ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:به گزارش شفقنا به نقل از حضرت آیت الله العظمی سبحانی ایشان در پاسخ به پرسشی درباره ی پیدایش شیعه توصیحات مبسوطی ارائه داده اند. متن پرسش و پاسخ به این شرح است:

پرسش: درباره پیدایش شیعه فرضیه‌ها و نظریات مختلفی مطرح شده است، بفرمایید تشیع از چه زمانی پدید آمده است؟

پاسخ: معمولاً این نوع پرسش‌ها درباره نحله‌های كلامی و فرقه‌های مذهبی مطرح می‌شود كه پس از رحلت پیامبر اسلام پدید آمده‌اند؛ مثلاً می‌گویند: مذهب اشعری چگونه و از چه زمانی پدید آمده؟ در پاسخ گفته می‌شود: مذهب اشعری مكتبی كلامی است كه ابوالحسن اشعری (260ـ324هـ) در آغاز قرن چهارم آن را پی‌ریزی كرد. در مقابل
آن، مذهب معتزله قرار دارد كه آن هم یك مذهب كلامی است و واصل بن عطا(80ـ 130هـ) شاگرد حسن بصری (م110هـ) آن را بنیان نهاد. در این موارد، می‌توان برای پیدایش مذهب، تاریخ مشخصی تعیین كرد.

این گفته در خصوص مذاهب فقهی نیز صادق است. مذهب حنفی به وسیله ابوحنیفه(80ـ 150هـ) و مذهب شافعی به وسیله محمد بن ادریس شافعی(150ـ 204هـ) پدید آمد و همچنین دیگر مذاهب فقهی نیز
تاریخ پیدایش مشخصی دارند. امّا تشیع یك مذهب كلامی و فقهی نیست كه پس از پیدایش اسلام و درگذشت رسول خدا(ص) پدید آمده باشد.

تشیع، با اسلام تاریخ یكسان دارد. در واقع تشیع همان اسلامی است كه پیامبر خدا(ص) آورده و یكی از تعالیم آن، استمرار رهبری و امامت به وسیله فردی است كه از جانب خدا تعیین و به وسیله پیامبر(ص) معرفی می‌شود. این اصل اساسی كه ضامن بقای اسلام است و هویت تشیع را تشكیل می‌دهد، در زمان خود رسول خدا(ص) به وسیله آن حضرت اعلام شد و گروهی از صحابه پیامبر، آن را پذیرفتند و پس از درگذشت رسول خدا(ص) بر همان پیمان باقی ماندند. اینان پیشگامان تشیع در عصر رسول خدا (ص) و پس از او بودند. امّا گروهی دیگر، این اصل را نادیده گرفته و رهبری را از آن دیگری دانستند.

تشیّع به این معنی، تاریخی جز اسلام و واقعیتی جز این آیین ندارد و این اصل؛ یعنی تعیین رهبر و امام از جانب خداوند، جزئی از تعالیم اسلام بوده و در زمان حیات پیامبر(ص) اعلام شده است.

رویكرد عقلانی در شیوه گزینش رهبر

پیش از آن كه صفحات احادیث و تاریخ را ورق بزنیم، نخست درباره شیوه حكومت اسلامی پس از رسول خدا (ص) سخن می‌گوییم. حاصل سخن این كه آیا پیامبر اسلام (ص) برای زعامت و اداره امور كشور پس از رحلت، فردی را معین كرد، یا این كه آن را به مهاجرین و انصار واگذار نمود، و به لقاء اللّه پیوست؟

محاسبات اجتماعی به روشنی ثابت می‌كند كه پیامبر(ص) فردی را برای زعامت معین كرد و در این مورد، به امر الهی ، «حكم خداوند» را بر «انتخاب امت» ترجیح داد، زیرا به هنگام رحلت پیامبر(ص) سه دشمن قوی و نیرومند، جامعه اسلامی را تهدید می‌كرد. از جانب شرق مجوس آتش پرست، از جانب غرب رومیان مسیحی و در داخل، ستون پنجم نفاق كه برای خود، قدرت و ریشه‌های اجتماعی داشت، به گواه این كه آیات فراوانی درباره منافقان در سوره‌های مختلف نازل شده است. در چنین وضعیتی، مصلحت جامعه اسلامی ایجاب می‌كرد كه پیامبر فردی نیرومند، عالم، آگاه، زاهد و پارسا را برای زعامت معین كند، تا پس از درگذشت او، این مسأله خاتمه یافته تلقی شود و همه نیروها تحت فرمان او برای حفظ اسلام و مقابله با مثلث پیش‌گفته بكوشند. در حالی كه اگر در این مورد سكوت می‌كرد، علاوه بر سه مشكل یاد شده، مشكل دیگری به نام اختلاف در درون مسلمانان پدید می‌آمد و چه بسا به جنگ داخلی كشیده می‌شد. با توجه به این حقایق تاریخی، احتمال انتصاب بر انتخاب اولویت می‌یابد.

و به دیگر سخن، در شیوة حكومت، دو نظر بیش نیست، نظریه «تنصیص» و نظریه «گزینش»، آن هم به وسیلة مهاجرین و انصار. در این مورد، موضع پیامبر را از نزدیك بررسی می‌كنیم؛ زیرا مسأله از سه فرض بیرون نیست:

1. اصولاً پیامبر دربارة شیوة حكومت پس از خویش سخنی نگفته باشد.

2. پیامبر (ص) درباره شیوه حكومت، موضع گرفته و آن را به شورا واگذارد.

3. فرد لایقی را از میان تربیت یافتگان خود برای رهبری برگزیند.

فرضیة نخست، با كامل بودن دین و استمرار آن تا روز رستاخیز سازگاری ندارد؛ زیرا اسلام یك آیین فردی نیست و تعالیم آن منحصر به عبادات شخصی و نیایش‌های فردی نمی‌باشد، بلكه یك دكترین جامع است كه بشر را از هرگونه تقنین و تشریع بی‌نیاز می‌كند و به صورت خودكفا تا پایان جهان پیش خواهد رفت. آورنده چنین آیینی نمی‌تواند نسبت به مسائل حكومت، كه ضامن بقای دین است، سكوت اختیار كند و بی تفاوت باشد . و موضع انفعالی به خود بگیرد.

نظریة دوم تا حدی نظریة مقبولی است و آن این كه پیامبر، موضع مثبت داشته و نسبت به مسائل حكومتی بی‌تفاوت نبوده، ولی اگر شیوه حكومت بر اساس شورا بود، باید پیامبر(ص)  در كلمات خود به این امر اشاره فرموده، شرایط و ضوابط شورا را به نحو دقیق تبیین نماید و برای آموزش دادن مسلمانان، آن را در طول زندگی خود به صورت‌های عملی پیاده كند تا مسلمانان پس از درگذشت او دچار حیرت و سرگردانی نشوند، در حالی كه در كلمات پیامبر(ص) و احادیث و تاریخ زندگانی او، نص صریحی بر این كه نظام حكومت، نظام شورایی است، دیده نمی‌شود، حتی بعد از خلیفه اوّل شیوة تعیین خلیفه، غالباً بر اساس شورا نبوده، بلكه با تعیین خلیفة قبلی، فردی زمام امور را به دست می‌گرفته است.

حكومت در اسلام، فصلی كوتاه و گذرا نیست كه با یك جمله «وَأَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ»[1] پایان پذیرد، بلكه بخش‌های گسترده‌ای از احكام و امور را دربر می‌گیرد، كه عنایت پیامبر را برای تبیین جزئیات و شرایط، می‌طلبد.

طبعاً نظریه سوم، بیش از دو نظریه دیگر قابل پذیرش است و اتفاقاً احادیث رسول خدا (ص) و تاریخ حیات آن حضرت به روشنی آن را ثابت می‌كند.

پس از یك تحلیل اجتماعی، اكنون به پاسخ پرسش از نظر حدیث و تاریخ می‌پردازیم.

1. شیعه در كلمات رسول خدا (ص)

نامگذاری پیروان علی(ع) به شیعه، از زمان خود پیامبر(ص) آغاز شده و روایات فراوانی حاكی از آن است كه آن حضرت این نام را بر پیروان علی(ع) نهاده است. محدثان و مفسران نقل می‌كنند آنگاه كه آیه «إِنَّ الّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحات أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیّة»[2] فرود آمد، پیامبر(ص) رو به علی(ع) كرد و فرمود:

«مقصود از این عبارت، تو و شیعیانت می‌باشید كه روز قیامت خشنود و پسندیده هستید».

در حدیث دیگر فرمود:

«تو و پیروانت مقصود هستید، وعده من و شما در روز قیامت نزد حوض كوثر است. آنگاه كه امت‌ها برای حسابرسی به آنجا می‌آیند، شما را فرا می‌خوانند در حالی كه نور از چهره و پیشانی شما تابان است».

روایات مربوط به نزول این آیه در حق شیعیان علی(ع) و این كه پیامبر(ص) پیروان علی(ع) را شیعه نامید، در كتاب‌های مختلف وارد شده است، برای نمونه به مدارك زیر مراجعه شود.[3]

بنابراین، نامگذاری پیروان علی(ع) به شیعه، از جانب رسول خدا(ص) انجام شده و این خود مبنایی در تعیین شیوه حكومت پس از پیامبر(ص) به شمار می‌رود.

2. امامت، همزاد نبوّت

شكی نیست كه مقام امامت با مقام نبوت تفاوت دارد. پیامبر گیرندة وحی و پایه‌گذار دین است، در حالی كه امام نه دریافت كنندة وحی است و نه پایه‌گذار دین، بلكه وظایفی كه رسول خدا (ص) در قلمرو بیان احكام و اجرای آنها برعهده داشت، پس از وی برعهده امام می‌باشد. امام مرجع بیان احكام و عقاید اسلامی و مدیر امور كشور است. با توجه به این اصل و بنابر روایات، روزی كه پیامبر (ص) نبوت خود را برای بنی‌هاشم بیان كرد، جانشینی و رهبری علی(ع) را نیز اعلام نمود و این حاكی از آن است كه نبوت و امامت همزاد بوده و دارنده هر دو منصب از جانب خدا به وسیله وحی الهی معین می‌شوند. این مسأله در منابع تاریخی چنین آمده است:

پیامبر گرامی(ص) سه سال دعوت پنهانی داشت. آنگاه كه خدا او را با آیه «وَأَنْذِرْ عَشیرتَكَ الأَقْرَبین»[4] مخاطب ساخت، او بیش از چهل تن از بستگان خود را كه همگی از شخصیت‌های بنی‌هاشم بودند، برای ضیافت ناهار دعوت كرد و پس از صرف غذا، سخنان خود را اینگونه آغاز كرد:

«هیچ كس از مردم برای كسان خود چیزی بهتر از آنچه من برای شما آورده‌ام، نیاورده است. من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده‌ام، خدایم به من فرمان داده كه شما را به توحید و یگانگی وی و رسالت خویش دعوت كنم. چه كسی از شما مرا در این راه كمك می‌كند تا برادر و وصی و جانشین من در میان شما باشد؟»

آن حضرت این جمله را گفت و اندكی درنگ كرد تا ببیند كدام یك از آنان به ندای او پاسخ مثبت می‌دهند. در آن لحظات، سكوتی مطلق و آمیخته با بهت و تحیر بر مجلس سایه گسترده بود و همگی سر به زیر افكنده و در فكر فرو رفته بودند.

ناگهان علی(ع) كه سن او در آن روز از 15 سال تجاوز نمی‌كرد، سكوت را درهم شكست و برخاست و رو به پیامبر كرد و گفت:

«ای پیامبر خدا، من تو را در این راه یاری می‌كنم». آنگاه دست خود را به سوی پیامبر(ص) دراز كرد تا دست او را به عنوان پیمان فداكاری بفشارد. در این هنگام پیامبر (ص) دستور داد كه علی(ع) بنشیند. بار دیگر پیامبر(ص) گفتار خود را تكرار کرد. باز علی برخاست و آمادگی خود را اعلام كرد. این بار نیز پیامبر (ص) به وی دستور داد بنشیند. در مرتبة سوم نیز مانند دفعات پیشین، كسی جز علی(ع) برنخاست و تنها او بود كه پشتیبانی خود را از اهداف مقدس پیامبر (ص) اعلام كرد. پیامبر (ص) در این حال دست خود را بر دست علی(ع) زد و جملة تاریخی خود را در مجلس بزرگان بنی‌هاشم دربارة او بیان کرد و گفت:

«هان! ای خویشان و بستگان من! علی برادر و وصی و خلیفة من در میان شماست».[5]

این حدیث به روشنی تاریخ تشیع و همزاد بودن نبوت وامامت را به معنایی كه یادآور شدیم بیان می‌كند. البته این تنها موردی نیست كه پیامبر(ص) رهبر مسلمانان پس از خود را تعیین می‌كند، بلكه در موارد دیگری نیز بر این مطلب تصریح فرمودند كه به صورت گذرا به آنها اشاره می‌كنیم.

3. حدیث منزلت

حدیث منزلت از احادیث معروفی است كه محدّثان و تاریخ نگاران نقل كرده‌اند و اجمال آن چنین است:

آنگاه كه پیامبر(ص) راهی نبرد با رومیان در سرزمین تبوك گردید، علی(ع) را همراه خود نبرد؛ زیرا وجود او در مدینه برای جلوگیری از فتنه‌گری منافقان، لازم و ضروری بود، ولی دشمنان
به شایعه‌پردازی دست زدند و گفتند: روابط پیامبر(ص) با علی(ع) به تیرگی گراییده، لذا او را به همراه خود نبرده است. علی(ع) خود را به لشگرگاه اسلام رساند و این شایعه را بازگو نمود. پیامبر(ص) در پاسخ فرمود:

«آنان دروغ گفته‌اند. من تو را برای حفظ خانه و خانواده‌ام جانشین خویش ساخته‌ام. پس بازگرد و جانشین من در خانواده من و خانواده خودت باش. آیا خوش نداری برای من آن گونه باشی كه هارون برای موسی بود، با یك تفاوت كه پیامبری پس از من نیست؟»[6]

این حدیث به روشنی بیانگر آن است كه علی(ع) تمام صلاحیت‌ها و اختیارات هارون(ع) را جز نبوت دارا بوده است. یكی از مناصب هارون، وزارت او برای موسی(ع) بوده است، چنان كه می‌فرماید:

«وَاجْعَلْ لِی وَزیراً من أَهْلِی * هارُونَ أَخی».[7]

«هارون را كه از خاندان من است، وزیر من قرار ده».

استثنای نبوت در كلام رسول خدا (ص) حاكی از آن است
كه كلیه مسئولیت‌های هارون را علی نیز دارا بود واین جانشینی تنها به جنگ تبوك اختصاص نداشت، بلكه یك ضابطه كلی بود كه جانشینی در غزوه تبوك یكی از مصادیق آن به شمار می‌آمد و اگر مقصود جانشینی در خصوص این سفر بود، نیازی به این ضابطه كلی و استثنای نبوت نبود.

4. حدیث غدیر

از میان دلایل فراوان كه بیانگر زعامت علی(ع) پس از پیامبر(ص) است، در این بحث به سه دلیل بسنده می‌كنیم: حدیث«یوم الدار» در
آغاز رسالت، حدیث «منزلت» در اثنای رسالت و حدیث غدیر در اواخر عمر رسول خدا. اکنون اجمالی از تعیین جانشین در آخرین روزهای رسالت:

پیامبر اسلام(ص) در سال دهم هجرت برای انجام فریضة حج و تعلیم مناسك آن به مسلمانان، در قالب یك جمعیت ده هزار نفری حركت كرد و در روزهای عرفه و منا سخنرانی‌های جامع و ارزنده‌ای ایراد فرمود.

مراسم حج به پایان رسید، همگان به قصد وطن، مكه را ترك كردند، چون كاروان‌ها به نزدیك بركه آبی به نام غدیر خم رسیدند، پیك وحی فرود آمد و پیامبر (ص) را فرمان توقف داد، خدا به رسول گرامی (ص) ‌چنین فرمان داده بود:

«یا أَیُّها الرّسول بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالتهُ وَاللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ».[8]

«ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده، به مردم برسان و اگر چنین نكنی، رسالت خدای را به جا نیاورده‌ای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می‌كند».

در این لحظات حساس طنین اذان سراسر بیابان را فرا گرفت، سپس پیامبر(ص) خطبه‌ای به شرح زیر ایراد كرد:

«ستایش از آن خداست و به او ایمان داریم. از او یاری می‌خواهیم و بر او توكل می‌كنیم، و از شر خویشتن و بدی كردارهایمان به خدایی پناه می‌بریم كه گمراهان جز او راهنمایی ندارند. خدا هر كس را راهنمایی كند، او دیگر گمراه نمی‌شود و گواهی می‌دهیم كه خدایی جز او نیست و محمد (ص) بنده و فرستادة اوست.

هان! ای مردم، نزدیك است كه من دعوت حق را لبیك گویم و از میان شما بروم. من مسئولم و شما نیز مسئول هستید... هان! ای مردم، هر كس من مولا و رهبر او هستم، علی نیز مولا و رهبر اوست».[9]

پیامبر (ص) جملة آخر را سه بار تكرار كرد و فرمود:

«پروردگارا! هر كس علی را دوست دارد، تو او را دوست بدار و هر كس با او دشمنی كند تو با او دشمن باش. هر كس او را یاری كند، تو یاور او باش، و هر كس او را تنها گذارد، تو نیز او را تنها گذار. لازم است حاضران به غایبان خبر دهند و آنها را از این امر آگاه سازند».

هنوز این اجتماع با شكوه پایان نیافته بود كه فرشتة وحی فرود آمد و پیامبر گرامی (ص) را بشارت داد كه خداوند امروز دین خود را تكمیل كرد و نعمت خویش را بر مؤمنان به كمال رسانید.[10]

حدیث غدیر از  احادیث متواتر است. كافی است كه بدانیم 120 صحابی، آن را از پیامبر (ص) نقل كرده‌اند و از تابعان 89 نفر به نقل آن پرداخته‌اند و در مجموع 14 قرن، 360 تن عالم و دانشمند سنّی آن را روایت كرده‌اند، و اگر راویان و عالمان شیعی را به آنان ضمیمه كنیم خواهیم دید كه حدیث در بالاترین حدّ تواتر قرار می‌گیرد.[11]

شكل‌گیری تشیع در پرتو این سفارش‌ها

ما به همین سه حدیث قطعی بسنده می‌كنیم. این سفارش‌ها سبب شد كه در عصر رسول خدا (ص) گروهی گرد علی را بگیرند و به پیروی از او مشهور شوند. محقق معروف آقای محمد كردعلی در كتاب «خطط الشام» می‌نویسد:

«در زمان خود پیامبر (ص) گروهی از بزرگان صحابه به دوستی و موالات علی(ع) معروف بودند؛ مانند سلمان فارسی كه می‌گفت: ما با پیامبر (ص) بیعت كردیم بر دو اصل: خیرخواهی برای مسلمانان و اقتدا به علی بن ابی طالب(ع) و ولایت وی. ابوسعید خدری می‌گوید: مردم به پنج چیز دعوت شدند ولی چهارتا را گرفتند و یكی را رها كردند. سؤال شد: آن چهار تا را كه گرفتند چیست؟ گفت: نماز، زكات، روزه ماه رمضان و زیارت خانة خدا. پرسیدند: آن یكی كه رها كردند كدام است؟ گفت: ولایت علی بن ابی‌طالب(ع). از وی سؤال شد: آیا ولایت علی همانند آن چهار مورد، لازم و واجب است؟ گفت: آری، به سان آنها لازم و واجب است. و از همین افرادند: ابوذر غفاری، عمار یاسر، حذیفة ابن یمان، ذوالشهادتین خزیمة ابن ثابت، ابوایوب انصاری، خالد بن سعید و قیس بن سعد بن عباده».[12]

شیعه در عصر رسالت

سفارش‌های مؤكد پیامبر(ص) ـ كه نمونه‌های آن را یادآور شدیم و قسمت مهم آن در كتاب‌های حدیث و تفسیر وارد شده است ـ سبب شد كه بذر تشیع در سرزمین اسلام پاشیده شود و به تدریج رشد كند. گروهی در عصر رسالت، ولایت علی را به دل بگیرند و به عنوان شیعه علی(ع) مشهور شوند و با پایمردی تمام پیمان خود را با امام پس از عصر رسالت نیز حفظ كنند. این گروه هسته تشیع را در صدر اسلام تشكیل می‌دادند. سپس تشیع در طول زمان با توجه به شناخت‌های صحیح از مسأله امامت و جانشینی علی(ع) راه خود را باز كرد و پیوسته در حال گسترش بود.

تشیع از حجاز آغاز گردید. سرزمین حجاز زادگاه تشیع است و آنگاه كه امام(ع) مقرّ خلافت را به عراق منتقل كرد، تشیع رشد بیشتری یافت و پیوسته در نقاط مختلف جهان گسترده شد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . شوری/38.


[2] . آنان كه ایمان آورده و عمل نیكو انجام داده‌اند، آنان بهترین مردم هستند.(بینه، 7).

[3] . الدر المنثور، ج6، ص 589; الصواعق المحرقه، ص 161; نهایه ابن اثیر، ماده قمح، ج4، ص 106; مناقب ابن مغازلی، ص 293; و غیر آن. البته سیوطی در الدرالمنثور این احادیث را از تفسیر طبری و تاریخ ابن عساكر نقل كرده است.

[4] . بستگان نزدیك خود را از عذاب الهی بیم ده!(شعراء، 224).

[5] . «إنّ هذا أخی ووصییّ وخلیفتی فیكم فاسمعوا له وأطیعوا» تاریخ طبری، ج2، ص 319ـ 321، چاپ دارالمعارف مصر; تاریخ كامل ابن اثیر، ج2، ص 62ـ 36چاپ دارصادر بیروت; سیره حلبی، ج71 ص 311، چاپ البهیه در مصر; تاریخ ابن عساكر، ج1، ص 65، حدیث 139ـ 140ـ 141، چاپ بیروت، تفسیر خازن، علاء الدین شافعی، ج3، ص 371، چاپ مصر و غیره.

[6] . صحیح بخاری، (غزوه تبوك)، ج6، ص 3، چاپ 1314; صحیح مسلم، باب فضائل علی، ج7، ص 120; سنن ابن ماجه، (باب فضائل اصحاب پیامبر)، ج1، ص 55; سیره ابن هشام، ج2،
ص 519ـ 520.

[7] . طه/29ـ 30.

[8] . مائده/67.

[9] . مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌ مَوْلاهُ.

[10] .  «اَلْیَوْم أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِیناً» (مائده/3).

در این لحظه صدای تكبیر پیامبر| بلند شد و فرمود: خدا را سپاسگزارم كه دین خود را كامل كرد و نعمت خود را به پایان رسانید از رسالت من و ولایت علی^ پس از من خشنود شد. پیامبر از جایگاه خود فرود آمد و یاران او گروه گروه به حضرت علی^ تبریك گفتند و او را سرور خود و سرور هر مرد و زن مؤمنی خواندند.

[11] .  ترمذی، صحیح، ج5، ص 297; ابن ماجه، سنن، ج1، ص 45، حدیث 121; الحاكم النیسابوری، المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص 110; احمد بن حنبل، مسند، ... حدیث 961، ج1، ص 88، ج2، ص 672; و غیره، نسائی، خصائص، ص 94، 95، 50; ابن ابی شیبه، المصنف، ج12، ص78، حدیث 12167 ، مشكاة المصابیح، ج3، ص 246; محب الدین طبری، الریاض النضرة، ج2، ص 169، چاپ خانجی، ما به همین مقدار بسنده می‌كنیم، كسانی كه علاقمند به آگاهی از حالات راویان از صحابه و تابعان و دانشمندان باشند، می‌توانند به كتاب‌هایی كه پیرامون حدیث غدیر نوشته شده مراجعه كنند. از میان آنها مطالعه دو كتاب را پیشنهاد می‌كنیم:

الف . عبقات الأنوار، تألیف میرحامد حسین هندى (متوفاى 1306هـ).

ب . الغدیر، تألیف محقق عالیقدر عبدالحسین امینی(1320ـ 1390هـ).

[12] . محمد كردعلی، خطط الشام، ج5، ص 251.

انتهای پیام

www.shafaqna.com/persian
....




به تلگرام ما بپیوندید



ساری,گاه نوشته های محمود زارع بعضی مطالب مرتبط را بخوانید :
... مناظره با ابوحنیفه



ساری,گاه نوشته های محمود زارع مطالب دیگر وبلاگ :

تفسیر به رأی چیست؟
حجت الاسلام زائری و ترجیح جالب !
در دشمنی هم مردانگی کن و عدالت
انواع و اقسام تفسیر به رای
حقیقت در چیست ؟!
تفسیر دین و معرفت برون یا درون دینی
رزق و روزی مقدّر است
شرافتمند کیست ؟!
تحذیر از صدر مجلس
واعظان بی عمل
مولا علی (ع) مستغرق در حق
کسانیکه دست بسته نماز میخوانند
سال كبیسه و حقوق کارمندان !
تفاوت ایران و اسراییل در یک نگاه !
محصول یکساعت تفکّر
اولین چیزها و چیزهای اول
عواقب جبران ناپذیر بستن درِِِخانۀ عترت
کمک به فقراء و بوسیدن دست امدادگر
کاخ عبرت قصر کوفه
صهیونیسم در نظر امام موسی صدر
معیار دینی بودن یك مطلب
عنبر, غذای هضم نشده نهنگ عنبر
طول عمر حیوانات
نسبت سن اسب با دندانش
جشن دوره ای ملخ ها یا هجوم وحشتناک
وزغ ها و تنفس بدون ریه
مقدمات علم مساحت
جذبه عشق
مقیاس اوزان و مسافات مختلف
آینده جهان از نظر اسلام
تفسیری از آیه تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ از نگاه امام موسی صدر
مقایسه دنیا و بول
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شب قدر در نظر امام موسی صدر
ماجرای تولد حضرت خضر و ذوالقرنین
ملخ, جانوری شبیه ده حیوان
از خزانه خاطر تا خزانه بیت المال
مناظره صالح امامیّه با مولوی عامّه
کشکول تامّل! (14) عقل و راز جاودانگی
درک معیار تعبیر و تاویل خواب
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
کشکول تامّل! (13) هدایت انبیاء
رویا و حل معمّا
امکان یا عدم امکان تفسیر ثابت از متون مقدس
جایگاه عقل در اندیشه شیخ مفید
کشکول تامّل! (12) گذشت رند
نیایش فیلسوف
کشکول تامّل! (11) تجلّی برهان راز
کشکول تامّل! (10) میزبان راه دستگاه فکری



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.