

بیان : ان الله سبعین الف حجاب و یمكن حمله على وجهین : احدهما: ان هذه الحجب هى الموجودات الافاقیة روحانیة و جسمانیة ، لان العوالم منحصرة فى ثمانیة عشر الف عالم هى راجعة فى الحقیقة الى اثنتین : عالم الملك و عالم الملكوت ، او عالم الغیب و عالم الشهادة ، فالمجموع یكون ستا و ثلاثین الف عالم ، یسقط منها العالم الانسانى المضاف الیه الحجب ، فیبقى منها خمس و ثلاثون الفا و یضاف الیها من الانفس بحكم التطابق مثل ذلك بعد اسقاط نفسه عنه ، فیبقى سبعون الف عالم هى سبعون الف حجاب آفاقیا و انفسیا. فیظهر من ذلك سر ان لله سبعین الف حجاب من نور و ظلمة . فاذا فرضتها كلیات صارت سبعین حجابا، فیظهر فى ذلك سر قوله تعالى : فى سلسلة ذرعها سبعون ذراعا فاسلكوه .( حاقه ، 32.)

بیان : مقصود از هفتاد هزار حجاب ممكن است یكى از این دو وجه باشد:
وجه اول - آن كه : این حجابها همان موجودات آفاقى روحانى و جسمانى است ، زیرا تمام عوالم منحصر در هیجده هزار عالم است كه مجموعا به دو نوع باز مى گردند:
عالم ملك
و عالم ملكوت ،
یا عالم غیب و عالم شهادت .
پس مجموعا سى و شش هزار عالم است كه عالم انسانى كه حجابها بدان مربوط است از آن انداخته مى شود، باقى میماند سى و پنج و هزار عالم ، و به حكم مطابقه به همان اندازه - پس از حذف عالم انسانى - از عالم انفس بدان اضافه مى گردد، پس مجموعا هفتاد هزار عالم مى شود كه همان هفتاد هزار حجاب آفاقى و انفسى مى باشد. از این بیان سر حدیث فوق ظاهر مى شود. و اگر آن ها را كلى فرض كنى هفتاد حجاب مى شود، و در این بیان سر این آیه ظاهر میگردد كه : در زنجیرى كه طول آن هفتاد ذرع است او را دركشید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولوی
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:[سلطان ولد] : - دم بدم , حضرت والدم ( مولانا جلال الدین ) وصیت میکرد که : ...پیش شیخ ساری , گاهنوشته های محمود زارعصلاح الدین , ذکر شمس الدین , مکنید! و پیش چلپی , حسام الدین ؛ ذکر شیخ صلاح الدین مکنید !
( افلاکی 4/ 83 )

شمس الدین تبریزی را زنی بود کیمیا نام , روزی از او خشم گرفت و بطرف باغهای مرام رفت ؛ حضرت مولانا جلال الدین بزنان مدرسه اشارت فرمود که : - بروید و کیمیا خاتون را بیاورید که خاطر مولانا شمس الدین را به وی تعلق عظیم است !
( افلاکی 4 / 39 )

منکوحه ی مولانا شمس الدین , کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه... روزی بی اجازت او , زنان , او را مصحوب جده ی سلطان ولد , برسم تفرج بباغش بردند , از ناگاه مولانا شمس الدین بخانه آمده مذکوره را طلب داشت ؛ گفتند : - جده ی سلطان ولد , با خواتین , او را بتفرج بردند ! ...بغایت رنجش نمود . چون کیمیا خاتون بخانه آمد , فی الحال درد گردن گرفت همچون چوب خشک بی حرکت شد. فریاد کنان , بعد از سه روز , نقل کرد ( مرد ) ... چون هفتم او بگذشت , باز بسوی دمشق روانه شد...
( افلاکی 4/ 43 )

روزی جنازه ی جوانی را ...می بردند, اهل عزا و مردم , نوحه ها میکردند...از ناگاه ...شمس الدین مقابل افتاد و فرمود که : - این نامراد پرحسرت را کجا می برند, تا ما را ببرند که سالها در این حسرت خون جگر می خورم , و آن دست نمی دهد !...
( افلاکی 4 / 45 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گاهنوشته های محمود زارع , پیرزنی از بوذرجمهر چند مساله پرسید که در بیشتر آنها گفت نمیدانم .
پیر زن گفت از پادشاه هرساله مبالغ هنگفتی حقوق میستانی که بگویی نمیدانم ؟! چگونه این مالها را بر خود حلال میکنی ؟!
حکیم در پاسخ گفت :
ای مادر من آنچه میگیرم در برابر دانستنی های خود میگیرم اگر در برابر نادانستنی ها وجوهی گیرم زرهای عالم کفاف آنرا نخواهد داد.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
گردآوری آبگینه ساری(ف.زارع)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (50): (هدف خلقت ، معرفت حق و اتصال به حضرت اوست )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! داود علیه السلام سوال كرد كه : الهى در آفرینش آدم چه حكمت بود؟ خطاب در رسید كه : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف ، فخلقت الخلق لان اعرف .( مقصد اقصى فصل اول و در آن لكى اعرف است)من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ، پس خلق را آفریدم تا شناخته گردم .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
و فى كتاب اسرار الامامة : اشتهریین الرواة ان داود علیه السلام قال فى بعض مناجاته : یا الهى لم خلقت العالم و ما فیه ؟ قال : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف .


در كتاب اسرار الامامة گوید:
میان راویان مشهور است كه داود علیه السلام در یكى ازمناجاتهاى خود عرضه داشت :
خداى من ! چرا عالم و آن چه را كه در آن است آفریدى ؟
فرمود: من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم .

اتانى هواه قبل ان اعرف الهواء(ج : الهوى)
فصادف قلبى خالیا فتمكنا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قصل 48 - بیان : (تفسیر الشریعة و الطریقة و الحقیقة ): 
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اعلم ان الشریعة و الطریقة و الحقیقة اسماء صادقة على حقیقة واحدة هى حقیقة الشرع المحمدى صلى الله علیه و آله باعتبارات مختلفة ، و لا فرق بینها الا باعتبار المقامات ، لانه عند التحقیق : الشرع كاللوزة على القشر و اللب و لب اللب . فالقشر كالشریعة ، و اللب كالطریقة ، و لب اللب كالحقیقة ، فهى باطن الباطن ، و اللوزة جامعة للكل . و یظهر ذلك فى مثل الصلاة ، فانها خدمة و قربة و وصلة ، فالخدمة مرتبة الشریعة ، و القربة مرتبة الطریقة ، و الوصلة مرتبة الحقیقة ، و اسم الصلاة جامع للكل . و من هنا قیل : الشریعة ان تعبده ، و الطریقة ان تحضره ، و الحقیقة ان تشهده . و قیل : ان الشریعة ان تقیم امره ، و الطریقة ان تقوم بامره ، و الحقیقة ان تقوم به . و هذا المعنى هو المذكور فى الحدیث ، فان الاقوال هى التى تجب اقامتها، والافعال هى الامر الذى یقام به الاقوال ، و الاحوال هى التى نتصف بها.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

بیان : بدان كه شریعت و طریقت و حقیقت نامهایى است كه بر حقیقت واحدى صادق است و آن حقیقت شرع محمدى صلى الله علیه و آله است كه به اعتبارات مختلف بر آن صدق مى شود و فرقى میان آن ها جز به اعتبار مقامات نیست . زیرا با نظر تحقیق به دست مى آید كه شرع مانند بادامى است كه شامل پوست و مغز و مغز مغز است . بنابراین پوست مثل شریعت و مغز مثل طریقت و مغز مغز مثل حقیقت است كه باطن باطن است ، و بادام شامل همه اینهاست .
این مطلب در مثال نماز روشن مى شود، زیرا نماز خدمت است و قربت است و وصلت . خدمت مرتبه شریعت است ، قربت (نزدیكى به خدا) مرتبه طریقت و وصلت مرتبه حقیقت مى باشد و عنوان نماز شامل همه این هاست . از همین رو است كه گفته اند: شریعت عبادت خداست ، طریقت حضور در برابر خداست و حقیقت شهود پروردگار متعال است . و گفته اند:
شریعت آن است كه فرمانش را بپا دارى ،
طریقت آن است كه به فرمانش برخیزى
و حقیقت آن است كه به خود او بپا باشى .
و این معنى همانى است كه در حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و افعال آن امرى است كه اقوال بدان سبب بپا مى شود، و احوال آن است كه بدان گفته ها متصف گردى .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:[سلطان ولد] : - دم بدم , حضرت والدم ( مولانا جلال الدین ) وصیت میکرد که : ...پیش شیخ صلاح الدین , ذکر شمس الدین , مکنید! و پیش چلپی , حسام الدین ؛ ذکر شیخ صلاح الدین مکنید !
( افلاکی 4/ 83 )

شمس الدین تبریزی را زنی بود کیمیا نام , روزی از او خشم گرفت و بطرف باغهای مرام رفت ؛ حضرت مولانا جلال الدین بزنان مدرسه اشارت فرمود که :
- بروید و کیمیا خاتون را بیاورید که خاطر مولانا شمس الدین را به وی تعلق عظیم است !
( افلاکی 4 / 39 )

منکوحه ی مولانا شمس الدین , کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه... روزی بی اجازت او , زنان , او را مصحوب جده ی سلطان ولد , برسم تفرج بباغش بردند , از ناگاه مولانا شمس الدین بخانه آمده مذکوره را طلب داشت ؛ گفتند :
- جده ی سلطان ولد , با خواتین , او را بتفرج بردند ! ...بغایت رنجش نمود . چون کیمیا خاتون بخانه آمد , فی الحال درد گردن گرفت همچون چوب خشک بی حرکت شد. فریاد کنان , بعد از سه روز , نقل کرد ( مرد ) ... چون هفتم او بگذشت , باز بسوی دمشق روانه شد...
 ( افلاکی 4/ 43 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


بسم الله الرحمن الرحیم
عطیه های بی تکرار و پر سفارش خداوند !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
توضیح : یکی از تفاوتهای نسل فعلی با نسل قدیمی تر در تعاملات اجتماعی ( خانوادگی ) با کمال تاسف تا حدود قابل لمسی , کم توجهی به حق و حقوق اولیاء و پدر و مادر از سوی نسل نوجوان و جوان فعلی است ...
حالا علت یا علتهایش بماند گرچه ما این دلایل را در جای دیگری تا حدودی بررسی کردیم و در ادامه این سلسله نوشتار؛ قول بررسی دلائل این معضل را میدهیم , اما در اینجا قصدمان این است که با مراجعه به متون بیشتر کلاسیک ( و نیز متون جدید حسب ضرورت ) نکته هایی را که در کلام و کتاب بزرگان ما موجود میباشد , جمع آوری و در این مجموعه تحت نام «  عطای بی تکرار و پر سفارش خداوند » در همین وبلاگ یعنی ( ساری , گاهنوشتهای محمود زارع  ) ؛ منتشر نماییم ! البته چون قبلا کل مجموعه منتشر گردید در اینجا بخشهای مهمتر آن را انتخاب و در چند قسمت باستحضار مخاطبین میرسانیم.

آوای مادر (04)
پسرجان , گویمت پندی گهربار   
بکش بر دیده , خاک پای مادر
ترا نه ماه در دل پروریده
بود این ارمغان , کالای مادر
پس از آن روی سینه داد جایت   
که بر گوشت رسد آوای مادر
به بیداری بروز آورده شب را   
ببین روز و نگر شبهای مادر


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:صنعت مقطوع صنعتی است بخلاف صنعت موصل یا منشار و آن چنانست که درست کلماتی آورد که حروف هیچ کلمه از آن جمله در نوشتن بهم نه پیوندد و پاره پاره بود. مانند این دو بیت :

تا دل هوای جانان کرد   
شدم از لهو و شادمانی فرد
زار و زردم ز درد آن دل دار   
درد دل دار زار دارد و زرد


ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در عین الحیاة از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به سند معتبر منقول است كه :
ساری , گاهنوشته های محمود زارعایمان ده پایه دارد مانند نردبانى كه بر او بالا روند، و سلمان در پایه دهم است ، و ابوذر در پایه نهم ، و مقداد در پایه هشتم و از این حدیث نیز معنى لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان معلوم مى گردد.

اى عزیز! موسى علیه السلام با وجود رسالت و مرتبه اولوالعزمى كه داشت متحمل جرعه اى از علوم خضر علیه السلام نشد.
و در عین الحیاة در ترجمه این فقره : یا اباذر، اذا دخل النور القلب انقى (در عین الحیاة : انفسخ و در امالى طوسى : انفتح) و استوسع . قلت : فما علامة ذلك بابى انت وامى یا رسول الله ؟ قال : الانابة الى دار الخلود، و التجافى عن دار الغرور، و الاستعداد للموت .

اى اباذر، هرگاه نور وارد قلب شود دل پاكیزه و گشاده گردد.
گفتم : پدر و مادرم فدایت اى رسول خدا، علامت آن چیست ؟
فرمود: میل به سراى جاوید، و دل كندن از سراى فریب ، و آمادگى براى مردن .

گفته است : ایمان بعضى مانند پیاله اى است كه گنجایش اندكى از علوم و معارف دارد. اگر زیاده از قدر حوصله اش (بر آن ) بریزند از سر بدر رود. و از بسیارى عبادات و كمالات ، وسعت زیاده مى شود و استعداد قبول معارف بیشتر مى شود تا آن كه به منزله دریائى مى شود كه هرچند نهرهاى حقایق بر او ریزند مطلقا او را از جا بدر نمى آورد. آن انوار معنوى است به سبب آن كه این گشاده مى شود..( عین الحیاة ص 367، در آن چنین است : آن انوار معنوى سبب گشادگى مى شود این گشادگى سبب ادراك قبول مى گردد.....)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
تا که خورد !؟

ساری , گاهنوشتهای محمود زارع :؛ روزی فقهای حساد ( فقیهان حسود ! ) از سر انکار و عناد , از حضرت مولانا سوال کردند که :
شراب حلال است یا حرام ؟
و غرض ایشان , عرض پاک شمس الدین بوده , به کنایت جواب فرمود که :
تا که خورد !؟
چه اگر مشکی شراب را در دریا ریزند , متغیر نشود و او را مکدر نگرداند و از آن آب وضو ساختن و خوردن , جایز باشد .
اما حوضک کوچک را , قطره ای شراب بیگمان که نجس کند .
و همچنان , هر چه در بحر نمکدان افتد , حکم نمک گیرد.
و جواب صریح آنست که :
اگر مولانا شمس الدین می نوشد , او را همه چیز مباح است که حکم دریا دارد . و اگر چون تو غر خواهری ( دشنامی خراسانی ! ) کند , نان جوینت هم حرام است .
( افلاکی 4 / 41 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آیا تاکنون غزلی در صنایع عجیب و لطایف غریب دیده اید ؟! پس بدون هیچ توضیحی یک نمونه از این صنایع عجیب و لطایف غریب را ببینید :

ز من بردند صبر و دل 1 مونس 2 دلبر
چه م م جانها چه د د شکر
دلم بردند جانم هم 1 قامت 2 عارض
چه ق ق رعنا چه ع ع انور
بود چشم و دهان او 1 نرگس و 2 چشمه
چه ن ن شهلا چه چ چ کوثر
دهان و چشم آن مه رو 1 غنچه 2 جادو
چه غ غ گویا چه ج ج کافر
خط و خال نگارینش 1 سنبل 2 نقطه   
چه س س مشکین و چه ن ن عنبر
ز درد هجر او دارم 1 حالت 2 خاطر    
چه ح ح غمگین و چه خ خ ابتر
ترا مهر و مه اند از جان 1 چاکر 2 بنده
چه چ چ دیرین و چه ب ب کمتر
ز زلفانت شده پیدا 1 آفت 2 فتنه    
چه ا ا بی حد چه ف ف بی مر
ز حق لطفی همی خواهد 1 ساقی 2 باده
چه س س گلرخ چه ب ب احمر

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در میان صنایع شعری و بدایع فکری که در کتب مخصوص این فن بتفصیل از آنها صحبت شده ؛ به صنعت ( موصل ) بر خورده که آنرا صنعت ( منشار ) هم گویند و آن , چنانست که شاعر بیتی می گوید که چون متصل نوشته شود بشکل اره نماید زیرا آنرا دندانه های بسیار باشد. مانند این ابیات :
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
سستپیشتپشتبتنپست
بتپشپشتتنسستشکست
منعممفلسصفتهستمیقین
منعمنکمکنکهمنمستمیقین
پیشلطیفطلعتشقیمتمهشکستهشد
پیشبنفشهخطشگلبچمننهفتهشد

سست پیش تپش تب تن پست
بتپش پشت تن سست شکست
منعم مفلس صفت هستم یقین
منع من کم کن که من مستم یقین
پیش لطیف طلعتش قیمت مه شکسته شد
پیش بنفشه خطش گل بچمن نهفته شد


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (49): (علم ظاهر و علم باطن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه علم میراث انبیاء است پس بدان كه انبیاء علیهم السلام دو نوع علم ساری , گاهنوشته های محمود زارعمیراث گذاشته اند :
علم ظاهر و علم باطن .
اما علم ظاهر آن علم نافعى است كه صحابه از قول و فعل رسول الله صلى الله علیه و آله اخذ كرده اند، و تابعین و ائمه سلف تتبع آن نموده اند از علم كتاب و سنت ، و بدان عمل نموده اند.
و علم باطن ، معرفت آن معانى است كه بى واسطه جبرئیل علیه السلام از غیب الغیب در مقام او ادنى در حالت الى مع الله وقت (مرا با خدا وقتى است (كه هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى در آن حال به من نرسد)) وظیفه بدرقه جان رسول الله صلى الله علیه و آله كردند، (كه ) فاوحى الى عبده ما اوحى ،( نجم ، 10: پس وحى كرد به بنده اش آن چه را وحى كرد.) و از ولایت نبوت جرعه اى از جام مالامال بر سنت كرام بر جان جگر سوختگان اهل طلب مى ریختند كه : ما صب الله فى صدرى شیئا الا و قد صببت فى صدر على علیه السلام .

و همچنان كه علم ظاهر را انواع بسیار است ، انواع علم باطن زیاده از آن است چون علم اسلام ، و علم ایمان ، و علم احسان ، الاحسان ان تعبدالله تعالى كانك تراه ، فانك و ان لم تره فانه یراك ،( جامع الصغیر ج 1، ص 122.) و علم ورع ، و علم ایقان ، و علم عیان ، و علم عین ، و علم توبه ، و علم زهد، وعلم تقوى ، و علم اخلاص ، و علم معرفت نفس ، و علم صفات و آفات نفس ، و علم معرفت دل ، و علم صفات و اطوار و احوال دل ، و علم تزكیه و تربیت نفس ، و علم تصفیه و پرورش دل ، و علم معرفت سر و خاصیت آن ، و علم معرفت روح ، و علم تربیت و تجلیت روح ، و علم معرفت خفى و فواید آن ، و علم فرق میان خاطر نفسانى و شیطانى ، و عقلى و دلى و ایمانى ، و ملكى و روحانى ، و شیخى و رحمانى ، و علم فرق میان اشاره و الهام و خطاب و نداى هاتف و وحى و كلام حق ، و علم تهذیب اخلاق ، و علم تبدیل صفات ، و علم تخلق به اخلاق حق ، و علم مشاهدات و انواع آن ، و علم مكاشفات و تفاوت آن ، و علم توحید و مقامات آن ، و علم اسامى و صفات حق ، و علم صفات افعال ، و علم معانى صفات ، و علم تجلى صفات ، و علم تجلى ذات ، و علم احوال ، و علم قرب و بعد، و علم فناء، و علم بقاء، و علم سكر، و علم صحو، و علم معرفت و انواع آن ، و علم فناء الفناء، و علم بقاء البقاء، و علم وصول ، و غیر آن از انواع علوم لدنى و غیبى كه تعداد آن اطنابى دارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری , گاهنوشتهای محمود زارع:حرم مولانا , کراخاتون ... روایت کرد که روزی ...مولانا در قلب زمستان با حضرت شمس تبریزی , در خلوتی نشسته بودند , و مولانا بر زانوی شمس الدین تکیه کرده , من از شکاف در خلوت , گوش هوش , فاسوی ایشان نهاده بودم , تا :                  
- چه اسرار می گویند , و در میانه , چه حال می رود؟
 ... حضرت مولانا بخدمت شمس الدین , اشارت کرد که :
- نماز بگزاریم , امامتی کن ! شمس الدین فرمود که :
- با وجود شما کسی را امامتی نرسد !
مولانا امامی کرد ...
( افلاکی 3 /14 )

[ مولانا ] گفت :
- علمای ظاهر , واقف اخبار رسولند , و  حضرت مولانا شمس الدین , واقف اسرار رسولند ... و من مظهر انوار رسولم .
( افلاکی 4 /2 و نیز سپهسالار 182 )

[ در بازگشت شمس به قونیه ] حضرت خداوندگار ( مولوی ) ...بیش از اول به ...شمس الدین ... در آمیخت , و اخلاص بیش از حد , برغایت فرمود. و شب و روز , به صحبت یکدیگر مستغرق می بودند.
( سپهسالار 133 - 132 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری , گاهنوشته های محمود زارع : نقل است که یک نوبت [ شمس ] مدت یکسال در ..... دمشق , اقامت فرمود. در هفته ای , کمابیش , یک نوبت از حجره , بیرون آمدی و در دکان رواسی ( کله پاچه فروشی ) , رفتی , و " دو پول " داده , از آب سر ( کله ) بی چربی خریدی , و تناول فرمودی , و تا مدت یکهفته بدان قناعت کردی .
تا مدت یکسال , برین وجه معامله فرمود. طباخ چون مدت ها برین سیاق دید , دانست ایشان از اهل ریاضت اند و این زحمت به اختیار خود , قبول کرده اند .
و نوبتی دیگر , چون حاضر آمدند , طباخ , کاسه ای پر ترید و چربش کرد و دو نان پاکیزه به خدمتشان نهاد.حضرت ایشان را معلوم گشت که بر معامله ای ایشان , وقوف یافته اند . فی الحال , کاسه را به بهانه ی آنکه دست می شویم , فرو نهاده بیرون رفت . و .... از شهر رفت .
( سپهسالار 124 - 123 و همچنین به تلخیص افلاکی 4 /25)

[ سلطان ولد در جستجوی شمس ] چون به دمشق رسید , اصحاب را اشارت فرمود تا در هر طرف آثار ایشان ( شمس ) را طلب دارند و آن گنج را در هر کنج , بجویند. بعد از چند روز , آن عالم حقایق را , در گوشه ای یافتند که مستغرق ... گشته بود. و هیچ کس را , از اهل آن بلاد , بر معامله ی ایشان وقوف نبود.
( سپهسالار 131 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولوی ...ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:… ؛ شمس الدین , بیک روز از قیصریه به آقسرا رسیده در مسجدی مسافر شد. بعد از نماز خفتن , موذن مسجد به جد گرفت که :
- از مزکت ( مسجد ) بیرون آی , و بجایی مهمان شو! [شمس]گفت: - مرد غریبم , معذور دار, طمع چیزی ندارم. بگذار مرا تا بیاسایم! موذن از غایت بی ادبی و چشم بستگی , سفاهت عظیم کرده , بسی جفا نمود. [شمس] فرمود که :
زبانت بیاماساد ! فی الحال , زبانش برآماسید .
و مولانا شمس الدین بیرون آمد و بسوی قونیه روانه شد...
( افلاکی4 / 16)


...هیچ کس را معلوم نبود که او :
- چه کس است ؟!
- و از کجاست ؟!... روز پنجشنبه بیست و یکم ماه شوال...(سال 642 هجری / 1244 میلادی ) ...شمس الدین غیبت نمود. قرب ماهی , طلب او کردند , اثری پیدا نشد که : - چه شد؟ - و به کجا رفت؟! ...
( افلاکی3 / 13)


تا زمان خداوندگار(مولوی) هیچ آفریده را بر حال او ( شمس تبریزی) اطلاعی نبود, و الحاله ( اکنون ) ...هیچ کس را بر حقایق اسرار او وقوف نخواهد بود. پیوسته ... از خلق و شهرت , خود را پنهان داشتی . بطریقه و لباس تجار بود. به هر شهر که رفتی , در کاروانسراها نزول کردی , و کلید محکم بر در نهادی , و در اندرون بغیر حصیر , نبودی. گاهگاه , شلواربند (بند شلوار) بافتی و معیشت از آنجا فرمودی.
(سپهسالار ص 123 )

روزی در میان هنگامه ی مردم , در شهر دمشق , حضرت مولانا , دست مبارک مولانا شمس الدین را بگرفت . فرمود که :
- صراف عالم مرا دریاب !  تا...شمس الدین از عالم استغراق خود , بخود آمد... مولانا رفته بود!
( افلاکی4 /6 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
عطیه های بی تکرار و پر سفارش خداوند !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
توضیح : یکی از تفاوتهای نسل فعلی با نسل قدیمی تر در تعاملات اجتماعی ( خانوادگی ) با کمال تاسف تا حدود قابل لمسی , کم توجهی به حق و حقوق اولیاء و پدر و مادر از سوی نسل نوجوان و جوان فعلی است ...
حالا علت یا علتهایش بماند گرچه ما این دلایل را در جای دیگری تا حدودی بررسی کردیم و در ادامه این سلسله نوشتار؛ قول بررسی دلائل این معضل را میدهیم , اما در اینجا قصدمان این است که با مراجعه به متون بیشتر کلاسیک ( و نیز متون جدید حسب ضرورت ) نکته هایی را که در کلام و کتاب بزرگان ما موجود میباشد , جمع آوری و در این مجموعه تحت نام «  عطای بی تکرار و پر سفارش خداوند » در همین وبلاگ یعنی ( ساری , گاهنوشتهای محمود زارع  ) ؛ منتشر نماییم ! البته چون قبلا کل مجموعه منتشر گردید در اینجا بخشهای مهمتر آن را انتخاب و در چند قسمت باستحضار مخاطبین میرسانیم.

فرمان یزدان ( نیکی به پدر و مادر قرینه توحید )
آفریدگار جهان , جهانیان را بفرمانداری و خدمتگذاری پدر و مادر امر فرموده و نیکویی درباره آنان را قرین بندگی و عبادت خود شمرده ؛ چنانکه فرماید :
حق من بتوحید بگذارید و پدر و مادر را نیکو دارید که آفریننده تو منم و پرورنده تو ایشان !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از یکی اندیشه کآید در درون  ساری , گاهنوشته های محمود زارع
صد جهان گردد بیک دم سرنگون
(مولوی)


پس

بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری
هر لحظه مرا تازه خدای دگرستی
(حافظ)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها