ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:گفتا محمودم ، گفتم نابودم !          
     
اول آنکه
گفتم بود همه محمود راست وغیرآن نه بودی ونه نمودی ، بجزآنچه تو نمودی ...
اگرچیزی بجزتوباشد ، آن فقط سایه ای است مرلطف ترا , نه خود ترا !  این بنده چه باشد که ظلّ تو باشد ، اگرعنایتی باشد سایه لطفت وکرمت !

بعد آنکه :
تقدّ می و تأ خّری اگرباشد دراین سایه هاست وإلا تمامت هستی همزمان وبا هم حاضرند بی تقدم وتأخری ! چنانکه دانسته شود قیامت ازهمان ازل برقامت بوده است و محاط بردنیا وصد البته ملک درشکم ملکوت است و ملکیان را همین ملک حاجب روئیت ملکوت می باشد .                     
پس :
دو جهان قطعی که یکی ملک و دگر ملکوت حاضرند و برپا ، بلکه واقعی تر همان ملکوت است . اما گفته اند جهان دیگری نیز وجود دارد که فوق این دو جهان است و تنها با بال خیال شاید بتوان بدانجا سفرنمود !
محمود زارع
5 بامداد . پنج شنبه 27/12/88
http://bahoo.blogfa.com/post-70.aspx
تنظیم و نشر از ف . زارع

... پیش پای پند پدر پارسا ( پست پیشین - قسمت اول - )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.