شعر میلادیه حضرت رسول از محمود زارع

بسمه تعالی
صل علی محمد، صلوات بر محمد و آله الطاهرین والطیبین.
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بیش از یک دهه قبل بمناسبت میلاد رسول رحمت بر سر ذوق آمدم و چند خطی خواستم مدحی را با نظمی آراسته و تقدیم محبوبم کنم ... گرچه بچگانه مینماید ولی ابیاتی در خاطرم مانده است که در زیر آنرا نقل میکنم ...
... شما ادب کنید, رحمت للعالمین ؛ حداقل 10 برابر پاداش خواهد داد. تو که اعتقاد نداری آنها هم حضور ندارند که ... (العیاذ بالله) ؟!
روح هستی آنهایند، آیا میتواند قلمم در مدحشان دمی بگیرد ؟!! این سعادت عظمی قلم آرزویم هست...
شود آیا به نظمی هم در مدحتان جوهری برفشانم ؟!، یا محمد یا احمد بفداک جان ما...
با ولادت محمد (ص) هستی گلخند زده است...

لولاک لما خلقت الافلاک
سینه ام در هجر تو شد چاک چاک
گر دهی اذنم که من بینم بخواب   
روی زیبای تورا ؛ این جان فداک
جان چه باشد، جان جانان منی   
دردها دارم، تو درمان منی
درد هجرت؛ جان مارا چاک کرد
شوق وصلت، روح ما چالاک کرد
ذًر ؛ که ما قالوا بلی را گفته ایم   
بعد توحید، مصطفی بسروده ایم
در الست، ما امًت تو بوده ایم
تا ابد بر موی توپیچیده ایم
عطر جنت بر مشامم می رسد
بوی مشک از موی تو بوئیده ایم
دل نباشد رام هیچ حوری وشی   
یک نظر از روی تو چون دیده ایم
شد جمال مصطفی بر ما عیان   
دیده را از غیر تو پوشیده ایم

ای عزیز!
ای همنام پدر من، ای احمد (ص)! ای محمد (ص)، و ای محمود،
به خودت قسم دوستت دارم،
هدیه ناقابلی بود از همنام تو، به مناسبت ولادت تو ؛ منتی ندارم، بل منت میکشم، نوکرتم آقاجان. لطف تو بود که این بنده کوچک خدای را بر سر ذوق اندک آورده که سر انگشتی تر کرده و قطره ای از اقیانوس عظمتت را مدح نموده. برای ما افتخار است که خودمان را به دودمان شما ببندیم.
چه طمًاعم! خوشا بحال مخلصین، « طوبی لمن ترک حب النفس فی الحبک »  ولی یقین دارم که:
کلید خزائن الطاف خداوندی در کف با کفایت شما و اهل بیت مطهر و نورانی شماست.
من میشناسم تو را، ... علیرغم خواسته خدای مهربان، داشتی خودت را برای امتت فدا میکردی،...
 قربانت احمد جان، ...گرچه روسیاهم، ...مزدی نمی خواهم ... عیدی مخصوص میخواهم.
جشن تولد تو آمدم ولی رو سیاه. ازت عیدی می خوام آقاجان !!
حتی اگر فرشتگان عبوس شوند و یک بچه شیطان شلوغ و آلوده چون من را بخواهند نهی کنند... ولی من دست بر نمی دارم،
... حسود که العیاذ بالله نیستید،
آبرو که دارید،
کم هم نیست...
 تو که یک صلوات را 10 می کنی و پس می فرستی، تو را به صادقت، به فرزند صادقت،
عیدی را هر چند که نه من در خور آنم  ...، بلکه در خور تو است، همین امروز برسان !
محمود زارع
ساعت 9:15 بامداد- مورخ 20/03/1380
  17 ربیع الاول 1422



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.