ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:چگونه از این حال میتوانم سخن گفت؟ با كلمات كه دلالان آلوده این بازارند و وسایل نقلیه ای كه میان تولید و مصرف درآمد و شدند؟ محمود زارعجز این قاصدان گنگ ، چاره ای ندارم!

     امروز را دستم بقلم نمیرود. پنجه هام بحال خود نیستند. بفرمان  من نیستند، بیهوده میكوشم آرامشان كنم، رامشان كنم، یكباره چنان غافلگیر شده اند كه هنوز گیجند، هنوز هم گیجم! نمیتوانم ساعت ها خودم را پشت میز كارم بنشانم و هی بگویم بنویس، كلمات چنان شتابزده و سراسیمه در فضای خیالم چرخ میزنند، شنا میكنند برقص آمده اند كه هیچكدام دم بدست نمیدهند. گریبان هیچكدام از صبح تا حال كه شش بعداز ظهر است بچنگم نیامده است. حالا میفهمم كه چرا شمس تبریزی عمری بی تابی میكرد و یك جمله حرف نتوانست بزند، یك بیت شعر نتوانست بسراید. نمیشود، برای گفتن ، نوشتن و سرودن باید در سطح مولوی ماند، اگر به مرز شمس تبریزی قدم گذاشتی دیگر در اختیار خود نیستی ( عجب ادعائی ؟! )

     تا بحال حرف زدن زبان را می شنیدم، حرف زدن زبان را و قلم را میخواندم، حرف زدن اندیشیدن را، حرف زدن خیال را و حرف زدن تپش های دل را، حرف زدن بیتابیهای دردناك روح را، حرف زدن سكوت را می فهمیدم، ببین كه چند زبان میدانم، با چند زبان حرف میزنم! من میدانم كه چه حرفهایی را با چه زبانی باید زد، من میدانم كه هر یك از این زبانها برای گفتن چه حرفهائی است، حرفهائی كه مخاطب نیز نامحرم است! این چگونه حرفهائی است؟ این چگونه مخاطبی است؟ آدمها بر چهارگونه اند، یعنی بر هزارگونه اند ما با همین چهارگونه آدم سروكار داریم:

     اول؛ آدمهائی كه سردرشان بلند و پرابهت است و چشم گیر، گوئی سردر قصری است، بیننده را میگیرد، چشمش را پر میكند، روحش را تسخیر میكند، دهانش از عظمت و شكوه خیره كننده سردر باز میماند، بیننده كه در برابر عظمت این سردر، خود را از حقارت ، یك گربه كوچك احساس میكند كه از لای در، از زیر در ، باید بدرون بخزد،.... با شعری از عماد خراسانی که نمیدانم بیربط است یا با ربط این گفتار یا همان از آنجور حرفها ... ! را همچنان  ناتمام میگذاریم ...

گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر
باز کن ساقی مجلس سر ِ مینای دگر
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر
مست مستم ، مشکن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر
چه به میخانه چه محراب حرامم باشد
گر به جز عشق توام هست تمنای دگر
تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر
نشینده است گلی بوی تو ای غنچه ناز
بوده ام ورنه بسی همدم گلهای دگر
تو سیه چشم چو آئی به تماشای چمن
نگذاری به کسی چشم تماشای دگر
باده پیش آر که رفتند از این مکتب راز
اوستادان و فزودند معمای دگر
این قفس را نبود روزنی ای مرغ پریش
آرزو ساخته بستان طرب زای دگر
گر بهشتی است رخ تست نگارا که در آن
می توان کرد به هر لحظه تماشای دگر
از تو زیبا صنم اینقدر جفا زیبا نیست
گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر
می فروشان همه دانند "عمادا" که بود
عاشقان را حرم و دیر و کلیسای دگر



محمود زارع
 
توجه : این متن در بیست و چهارم فروردین  1386 بوسیله بابا نوشته بود ( فاطمه )






https://telegram.me/zaresari





بعضی مطالب وبلاگ :
بسم الله الرحمن الرحیم آیه است
تفسیر لن تنالوا البر از قرآن کریم
کشکول عارفان
ایمان بوقت معاینه مرگ بكار نیاید !
وجوه كلام الهی در قرآن کریم
شریعت و طریقت و حقیقت
فضائل نوح نبی در قرآن کریم
همنشینى با اهالی گورستان
پزشک معنوی
موسیقی ای عاشقان از سامی یوسف+دانلود
آیا قرآن تحریف شده است؟!
نماز یا بهشت ؟!
بانو زینب کبری (س)
عید یادآورى مرگ هندیان
آیا مخاطبان قرآن مردم اهل حجاز هستند؟!
قرآن برای تمام بشریت
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
جوانمردی با مولا علی تمام است !
حکایتی از گلستان سعدی,هنرآموزی
بهشت و دوزخ معاذ بن جبل
حکایتی از گلستان سعدی,جور استاد
روشهاى تفسیرى اهل‌ بیت (ع)
حکایتی از گلستان سعدی,تربیت آقازادگان
بیان مفسران در ایاك نعبد و ایاك نستعین
ظلم و ستم در کتب آسمانی
حکمتهایی از کلام بزرگان از کشکول شیخ بهائی
دوستی و ارزش دوست
سخنان بزرگمهر حکیم
عشق در نظر بزرگان
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (191)
خداوند با ظلم و ظالم چه میکند ؟!
سابقه چادر در ایران
شاید خدا ؟!
مهلت به تنگدست موجب اجابت دعا
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
فراست مومن و امیر مومنان (ع)
المسكین رسول الله
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
اختلاف بین شیعیان در عصر ظهور !
رضای خدا یا رضایت خلق
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (189)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (188)
باز تعریف مبناها و چند نکته دیگر
سودای سربالا (و چند نکته دیگر)
زشتی سیاست بی اخلاق
چهره مبین درون آدمها
که برون در چه کردی، که درون خانه آیی؟
چاپلوسان از جاسوسان مخربترند !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (187)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.