من دعاها کرده ام زین آرزو
واقعه ما را که داند غیر تو

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع
:...برای آنانکه دلی ظریف و روحی پاک دارند کاملا روشن است که هر صورت دعا را نمیتوان نیایش و راز و نیاز حقیقی تلقی کرد بلکه برای تحقق دعاهای واقعی دو زمینه مختلف داریم و بدون آن دو پدیده دعا یا تقلید کورکورانه است یا از عادتهای معمولی سرچشمه میگیرد یا سودجویی برای خود طبیعی یا حفظ خودخواهی است. دو زمینه دعا بقرار زیر است :

1- شکستن صخره های آهنین دل و جوشیدن آب حیات زلال روح که به منبع الهی پیوسته است باستثنای آمادگی های کلی بوسیله بینش و تقوا سایر شرائط و مقتضیات این زمینه نه ضابطه معینی دارد و نه موقع مشخص . گاهی این انفجار شگفت انگیز وسعت فوق العاده ای را در افق روح بوجود می آورد که دعاکننده بیاد بیچارگان دردمند افتاده , گویی تلخی درماندگی آنان را نیز در می یابد بهترین مجسم کننده این گشایش روانی اشعاریست که نظامی گنجوی سروده است. او در دعای مقدمه خسرو و شیرین چنین می سراید :

به آب دیده ی طفلان محروم
بسوز سینه ی پیران مظلوم

ببالین غریبان بر سر راه
به تسلیم اسیران در بن چاه

بداور داور فریاد خواهان
بیارب یارب صاحب گناهان

بمحتاجان در بر خلق بسته
بمجروحان خون بر خون نشسته

بدورافتادگان از خانمانها
بواپس ماندگان از کاروانها

به ریحان نثار اشک ریزان
بقرآن و چراغ صبح خیزان

اینگونه انبساط روانی که در حال نیایش بانسان نیایشگر دست میدهد بطوریکه میتواند نیازمندی و درماندگی ناتوانان کاروان بشریت را در روح خود دریابد عظمتی خیلی بالاتر از برآورده شدن نیاز شخصی خود نیایشگر نیازمند دارد ایکاش مردم برآورده شدن احتیاجات خود را مانند مقدمه ای برای پیدا کردن چنین حال روحی باعظمت تلقی میکردند.

2- آماده شدن دل برای تسلیم محض شدن و خود را مانند تابلوی بی اختیار زیر دست نقاش ازل و ابد دین , این آمادگی فرع بر تصفیه روح از آلودگیها و کثافات درونی است . بهرحال چنانکه ملاحظه میشود در هر دو زمینه دعا یک ریشه ماوراء طبیعی دارد که آنرا به لطف الهی مربوط میسازد. . همچنین نوع دیگری از همان ریشه ماورای طبیعی برای تشخیص مورد استجابت دعا وجود دارد در آن مورد یک روشنایی خاصی در دل ایجاد میشود که دعا کننده یقین شهودی به پذیرفته شدن دعا پیدا میکند. این یقین قابل بیان و استدلال نیست و با هیچ روش منطقی و ریاضی نمیتوان آنرا بکسی که فاقد آنست , قابل درک ساخت ! چنانکه مفهوم خواستن را در دعای حقیقی نمیتوان با خواستن های دیگر مقایسه نموده و با معرفی های منطقی توضیحش داد.
تتمه را باین مطلب ختم کنیم که :
ای بصورت ذره کیوان را ببین
مور لنگی رو سلیمان را ببین

هیچ میدانید که چرا مورچه به پیدا کردن یک دانه گندم و کشیدن آن به آشیانه محقرش با صد لرز و بیم در آنهمه شادی و لذت فرو میرود ؟ برای آنست که خرمن و عظمت آنرا ندیده است و نمیداند . کسیکه خرمن در اختیار اوست میگوید ای مورچه ناتوان و ای جاندار ناچیز که نابینایی تو نیست را هست و هست را نیست مینماید . تو از آنهمه خرمن ها که ما داریم تنها این دانه بی اهمیت را می بینی و سراسر وجودت را در آن مستغرق میسازی . آخر ای انسان ذره نما و خورشید حقیقت , سر ببالا باش و کیوان را ببین و ای مور لنگ جنبشی کن و برو سلیمان را ببین !




به تلگرام ما بپیوندید

مطالبی دیگر:






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.