چشم به راه

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:غدیر را فراموش نکنیم. خود حضرت ختمی مرتبت توصیه فرمودند همگان موظفند به دیگران برسانند...مسلمان خداترس عاشق پیامبر و امیدوار بشفاعت غدیر را فراموش نمیکند . متن کامل این خطبه تاریخ ساز و آزمون بزرگ و واقعی الهی برای مدعیان اسلام بویژه ایمان , را در زیر مطالعه فرمایید :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« سپاس خدایی راست که به توحید خود در اوج است و در یگانگی ‌اش در نزدیکی خلق است و در سلطنتش شکوهمند و در ارکان قلمروی خود، عظیم است و در حالی که خود در جایگاهش است، او را به همه چیز احاطه دانش است و به قدرت و برهان خود بر تمام بندگان چیره است. ستوده‌ ایست همواره ستایش ‌شونده و همواره سربلند و پیوسته آغازگر است و بازآورنده و همه امور را بازگشت به وی است. آفریننده آسمان‌هاست و گستراننده زمین‌ها و حکمران بر آنهاست. دور و منزه از خصایص آفریده‌هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است و هموست پروردگار ملائکه و روح. بر همه آفریدگان خود تفضل کند و بر همه مخلوقات خود بخششگر است. به نیم نگاهی همه چشم‌ها را بیند و هیچ چشمی او را نبیند. بخشنده و بردبار و شکیباست. رحمت او هر چیز را رسیده و به نعمتش بر همه خلقش منت نهاده، در انتقام شتاب نکند و در كیفر سزاواران عذاب، صبور و شكیباست. بر نهان­ها آگاه و بر درون‌ها داناست. پوشیده‌ ها بر او ناپیدا نیست و پنهان‌ها بر او شبهه­ ناک نمی‌باشد. او راست فراگیری به هر چیز و چیرگی بر هر چه هست و توان در هر چیز و توانایی بر هر پدیده و او را همانندی نیست و اوست پدید آور هر پدیده، آن گاه که هیچ پدیده نبود. جاودانه و زنده و عدل ‌گستر است. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكیم.

شکوهمندتر از آن است که به دیدگان دریابندش و اوست دریابنده دیده‌ها و اوست پنهان بین و کاردان. كسی با دیدن، به وصف او نرسد و بر چگونگی او در نهانی و آشكاری دست نیابد، مگر به آن چه او عز و جل خود بنماید.

و گواهی می‌دهم كه او خداوندی است كه نزاهتش روزگاران را بیازمود (نسخه دیگر : فراگرفت) و نورش، ابدیت را کنار زد. هم او که بی‌رایزنی رایزنی، فرمانش را اجرا می‌کند، و او را در تقدیر نویسی‌اش انبازی نیست و در تدبیرگری‌اش، دوگونگی نباشد. هر آن چه نوآفرید، بی‌الگویی صورت بخشید و آفریدگان را بدون یاوری کسی و بدون رنج و یا چاره‌جویی، هستی‌ بخشید. جهان، بنیان نهاد تا هست شد و آفرید تا پدیدار گشت.

پس اوست خدایی كه معبودی جز او نیست. همو كه سازندگیش استوار و کردارش نیکوست. دادگری است كه ستم روا نمی‌دارد و بزرگواریست كه كارها به او بازمی‌گردد.

و گواهی می‌دهم او خدایی است كه هر موجودی در برابر بزرگی‌اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و در برابر توانایی‌اش تسلیم و پیش هیبتش سر به زیراند. پادشاه قلمروها و چرخاننده سپهرها و رام ‌كننده آفتاب و ماه كه هر یك در مداری معین جریان یابند. او پرده شب را به روز و پرده روز را كه شتابان در پی شب است، به شب پیچد. اوست شكننده هر ستمگر سركش و نابود كننده هر شیطان رانده شده.

نه او را ناسازی باشد و نه برایش هم­پایی. یكتا و بی‌نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده و خداوندی یگانه و پروردگاری بزرگوار است. بخواهد و در گذراند و اراده كند و حكم نماید. بداند و شماره کند و بمیراند و زنده كند. نیازمند و بی‌نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیك آورد و دور برد و بازدارد و بخشش کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست اوست تمام نیكی و بر هر چیز تواناست.

شب را در روز و روز را در شب فرو بَرد. معبودی جز او نیست، گران‌مایه و آمرزنده؛ اجابت كننده دعا و فزون‌دهنده عطا، برشمارنده نفَس‌ها و پروردگار جن و انس است. او که چیزی بر وی مشكل نیاید؛ فریاد فریادخواهان، او را آزرده نكند و پافشاری اصراركنندگان، او را به ستوه نیاورد.

نیكوكاران را نگاهدار و رستگاران را دستِ یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال، سزاوار سپاس و ستایش همه آفریدگان است.

او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می‌گویم بر شادکامی و پریشان‌حالی و بر دشواری و آسانی، و به او و فرشتگان و نوشته‌ها و فرستاده‌هایش ایمان دارم و فرمان او را گردن می‌نهم و اطاعت می‌كنم و به سوی هر آن چه مایه خشنودی اوست، می‌شتابم و بدان چه حكم کرد، تسلیمم؛ از سر اشتیاق به فرمانبری از وی و بیمناکی از گوشمالی وی. زیرا او خدایی است كه مكرش را ایمنی نباشد و از بی عدالتی‌اش هراسی نیست.

و اكنون بر بندگی خویش در محضر وی اقرار می‌کنم و به پروردگاری او گواهی می‌دهم و وظیفه خود را در آن چه به من وحی شده، انجام می‌دهم؛ مباد كه با سرننهادنم، از سوی او عذابی سرکوبگر فرود آید كه احدی را یارای پس راندن آن از من نباشد، هر چند کاردانی­اش بسیار و دوستی‌اش خالص باشد.

چرا كه معبودی جز او نیست، اوست که مرا آگاهی داد كه اگر آن چه بر من نازل كرده، به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده‌ام، و خداوند تبارك و تعالی ایمنی از آزار مردم را برایم تضمین كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

پس آن گاه، چنین وحی‌ام فرستاد: بسم الله الرحمن الرحیم « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ ـ فی علی ـ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » [ به نام خداوند همه مهرِ مهرپرور. ای فرستاده ما! آن چه از سوی پروردگارت ـ در باره علی علیه السلام ـ بر تو وحی شد، ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوند را به انجام نرسانده‌ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می‌دارد].

هان ای مردمان! آن چه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن كوتاهی نكرده‌ام و اکنون سبب نزول آیه را بر شما بیان می‌كنم:
همانا جبرئیل، سه مرتبه بر من فرود آمد و مرا از سوی سلام، پروردگارم كه تنها اوست سلام، فرمانی آورد كه در این مكان برپای ایستم و به هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه علی بن ابی طالب، برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من است که جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیكن پیامبری پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول خدا، صاحب اختیارتان است.


ادامه خطبه مبارکه غدیر .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:متاسفانه چاپلوسی و مداهنه گری در مملکت ما امروزه بیش از هر زمان دیگر رواج یافته است. مهمترین دلیل آن هم خریدار داشتن این فرهنگ زشت و پست در بین ... میباشد والا اینهمه عرضه نمیشد چون تقاضا زیادست. مداهنه گری و چاپلوسی قاطبتا تنها از سوی بی چیزان و سوء استفاده چیان بی همه چیز انجام میگیرد زیرا متاعی و هنری دیگر برای عرضه ندارند تا رشد کنند و تنها با بهره گیری از این اهرم ابلیسی در جامعه بخواسته های نامشروع خویش میخواهند برسند که دارند میرسند و رسیده اند. و متاسفانه هنوز نمی بینیم که کسی یا جمعی بطور جد و از روی اعتقاد عملا در از میدان خارج کردن آنان بکوشند. از طرفی هم بهانه های سیاسی متعددی هم درست کرده اند که حفظ بسیاری از ارزشهای اصیل را مرتبط باین کار کرده اند تا ببهانه ای بدتر توجیه گر بسیاری از ستایشهای آنچنانی باشند و چنین است که هر روز هم این صفت زشت زیادتر شده و هم انسانهای شریف غیر چاپلوس را منزوی میکنند و کشور را از حضور بالنده اینان محروم و می بینیم که چه وضعی پیش آمده است ... بگذریم موظیم بعنوان شیعه اثنی عشری از سیره ائمه (ع) بخصوص مولا امیرالمومنین (ع) پیروی بکنیم که حضرتش بی ابهام بدون هرگونه نقطه تاریکی از آن نهی فرموده اند ...  برخورد امام علی (ع) با کسی که در حمایت و ستایش از حضرتش سخن گفته بود:

نهی از ستایش زمامداران

... یکى از یارانش به پا خاست و آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال نسبت به آن حضرت اعلام کرد

امام (علیه السلام) در پاسخ او فرمود:

سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظیم است ـ به موجب آن عظمت ـ همه چیز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر نسبت به این امر، کسى است که نعمت خدا بر او بزرگ است و احسان او بر وى فراوان; زیرا هر قدر نعمت خدا بر کسى بیشتر شود حق وى بر او فزونتر مى گردد.

(بدانید) از پَست‌ترین حالات زمامداران در نظر صالحان این است که گمان ببرند آنها دوستدار ستایش هستند، و کشوردارى آنان بر کبر و خودپسندى استوار است،

من خوش ندارم که این فکر در ذهن شما جولان کند که مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن آن لذت مى برم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:قدرشناسی و شکر نوعی تثبیت شدن است. بهمین جهت شکر نعمت و قدرشناسی از انعام الهی فی الواقع همان تثبیت آن نعمت ها در ضمیر آدمی است.
شکر
اینکه گفته شد شکر نعمت کنید یا اینکه شکر نعمت باعث افزونی نعمت میشود یعنی همان قوام بخشیدن به داده های الهی که باز برمیگردد به کسی که نعمت بوی اعطاء شده است نه آنکه بر اساس قیاس بنفس خویش در قبال فردی که لطفی بما کرده ما برای جبران همان لطف یا بهترش را در حقش انجام دهیم که نوعی برگرداندن و احترام و قدرشناسی دنیایی است که باز این هم خودش بسیار قابل ارزش میباشد , بلکه این قدرشناسی و شکر نعمتهای الهی باز برمیگردد به خود آدمی و همانطور که عرض کردم برمیگردد به تثبیت آن نعمت و ریشه دار کردن آن نعمت در ضمیر و باطن آدمی!

از طرف دیگر میتوان با برقراری ارتباط باطنی این سلسله - که از منشاء رحمانیت و همچنین رحیمیت الهی شروع شده تا برسد به فرد یا موجود دریافت کننده - و منظور داشتن روابط بین مراحل مختلف این سلسله , باید گفت که یکی از محوری ترین تکلیف دریافت کننده بمحض دریافت نعمت امری بنام « تواضع » باید باشد.

اینکه عرض کردم تکلیف تواضع در واقع حتی اگر لازم شد که لازم هم میشود نوعی کلفت در رفاه آدمیان را موجب میشود باید دریافت کننده به این تکلّف تن بدهد تا قدرشناسی و شکر کاملتر گردد.یعنی هر چه نعمت بیشتر گردد برای قوام آن باید تواضع بیشتر گردد تا حدی که اگر لازم شد بنوکری افراد زیردست هم انجامید بیانجامد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع... از نشانه های آخرالزمان است ...
آنانیکه بی بند و باری اخلاقی را ترویج میکنند , در سلک حرامزادگانند !
هر کسی بر طینت خویش می تند. مابه ازائی در مافی الضمیر خودهاشان دارند که ظهور بروز آنرا اینچنین در بیرون در فضاهای مختلف بخصوص در فضاهای مجازی دارند.

اینان در سلک خویش باز بر دو دسته اند :
دسته ای دانسته و عملا در تخریب شرم و حیاء در جامعه کار میکنند که اینان دقیقا یک عنصر حرامزاده و فاقد اصالت پاک طینتی هستند و قطع و یقین بدانند که تولدی مشروع نداشته اند.

دسته ای نادانسته در این موضع اند که اغلب جهال و حمقاء هستند که با افکار و کارکردهایشان عملا مانع هر گونه کارآفرینی و رفاه و برخورداری اجتماعی و اقتصادی برای آحاد مردمند. اینان از جهت فکری در دسته حرامیان جای دارند . همانانی که ارزش اشتغال و کارآفرینی را نمی دانند و کارآفرینان را قدر نمیدانند و بر صدر نمی نشانند. همانانی که بیشترین موانع را بر سر راه توسعه سرمایه گذاری و اشتغال ایجاد میکنند و این دسته از حرامیان متاسفانه فراوانترند و .... و امان از اینان که از هر دشمنی دشمن تر برای همه داشته های این مردم و مرز  بوم هستند گر چه بعضی هاشان هم خود نمی دانند !

اما آن دسته که میدانند هر چند که از عوارض آن نگرانند ولی اغراضشان مانع از ... میشود را خداوند مکری برایشان اندیشیده که از همانجایی که دوست دارند همیشه سوارش باشند خواهند خورد و بدفرجامی در انتظارشان است و اجازه بیشتر گفتن جز در حد انذار نمانده که اگر میخواستند براه بیایند زود توبه میکردند که نمیخواهند ... بمانید تا ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع::... بعضی از آدمیزادگان را می بینم که همچو دیوارند ! وقتی با آنها مواجه میشوی باید متوقف شوی ؛ راه به پیشتر نمی دهند ...
برخی هم همچو دروازه ای هستند که در برخورد با آنها میتوانی بمناطقی دیگر که هنوز نرفته ای گذر کنی !

و بسوی خداست بازگشت همه

شرط حصول هم طبق قاعده موجود , حرکت و جستجوست. باید برای رسیدن بدروازه ها تلاش کرد و رفت و رسید...
دروازه ها لزوما شآن نبوی ندارند اما شآن ولایی دارند!
نبی مامور است که برود و بگردد و ... اما ولی را تو اگر اهل و خواهانی و تمنای ولاء داری, باید بروی سراغش !
نظام عالم بر مبنای حسادت چیده نشده اما بر اساس غیرت, چرا !
دررهای گرانبها را فقط قابلانی که شایسته اند باید... !
از اینجهت مشیت الهی بر غیرت استوارست بخصوص در امتیاز !
...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ قَالَ [علی علیه السلام]
یَا أَسْرَى الرَّغْبَةِ أَقْصِرُوا فَإِنَّ الْمُعَرِّجَ عَلَى الدُّنْیَا لَا یَرُوعُهُ مِنْهَا إِلَّا صَرِیفُ أَنْیَابِ الْحِدْثَانِ أَیُّهَا النَّاسُ تَوَلَّوْا مِنْ أَنْفُسِكُمْ تَأْدِیبَهَا وَ اعْدِلُوا بِهَا عَنْ ضَرَاوَةِ عَادَاتِهَا .

امام علی

 اى اسیران آرزوها ، بس كنید!
زیرا صاحبان مقامات دنیا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افكند،
اى مردم كار تربیت خود را خود بر عهده گیرید،
و نفس را از عادت هایى كه به آن حرص دارد باز گردانید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها