چشم به راه ......... طالبان علم بدانند : « همه چیز زیر سر نور است » مــرد بایـد كـه بــوى تانـد بــرد ! ورنه عالم پر از نسیم صباست‏ تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمـــان کارها دشـوار نیست tag:http://www.mzare.ir 2017-11-22T04:49:06+01:00 mihanblog.com تفسیر سوره حجر 04 (378) 2017-11-21T20:51:08+01:00 2017-11-21T20:51:08+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3495 محمود زارع النوبة الثالثة« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»انس بن مالك گفت: آن روز كه جبرئیل امین این آیت آورد: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» دریاى حیرت و حرقت مصطفى (ص) بموج آمد و آن گوهر درد و سوز خویش برانداخت، گریستنى عظیم در گرفت، چندان بگریست كه جانهاى صدّیقان صحابه از آن گریه در سوزش افتاد و دلها در گدازش آمد، بحدّى رسید كه «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، و هیچكس از آن صدّیقان صحابه زهره نداشت كه از اسرار درگاه نبوّت بر رسد یا بپرسد كه آن چه حالست و چه بوده كه سید النوبة الثالثة
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»
فاطمه پاره تن منست
انس بن مالك گفت: آن روز كه جبرئیل امین این آیت آورد: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» دریاى حیرت و حرقت مصطفى (ص) بموج آمد و آن گوهر درد و سوز خویش برانداخت، گریستنى عظیم در گرفت، چندان بگریست كه جانهاى صدّیقان صحابه از آن گریه در سوزش افتاد و دلها در گدازش آمد، بحدّى رسید كه «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، و هیچكس از آن صدّیقان صحابه زهره نداشت كه از اسرار درگاه نبوّت بر رسد یا بپرسد كه آن چه حالست و چه بوده كه سید كونین و مهتر خافقین چنان غمگین و حزین نشسته غریوان و حیران،
آخر عبد الرحمن عوف بر فاطمه زهرا شد، دانست كه رسول خداى را بدیدار فاطمه آسایش و انس بود و اگر چه غمگین بود چون وى را بیند غم از وى بكاهد، گفت یا فاطمه رسول خدا را دیدیم بس حیران و گریان با دردى عظیم و سوزى تمام، ندانیم چه آیت بوى فرود آمده و چه چیز وى را بر آن داشته؟
]]>
عدم تصریح و غیرت دوستی 2017-11-20T21:43:59+01:00 2017-11-20T21:43:59+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/2417 محمود زارع عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...اینقدر نگویید که الله تعالی چرا در کتاب " نام " نبرد و تصریح نکرد و ...اولا تو از کتاب چقدر میدانی ؟! ثانیا تو چه میزان به مهبط وحی و محل نزول آیات الهی نزدیکی و با آن طایفه و قبیله مفتخر قرابت داری ؟!ثالثا چرا از بردن و یا نبردن یک " نام  خاص " ؛ در هراسی و دل درد داری ؟! مگر ذکر نام در مصحف شریف یا تصریح بنام , دال بر شرافت فی نفسه صاحب آن نام است ؟! که میدانی و وجدان میکنی که نامهای بسیاری نه ذکر عدم تصریح نام
گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...اینقدر نگویید که الله تعالی چرا در کتاب " نام " نبرد و تصریح نکرد و ...
اولا تو از کتاب چقدر میدانی ؟!
ثانیا تو چه میزان به مهبط وحی و محل نزول آیات الهی نزدیکی و با آن طایفه و قبیله مفتخر قرابت داری ؟!

علی ولی وصی وارث

ثالثا چرا از بردن و یا نبردن یک " نام  خاص " ؛ در هراسی و دل درد داری ؟!
مگر ذکر نام در مصحف شریف یا تصریح بنام , دال بر شرافت فی نفسه صاحب آن نام است ؟! که میدانی و وجدان میکنی که نامهای بسیاری نه ذکر بل بتصریح در کتاب آمد که بر تعنت و شقاوتشان گواهی دهد !!

خود نام مبارک حضرت ختمی مرتبت در تکرار و تعداد ذکر در مصحف مکرم در مقایسه با اشقیاءیی که نام از آنان در آن است را چه نسبتی است ؟!
باز هم وجدان خواهی کرد که نام پاکان گاه بسی کمتر ذکر شده بلکه بیشتر بصفت و فضیلت امتیاز داده شده اند و اگر دیده پاک داشته باشی و جانی در عطش حقیقت باید دریابی که خداوند تبارک تعالی غیور است و در این صفت فرادست همه غیوران هستی است و غیرت حضرتش گاه اقتضاء آن میکند که بدوستان تصریح نفرماید بل باشاره مختصر کند که در غیرت دوستی چنین نام نبردنی بتصریح , از بلاغت و فصاحت باشد که ارباب ادب در لسان عرب گفته اند که گاه صریح نگویند تا در مدح بلیغتر باشد و به دوستی نزدیکتر !

]]>
تفسیر سوره حجر 03 (377) 2017-11-20T21:27:05+01:00 2017-11-20T21:27:05+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3494 محمود زارع بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» ... «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ» ... دوزخ هفت درك است زبر یكدیگر، هر دركى را درى است كه اهل آن درك بآن در درشوند: درك اوّل جهنّم استسمّیت جهنّم لانّها تتجهّم فى وجوه الخلق، این جهنّم جاى عاصیان امّت احمد (ص) است، ایشان كه اهل توحیدند امّا گنه كارانند بقدر گناه ایشان را درین جهنّم عذاب كنند و بعاقبت بیرون آیند و ببهشت شوند و عذاب ایشان از تبش آتش بود نه از عین آتش كه درین درك عین آتش نباشد، فاذا خرج منها اهل التّوحید جع بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» ... «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ» ...

خدای غفور رحیم

دوزخ هفت درك است زبر یكدیگر، هر دركى را درى است كه اهل آن درك بآن در درشوند:

درك اوّل جهنّم است
سمّیت جهنّم لانّها تتجهّم فى وجوه الخلق، این جهنّم جاى عاصیان امّت احمد (ص) است، ایشان كه اهل توحیدند امّا گنه كارانند بقدر گناه ایشان را درین جهنّم عذاب كنند و بعاقبت بیرون آیند و ببهشت شوند و عذاب ایشان از تبش آتش بود نه از عین آتش كه درین درك عین آتش نباشد، فاذا خرج منها اهل التّوحید جعلت طبقا على سائر الدّركات.

درك دوم لظى است
و هى التی تتلظّى اى تتلهّب...این درك دوّم جاى جهودان است، یقول اللَّه تعالى: «كَلَّا إِنَّها لَظى‏ نَزَّاعَةً لِلشَّوى‏».

درك سیم حطمه است
ترسایان درین درك باشند، قال اللَّه تعالى: «لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ».
]]>
تفسیر سوره حجر 02 (376) 2017-11-16T21:10:19+01:00 2017-11-16T21:10:19+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3493 محمود زارع النوبة الثالثة«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» الآیة...، خزائن اللَّه فى الارض قلوب العارفین، خداى را جلّ جلاله در زمین خزینها است و آن خزینها دلهاى عارفانست و سرّهاى مریدان، و آنكه در آن خزینها درهاست شب افروز و ودیعتهاى گران مایه و بدان آراسته و نگاشته، بعضى بلطایف علم آراسته: دلهاى عالمانست، بعضى بحقایق عقل نگاشته: دلهاى عابدانست، بعضى ببدایع سرّ پرداخته: دلهاى عارفانست. آن گه مهر ربوبیّت بر آن نهاده و در صدف قدم بسته كه: قلوب العباد بین اصبعین من اصابع الرّحمن. النوبة الثالثة
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» الآیة...،

فرشتگان امر حق آورند

خزائن اللَّه فى الارض قلوب العارفین، خداى را جلّ جلاله در زمین خزینها است و آن خزینها دلهاى عارفانست و سرّهاى مریدان، و آنكه در آن خزینها درهاست شب افروز و ودیعتهاى گران مایه و بدان آراسته و نگاشته،
بعضى بلطایف علم آراسته: دلهاى عالمانست،
بعضى بحقایق عقل نگاشته: دلهاى عابدانست،
بعضى ببدایع سرّ پرداخته: دلهاى عارفانست.
آن گه مهر ربوبیّت بر آن نهاده و در صدف قدم بسته كه: قلوب العباد بین اصبعین من اصابع الرّحمن.
]]>
آیت خاص فضیلت محمد (ص) 2017-11-16T18:57:11+01:00 2017-11-16T18:57:11+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/2565 محمود زارع وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ الآیة... (*) در همه قرآن هیچ آیت نیست در بیان فضیلت مصطفى (ص) تمامتر ازین آیت كه وى را خاص است، كس را در آن شركت نه.ربّ العالمین دو عهد گرفت از خلق خویش، و دو پیمان ستد از ایشان: یكى آنكه پیمان ستد از همه خلق بر خدایى و كردگارى خویش. چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُكَ مِنْ بَنِی آدَمَ الآیة.دیگر آنكه: پیمان ستد از فریشتگان و پیغامبران بر نبوّت محمد (ص) و نصرت دادن وى، چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ ... و این غایت تشریف است وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ الآیة... (*) در همه قرآن هیچ آیت نیست در بیان فضیلت مصطفى (ص) تمامتر ازین آیت كه وى را خاص است، كس را در آن شركت نه.
محمد (ص)

ربّ العالمین دو عهد گرفت از خلق خویش، و دو پیمان ستد از ایشان:
یكى آنكه پیمان ستد از همه خلق بر خدایى و كردگارى خویش. چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُكَ مِنْ بَنِی آدَمَ الآیة.
دیگر آنكه: پیمان ستد از فریشتگان و پیغامبران بر نبوّت محمد (ص) و نصرت دادن وى، چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ ... و این غایت تشریف است و كمال تفضیل كه نامش با نام خویش بزرگ كرد، و قدرش با قدر خود برداشت.

پیش از وجود محمد (ص) بچندین هزار سال فرمان آمد كه: یا جبرئیل! من دوستى خواهم آفرید، نام وى محمد (ص) , ستوده و نواخته من، نام او قرین نام من، قدر او برداشته لطف من، طاعت داشت او طاعت من، قول او وحى من، اتّباع او دوستى من.

]]>
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان 2017-11-16T18:53:16+01:00 2017-11-16T18:53:16+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/2622 محمود زارع قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَذِینَ كَفَرُوا... هم نواخت است و هم سیاست! هم كرامت و هم اهانت. مؤمنان را كرامت است و كافران را اهانت. دوستان را نواختست و دشمنان را سیاست. میگوید: اى شما كه مؤمنان اید فرمان ما را گردن نهادگان، و دوستى ما را بجان و دل خواهان، چون كافران مباشید، و خوى ایشان مگیرید، و راه ایشان مروید! ایشان بیگانگان اند و شما آشنایان، ایشان راندگان اند و شما خواندگان. ایشان حزب شیطان اند و شیطان را مهمان: أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ أَلا إِنَ حِزْبَ قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَذِینَ كَفَرُوا...
هم نواخت است و هم سیاست! هم كرامت و هم اهانت. مؤمنان را كرامت است و كافران را اهانت. دوستان را نواختست و دشمنان را سیاست.

محمد (ص)

میگوید: اى شما كه مؤمنان اید فرمان ما را گردن نهادگان، و دوستى ما را بجان و دل خواهان، چون كافران مباشید، و خوى ایشان مگیرید، و راه ایشان مروید!
ایشان بیگانگان اند و شما آشنایان، ایشان راندگان اند و شما خواندگان.
ایشان حزب شیطان اند و شیطان را مهمان: أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ أَلا إِنَ حِزْبَ الشَیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. شیطان ایشان را مى خواند تا بدوزخ كشد و بكام خود كند، إِنَما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَعِیرِ.
و شما كه مؤمنان اید حزب خدااید، و خدا را مهمان!

]]>
اهلیت و حاتم طایی 2017-11-15T22:05:05+01:00 2017-11-15T22:05:05+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3492 محمود زارع بدترین آفت هر اجتماعی آنست که اِشغال جایگاهها متناسب با توانایی اشخاص نباشد!بعض لباسها باندام و قواره کسان دیگری جور در نمی آید؛ یا اندام از لباس کوتاهتر است یا قواره از لباس کوچکتر !در مصحف شریف این جایگاه با واژه امانات ذکر و تصریح شده است و حضرت حق امر (توجه نمایید امر؛ نه توصیه) فرمود که امانات را به اهلش بسپارید !  (ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها)شما در هر کشوری هر نوع اختلال و ناکارآمدی را فقط و فقط زمانی می بینید که مسئولین آن کشور اهلیت لازم را برای تصدی جایگاههایی که دا بدترین آفت هر اجتماعی آنست که اِشغال جایگاهها متناسب با توانایی اشخاص نباشد!
بعض لباسها باندام و قواره کسان دیگری جور در نمی آید؛ یا اندام از لباس کوتاهتر است یا قواره از لباس کوچکتر !
در مصحف شریف این جایگاه با واژه امانات ذکر و تصریح شده است و حضرت حق امر (توجه نمایید امر؛ نه توصیه) فرمود که امانات را به اهلش بسپارید (
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها)

شما در هر کشوری هر نوع اختلال و ناکارآمدی را فقط و فقط زمانی می بینید که مسئولین آن کشور اهلیت لازم را برای تصدی جایگاههایی که دارند؛ ندارند!
در اینصورت است که هیچ امیدی به آینده تا زمانی که اهلیت همانند مصحف شریف ؛ مقدس شمرده نشود؛ نباید داشت! و ... خلاصه هر که این بادیه را طی نکند حاتم نیست !

در یک اثر قدیمی ماجرایی را خواندم که مختصرش چنین بود:
]]>
تفسیر سوره حجر 01 (375) 2017-11-14T22:11:14+01:00 2017-11-14T22:11:14+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3491 محمود زارع سورة الحجر- مكیةنکاتی تفسیری از النوبة الثانیةسورة الحجر مكّى است، نود و نه آیتست و ششصد و پنجاه و چهار كلمت و دو هزار و هفتصد و شصت حرف و در این سوره نه ناسخ است نه منسوخ مگر دو نیمه آیت: «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ»، و دیگر «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ». این هر دو بآیه قتال منسوخست. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الر تِلْكَ آیاتُ الْكِتابِ» مى‏گوید این حروف آیات كتاب خداوند تبارك و تعالى است، كتاب قرآن كه پیدا كننده احكامست: «یبین الرشد من‏ الغى و الهدى من الضلال» باین قول كتا سورة الحجر- مكیة
نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
سورة الحجر مكّى است، نود و نه آیتست و ششصد و پنجاه و چهار كلمت و دو هزار و هفتصد و شصت حرف و در این سوره نه ناسخ است نه منسوخ مگر دو نیمه آیت: «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ»، و دیگر «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ». این هر دو بآیه قتال منسوخست.

سرگرمی آرزو

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الر تِلْكَ آیاتُ الْكِتابِ»
مى‏گوید این حروف آیات كتاب خداوند تبارك و تعالى است، كتاب قرآن كه پیدا كننده احكامست: «یبین الرشد من‏ الغى و الهدى من الضلال» باین قول كتاب قرآنست و قرآن كتاب ... باین قول معنى آنست كه این آیات آیات كتاب خداوند تعالى است، آن كتابها كه پیش از قرآن فرو آمده بپیغمبران، آن گه گفت: «وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ» اى و آیات قرآن مبین. مى‏گوید آیات كتب پیشینه است و آیات قرآن مبین در معنى همه یكسان و همه كلام خداوند جهان.

«رُبَما یَوَدُّ»
... مفسران سه قول گفته ‏اند:
]]>
تفسیر سوره ابراهیم 07 (374) 2017-11-11T21:25:18+01:00 2017-11-11T21:25:18+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3490 محمود زارع النوبة الثالثة« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً » ابراهیم (ع) درین آیت از حق دو چیز خواست: یكى امن مكّه از استیلاء دشمن، دیگر امن دل از غلبه سلطان هوا، گفت بار خدایا این شهر مكه را حرمى گردان ایمن كه هیچ جبّارى را بر آن دست نبود و هیچ كس را درو ترس نبود، رب العالمین دعاء وى اجابت كرد و آن را حرمى ساخت مبارك و جاى امن، چنانك گفت: « مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً » هرگز هیچ جبّارى را در آن دست نه و هر كس كه شود در آن حرم از آدمى و غیر آدمى، از صید وحشى و مرغ هوایى او النوبة الثالثة
« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً »
وعده خدا تخلف نمیکند
ابراهیم (ع) درین آیت از حق دو چیز خواست:
یكى امن مكّه از استیلاء دشمن،
دیگر امن دل از غلبه سلطان هوا،

گفت بار خدایا این شهر مكه را حرمى گردان ایمن كه هیچ جبّارى را بر آن دست نبود و هیچ كس را درو ترس نبود، رب العالمین دعاء وى اجابت كرد و آن را حرمى ساخت مبارك و جاى امن، چنانك گفت: « مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً » هرگز هیچ جبّارى را در آن دست نه و هر كس كه شود در آن حرم از آدمى و غیر آدمى، از صید وحشى و مرغ هوایى او را بیم نه.

و امن دل كه خواست از روى اشارت آنست كه گفت: « وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »، هر چه ترا از حق باز دارد آن صنم تو است و هر چه دلت بدان گراید و نگرد جز از حق آن هواء تو است، و ربّ العزّه میگوید: «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ».

یكى را مالى و تجارتى در پیش، یكى را زن و فرزند در پیش،
یكى را جاه و حشمت در پیش،
یكى در بند حرمت پارسایى و خویشتن دارى بمانده و از آنجا قدم بر نگرفته،
یكى طاعت و عبادت قبله خود ساخته و نگرستن بدان و تكیه بر آن حجاب راه وى گشته،
و ربّ العالمین مى‏گوید: « وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
اى شما كه مؤمنانید، اگر مى‏خواهید كه دلهاتان حرم نظر خود گردانم و از حجاب قطعیت ایمن دارم، یكبارگى روى بما نهید و از همه بر گردید،
یك بار با راه خود مى‏خواند بزبان صنایع تحقیق آشنایى را،
یك بار با خود مى‏خواند بزبان كشف تأكید دوستى را،
مى‏گوید: یكبارگى با وى پردازید از خود شناخت حقّ وى را، چشم فرا كنید از طاعت خود دیدار منّت وى را، باز رهید از هستى خود چشیدن دوستى وى را، این بود كه ابراهیم مى‏خواست بآنچ گفت: « اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ ».

جعفر صادق (ع) در تفسیر این آیت گفت:
]]>
تفسیر سوره ابراهیم 06 (373) 2017-11-11T20:54:04+01:00 2017-11-11T20:54:04+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3489 محمود زارع بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة«رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیراً» گفته ‏اند كه اضلال اصنام آنست كه شیطان در دهنهاى ایشان شود و آواز دهد و كافران بآن گمراه شوند، ...«رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی»تاریخیان گفتند: میان طوفان نوح و مولد ابراهیم (ع) هزار و دویست و شصت و سه سال بود و ابراهیم را در عهد نمرود بن كنعان زادند و پس از آنك ربّ العزّه او را از آتش نمرود خلاص داد از ناگرویدگان و دشمنان دین اعراض كرد و لوط با وى بود و ساره زن وى و جمعى مؤمنان باعلاء كلمه حق كوشیدند و از بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیراً»
دیگرپرستان همان بت پرستانند

گفته ‏اند كه اضلال اصنام آنست كه شیطان در دهنهاى ایشان شود و آواز دهد و كافران بآن گمراه شوند،
...
«رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی»
تاریخیان گفتند: میان طوفان نوح و مولد ابراهیم (ع) هزار و دویست و شصت و سه سال بود و ابراهیم را در عهد نمرود بن كنعان زادند و پس از آنك ربّ العزّه او را از آتش نمرود خلاص داد از ناگرویدگان و دشمنان دین اعراض كرد و لوط با وى بود و ساره زن وى و جمعى مؤمنان باعلاء كلمه حق كوشیدند و از كفر و كافران بیزارى گرفتند، چنانك ربّ العزّه از ایشان حكایت كرد كه ایشان گفتند:
«إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ»
]]>
تفسیر سوره ابراهیم 05 (372) 2017-11-10T21:03:02+01:00 2017-11-10T21:03:02+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3486 محمود زارع النوبة الثالثة«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا» معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت فرود آرند در آن سراى پیروزى و نعیم باقى و ملك جاودانى، امّا ظاهر لفظ ادخل آنست كه این حكم راندند روز اوّل در عهد ازل و مؤمنان را آن روز ببهشت فرو آوردند كه این حكم راندند، نه خواستى تو است كه مى‏دروا كند، كرده ازلیست كه مى آشكار كند، نه امروزشان مى‏نوازد كه در ازلشان نواخته است و این كار پرداخته، عابد همه نظاره ابد كند، بیم وى از آن بود كه تا فردا با من چه كنند، عارف همه نظاره ازل كند، سوزش همه آن بود كه د النوبة الثالثة
«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا»
رهبرانی که قوم خود بهلاکت برند

معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت فرود آرند در آن سراى پیروزى و نعیم باقى و ملك جاودانى، امّا ظاهر لفظ ادخل آنست كه این حكم راندند روز اوّل در عهد ازل و مؤمنان را آن روز ببهشت فرو آوردند كه این حكم راندند، نه خواستى تو است كه مى‏دروا كند،
كرده ازلیست كه مى آشكار كند، نه امروزشان مى‏نوازد كه در ازلشان نواخته است و این كار پرداخته،
عابد همه نظاره ابد كند، بیم وى از آن بود كه تا فردا با من چه كنند،
عارف همه نظاره ازل كند، سوزش همه آن بود كه در ازل با من چه كرده‏ اند،
او كه در ابد نگرد همه ركوع و سجود بیند،
او كه در ازل نگرد همه وجد و وجود بیند، از دیدار خود غایب بود، نه خود را بیند نه از خود، بلكه همه حق را بیند و حق را داند،
او كه به ابد نگرد هر چه بدو دهند قبول كند و بآن قانع شود، و او كه بازل نگرد نه هیچیز قبول كند نه بهیچ خلعت قانع شود، اگر هر چه در كونین خلعتست او را بآن بیارایند هر لحظتى كه بر آید برهنه ‏تر بود، و اگر كلّ كون مائده ‏اى سازند و پیش دل وى نهند وى را از آن نزل چاشنى نیاید.
]]>
تفسیر سوره ابراهیم 04 (371) 2017-11-10T20:49:50+01:00 2017-11-10T20:49:50+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3485 محمود زارع بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» آیت پیش وصف الحال كافران و بیگانگانست و مآل و مستقرّ ایشان و این آیت حكایت حال مؤمنانست و سرانجام كار ایشان مى‏گوید پس از آنك كار شمار برگزاردند و مرگ را گشتند هر كس را سزاى خویش دهند و بمستقرّ خود فرود آرند، دشمنان را بدوزخ و دوستان را ببهشت، آن گه بهشت را صفت كرد گفت: «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ»....«خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» اذن اینجا امرست و اطلاق و این رده معتزلیان و قدریان است كه ای بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»
کلمه خبیثه
آیت پیش وصف الحال كافران و بیگانگانست و مآل و مستقرّ ایشان و این آیت حكایت حال مؤمنانست و سرانجام كار ایشان مى‏گوید پس از آنك كار شمار برگزاردند و مرگ را گشتند هر كس را سزاى خویش دهند و بمستقرّ خود فرود آرند، دشمنان را بدوزخ و دوستان را ببهشت، آن گه بهشت را صفت كرد گفت: «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ».
...
«خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»
اذن اینجا امرست و اطلاق و این رده معتزلیان و قدریان است كه ایشان معنى اذن علم مى‏گویند از بیم آن كه در آن آیت كه: «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» خلاف معتقد ایشان بر ایشان لازم آید اگر بر اطلاق حمل كنند، و اگر چنانست كه ایشان مى‏گویند كه اذن بمعنى علم است درین آیت كه: «خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» پس كسى دیگر ایشان را در بهشت مى‏آرد نه اللَّه و نه بفرمان اللَّه و این كفر صریحست
]]>
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین) 2017-11-08T22:15:03+01:00 2017-11-08T22:15:03+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/2614 محمود زارع بدون شرح بدون شرح

حاتم طائی حسینی
]]>
هر حیوانی ؛ آدمی نیست ! 2017-11-07T22:35:16+01:00 2017-11-07T22:35:16+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/1677 محمود زارع ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...در مجالس صدوق (ره ) از حضرت عیسى بن مریم علیهماالسلام روایت است كه :آن حضرت در میان بنى اسرائیل بپا خواست و فرمود:اى بنى اسرائیل براى جاهلان حدیث حكمت نخوانید كه به حكمت ستم كرده اید، و حكمت را از اهلش باز ندارید كه به آنان ستم نموده اید، و ظالم را در ظلمش یارى ندهید كه فضل شما تباه خواهد شدو غزالى نیز در احیا مى گوید كه :روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله : با حذیفه اسرار الهى و از توحید تلقین مى كرد،چون عمر آمد آن حضرت ساكت شد،عمر گفت : یارسول الله آن چه مى فرم ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...در مجالس صدوق (ره ) از حضرت عیسى بن مریم علیهماالسلام روایت است كه :
آن حضرت در میان بنى اسرائیل بپا خواست و فرمود:

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى بنى اسرائیل براى جاهلان حدیث حكمت نخوانید كه به حكمت ستم كرده اید، و حكمت را از اهلش باز ندارید كه به آنان ستم نموده اید، و ظالم را در ظلمش یارى ندهید كه فضل شما تباه خواهد شد

و غزالى نیز در احیا مى گوید كه :
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله : با حذیفه اسرار الهى و از توحید تلقین مى كرد،
چون عمر آمد آن حضرت ساكت شد،
عمر گفت : یارسول الله آن چه مى فرمودى بفرما،
آن حضرت فرمودند: ان العسل یضر الرضیع . ... « عسل برای شیرخواره مضر است !!! »
]]>
تیغ برّان گر به دستت داد روزی روزگار 2017-11-07T22:11:12+01:00 2017-11-07T22:11:12+01:00 tag:http://www.mzare.ir/post/3484 محمود زارع تیغ تیزی گربه دستت داد روزی  ، روزگارهرچه می خواهی ببر اما نبر نان کسی ...این بیت به ظاهر ساده و بدون ارایه ی آن چنانی برای هر شنونده ی صاحب دلی ، عبرت آموز است و دل نشین . نمی دانم اولین بار که این بیت را شنیده ام چه زمانی بوده است . به یقین در دوران قبل از نوجوانی ام باید باشد که پیوسته درمد نظرم بوده است . گرچه  خوشبختانه در موقعیتی نبوده ام که  روزگار «تیغ تیز» و یا حتی «کندی » در دستم بگذارد . وهمیشه از این جهت شکر گزار بوده ام واین بیت زیبای حافظ را با خود زمزمه کرده ا
تیغ تیزی گربه دستت داد روزی  ، روزگار
هرچه می خواهی ببر اما نبر نان کسی ...

نان برّ ها
این بیت به ظاهر ساده و بدون ارایه ی آن چنانی برای هر شنونده ی صاحب دلی ، عبرت آموز است و دل نشین . نمی دانم اولین بار که این بیت را شنیده ام چه زمانی بوده است . به یقین در دوران قبل از نوجوانی ام باید باشد که پیوسته درمد نظرم بوده است . گرچه  خوشبختانه در موقعیتی نبوده ام که  روزگار «تیغ تیز» و یا حتی «کندی » در دستم بگذارد . وهمیشه از این جهت شکر گزار بوده ام واین بیت زیبای حافظ را با خود زمزمه کرده ام که می فرماید:
 از آن دارم به بازویم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم.
]]>