قرآن کریم : لقد خلقنا الانسان فی کبد ( البلد / 4 )

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آدمیزاده را چه درد و رنجهایی که نیست ! در گرو دهها بلکه صدها زنجیر ثقیل و گران ؛ از هنگامی که پای بخاکدان می نهد تا زمانی که از زمین پرواز میکند ابتلائات مختلفی را می بیند ؛ رنج خواستن , درد داشتن یا نداشتن ؛ مقهور غموم و هموم , آمال و آرزوها ! در طفلی زحمت درس و رنج امتحان , در جوانی رنج عشق و فشار شهوت , در میانسالی با بیم آنکه چه گذشت و چه در پیش میباشد ؛ در پیری با انواع و اقسام دردهای بی درمان و بسیاری بدگمانی های بی پایان دست در گریبان است !

ساری گاهنوشتهای محمود زارع

پدر از گستاخی فرزند نگران و این دوران از بی آتیه بودن آنان نیز ؛ فرزند از افکار و امیال باصطلاح فرسوده ی پدر در فغان ؛

عده ای راه بر آنان چنان سیستم تنگ نموده که همینطور که راه نیز میروند مجرم میشوند و لذا در هراس از دادستان که کهریزک دارد و بعض قضات که استقلال را با تفرعن و رعونت و بی ادبی اشتباه گرفته است ! آنکه هنری دارد گرفتار حسادت همکاران ؛ کسانی هم که دارند می ترسند از او بلطائف الحیلی بستانند آنکه در ستاندن پشتوانه دولت دارند ! آنی که ندارد را هم بیم آنست که چیزی بوی نرسد !

این زمانها نیز نوبرانه تکنولوژیهایی که بدست غولان افتاده و تنها روش استفاده آزارمندانه آنرا عده ای دانند و امواج زیانباری را منتشر نمایند که حتی پزشکان حاذق نیز نتوانند بدانند که طرف چرا دق مرگ شد و بیهوده از سر استیصال گویند سکته فرمود آنمرحوم ! مرحوم بالوقوه در تخت بیمارستان در حال نزار و زیر چاقوی آنترن های جاه طلب در جان کندن ؛ زندانیان را دیگر رنج اسارت و حصارها فرسوده ؛ بسیاری را برق صاعقه و طوفان و سیل و زلزله و گردباد در هم نوردیده ؛ و کثیری به ستیزه های قومی و قبیله ای در هلاک میباشند !

آنها که سالمترند , هدف تیر بیماری و آنهایی هم که بیمارند در رهگذر ناوک مرگ قرار دارند ! و خداوند هم فرموده بود که آدمیزاده را در رنج و بلا و محنت آفریده است ! گاه در مضیق رحم و گاهی هم در بند قیماط و قنداق ! این میان مکتب و تعلیم و افزون بر آن انجام انواع تکلیف و انواع مصائب که خود داستانی دراز دارد !

از حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام هم نقلی خوانده بودم در سالهای دور که فرمود : مسکین بن آدم ؛ مکتوب الاجل ؛ مکنون العلل ؛ محفوظ العمل ؛ تسوء لمه البقه ؛ و تفنیه الغرقته ؛ تقتله الشرقه ! که یعنی بیچاره آدمیزاده اجلش نوشته شده ؛ آلامش پنهان و نهفته ؛ کردارش نگهداشته و زیر نظر ؛ پشه ای درناکش میکند ؛ و غرق شدنی نابودش نماید ؛ و شربت آبی که در گلویش گیر و او را بکشد ! حال با این حال با خدایش بگردنکشی برخیزد !

نه در بسیاری از امور او را اختیار است و نه زیاد از پیش خود وی را قدرت بر کاریست که هیچ نمی داند چها بر سرش خواهد آمد و روزگار , فردا را چه برایش می زاید ! که داند بجز ذات پروردگار - که فراد چه بازی کند روزگار ؟!! ! " عبدا مملوکا لایقدر علی شئی " بنده مملوکی که قادر بر هیچ نیست حتی بر نفس خویش ! اگر بخواهد چیزی در یادش بماند , فراموش شود و نیز بخواهد که فراموشش کند از یادش برون نخواهد شد ! از تمامی جهات و از همه سو ضعف و ناتوانی و کم توانی , جوانیش را به پیری تبدیل , نه مرض و گرسنگی و نه سیری و صحتش , هیچکدام , چندانکه انتظار دارد و خواهد در دستان وی نیست ! با این حال چه جای این همه غرور؟!! تو کسی نیستی آقای خیلی بلد ! محمود که از قبل کسی حتی چیزی نبوده است ! البته :

در گنجینه ی حق را گشادند
بهر کس هر چه لایق بود دادند !

10 خرداد 92 )

محمود زارع 



گل


https://telegram.me/zaresari




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.