ساری گاهنوشتهای محمود زارع
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:نمی دانم این اخبار و شایعات گاهگاهی راست است یا خیر !؟ مثلا" مدتی پیش می گفتند ایهود باراک صهیونیست ( با عرض پوزش از بابلی های محترم ) بابلی است! ...

مدتی قبل در یک کتابی خواندم که فرعون هم ایرانی بوده است! فرعون لقب سلاطین ( عمالقه) است. چنان که کسری لقب پادشاهان فرس و قیصر لقب سلاطین روم.

خاقان لقب شاهان ترک و نجاشی لقب پادشاهان حبشه و تبع لقب سلاطین یمن است. نام فرعون معاصر حضرت موسی، ولید بن مصعب بن ریان است. زیاده از ۴۰۰ سال عمر کرد. نوشته اند که قبلا عطاری بوده اهل اصفهان (خدا را شکر این یکی دیگه اهل بابل نبود! )

 بالاخره نادار شد و به شام رفت و از آن جا به مصر آمد و در مصر مشغول خربزه فروشی شد. تصادفا" همان ایام مرض وبای شدید در مصر اتفاق افتاد و این شخص از قبرستانی عبور می کرد. دید جنازه ها رادفن می کنند.


 به اطرافیان میت گفت من امین مقابر هستم و از هر میت پنج درم می گیرم . در این امر ۳ ماه متوالی دوام کرد تا مال هنگفتی جمع آورد. لاجرم روزی موقع دفن یک میت که از رجال بود به قرار معمول مطالبه پنج دینار کرد، مباشران میت اعتراض کردند که تو چکاره ای و او را به حضور پادشاه بردند .

 پادشاه پرسید قضیه چیست؟ و این چه حقوقی است که از مردم مطالبه می کنی ؟ فرعون جواب داد که من موقعی که به این شهر وارد شدم دیدم هرج و مرج در شهر حکم فرماست و هر کس هر چه دلش می خواهد عمل می کند. من هم این کار را کردم تا مرا به حضور شاه آورند . فعلا از این ممر مقداری مهم مال اندوخته ام و همه پول ها را در برابر پادشاه ریخت.

پادشاه او را والی گردانید در اندک وقتی به واسطه تدبیرهایش مملکت را به نظم در آورد . پس از مردن پادشاه او را به سلطنت اختیار کردند. واین مقدمه پادشاهی و فرعونی او شد!

حال تعجبم این است كه چرا در ایران این آقا كه هنوز فرعون نشده بود بهش میدان ندادند كه هم مملكت آبادتری داشته باشیم و هم ایشان فرعون نشوند و دامان كلیم الله را نگیرند و باقی ماجرا...!

مثل این كه آن موقع ها هم شایسته گزینی؟!! در دیگر ممالك باب بوده!
از ایرانی جماعت هر كار كه بگی بر می آید !

محمود زارع
http://mzare.mihanblog.com



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.