شعری از بابا محمود با عنوان " دردانه زهراء , حسین "
خدا با شفاعت حسین (ع) می پذیرد



با تو چه كرده ام خدا , كه نگاهم نمی كنی
حتی دمی نظر به گریه و آهم نمی كنی

می دانیم مرا كه شدم تیره روز عشق تو
دیگر چرا نظر به شب  سیاهم نمی كنی

گم كرده راه , محمود بوَد , غمخوار وی توئی
از بهر چه دست هدایت , براهم نمی كنی

گفتی که ماوآ , در جان دلشکستگان , کنی
دل بشكسته ام  کنون , لیک باز نگاهم نمی كنی

من خلقی ام که خویش بتبارک الله ستوده ای 
گویا کنون حساب به یك پر كاهم نمی كنی

گر شاهد آورم , دل شکسته ام , كه من عاشق توام
دانم بصدق, باور بشهادتِ گواهم , نمی كنی

محمود عاقبت بگریه گفت , بگو من چه كرده ام
گفتا بی معرفت, شفیع چرا دُردانه زهرایم نمیکنی


دردانه زهراء , حسین ...
سروده ای ناقابل  از محمود زارع

آن شعر قبلی ایشان هم که در صفحه محمد آقا ( کلبه آرزوها ) منتشر شده که تنها بخشهایی از یک غزل تقریبا طولانی در مدح حضرت امیرالمومنین علیه السلام  بوده در زیر می آید :

روی  یار  من   همانند    گل   نیلوفر   است
هر كسی شیدای آن زیبا نگشته كافر است

مثل آب چشمه ساران هر طرف باشد روان  
قطره ای زآن نوش كن بهتر ز آب كوثر است

رو  به  هر  که   آورد   دل   را   تصرف   می كند
چونكه او زیبا رخ و حوری وش و افسونگر است

مثل باغ گل خلایق جلوه اش را دیده اند
از تمام  گلرخان  این جهان  زیباتر  است  

چون بدیدم روی ماهش من شدم شیدای او
سرزنشهایی  که کردند از  نوازش بهتر است

عاشق   زیبایی    رخسار    گلرویش     شدم
هر گلی را بو که كردم از همه خوشبوتر است

قلب خود را  وا بکردم بینمش در اندرون
در میان آن بدیدم دو هلالی خنجر است

جمله گفتند كار دشمن باشد و محمود گفت
من  یقین  دارم  ز ابروی  كمان  دلبر  است



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.