ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بعضی ها اعتقاد دارند كه بعضی از تئوریسینهای اقتصادی بنا به توافقات پشت پرده با دولتهای استكباری و سلطه گر ؛ عواملی را به توسعه نیافتگی و عقب ماندگی كشورها نسبت داده و توجیهات مختلف بظاهر علمی هم برای آن می آورند تا در واقع آدرس اشتباهی داده باشند و هم رفتار استعمارگران را توجیه و هم ذهنیت غالب متفكرین و مردم كشورهای فقیر در جهتی باشد كه در تزاحم با منافع استكباری قرار نگیرد.

     از جمله این عوامل را میتوان عوامل طبیعی توسعه نیافتگی نامید. فی المثل پرفسور راجرز آمریكائی ( ظاهرا ) " قهر طبیعت " را بعنوان یك عامل مهم در توسعه نیافتگی مطرح كرده است. در زیر مجموعه این علت؛ فاكتور جغرافیائی هم جای دارد. البته از جهات مختلفی این عوامل دیدگاههای متفاوتی را بر می انگیزاند كه نمی توان صددرصد گفت تمامی این نظریه ها دربست استعماری بوده است. شاید آنها قصد پنهان كردن نقش دول استمارگر را در فقر كشورهای فقیر داشته باشند ولی عواملی را كه بیان میدارند؛ خیلی بیراه و با آدرس عوضی نیست.



      عامل جغرافیا – كه بنظر من حتی تا در دین و اعتقادات هم از جهتی تاثیر خودش را دارد – از جمله عواملی است كه امروزه مطرح میباشد. شاید این نظریه ابن خلدون در كتاب العبر یا همان عمران خود كه تاثیر اقالیم را بر روحیات و خلقیات مردم را مطرح نموده است ؛ بهترین تحقیق بیطرفانه علمی در این زمینه میتوان برشمرد.

      زبان آمار و ارقام در بیان عمومی خود خیلی نمیتواند جانبدارانه واقعیات را قلب نماید. از طرف دیگر احتمال تصادف را نیز خیلی نمیتوان در سطح گسترده و عمومی بالای 50 درصد تعمیم داد و گفت تصادفا آمار و ارقام در مناطق جغرافیائی وضعیت خاصی را بیان می نماید. بهر حال به چند اطلاع آماری زیر توجه نموده و خود قضاوت كنید كه آیا عامل جغرافیا تاثیر دارد ؟ تا چه حد؟ و... ( من در صدد قضاوت آن نیستم ، فعلا ؛ صرفا تبیین می نمایم و توصیف ).

     جان هوك گالوپ + جفری ساچس ، از موسسه توسعه بین المللی هاروارد طی گزارشی اظهار میدارند كه متاسفانه نقش جغرافیا در توسعه ، بحث روز نمی باشد. آنها غفلت از این عامل را برای كشورها از جهات متفاوتی خسران آمیز بیان میدارند. حال مقداری آمار و ارقام بدهیم تا به ریزتر مطالب مربوط به عامل جغرافیا در توسعه برسیم.

     بر اساس گزارش OECD ( سازمان توسعه و همكاری اقتصادی ) :

1-     در آمد سرانه اروپای غربی در سال 1820 معادل 9/ 2 برابر آفریقا بود.

2-     درآمد سرانه اروپای غربی در سال 1992 معادل 5/13 برابر آفریقا بود.

3-    درآمد متوسط سالانه یك آفریقائی در سال 1992 معادل 1284 دلار بود. ( برابر با درآمد متوسط سالانه یك شهروند اروپای غربی در سال 1820 – یعنی 82 سال قبل – میباشد. بزبان دیگر یك اروپائی در 82 سال قبل معادل یك آفریقائی امروزه درآمد داشت . در واقع آفریقا در این رابطه حداقل چیزی نزدیك به یك قرن عقب تر از اروپاست )!

4-     درآمد متوسط سرانه آسیا از 1275 دلار در سال 1965 به 3252 دلار در سال 1992 رسید.

     در مقایسه با آسیا ، شاهد نوعی توقف در آفریقا هستیم، چون: [ 1289 دلار در سال 1991 و 1292 دلار در سال 1992 ] .

     تا حدودی پیشرفت در آمریكای لاتین در حوزه كارائیب زیرا [ 4521 دلار در سال 1974 و 4820 دلار در سال 1992 میلادی ] .

     سوال اصلی : آیا بین موقعیت جغرافیائی و جمعیت كشورها از یك سو و میزان توسعه نیافتگی آنها از سوی دیگر رابطه ای علی و معلولی یا دست كم نوعی ارتباط وجود دارد؟

     تهیه كنندگان آمریكائی گزارش بانك جهانی در گزارششان اشاره دارند كه : " كسانی كه در این باره تردید دارند – وجود رابطه فوق الاشاره – كافی است به نقشه ای كه بر روی آن میزان درآمد متوسط سالانه در تمام كشورهای دنیا مشخص شده است نگاه نمایند. با مشاهده نقشه دو پدیده جلب نظر میكند:

     اول -  تقریبا تمام كشورهائی كه بین مدار راس السرطان ( 45/23 درجه عرض جغرافیائی شمالی ) و مدار راس الجدی ( 45/23 درجه عرض جغرافیائی جنوبی ) واقع اند، جزو كشورهای فقیر محسوب میشوند. در حالی كه تقریبا تمامی كشورهائی كه دارای درآمد های سرانه بالا هستند در عرض جغرافیائی متوسط یا بالا واقع اند.

     دوم -  اینكه كشورهائی كه دسترسی بدریا دارند عموما درآمدهای سرانه بالاتری نسبت به كشورهای محصور را نشان میدهد".

     از میان 28 كشور محصور حتی یك كشور غیر اروپائی نیست كه دارای درآمد سرانه نسبتا بالائی باشد. گفته اند حسب مطالعات موجود، تراكم درآمد در كشورهای حاشیه دریاهها ( كشورهای غیر محصور ) و دارای آب و هوای معتدل كه در نیمكره شمالی واقع اند، بالاترین تراكم درآمد در سطح جهان میباشند. اگر تنها مناطق ساحلی ایالات متحده ؛ اروپا و بخشی از آسیای شرقی را كه از آب و هوای معتدل برخوردار است ، در نظر بگیریم متوجه میشویم در این مناطق كه 5 درصد كل مساحت زمین را دارند، 15 درصد جمعیت جهان را دارند. 37 درصد كل محصول ناخالص ملی كره زمین باین بخش تعلق دارد.

     تنها یازده (11) كشور زیر كه تنها 14 درصد جمعیت جهان را دارند ، 88 درصد صادرات تجهیزات و ابزارآلات جهان را تشكیل میدهند. یعنی 88 درصد ابزار و امكانات ضروری برای تحقق توسعه اقتصادی . این كشورهها عبارتند از : 1- آلمان 2- فرانسه 3- بریتانیا 4- ایتالیا 5- بلژیك 6- هلند 7- ایالات متحده آمریكا 8- كانادا 9- ژاپن 10 – كره جنوبی 11 – تایوان.

     در حالی كه متوسط درآمد سرانه 72 كشور حاره ای كره زمین بزحمت از سه هزار دلار فراتر میرود ؛ متوسط درآمد سالانه 78 كشور غیر حاره ای بمرز 9 هزار دلار نزدیك است.

     بلیه حاره ای + بلیه محصور بودن ؛ از جمله دیگر عوامل و موانع توسعه هستند. علاوه بر اینها عوامل تكمیلی زیر را هم نمیتوان از نظر دور داشت :

    -  بهای حمل و نقل

    - بهداشت و سلامت

    -  ثروت كشاورزی

    - دسترسی به منابع خدادادی

    -  نظام اقتصادی سوسیالیستی ( كره شمالی علیرغم اینكه در آبهای آزاد راه دارد و معتدل است در مقایسه  با كره جنوبی چه وضعیتی دارد؟! )                                                  

    -  گردش اطلاعات

    -  تمدنهای مهم گذشته در كنار رودهها و... بوده اند!!!


     خلاصه كلام اینكه :

1- ساچس و گالوپ در گزارش خود نشان میدهند یك كشور واقع در منطقه حاره ای اگر همه شرائطش با یك كشور خارج از منطقه حاره ای برابر باشد ، باز هم بطور متوسط رشد اقتصادی سالانه اش 7 درصد كمتر است.

2- برای یك كشور محصور -  در مقایسه با كشوری كه به آبها راه دارد -  این نقصان به 9 درصد میرسد.

     پیرلاكوست، جغرافی دان میگفت : " جغرافیا به درد جنگ میخورد " حال آیا ما میتوانیم از آن برای توسعه بهره ببریم؟!!
                                                                                               8/12/1380

                                                                                             
محمود زارع
                                                                                         مازندران . ساری . سوربن


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.