تبلیغات
چشم به راه - مطالب آذر 1396

چشم به راه

653) یاتی علی فتره من الائمه، کما ان محمدا (ص) بعث علی فتره من الرسل. عند ذلک [ یفرح المؤمنون بنصرالله ] : عند قیام القائم (ع ) .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« به هنگام فترت امامان، ظاهر می شود، چنانکه محمد (ص) به هنگام فترت پیامبران برانگیخته شد. در آن روز به هنگام قیام قائم (عج) مؤمنان بانصرت خدا خوشحال می شوند .» [161]

امام صادق علیه السلام در این حدیث، فرازی از آیه شریفه « یفرح المؤمنین بنصرالله » [162 ] را در ضمن حدیث آورده و این آیه را به فرح و سرور مؤمنان به هنگام فرج حضرت بقیه الله (عج) تفسیر نموده است .

654) رایته رایه رسول الله، ما هی من قطن ولا کتان ولاخز ولاحریر.. هی من ورق الجنه، نشرها رسول الله (ص) یوم بدرثم لفها و دفعها الی علی فلم نزل عنده حتی کان یوم البصره، فتشرها فقتح الله علیه، ثم لفها، و هی عندها لاینشرها احد حتی یقوم القائم (ع) فاذا قام نشرها فلم بین فی المشرق او فی المغرب احد الا لعنها .

« پرچم او پرچم رسول اکرم (ص) است که از پنبه، کتان، خز، ابریشم و امثال آنها نیست، بلکه از برگ های بهشتی است، پیامبر اکرم (ص) آن را در روز بدر برافراشت و سپس درهم پیچیده و به امیرمؤمنان تسلیم کرد. آن پرچم هم اکنون در نزد ماست، کسی از ما آن را باز نمی کند تا قائم (عج) قیام کند، چون قیام کرد آن را باز می کند، در مشرق و مغرب کسی نمی ماند جز اینکه آن را لعنت می کند[163]

امام صادق (ع) در حدیث دیگری انگیزه لعن پرچم حق را بیان می کند :
655) اذا ظهرت رایه الحق لعنها اهل الشرق و اهل الغرب، للذی یلقی الناس من اهل بیته قبل خروجه، و لما یلقون من بین هاشم .

« چون پرچم حق برافراشته شود، اهل شرق و غرب آن را لعنت می کنند، و آن به سبب مصیبت هائی است که پیش از ظهور او از اهلبیت او می بینند و به جهت گرفتاریهائی است که از بنی هاشم متوجه آنها می شود [164]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید:
چرا امیرمؤمنان (ع) در آغاز کار با مخالفین خود نجنگید؟!
امام (ع) فرمود :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

404) لایه فی کتاب الله: [لوتزیلوا، لعدبنا الذین کفروا منهم عذاباً الیما] فقال له: و ما یعنی تزایلهم؟. قالک ودائع مؤمنون فی اصلاب کافرین، فکذلک القائم (ع) لن یظهر حتی تخرج و دائع الله عزوجل. فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء الله عزوجل فقتلهم .

« به جهت آیه ای در قرآن که می فرماید: (اگر زایل می شدند، کافران را از آنها با عذابی دردناك عذاب می کردیم.) [ 65 ]
ابوبصیر گفت: منظور از زایل شدن چیست؟
فرمود : نطفه های مؤمنان که در صلب پدران کافر به ودیعت نهاده شده، همچنین است قائم ما (عج)، هنگامی ظاهر می شود که امانتهای خدا همه بیرون آیند (دیگر نطفه مؤمنی در صلب کافر باقی نباشد) هنگامی که همه امانتهای خدا خارج شدند او ظهور می کند، هر کس در برابر او شمشیر بکشد او را می کشد.» [66]

 او ( حضرت ولی عصر " عج " برطرف کننده رنجها و اندوهها از شیعیان است بعد از اندوهی سخت، بلائی طولانی، و ستمی جانکاه. خوشا به حال آنانکه آن زمان را درك کنند.

405) هیهات، هیهات!. لا والله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تغربلوا!. لا والله مایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمحصوا!. لایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی یشقی من یشقی و یسعد من یسعد .

« به خدا سوگند، هرگز چنین نیست، آنچه چشم انتظارش هستید، هرگز واقع نمی شود تا غربال شوید و امتحان شوید، نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظارش هستید وقوع نمی یابد تا هنگامی که آنکه شقی هست شقاوت خود را ظاهر سازد و آنکه سعادتمند است سعادتش آشکار گردد[67]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خـواب بیداری ما را دیده می آید کسی


انتظار بسر خواهد آمد 1
.
وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا
 و عطاى پروردگارت منع نشده است
"اسرا/ 20"

یکی گفت : راز راه ؛ رفتن است
راز رودخانه هم , پل
و راز آسمان ؛ ستاره است
راز خاك هم گل ... و ...
من هم میگویم ؛ راز نشانه های در حال وقوع را ... ( تا بعد ... ) ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا» الآیة...
نومیدی گناه بزرگیست
هم مدحست و هم تهنیت و هم بشارت،
مدح نیكو و تهنیت بسزا و بشارت تمام،
مدح آنست كه ایشان را بصفت تقوى بستود گفت: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا».
تهنیت آنست كه ایشان را در دنیا حسنه مهنّا داد گفت: «لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ».
بشارت آنست كه ایشان را سراى پیروزى و ملك جاودانى وعده داد كه: «وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِینَ جَنَّاتُ عَدْنٍ»
گفت نیك سراى است و خوش جاى جنّات عدن متّقیان را، همانست كه آنجا گفت: «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا»، آن بهشت بدان نیكویى و سراى بدان پیروزى و نعیم بدان فراخى و آسانى كسى را ساخته ‏ایم كه در كوى تقوى منزل دارد و ایمان خویش بلباس تقوى آراسته دارد.
مصطفى (ص) گفت: «الایمان عریان و لباسه التقوى»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً»

متکبران در دوزخ دائمی هستند

هو اشارتست فرا ذات الّذى كنایتست از صفات، انزل اخبارست از افعال، تا بدانى كه خداى را جلّ جلاله هم ذات است و هم صفات و هم افعال.
در ذات قدیم، در صفات كریم، در افعال حكیم.
در ذات بى شركت، در صفات بى شبهت، در افعال بى علّت.

بنده نظاره صنع وى كند، پس از صنع بگریزد نظاره صفات كند، پس از صفات بگریزد نظاره ذات كند. اینست مقامات روش سالكان و درجات معرفت عارفان.
در نظاره صنع تفكّر باید و در نظاره صفات علم و در نظاره ذات تذكر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«أَمْواتٌ» ارواح بتان را مى‏گوید مردگان ‏اند در ایشان روح حیاة نه، آن گه تأكید را گفت: «غَیْرُ أَحْیاءٍ» نه زندگان ‏اند، و این از بهر آن گفت كه زنده را گاه گاه بر سبیل مجاز مرده خوانند چنانك: «إِنَّكَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ» یعنى كه این نه آنست بلكه موات ‏اند بحقیقت مرده نه زنده، «وَ ما یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ»
رهبران بار گناه پیروان میکشند

اینجا دو قول گفته ‏اند:
یكى آنست كه كافران كه بت مى‏پرستند ندانند كه ایشان را كى برانگیزانند،
قول دیگر آنست كه بتان ندانند كه قیامت كى خواهد بود و ایشان را كى برانگیزانند، و این آنست كه در قیامت ربّ العزّه بتان را زنده گرداند تا در عرصات از عابدان خویش تبرّا جویند و بیزارى گیرند، امّا امروز در دنیا جمادند هیچ ندانند كه آن حال كى خواهد بود.

«إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ»
خطاب عام است همه بندگان را، مى‏گوید: كه معبود شما یكیست، خدایى كه مستحق عبادت اوست، موصوف بوصف جلال و نعت عزّت، اوست یكتایى كه او را شریك و انباز نیست، جبّارى كه او را حاجت و نیاز نیست، «فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» كافران را میگوید كه ایمان برستاخیز ندارند، دلهاشان با توحید بیگانه است، حق نمى‏شناسند و راستى نمى پذیرند و از ایمان و تصدیق سر باز زدند و گردن كشیدند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة النحل- مكیه‏
النوبة الثالثة
باسم اللَّه ولهت القلوب فتحیرت، و بعزّته انخنست العقول فطاحت، و بكشف جلاله دهشت الارواح فتلاشت، و لیس للخلق الّا الفناء و العدم، و بقى للحقّ الازل و القدم.
همه ستمکارند

از باغ جمال تو درى بگشادند
تا خلق ز تو در طمعى افتادند
بس جان عزیزان كه بغارت دادند
و اندر سر كوى تو قدم ننهادند


بو بكر شبلى روزى در مكاشفه جلال حق مستهلك شده بود و از خود بى خود گشته، حریق آتش معرفت، غریق دریاى محبّت، همى ‏گفت:
الهى، اگرت بخوانم برانى، ور بروم بخوانى، پس چكنم من بدین حیرانى! هم تو مگر سامان كنى، راهم بخود آسان كنى،
المستغاث منك الیك، لا معك قرار و لا منك فرار، نه با تو مرا آرام، نه بى تو كارم بسامان، نه جاى بریدن، نه امید رسیدن، فریاد از تو كه این جانها همه شیداى تو و این دلها همه حیران بتو.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... زیاده نشر نکرده و در همان لفافه بجهت مراعات اخلاق میگوئیم که یک زمانی یکی در ایامی خاص که داشتیم باشکال مختلف عرض خود میبرد و زحمت ما میداشت ... !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (عشق)

عاقبت روزی در تنهایی ای که دست داد سر صحبت با وی باز کردم و کم کمک موضوع را بدینجا کشاندم که چرا ... که چرا چنین ...؟!
بعد از سخنانی چند که گفت دریافتم رنج حسادت علیرغم میل باطنش عذابش میکند و از طرفی هم قدرت کنترل خویش نه داشته و نه قصد جدی در رفع اخلاق رذیله دارد...

عجب کردم که خودش هم خیلی بهتر از من در مذمت رذائل اخلاقی داد سخن داد و بخصوص از این رذیله - حسد - بیشتر از همه گفت و در رفع آن هم راههایی از کیمیای سعادت را بر شمرد و خلاصه خیرخواهی زبانی خویش را بحد وافری برخ کشید !

ساکت بودم و مشغول دو کار بیشتر گوش میدادم و گاه نیز پاس ضمیرش میداشتم ... متوجه شدم که گلایه ای از حضرت باری در باطنش دارد اما نمیگوید اما هر بار که از رذائل میگفت بخصوص از حسادت , بی اختیار و حتی بی تفطّن , پرده ای از باطن خویش بر من میگشاد ! نیک دریافتم که حدسم درست بود !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» الآیة...
قیامت قطعیست

اللَّه تعالى منّت نهاد بر مصطفى (ص) بهفت كرامت كه با وى كرد، از آن كرامتها كه او را بآن بستایند و بر وى ثنا گویند:
اول هدایتست و نصرت: « وَ یَهْدِیَكَ صِراطاً مُسْتَقِیماً، وَ یَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً».
دیگر نبوّتست و رسالت: « وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا».
سوم رأفتست ارحمت: « بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ».
چهارم بصیرت: «عَلى‏ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی».
پنجم سكینه: « أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ».
ششم محبّت: « ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏».
هفتم قربت: « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی»

اجل هر امت

در سبع مثانى پنج قول گفته‏ اند و مشهورتر و معروفتر آنست كه سوره فاتحة الكتاب است و علماء تفسیر و ائمّة سلف بیشتر برین ‏اند و دلیل برین خبر مصطفى است (ص)، قال رسول اللَّه (ص): « الحمد للَّه سبع آیات احدیهن»: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و هى السّبع المثانى، و هى فاتحة الكتاب، و هى امّ القرآن».
...
این سوره فاتحه را سبع مثانى بدان خواندند كه در هر نمازى و هر ركعتى بخواندن وى باز گردند، ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ...
و زنهار آنچه را خداوند به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مكنید...
نبرده رنج گنج میسر نمیشود

گر ز چاه جاه خواهى تا بر آیى مردوار
چنگ در زنجیر گوهر دار عنبر بار زن


بزرگان دین گفتند: كه مرد تا بسر این خطرگاه نرسد، و این مقام فترت باز نگذارد، پیر طریقت نشود، و مرید گرفتن را نشاید. مردى باید كه هزار بار راه گم كرده بود و براه بازآمده، تا كسى را از بیراهى براه بازآرد، كه اوّل راه براه باید، آن گه راه باید.
آن كس كه همه بر راه باشد راه داند، امّا راه براه نداند و سرّ زلّت انبیاء و وقوع فترت ایشان اینست، واللَه اعلم و هو قرع باب عظیم طوبى لمن فتح علیه، و هدى الیه. ...

هر كه پنداشت كه رنج نابرده بمقصود میرسد متمنّى است، و العاجز من اتّبع هواها و تمنّى على اللَه، و او كه پنداشت كه برنج و طلب بمطلوب میرسد متعنّى است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»
فاطمه پاره تن منست
انس بن مالك گفت: آن روز كه جبرئیل امین این آیت آورد: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» دریاى حیرت و حرقت مصطفى (ص) بموج آمد و آن گوهر درد و سوز خویش برانداخت، گریستنى عظیم در گرفت، چندان بگریست كه جانهاى صدّیقان صحابه از آن گریه در سوزش افتاد و دلها در گدازش آمد، بحدّى رسید كه «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، و هیچكس از آن صدّیقان صحابه زهره نداشت كه از اسرار درگاه نبوّت بر رسد یا بپرسد كه آن چه حالست و چه بوده كه سید كونین و مهتر خافقین چنان غمگین و حزین نشسته غریوان و حیران،
آخر عبد الرحمن عوف بر فاطمه زهرا شد، دانست كه رسول خداى را بدیدار فاطمه آسایش و انس بود و اگر چه غمگین بود چون وى را بیند غم از وى بكاهد، گفت یا فاطمه رسول خدا را دیدیم بس حیران و گریان با دردى عظیم و سوزى تمام، ندانیم چه آیت بوى فرود آمده و چه چیز وى را بر آن داشته؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها