ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مدت هفت سال , روز و شب با دعا از خدا مسئلت میکرد که روزی حلال بدون مشقت باو عطا کند . پس از آن دعا و ناله و افغانها , سحرگاهی گاوی درون خانه ام قدم گذارد , دیدگانم خیره گشت نه برای زاد و توشه ای که بدستم آمد بلکه بشادی آنکه نیایش و زاری ام مقبول درگاه الهی گشته است.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

من گاو را کشتم نه برای آنکه گوشتش را بخورم بلکه بشکرانه استجابت دعا و توجه خداوندی که درباره ام عنایت فرموده بود بجا بیاورم .
صاحب گاو وارد منزل شخص گاوکش میشود و ادعای خسارت میکند . مردم جمع میشوند و از او طرفداری میکنند و داوری بحضرت داوود میبرند.
حضرت داوود نیز نظر آنها را تایید میکند و مرد گاوکش دلش بدرد می آید و گریه سر می دهد .

حضرت داوود یکروز مهلت می طلبد و در خلوت با خداوند برای حل این مشکل به راز و نیاز می پردازد . از همان دوران حق و حقوق مردم برای انبیاء هم مهم بوده و بسادگی نه آدم میکشتند و نه حقوق آنها را تضییع میکردن و این را گناه عظیم میدانستند که خدا را بخشم می آورد . بخدا خیلی بد و ناشایست هست که درباره مردم و حق و حقوقشان کم توجهی برود که گناه عظیمی در بارگاه خداست بخصوص که این گناه از سوی کسانی باشد که قدرت دارند.

داوود فردا روز موعود به صاحب گاو میگوید که از ادعای خود منصرف شود .

آنشخص و مردم نسبت بحکم داوود معترض میشوند که این از عدل و انصاف بدور است .
داوود بصاحب گاو میگوید برو حرف مزن حال که خدای راز تو را پوشانده است , تو نیز خاموش باش و حق پرده پوشی خدای را بجا بیاور.
جوان صاحب گاو نمی پذیرد لذا داوود اعلان میکند که ای مردم , اکنون موقع آشکار شدن راز پنهانی این مرافعه فرا رسیده است , همگی برخیزید و بسوی صحرا رهسپار شوید تا بشما اثبات کنم که حق از آن کیست؟ همگی بروید به آن صحرا درختی برومند و پرشاخ و برگ در آنجا وجود دارد و در اطراف آن درخت جمع شوید .
ای یاران من , من از بیخ آن درخت بوی خون استشمام میکنم

خون شده است اندر بن آن خوش درخت
خواجه را کشته است این منحوس بخت

این تبهکار ( مدعی گاو ) برده پدر این فقیر بوده و او را کشته و تمام اموالش را به یغما برده است . این فقیر بینوا که فرزند آن خواجه است در موقع بروز آن جنایت , کودک نوزادی بوده و هیچ گونه اطلاعی از آن حادثه شوم ندارد . حلم و صبر خداوندی تا به امروز پرده بر روی جنایت این تبهکار کشیده بود . ناسپاسی او بود که حتی از بازماندگان بینوای خواجه کوچکترین تفقدی هم نکرده نه در اعیاد حالشان را پرسید و نه لقمه ای به آن آزادگان بخشید . با اینحال این مطرود درگاه خدا برای یک گاو اینهمه عربده و فریاد میزند .
این تبهکار با دست خویش پرده از روی گناهانش برداشت . والا خداوند میخواست راز او پوشیده ماند .
با اشارت داوود مردم از شهر بیرون ریختند و رو بصحرا بطرف آن درخت رهسپار گشته که حضرت داوود بآنان نشان داده بود . آنگاه دستور داد دستهای مدعی گاو را سخت بستند .
داوود فرمود من اکنون جرم را آشکار و مجرم را بشما معرفی میکنم و علت قضاوت دادگرانه ام را بر شما روشن میگردد.
فرمود ای سگ مردار خوار تو پدر این فقیر را که آقای تو بود کشته و خود را آقا جلوه میدهی و تمام اموالش را به یغما برده و زن فعلی تو هم کنیز او بوده است که به آن خواجه ستمها کرده بود .
این زن تو هر چه از نر و ماده زائیده است ملک وارث آن خواجه مقتول است . تو برده ای و تمام کسب و کارت از آن اوست .
تو اگر حکم شرع را میخواستی , این هم حکم شرع بگیر و برو تو آن تبهکاری که خواجه خود را با اینکه در محل از تو امان میخواست کشتی و کارد را شتابزده و بجهت خیالات هراس انگیز زیر خاک مخفی نمودی .
سپس رو بمردم کرد و گفت :
این زمین را بکاوید و سر آن خواجه مقتول را با کارد بیرون بیاورید حتی نام این سگ جنایتکار را روی آن کارد خواهید دید .
این است جنایت و ضرری که این تبهکار بخواجه وارد کرده است . مردم بدستور داوود عمل نموده زمین را شکافته و کارد و سر خواجه را پیدا کردند .
با دیدن این منظره شگفت انگیز ولوله میان مردم افتاد و زنار کفر را باز کرده درباره بدگمانی که به داوود داشته بودند عذرخواهی ها کردند .
سپس داوود رو بفقیر کرد و فرمود حال داد خود را از این روسیاه بستان . داوود مدعی گاو را با همان تیغ که مدعی گاو پدر فقیر را کشته بود قصاص کرد.

دلم میخواهد پندها و درسهای این واقعه را بعنوان تکلیف و تذکر بر نفس در چند خط بنویسید و یا تاملی چند در خلوت ذهن خویش ... یاعلی (محمود زارع )



ساری , گاهنوشته های محمود زارع


به تلگرام ما بپیوندید





مطالب مرتبط :
مکافات عمل (پاداش ایمان کربلایی کریمی)
مکافات عمل (عافبت بخیری میرغضب)
مکافات عمل (زراعت معنوی )
مکافات عمل ( پاداش پناه دادن )
مکافات عمل (وسعت رزق پاداش بخشش)
مکافات عمل ( پاداش شایان )
مکافات عمل (ایمن مباش از حتی حرف)
مکافات عمل ( مرگ زیات در تنور )
مکافات عمل ( عیب جویی از لباس مردم )
مکافات عمل (کیفر حاکم سامرا)
مکافات عمل (سزای سریع آزار زائر)
مکافات عمل (جزای زمخشرى سنّی)
مکافات عمل (سزاى آزار یك زن)
مکافات عمل (کلاه حاکم و کلاه فقیر)
مکافات عمل (سزا و مکافات حسود)
مکافات عمل (سزاى نومید ساختن)
مکافات عمل (خیانت به نامحرم)
مکافات عمل (زنا و تجاوز)
مکافات عمل (شهادت دو کبک)
مکافات عمل (انتقام از قاتل پدر)
مکافات عمل (جزا به همان تهدید)
مکافات عمل (ظلم عاقبت ندارد)
مکافات عمل (قاتل شهید ثانی)
مکافات عمل (انتقام از شکنجه گر)
مکافات عمل (سزای تهمت)
مکافات عمل (سزای دختر ناسپاس)
مکافات عمل (کیفر مامور حکومت)
مکافات عمل (جزای راهنمایی بد)
مکافات عمل (چاه و مار و چاه)
مکافات عمل (نتیجه نیت سوء)
مکافات عمل (یهودیه و ظلم بخود)
مکافات عمل ( نتیجه تمسخر )
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)





مطالبی دیگر:







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.