ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:عجب روزگاری شده است ! ربع قرنی از انقلاب نگذشته كه در كشور، ما شاهد تغییراتی در لایه های مختلف اجتماعی، از جهت اخلاق و كنش و واكنشهای فردی و جمعی؛ هستیم كه در بادی امر بنظر میرسد كه دامنگیر غالب مردم نیز شده است، ولی وقتی دقیقتر به جوانب امر نگاه شود؛ مشخص میشود كه این تنها سوداگران پول و پست و پارتی هستند كه در آتش این استحاله مسخ شده اند و خودهاشان البته از این امر بیخبرند .

     تغییرات اجتماعی، در سیر تاریخی، در همه ابعاد، امری طبیعی بنظر میرسد ولی زمانی میتوان از آن به تغییرات اجتماعی طبیعی نام برد كه همه یا قاطبه مردم را شامل شود؛ ولی این پدیده ای كه اینجانب قصد تشریح آنرا دارم، در واقع بهتر بود كه از آن، بعنوان یك بیماری، یا یك آفت، برای یك طبقه خاصی از بدنه این اجتماع نام برد.



     این طبقه را در شرایط فعلی تنها بخشی از مدیران و مسئولین دستگاهها و دوائر دولتی ( بمفهوم اعم كلمه دولت) تشكیل میدهند . البته در یك تحلیل كلی میتوان از استثناهای موجود در این طبقه صرفنظر كرد، البته با عرض پوزش از این انسانهای شریف !

     بحث اینجانب، در این سلسله مقالات مختصر، ناظر بربررسی و بیان آداب و اخلاقیاتی است كه در طبقات مختلف اجتماعی در پیشینه ما

 

سابقه معیاری برای احترام

      در بین مردم اكثر ملل و بویژه بگواهی تاریخ در كشور خود ما نیز، سابقه خدمت و كار؛ معیاری برای احترام و حتی امتیاز محسوب میشده، و در تعاملات روزمره اجتماعی، حتی بصورت نانوشته نیز، قانونی مورد عمل بوده است .

     اختصاص عمر شریف آدمی( گرانبهاترین سرمایه هر فرد) در طول یك دوره ممتد خدمت در یك جایگاه خاص،  ارزشی را بوجود می آورد كه البته انسانهای باارزش، بدان قدر نهاده و مینهند!

     در یك متن قدیمی خوانده بودم كه« بنده ای را كه مدت خدمت بمولای خود از بیست سال بگذرد ، مولایش از رجوع خدمت بوی خجلت میكشد» یا مثلا این رسم حتی در دوره خدمت سربازی هم وجود دارد كه چنانچه یك سرباز قدیمی باشد و ماههای آخر خدمتش ، دیگر سربازان او را به نگهبانی نمی گمارند، بلكه حداكثرموقعیت  پاسبخش ، یعنی پخش كننده نگهبانان ، را برایش منظور میدارند!

     البته مصادیق زیادی را در این رابطه میتوان در فرهنگ مردم پیدا و بیان كرد كه بجهت عدم تطویل كلام از ذكر آن خودداری میكنیم . 
سن و سال هم كه بعنوان مفهوم ریش سفیدی در فرهنگ ما جا افتاده است ، را در واقع میتوان در این راستا در نظر گرفت ، چرا كه سبق داشتن در سن و سال هم در مقایسه با كم سن ترها ، یك سابقه محسوب و لذا مورد احترام بوده و هست.

     متاسفانه در شرایط فعلی در بعضی از اجتماعات ما، بویژه در اجتماعات اداری ، این معیار بسرعت در حال فراموشی است . كرارا مشاهده میشود كه همكاران ما با یك ربع قرن سابقه در سازمان ، از بی مهری ها و بلكه بعضا، بی احترامی هائی كه از سوی بعضی از مافوقهای اداری ، به آنها میشود ، نه تنها ناراحت بلكه در رنج و عذاب مدامند! اینكه بعضی از همكاران حاضر باشند كه ماهیانه مبالغی بعنوان مالیات ندیدن مافوق خویش ، از حقوق آنها كسر شود ، در واقع بهمین موضوع بی توجهی و بی حرمتی هائی كه البته بعضی از مسئولین كم ظرفیت نسبت به همكارانش اعمال میكنند ، برمیگردد. البته این تعداد هم باید بدانند كه در مقام مدیر و ...

این مقاله در سنوات پیش نوشته شده بود که در سال 86 در وبلاگ دیگری منتشر و اینک خلاصه ای از آن ( متاسفانه اصل آن گم شده است ) در این پایگاه منتشر میشود تنظیم از ف زارع - نوشته محمود زارع ( سال 86 ساری
www.mzare.ir )


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.