ساری,گاه نوشته های محمود زارع:سنی و شیعی همسفر به نهر آبی رسیدند . سنی گفت معتقداتم محکم و یا عمر گویم و بر روی نهر آب حرکت کنم این بگفت و یا عمرگویان پا در آب نهاد , پا نهادن همان و غوطه ور شدن همان
شیعی گفت تو سست ایمانی , حال مرا تماشا کن با چه ایمانی یاعلی گویم و از آب بگدرم . وی علی گویان قدم در آب گذاشت , تا سینه در آب فرو رفت . پس از بیرون آمدن گفت این فضیحت را من شیعی و توی سنی بخود نخریدیم مگر بواسطه کاهلی خود , زیرا از اول اگر هدف  تظاهر نبود و از روی نهر با پرش کار شروع کرده بودیم سر تا پا اینچنین خیس و تر نمی شدیم !


 قصه گویی را نباید بچه گانه فرض کرد و دست کم گرفت ! خداوند نیز قصه گوست و در قرآن قصص زیادی داریم که احسن القصص هم هستند . مغز را باید دریافت و پوست را که همان ظاهر قصه هست باید وانهاد ولی برای رسیدن بمغز ناچار از پوستیم !
محمود زارع
 www.mzare.ir


مطالبی دیگر:







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.