مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... نمونه های زیادی را در تاریخ قیامها و... سراغ خواهید داشت یك نمونه جالبش ، یك سرباز پیامبر(ص) كه برای نرفتن به جهاد با رومیان بهانه و عذر آورده بود كه شنیده ام دختران رومی زیبارویند و من در تقوی خویش بیم دارم ... و خواست او را معذور دارد!!

     طوطی گفت : در بین طیور من خضر ایشانم؛ خضر بمفهوم سبزی و چون طوطی خویش را سبزپوش میدانست و برای كفایت راه خویش از نوشیدن جرعه ای از چشمه آب بقاء كه خضر نوشید برای خود سخن گفت و عذر خویش در تاب نیاوردی محضر سیمرغ بگفت.

.

     هدهد در پاسخ، به این معتذر به ارزش جان اشاره كرد كه صرفا كاركردش تا زمانی كه در صرف و صلاح دوست و راه درست باشد، معنی دارد.

جان چه خواهی كرد؟ بر جانان فشان
در ره جانان چو مردان جان فشان

     در پس طوطی ؛ طاووس در میانه برید.


بعد از آن طاووس آمد زرنگار        

نقش پرش صد چه بل كه صد هزار

چون عروسی جلوه كردن سازكرد           
هر پر او را جلوه ای آغاز كرد


     بعد از تعریف و تمجید از خویش با این نمایشهای عملی به سخن گفت كه من مرغ بهشتی ام و جبرئیل مرغانم.
آری درست مانند آدمهائی كه در همین دنیا در پشت میز و دخل و پاچالشان احساس آدمهای بهشتی را دارند. او پیشاپیش تلاش كرد عذر پای زشتش را نیز ( كه خوب میدانست موجب انتقاد دیگران است ) به افسانه و افسون مار وصل كرد كه آری او موجب اخراجم از بهشت شد.
او راحت كرد خودش را كه بلی آرزوی من بازگشت به همانجائی است كه در آن بودم، یعنی بهشت و لذا مشتاق رسیدن به سیمرغ نیستم.

                         (  راستی مگر خدا با بهشت یكی است؟! من میگویم: نه! شما چی؟!)

     پاسخ هدهد روشن بود كه ای طاووس تو به خانه بند كردی و بند شده ای و صاحبخانه را فراموش كرده ای

هركه داند گفت با خورشید راز       
كی تواند ماند از یك ذره باز

چون به دریا می توان راه یافت
سوی یك شبنم چرا باید شتافت

     زیاد كلام را طولانی نكنم كه اصل ماجرا در اصل منظومه ، در صورت سعادت دیدار، قابل دسترس است، القصه..... پس از ....

.....  ادامه دارد ..... محمود زارع ( مازندران . ساری . سوربن )



این نوشتار در شماره های بعدی بطور پشت سر هم تنظیم و منتشر میگردد...

نوشته ای بود که البته ناتمام ( طبق معمول ) قبلا در تاریخ : جمعه 19 فروردین 1390 که فرصتی دست داد تا کامل آنرا بسرانجامی برسانم که فقر ( معیشتی و فکری توامان ) کمافی السابق باعث تشویش خاطر و بالنتیجه ناتمام حالا ان شاء الله تعالی در این فرصت عین آن مقاله را در این سطور تنظیم و اگر خداوند عنایتی فرماید شاید نواقص آنرا مرتفع نمائیم. نکته ای که مخاطبین محترم باید بدان توجه و تفطن داشته باشند این است که صاحب این قلم با گرایش بر مضمون ادبی عرفانی - نه لزوما یا صرفا سیاسی - بدین مقوله توجه نموده چرا که حالا بهر دلیلی دوست ندارم وارد بازیهای سیاسی شده که متاسفانه آلودگیهای بسیاری مشاهده شده که حتی یک مشت جوان فاقد هرگونه پیشینه فکری و میدانی وارد این فضاها شده آنهم بنحوی که گویا فضای سیاست ملک طلق اجدادی آنها بوده و با ریاکاری تمام بسیاری تنها دهن گشادی برای توهین و اگر قدری ملاحظه نمایند صرفا رگهای گردن به حجت قوی دارند و نه لزوما دلائل قوی باید و معنوی ! حالا بماند تا شاید وقتی دیگر بتوانیم عوارض حضور بیباکانه و بدون پشتوانه عقلی لازم و  نا صداقتی را در مقاله ای دیگر برشماریم .  ... ( www.mzare.ir )



مطالب مرتبط :
.....................
رهبر و رهبری در ادبیات عرفانی ما ( قسمت اول )
رهبر و رهبری در ادبیات عرفانی ما ( قسمت دوم )
...





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.