تا که خورد !؟
گاهنوشتهای محمود زارع ؛ روزی فقهای حساد ( فقیهان حسود ! ) از سر انکار و عناد , از حضرت مولانا سوال کردند که :
   شراب حلال است یا حرام ؟
     و غرض ایشان , عرض پاک شمس الدین بوده , به کنایت جواب فرمود که :
     تا که خورد !؟ چه اگر مشکی شراب را در دریا ریزند , متغیر نشود و او را مکدر نگرداند و از آن آب وضو ساختن و خوردن , جایز باشد . اما حوضک کوچک را , قطره ای شراب بیگمان که نجس کند . و همچنان , هر چه در بحر نمکدان افتد , حکم نمک گیرد. و جواب صریح آنست که : اگر مولانا شمس الدین می نوشد , او را همه چیز مباح است که حکم دریا دارد . و اگر چون تو غر خواهری ( دشنامی خراسانی ! ) کند , نان جوینت هم حرام است . ( افلاکی 4 / 41 )

جهد کن تا هم محل و هم کاتب وحی باشی...
روزی در خانقاه نصیرالدین وزیر.....اجلاس عظیم بود...وجمیع علماء و شیوخ و عرفاء و حکماء و امراء و اعیان ...در آن مجمع حاضر بودند, و هر یکی در انواع علوم و فنون و حکم کلمات میگفتند, و بحث های شگرفی میکردند, مگر...مولانا شمس الدین , در کنجی بسان گنجی مراقب گشته بود . از ناگاه برخاست و ... بانگی بر ایشان زد که :
... تا کی ...بر زین بی اسب سوار گشته , در میدان مردان می تازید؟! ... و تا کی به عصای دیگران بپا روید؟! ...این سخنان که میگویید از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره , سخنان مردم آنزمان است که هر یکی در عهد خود بمسند مردی نشسته بودند, و از ...حالات خود , معانی گفتند . و چون مردان این عهد شمائید, اسرار و سخنان شما کو؟ !
همه شان از شرمساری , سر در پیش انداختند. بعد از آن فرمود که...:
   بعضی کاتب وحی بودند , و بعضی محل وحی , اکنون جهد کن که هر دو باشی : هم محل وحی حق , و هم کاتب وحی خود باشی!... ( افلاکی 4/ 52 )

صور خوبان چون آئینه جمال حق ...!
روزی [شمس] در اسفار خود به ... شیخی رسید که او را علت شاهد بازی و تفرج صورت بود , فرمود :
    هی در چیستی ؟
    گفت : صور خوبان , چون آئینه است . حق را در آن آئینه مشاهده میکنم !...
فرمود : ای ابله از آنکه حق را در آئینه ی آب و گل می بینی , چرا در آئینه ی جان و دل , نبینی و خود را نطلبی ؟!... ( افلاکی4/ 27 )

رسیدن بمطلوب در سماع ...
خداوندگار ما ...از ابتدای حال , به طریقت و سیرت پدرش...مولانا بهاء الدین ولد...مشغول بودند...اما سماع هرگز نکرده بودند. چون...مولانا شمس...را بنظر بصیرت دید ...عاشق او شده , و به هرچه او فرمودی آنرا غنیمت داشتی. پس اشارت فرمودند که : در سماع درآ ! که آنچه طلبی در سماع , زیاده خواهد شدن...
بنا بر اشارت ایشان...در سماع درآمده ...آنچه...فرموده بودند در حالت سماع ...بمعاینه دیدند و تا آخر عمر بر آن سیاق عمل کردند, و آن را طریق و آیین ساختند . ( سپهسالار 65 , 64 )
دیگر [مولانا] به ..شمس...صحبتی ( معاشرتی) بسیار فرمودند, و طریق ی سماع و فرجی و وضع دستار , بدیشان , موافقت کردند. ( سپهسالار 24 )
سلطان ولد [ فرزند مولانا جلال الدین ] حکایت فرمود که ... ( کرای بزرگ ) که جده ی من بود مادری , پدرم را به سماع ترغیب داد ! ... در ابتدای سماع , پدرم دست افشانی میکرد . چون حضرت مولانا شمس الدین تبریزی , رسید او را چرخ زدن نمود ! ( افلاکی4/ 84 )
منبع : گاهنوشتهای محمود زارع  .

موضوعات مرتبط:
... خط سوم . قسمت اول
... خط سوم . قسمت دوم
... خط سوم . قسمت سوم
... خط سوم . قسمت چهارم



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.