web counter تعداد بازدید از این پست
web counter
بدنبال درخواست ما از بعضی از دوستان و آشنایان دال بر پاسخ به پرسشهای ما ( بعنوان مصاحبه با آبگینه ساری ) خوشبختانه این اقدام با استقبال خوبی از سوی آنهایی که در دنیای اینترنت تنها به کپی و پیست مشغول نیستند و باصطلاح حرفهایی برای گفتن دارند , مواجه شده است که تا این تاریخ تعدادی از پاسخها بدستمان رسیده است که بعد از ویرایش ( اشتباه نشود سانسور نمیکنیم ) بترتیب در روزهای آتی در این وبلاگ و دیگر وبلاگها - بهمراه لینک سایتها یا وبلاگهای آنها -  قرار داده میشود. مجددا تاکید میگردد که هر کس علاقمند به شرکت در این مصاحبه میباشد با مراجعه به اینجا و یا اینجا متن سوالات را گرفته و پاسخ را برای ما ارسال نماید تا ما نیز منتشر نماییم. 

چهارمین مصاحبه ما از آقای سید علیرضا رئیسی ( از مردان نیک روزگار تنگ و ضیق ما ) مدیر وبلاگ کشکول رئیسی از اهالی محترم گرگان ( مازندران گلستان شده ) میباشد که انصافا متن و محتوای بسیار مهمی را در بخشهایی از قسمتهای آن میتوانیم ببینیم. من هر روز که بیشتر میگذرد به آقای رئیسی ارادت بیشتری پیدا میکنم. و یک نوع حس خاصی شبیه حس ششم بمن میگوید که سید علیرضا باید خیلی نازنین باشد. شما را دعوت میکنم که از وبلاگ این عزیز خوش قریحه که از ذوق بالایی هم برخورداند و اشعار لطیفی را هم میسراید بازدید نمایید. وبلاگ ایشان را با کلیک بر اینجا میتوانید ببینید.

  لطفا بطور مختصر خود را معرفی نمایید ؟
رئیسی: من سید علیرضا رئیسی فرزند سید محمد تقی هستم در تهران در سال 1341 به دنیا آمدم و دیپلم خود را در سال 1360 خرداد ماه از هنرستان شهید نصیری گرفتم و در سال 1363 در کنکور شرکت کردم و در رشته مهندسی عمران پذیرفته شدم ولی به این دلیل که رشته من برق بود و از ساختمان سررشته ای نداشتم لذا به دانشگاه نرفتم ؛همان سال در تربیت معلم نیز شرکت کرده بودم که آنجا نیز قبول شدم و لی دوست نداشتم بروم چون فقط برای آزمایش شرکت کرده بودم . سال بعد با جدیت بیشتر و قبولی در رشته برق شرکت کردم و برایم نامه ای آمد که شما حق شرکت ندارید چون سال قبل شرکت کرده و انصراف داده اید و از همان لحظه من درس را رها کردم البته از سال 1357- 1359 دست فروشی میکردم سپس مدت کمی در دادگستری بودم حدودا 6 ماه و از آنجا در سال 1360 در دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق کار کردم و برای دفتریاری دفتر 13 گرگان اقدام کردم و در امتحاناتی که در تهران از طرف کانون سردفتران در اداره کل ثبت اسناد ایران برگزار شده بود بین 60 داوطلب نفر سوم شدم و لی به دلیل اینکه دفتر 13 انفصال دائم شد من از ادامه کار در دفترخانه باز ماندم . مدتی به عنوان راننده تاکسی مشغول به کار شدم و از آنجا به اداره راه و ترابری رفتم و در قسمت پایانه ها مشغول به کار شدم حدودا یکسال و به دلیل حقوق پائین به شرکت زمزم رفتم و حدود 8 سال نیز در آنجا مشغول به کار بودم و سپس به شورای اسلامی شهر گرگان آمدم و تا این لحظه مشغول فعالیت هستم .


میزان و رشته تحصیلی شما و محل اخذ مدرک؟
رئیسی:  دیپلم و الکتروتکنیک و گرگان

به چه کاری مشغولید و آیا از نوع کار خویش رضایت دارید؟
رئیسی:فعلا رئیس دبیرخانه شورای اسلامی شهر گرگان هستم و بله رضایت دارم


صادقانه بفرمایید که اگر خداوند بشما عمر دوباره بدهد آیا همین مسیری را که تاکنون طی کرده اید , طی میکنید؟
رئیسی: خیر.اگر اشتباهی را که به دلیل عدم شرکت در دانشگاه نمیکردم الان از نظر علمی وضعیت بهتری داشتم هر چند از نظر مالی در مضیقه نیستم ولی دانش را برتر از هر چیز میدانم و برای همین منظور از مطالعه ذره ای درنگ نکردم .


دسته بندی های مختلفی از مردم در نظر بسیاری از اندیشمندان اجتماعی ابراز شده است. شما مردم ایران را به چه دسته هایی تقسیم میکنید؟
رئیسی: به چهار دسته : 1- عده ای مسلمان هستند و ادعای مسلمانی دارند ولی اصلا به هیچیک از دستورات اسلام عمل نمیکنند
2- عده ای مسلمان هستند ولی ادعائی هم ندارند هر چند در کارهایشان اشتباه زیاد است ولی چون ادعائی ندارند قابل گذشت میباشند .
3-عده ای مسلمان هستند و ادعای مسلمانی دارند و تقریبا به دستورات اسلام عمل میکنند و میشود گفت انسانهای خوبی هستند .
4- عده ای مسلمان هستند و به دستورات اسلام نیز در حد توان خود عمل میکنند ولی هیچکس نمیداند که این انسان چه انسان شریفی است چون ضمن عمل به دستورات ادعائی هم ندارد به نظر من این انسان , انسان نمونه و شریف میباشد . هر چند میتوان این چهار دسته را در ابعاد سیاسی – اجتماعی نیز بیان کرد . دسته اول به مراتب بیشتر از دسته آخرند و دسته دوم نیز از دسته سوم


شما از این سخن چه برداشتی دارید؟: " دنیا مزرعه آخرت است !"
رئیسی:هر چه بعد مسافت دورتر یعنی مقصد فاصله اش برایمان بیشتر باشد مطمئن باشید که هر انسانی با اندک دانشی که دارد توشه سفر را به همان اندازه و شاید کمی هم بیشتر برای اطمینان خاطر برمیدارد که در راه تلف نشود و اگر رفتن از این گذر به گذر دیگری که آن را آخرت مینامند را یک سفر به حساب آوریم و اعتقاد به طول مسیر داشته باشیم مطمئن باشید که هر چه توشه باخود داریم باید برداریم چون آنقدر این سفر طولانی و پر التهاب است که باز هم ممکن است توشه جوابگو نباشد لذا در این مزرعه یعنی نشئه دنیا آنقدر باید برای خودمان کشت و زرع کنیم البته با اعمال و کردار هر چه بیشتر بهتر تا از محصول حاصله در نشئه آخرت در طول مسیر راه از آن استفاده کنیم و آنقدر باید باشد که با کمبود مواجهه نشویم ولی متاسفانه در این بازه تاریخی کمتر کسی به عمل آخرت را قبول دارند و اونهائیکه هم میگویند به زبان است که اگر به دل بود اینهمه ریاکاری و دزدی و خیانت و.... نبود .


آیا تاکنون بطور جدی به مرگ فکر کرده اید؟ هیچ تصوری از وضعیت بعد از مرگ ( زندگی بازماندگانت در دنیا و وضعیت تو در پس از مرگ ) را داشته اید؟ چطور بود؟
رئیسی: من همیشه به مرگ فکر میکنم و اگر ریا نباشد به ثانیه دیگر دلخوش نیستم ولی متاسفانه همیشه هوای نفس بر من غلبه میکند و نمیگذارد آنطور که باید و شاید باشم ؛ باشم البته سعی میکنم به حد و حدود دیگران احترام بگذارم ولی باز هم میبینم که خطاهایم بیشتر از صوابهایم میشود لذا در عین عجز و ناتوانی خودم رابه خدا سپرده ام چون از خودم نیرو و قدرتی برای مقابله با این هواهای نفسانی و وساوس شیطانی نمیبسنم .


اگر بخواهید در یک لیست ده تایی الویتهای خویش را پیرامون حل مشکلات کشور بنویسید , این لیست چه فاکتورهایی را دارد؟
رئیسی:
1- بستر سازی فرهنگی  - 2- بستر سازی دینی – 3- برخورد قاطع با دروغگوئی  4- برخورد قاطع با رشوه خواری  - 5- ایجاد رفاه نسبی برای مردم – 6- برخورد قاطع با پارتی بازی  7- ایجاد نشاط و شادی  8- ایجاد مراکز آموزشی عالی در همه سطوح علم و دانش با هزینه های اندک و حتی رایگان 9- ایجاد رسانه های سالم اعم از رادیو و تلویزیون در گزینه های متفاوت ( علمی – فرهنگی – فیلم و سریال – اخبار – و.... ) البته نمیگویم اسلامی باشد یا نه ولی انسانی باشد یعنی جنبه مبتذل و حیوانی نداشته باشد تا مورد پسند عده ای زیادتر از مردم قراگیرد ولی متنوع و به روز باشد.


دوست داشتید چکاره شوید؟
رئیسی: دوست داشتم دکترای خودم را در رشته برق ( الکتروتکنیک ) بگیرم ولی نشد .


 آیا هیچ از خودتان پرسیده اید که شاید تاکنون - بدون اینکه متوجه باشید - برای آنکه در چشم مردم خوب دیده شوید زیسته اید تا آنطوریکه خودتان باید باشید و در نتیجه مصصم شده باشید که شاید بهتر باشه تا کاملا تغییر کنید ؟ کمی توضیح دهید.
رئیسی: بله دقیقا و متاسفانه یکی از مشکلات جامعه ما میباشد و من هم مستثنی نیستم هر چند در بالا عرض کردم خیلی دلم میخواهد دستورات خدا را عمل کنم ولی ضعف ایمان و غلبه هوای نفس نمیگذارد و معمولا ظاهرم بهتراز باطنم میباشد .


 آیا احساس میکنید جای کس دیگری را گرفته اید یا خیر؟ مثلا حق دیگری بود که اینجایی که شما فعلا هستید , باشد؟
رئیسی: خیر من حداقل اینگونه زندگی نکردم و تاکنون به شکر خدا نه حق کسی را خوردم و نه با پارتی بازی جای کسی را گرفته ام و برای همین هم با توجه به اینکه از خانواده ای سرشناس و حتی روحانی آنهم در نظام اسلامی و در فضای روحانیت هستم هرگز از این گزینه برای ترقی استفاده نکردم و بلکه با کار و تلاش و جدیت به اینجا رسیدم و من با این سن و مشکلات  و بیماریم از 6 صبح تا 7 شب مشغول کار هستم و از پارتی بازی هم بدم میآید و مرحوم پدرم نیز که روحانی برجسته شهر گرگان و ممتاز شهر تهران بود حتی برای پیدا کردن شغلی اقدامی نکرد و میگفت خودت باید خودت باشی و کار پیدا نمائی .


کدامیک را برتر میدانید ؟ گوش دادن یا حرف زدن ؟
رئیسی: من معمولا ساکتم و گوش میدهم چون شنیدن بهتر است از حرف زدن . در حرف زدن ممکن است اشتباه کنی و خاطر کسی را مکدر کنی و یا گناهی ناخواسته صورت پذیرد ولی در گوش دادن ضریبش حداقل کمتر است .


کدام منطقه ( جغرافیایی ) را بیشتر دوست دارید و چرا؟
رئیسی: معمولا بالای کوه و در جاهای سردسیر و خشک را بیشتر میپسندم  چرای آن را نمیدانم .


واژه های ( خدا - عشق - زن - جنگ - غذا - ایران - آمریکا - خانه - دین - مرگ  ) را بترتیب اهمیت و الویت خویش جابجا کرده و بنویسید؟( از بهترین تا بدترین
رئیسی: ) خدا – غذا – دین – زن - مرگ – عشق - ایران – خانه – جنگ – آمریکا ) 


مهمترین پیام فرآن کریم را چه میدانید؟
رئیسی:ان اکرمکم عندالله اتقیکم (اتقاکم)


اگر اختیار و امکان لازم را داشته باشید ترجیح میدهید در کدام کشور زندگی کنید؟
رئیسی: ایران هیچ کشوری را مثل این کشور نمیدانم


چند بیت از مولوی اگر از حفظ دارید بنویسید وگرنه پاسخ را خالی بگذارید؟
رئیسی:

بشنو این نی چون شکایت می‌کند / از جداییها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند / در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم / جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست / لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست / لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد / جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید / پرده‌هااش پرده‌های ما درید
همچو نی زهری و تریاقی کی دید / همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
نی حدیث راه پر خون می‌کند / قصه‌های عشق مجنون می‌کند
محرم این هوش جز بیهوش نیست / مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد / روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست / تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد / هرکه بی روزیست روزش دیر شد
در نیابد حال پخته هیچ خام / پس سخن کوتاه باید والسلام
بند بگسل باش آزاد ای پسر / چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزه‌ای / چند گنجد قسمت یک روزه‌ای
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد / تا صدف قانع نشد پر در نشد
هر که را جامه ز عشقی چاک شد / او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما / ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما / ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد / کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا / طور مست و خر موسی صاعقا
با لب دمساز خود گر جفتمی / همچو نی من گفتنیها گفتمی
هر که او از هم‌زبانی شد جدا / بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونک گل رفت و گلستان درگذشت / نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای / زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای
چون نباشد عشق را پروای او / او چو مرغی ماند بی‌پر وای او
من چگونه هوش دارم پیش و پس / چون نباشد نور یارم پیش و پس
عشق خواهد کین سخن بیرون بود / آینه غماز نبود چون بود
آینت دانی چرا غماز نیست / زانک زنگار از رخش ممتاز نیست



بنظر شما مهمترین شاخصه هایی که بین نسل ها ( نسل جوان - میانسال - پیر ) تفاوت ایجاد میکند چیست؟  فقط نام ببرید.
رئیسی: طرز تفکر است چون انسان در هر سنی تفکر مختص به آن را دارد در جوانی خام است و فکر میکند کارش درست است ولی یک انسان مسن اگر چه آن کار را شخصا تجربه نکرده باشد ولی به تجربه از دیگران نتیجه را دیده و میداند و جوانها اگر به پیران و عقلمندان توجه کنند خیلی از مشکلات خود به خود از پیش روی آنها برداشته میشود ولی متاسفانه همه میخواهند خود تجربه کنند و برای همین این ضایعه همیشه در حال تکرار است و پیشرفت و ترقی در آن نیست . 


باتوجه به سوال فوق آیا مردم ایران را نسبت به 35 سال پیش مقیدتر بمذهب میدانید یا خیر و چرا؟
رئیسی: خیر متاسفانه من سال 57 را دیده ام جوانها پرشورتر و مومن تر بوده اند ولی اینک خیر دیگر گرفتن ابرو برای دخترانیکه زمانی بعد از ازدواج نیز از شرم پدر و مادر تا مدتی آرایش نمیکردند و زیر ابرو نمیگرفتند در سن راهنمائی مد شده و والدین نیز حرفی نمیزنند و از آن بدتر پسرها نیز خود را مانند دخترها بزک میکنند و این فاجعه ای است انسانی و بدتر از هر جنگی میباشد که خانمان سوز باشد و احترام به بزرگترها که کاملا از جامعه جوان ما رخت بربسته خداوند خودش عنایتی فرماید.


سوالی را شما از ما بپرسید تا ما بدان پاسخ داده و در ادامه همین مصاحبه آنرا منتشر نماییم.
رئیسی: اولا تشکر از زحمات شما ولی باید بگویم که این حرکات تا بستر سازی در سطح ملی نشود فایده ای ندارد و یک دست صدا ندارد باید به صورت ملی اقدامی عاجل گردد که نوح (ع) به تنهائی بیش از 800 سال زخمت و مرارت کشید تا مردم را اصلاح کند ولی تنها بود به طوری که پسرش هم با او نبود که این درس بزرگی از تاریخ است .



كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.