ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آهنگینه ای بی نام ( بی سر ) ؛شعر که جسارت است بنامم اما زمزمه عاشقانه ای بود در دل شبی با مولایم حسین جان :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

شبی در خواب دیدم, زلف دلبر,
 شانه می كردم

بزیر چشم  بر رویش , نگه
 دزدانه می كردم

مرا جرأت نبوده تا رخ بی سر
همی نزدیكتر ببینم؛
نگاهی عاجزانه من
ز خلوتخانه خمخانه می كردم

ندیدم مکتبی تا یاد گیرم
اصل رمز عشق
به نزد خلق عالم خویش را
افسانه می كردم

ببایستی چو پروانه
بگرد شعله می گشتم ,
که مشق عشق را باید
بمکتبخانه پروانه می كردم

چه زیبا بود گر من هم  
به گرد شمع می گشتم ؛ 
تاسی بی ریا بر حالت
پروانه می كردم

و یا مانند جغدی می شدم
در جنگلی تنها,
غریبانه مكان
در گوشة ویرانه می كردم

بدور کعبه چوبی
مسلسل وار چرخیدم؛
حبیبم شد برون از کعبه
 , من ,
سعی صفا و مروه میکردم

ندانستم که کعبه ,
دلزده ,
از مکه بیرون شد؛
من بی آبرو
پنداشتم
حاجی شدم
پر چانه میکردم

حرامی زادگانی چند
در غوغای این محشر
می گشتند
خلایق گرم گردیدن
بدور سنگ بی صاحب

.....
چنین بادا
چنین بودست و میباشد
چنین گفتند چون ,
بنشناسی امام خویش,
تو جاهل دان
مسلمانی ,....
بمیری گر در این حالت,
نباشی امت اسلام ,
تو جاهل مرده ای و میتی,
بدبو و بی صاحب


حبیب مصطفی و
سبط خیر المرسلین
آن زاده کوثر
حسینم بود آن کعبه
که بیرون شد  
ولی من بی تعقل,
باد در نای و مشوش,
صرف , تا مد
والضالین ...
ضالم کرد...

ندانستم در این حالت,
شرابی گر که میخوردم  ؛
چه فرقی با صلاتم بود؟!
که کعبه خود بشد از مکه بیرون و
که غایب بود روح کعبه  در مکه,
در آن هنگامه چون
گودال جهل و نفرت امت ,
مخنث مردمان قشری مذهب,
امامی را  - که
روح کعبه باشد - ,
مامن و ماواست؛
صلاه بی امامم,
یا نماز بی حسینم
سجده سایی بر بت
هفت رنگ هشت خط
فریبا بود...

 .....
اگر محمود فقط یکشب
و یا یکبار
ز دست یار
می نوشید
که بلکه چاره فکر دل دیوانه میکردم

و یا آنکه بجای این چنین کعبه اگر
 یکشب , بدور یار میگشتم
تو گویی مرتفع,
هرمشکل ,
محمود دل دیوانه ,
می كردم

مرا راهم  
عبور از خط گیسویش
بسوی روی چون ماهش
محرم شد ...

کنون باحسرتی جانکاه
توانم گفت؛
با پوران و با خویشان؛
نه کرانه,
نه کورانه,
فریب فقه را بشناس
...
حسین را عشق بشناسد
نه مد فقه والضالین
که من بودم
بزیر مد
هدایت نامدم حاصل
شدم مغضوب والضالین

توقف کن
گهی برگرد
نظر کن بر ره رفته ...
نگو این است و جز این نیست
بتان بسیار و
بت سازان فراوانند
لباس شرع می پوشند
ردای دین بر شانه ...
 
حسین اما
ورای این
هزاران فتنه و تزویر
و سالوسی است
....
این پاره نوشته - که بخشهایی را مصلحت ندیدم منتشر کنم و با ..... حذف نموده ایم - دل گویه ای بوده با آقا و مولایمان حسین علیه السلام که نمیتوانم نام آنرا شعر بگذارم که شاعر نیستم اما سر چه دل وا شد و بی مقدمه و بی تصحیح و ... هر چه از دل بر نوک قلم آمد نگاشته شد و امیدست که خود آقا و مولا بر ایرادهای آن بر این بنده روسیاه درگاه خدا ببخشایند و بپذیرند و باز بگویم که از مادرمان بی بی دو عالم شرم دارم که این قلم ناچیز را جسارت آن شد تا نامی از جگر گوشه اش ببرد ...!

تتمیم (اما ناتمام) ! :
بدان در حضیض گودال
تل معرفت زینبیه برای
دیدن امامت
رفعت یافت
در بلندی دیدگاه این تل
بی مانع و واسطه
از نگاه زینب ببین
به عزیز در حضیض گودال
که جز زیبایی نبینی
که جز عظمت مشاهده نکنی
که یزید و یزیدبازی بازشناسی
 یزیدیان را , دلیل بقاء,
انقلاب آخرالزمان است
که اگر نباشند قیام آخر موجه نبود...
امام عصر تو
مهدی
تو بشناس و تو عارف شو
نباش مجهول
 نگرد میت

محمود زارع( مازندران . 76 )
www.mzare.ir

ساری,گاهنوشته های محمود زارع




امام حسین(ع): ای مردم شما را به تقوای الهی سفارش میکنم و از (گناه کردن) در ایامش بر حذر دارم...در مدت عمر به  سلامت و تندرستی جسم پیشی گیرید... و از کسانی مباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش اسوده خاطرند.

امام حسین(ع): نیاز مردم به شما از نعمتهای خداوند بر شما است از این نعمت افسرده و بیزار نشوید.

امام حسین(ع): کسی که لباس مسخره بپوشد در روز قیامت خداوند از او روی بر میگرداند. 


امام حسین(ع): با گذشت ترین مردم کسی است که در اوج قدرت گذشت کند.     

امام حسین(ع): شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه ساز نعمت اینده است.

امام حسین(ع): عاجز ترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

امام حسین علیه السلام



https://telegram.me/zaresari


مطالبی دیگر:




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.